بيا در لابلای ورقـﮧ های𐨆𐨆 اين ڪتـاب ، همديگـر را ببوࡄيم . . .
نگــران𐨆 آبـرو هم نبـاش ؛
اينجـا کسی𐨆𐨆 ڪتـاب نمـیخـواند . .
-احمـد شاملــو ››
خنجـر های بـی شماری𐨆𐨆 در من فـرو رفتـﮧ اند . وقتـی گلی𐨆𐨆 بـﮧ من تعـارف مـیکنند نمـیتوانـم دقیقـا بفهـمم ك چیسـت ، زمان میبـرد . . .
چارلـز بوکوفسکـی𐨆𐨆 . ››
طلوع کن ྀ، رها از ٮٓمامِ قفسها ؛
مثل نور ِصبـح که بـیاجازه مـیٮٓابـد
و آزادانـه آسمـان را در آغوش میگیـرد .