eitaa logo
احادیث اهل البیت علیهم‌السّلام
3.4هزار دنبال‌کننده
36 عکس
5 ویدیو
0 فایل
 إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ "اَلثَّقَلَيْنِ" مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي "كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي" وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ   ارتباط با خادم کانال: @skhorasani22
مشاهده در ایتا
دانلود
اسلام آوردن راهب مسيحى 🌑 به نقل از عبد الملك بن هشام نحوى بصرى-: ابن زياد، سر حسين عليه‌السلام را همراه با زنان و پسربچّگان و دختربچّگان از نسل پيامبر صلى الله عليه و آله-كه سخت در بندشان كرده بود- سوار بر شترِ بى‌جهاز و سر و رو باز،به اسارت فرستاد. سر حسين عليه السلام را نيز همراهشان به سوى يزيد بن معاويه، روانه كرد و هر گاه در منزلى فرود مى‌آمدند، سر را از صندوق مخصوص آن بيرون مى‌آوردند و آن را بر سرِ نيزه مى‌كردند و همۀ شب تا هنگام حركت،از آن،محافظت مى‌كردند و سپس آن را به صندوق، باز مى‌گرداندند و حركت مى‌كردند. آنان،در يكى از منزل‌ها كه دِيْر راهبى در آن بود، فرود آمدند و سر را مطابق روش خود، بيرون آوردند و آن را بر سرِ نيزه كردند و نگهبانان، مطابق شيوۀ خود،از آن نگهبانى كردند و نيزه را به دِير،تكيه دادند. نيمه‌شب،راهب، نورى از جايگاهِ‌ سر تا دوردستِ‌ آسمان ديد.از بالاى دِير به آن قوم، رو كرد و گفت: شما كيستيد؟ گفتند: ما ياران ابن زياد هستيم. راهب گفت: اين،سرِ كيست‌؟ گفتند:سرِ حسين بن على بن ابى طالب، پسر فاطمه،دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله. گفت:پيامبرتان‌؟! گفتند: آرى. راهب گفت: قوم بدى هستيد! اگر مسيح عليه السلام،فرزندى داشت، او را بر بالاى چشمانمان جاى مى‌داديم. سپس گفت:آيا موافقيد كارى كنيم‌؟ گفتند:چه كارى‌؟ گفت: ده هزار دينار،نزد من است.آن را مى‌گيريد و [در عوض،] امشب،سر را به من مى‌دهيد و آن را هنگام حركت،از من پس مى‌گيريد. گفتند:براى ما زيانى ندارد. 🔻سر را به او دادند. او هم دينارها را به آنان داد و سر را گرفت و آن را شست و خوش‌بو كرد و بر روى رانش نهاد و همۀ شب را به گريه نشست و صبحگاه گفت: اى سر ! من اختياردار جز خود نيستم و گواهى مى‌دهم كه معبودی جز الله نيست و جدّت محمّد، پيامبر خداست و خدا را گواه مى‌گيرم كه من،دوستدار و بندۀ تو هستم. آن گاه از دِير و راه و عقيده‌اى كه در آن بود،خارج شد و خادم اهل بيت عليهم السلام گرديد. 📚تذکرة الخواص ص۲۶۳
اسلام آوردن مرد يهودى 🌑 هنگامى كه سر حسين عليه‌السلام را به شام مى‌بردند، شب بر آنان در آمد. آنان، بر مردى يهودى فرود آمدند و چون شراب نوشيدند و مست شدند،گفتند: سر حسين، نزد ماست. او به آنان گفت: آن را به من،نشان بدهيد. آنان،سر را در صندوقى به او نشان دادند كه از آن تا آسمان،نور بر مى‌خاست. يهودى به شگفت آمد و از آنان خواست كه آن را به او امانت دهند. آنان نيز آن را امانت دادند. 🔻 يهودى، هنگامى كه سر را به آن حال ديد به آن گفت: شفاعت مرا نزد جدّت بكن. خدا، سر را به زبان در آورد و گفت: «شفاعت من،فقط‍‌ براى معتقدان به دين محمّد صلى الله عليه و آله است و تو محمّدى نيستى». يهودى، نزديكانش را گِرد آورد و سپس سر را گرفت و در تشتى نهاد و گلاب بر آن ريخت و كافور و مُشك و عنبر بر آن نهاد. آن گاه به فرزندان و نزديكانش گفت: اين،سر فرزند دختر محمّد صلى الله عليه و آله است. سپس گفت: آه كه جدّت محمّد را نيافتم تا به دست او اسلام بياورم! و آه كه تو را زنده نيافتم تا به دست تو مسلمان شوم و برايت بجنگم! اگر اكنون مسلمان شوم،روز قيامت، شفاعتم را مى‌كنى‌؟ خدا، سر را به سخن در آورد و آن،با زبانى شيوا گفت: «اگر اسلام بياورى،من شفيع تو خواهم بود».اين را سه بار گفت و خاموش شد. مرد يهودى و نزديكانش،مسلمان شدند. 📚مقتل‌الحسین علیه‌السلام خوارزمی ج۲ ص۱۰۲
اسلام آوردن رهبر يهوديان ⬅️ به نقل از سليمان بن مهران اعمَش، از مردى-: بزرگِ‌ يهوديان، بر يزيد در آمد و گفت:اين سر،چيست‌؟ گفت:سرِ يك شورشى است. گفت:او كيست‌؟ گفت:حسين است. گفت:پسر چه كسى‌؟ گفت:پسر على. گفت:مادرش كيست‌؟ گفت:فاطمه. گفت:فاطمه كيست‌؟ گفت:دختر محمّد. گفت:همان پيامبرتان‌؟! گفت:آرى. گفت: خدا،خيرتان ندهد ! ديروز،پيامبرتان بوده و امروز،پسر دخترش را مى‌كشيد؟! واى بر تو ! ميان من و داوودِ پيامبر،هفتاد و اندى واسطه است؛امّا يهوديان،چون مرا مى‌بينند،تا كمر، جلويم خم مى‌شوند.سپس به سوى تَشت رفت و سر را بوسيد و [به آن] گفت: گواهى مى‌دهم كه جز الله، معبودی نيست و جدّت محمّد،پيامبر خداست. آن گاه،بيرون رفت. يزيد [وقتى چنين ديد،] به كشتنش فرمان داد. 📚الخرائج و الجرائح ج۲ ص ۵۸۱ علیه‌السلام
karimi-28.mp3
5.66M
لعنت به اون که پیکرش‌رو زیر و رو کرد😭 😭غریب گیر آوردنت ☑️ @JAMI_Alahadith‌
وداع جانسوز خاندان پيامبر صلی‌الله‌عليه‌وآله با شهيدان هنگام عبور از قتلگاه ◼️ هنگامى كه نگاه زنان به كشتگان افتاد، صيحه كشيدند و بر صورت خود زدند. راوى مى‌گويد: به خدا سوگند،زينب،دختر على را فراموش نمى‌كنم كه بر حسين عليه السلام ناله مى‌زد و با آوايى اندوهناك و دلى غمين مى‌گفت: «وا محمّدا ! فرمان‌رواى آسمان،بر تو درود بفرستد ! اين،حسين است كه به صحرا افتاده و در خونْ‌ خفته و اعضایش از هم جدا شده. واى [بر منِ‌ مصيبت‌زده] كه دخترانت اسيرند! به خدا شِكوه مى‌برم و نيز به محمّدِ مصطفى و علىِ‌ مرتضى و فاطمۀ زهرا و حمزۀ سيّد الشهدا. وا محمّدا ! اين،حسين است كه در صحرا افتاده و باد صبا بر او مى‌وزد؛ كُشته شده به دست حرام‌زادگان! واى از غم و رنج تو،اى ابا عبد اللّه ! امروز، جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در گذشت. اى ياران محمّد ! اينان، فرزندان محمّدِ مصطفايند كه آنان را به سان اسيران مى‌رانند». ▪️به خدا سوگند،[زينب عليها السلام ] هر دشمن و دوستى را گرياند. آن گاه سكينه،پيكر [پدرش] حسين عليه السلام را در آغوش گرفت. گروهى از باديه‌نشينان،گرد آمدند و او را از حسين،جدا كردند. 📚الملهوف ص۱۸۰ سلام‌الله‌علیها ☑️ @JAMI_Alahadith‌
عثمانیه چه گروهی هستند⁉️ 💢 عثمانیه به گروهی اطلاق می شود که: به شدت طرفدار ودوستدار عثمان بودند و نسبت به حضرت علی "علیه‌السّلام "بغض ودشمنی داشتند. 🔺عثمانیه امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام را به عنوان خلیفه قبول نداشتند وحضرت را در ماجرای قتل عثمان به مشارکت و همراهی با قاتلان عثمان متهم می‌کردند. ⬅️ اکثر شرکت کنندگان که در کربلا در سپاه عمر بن سعد ملعون بودند از لحاظ عقیدتی عثمانی‌مذهب بودند به این خاطر وقتی علیه السلام از دشمن سوال کرد که به چه دلیلی قصد با جنگ من را دارید؟ جواب دادند: بُغْضاً لِأَبِيكَ‌: بخاطر کینه و بغضی که از پدرت داریم ☑️ @JAMI_Alahadith‌
پنج گریه‌کننده تاریخ 🛑حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ اَلْبَحْرَانِيِّ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّٰى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهٰالِكِينَ وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَمَّا فَاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَيْتِنَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ فَكَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى اَلْمَقَابِرِ مَقَابِرِ اَلشُّهَدَاءِ فَتَبْكِي حَتَّى تَقْضِيَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ وَ أَمَّا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ فَبَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهٰالِكِينَ `قٰالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَللّٰهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي مَا أَذْكُرُ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي لِذَلِكَ عَبْرَةٌ . 🔰شیخ صدوق رحمه اللَّه در كتاب خصال، به سندش از امام صادق علیه السّلام روایت كرده: افرادى كه بسیار گريه می‌كردند پنج نفر بودند: آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر محمّد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و على بن الحسين() عليهم السّلام ⬅️ اما آدم(علیه‌السلام)، بر(فراق) بهشت آن‌قدر گریه کرد که در دو گونه‌اش اثر گریه‌ای همچون نهر پدید آمد ⬅️ اما يعقوب(علیه‌السلام)، بر یوسف(علیه‌السلام) آن‌قدر گریست تا بینایی خود را از دست داد و به او گفتند:"به خدا سوگند که تو آن‌قدر یاد یوسف می‌کنى تا درمانده شوى، یا بمیرى!". ⬅️ اما يوسف(علیه‌السلام) نیز برای یعقوب(عليه‌السلام) آن‌قدر گریست که اهل زندان اذيت شدند و به او گفتند: یا روز گریه کن و شب آرام باش یا شب گریه کن و روز آرام باش و او نیز یکی از دو پیشنهاد آنان را پذیرفت ⬅️ اما فاطمه(سلام‌الله‌عليها)، بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنان گریه کرد که مردم مدینه اذیت شدند و به او گفتند گریه‏ زیاد تو، ما را آزار می‌دهد؛ لذا آن‌‌حضرت بر سر قبر شهیدان می‌رفت و هراندازه كه مى‌خواست گريه مى‌كرد ⬅️ اما على بن الحسين عليه‌السلام بیست سال یا چهل سال بر حسین علیه‌السلام گریه کرد و پيش روى او طعامى گذاشته نمى‌شد مگر اينكه اشک می‌ریخت تا جايى كه يكى از خدمتكارانش به او گفت: يابن رسول اللّٰه فدايت شوم! همانا من مى‌ترسم كه هلاك شوى. امام در جواب او فرمود: "من از اندوه سخت و غم خويش به سوى خداوند شكايت مى‌برم و از جانب خداوند چيزى را مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد. من هيچ وقت قتلگاه فرزندان فاطمه(علیها‌السلام) را به ياد نمى‌آورم مگر اينكه گريه گلوگيرم مى‌كند. 📚الخصال ج ۱، ص ۲۷۲ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
پرهیز از گناه 🛑عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمِي مِنَ اَلطَّعَامِ لِمَضَرَّتِهِ وَ لاَ يَحْتَمِي مِنَ اَلذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ. 💠امام سجاد علیه‌السلام فرمود: در شگفتم از كسى كه از خوردن غذايى كه برايش ضرر دارد پرهيز مى كند، اما از گناه، كه مايه ننگ و رسوايى است پرهيز نمى كند! 📚کشف الغمة ج ۲، ص ۱۰۷ _________________________________________ 🛑 وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : «عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمِي مِنَ اَلطَّعَامِ مَخَافَةَ اَلدَّاءِ كَيْفَ لاَ يَحْتَمِي مِنَ اَلذُّنُوبِ مَخَافَةَ اَلنَّارِ » 💠و نيز پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ فرمود: تعجب است از كسى كه به خاطر ترس از بيمارى، از خوردن غذا پرهيز مى‌كند، چگونه از ترسِ آتش دوزخ، از گناهان پرهيز نمى‌كند؟! 📚من لا يحضره الفقيه ج ۳، ص ۳۵۹ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
سخنرانى (سلام‌الله‌عليها) در ميان كوفيان 🔻به نقل از حَذلَم بن ستير-: زينب دختر على عليهما السلام را ديدم و زن باحيايى سخنورتر از او نديده‌ام، و گويى از زبان [پدرش] امير مؤمنان عليه‌السلام سخن مى‌گفت. او در آغاز به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد» نَفَس‌ها در سينه‌ها حبس شدند و آواها فرو خفتند. زينب عليها السلام گفت: ⬅️ «ستايش،خدا راست و بر پدرم پيامبر خدا،درود ! امّا بعد،اى كوفيان و اى دغلكاران بى‌وفا ! اشكتان،هرگز خشك مباد! و ناله‌تان هيچ‌گاه فروخفته مباد ! مَثَل شما، «مَثَل زنى است كه رشتۀ تابيده [به دست خويش] را پس از محكم كردن،از هم مى‌گسست.سوگندهايتان را دستاويز فريب يكديگر قرار مى‌دهيد» هان ! آيا جز لافْزنانِ‌ گزافه‌گو و سينه‌هاى كينه‌جو ميان شما هست‌؟ به هنگام ديدار،نرم، و در برابر دشمن،ناتوان،و شكنندۀ پيمان و تباه كنندۀ تعهّديد. چه بد چيزى براى خود، پيش فرستاده‌ايد كه موجب خشم خدا بر شما و عذاب هميشگى مى‌شود! گريه مى‌كنيد؟! آرى به خدا سوگند، بايد فراوان بگِرييد و كم بخنديد، كه به ننگ و عار آن رسيده‌ايد و هرگز از آلودگى آن، پاكيزه نخواهيد شد. نگين مُهر پيامبرى و سَرور جوانان بهشتى، پناهگاه نيكوكارانتان و جان‌پناه پيشامدهايتان و نشانۀ روشن راهتان و نردبان پيروزى‌تان را تنها گذاشتيد و او را كشتيد. چه بد بارى را بر دوش مى‌كشيد! سرنگون و نگونسار باشيد، كه تلاشتان ناكام و دستانتان خالى ماند و بازى را باختيد و در خشم خدا، خانه كرديد و مُهر خوارى و درماندگى بر پيشانى‌تان زده شد ! واى بر شما ! آيا مى‌دانيد چه جگرى از محمّد صلى‌الله‌عليه‌و‌آله دريديد؟! و چه خونى از او ريختيد؟! و چه دُردانه‌اى را از او گرفتيد؟! «بى گمان،كارى ناروا كرديد.نزديك است كه آسمان‌ها از آن بشكافند و زمين، دهانْ‌ باز كند و كوه‌ها فرو ريزند!» .به سانِ‌ احمقان زشتكار، بر سرِ دُردانۀ او ريختيد و زمين و آسمان را از سياهى لشكر، پُر كرديد. آيا از خونْ‌بارشِ‌ آسمان، به شگفت مى‌آييد؟! «عذاب آخرت كه رسوا كننده‌تراست». مهلت خدا، سبُك‌سرتان نكند،كه خدا عجله‌اى ندارد و از دست دادنِ‌ فرصت انتقام، نگرانش نمى‌كند.هرگز! «به درستى كه پروردگارت در كمين است» 🔻آن گاه زينب عليها السلام خاموش شد. مردم را حيران و انگشت به دهان ديدم و پيرمردى گريان را ديدم كه محاسنش خيس شده بود و مى‌گفت: پيرانشان،بهترينْ‌ پيران اند و فرزندانشان به هنگام بر شمردن نسل‌ها، نه خوارند و نه رسوا. 📚الأمالی(مفید) ص۳۲۱ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
گناهان مُحَقَّر چیست❓ 🛑 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ اَلشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اِتَّقُوا اَلْمُحَقَّرَاتِ مِنَ اَلذُّنُوبِ فَإِنَّهَا لاَ تُغْفَرُ قُلْتُ وَ مَا اَلْمُحَقَّرَاتُ قَالَ اَلرَّجُلُ يُذْنِبُ اَلذَّنْبَ فَيَقُولُ طُوبَى لِي لَوْ لَمْ يَكُنْ لِي غَيْرُ ذَلِكَ. 🔰زید شحّام می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمودند: از گناهان محقر بپرهيزيد، زیرا آمرزيده نمی‌شوند. عرض‌كردم: گناهان محقر چيست‌؟ فرمود: شخص گناهى مى‌كند سپس مى‌گويد خوشا به حال من اگر جز اين گناهى نداشته باشم (کاش گناه من همین باشد!) 📚الکافي ج ۲، ص ۲۸۷ __________________________________________ ✍🏼توضیح: گناه هرچقدر هم كه كوچك و خرد باشد نبايد شخص گنهكار آنها را كوچك و بى‌اهميّت بداند زيرا انسان از همين گناهان كوچك گستاخ مى‌شود و به گناهان بزرگ مى‌رسد. همچنین گناه هر چند کوچک باشد، نافرمانى پروردگار بزرگ است و از این نظر نباید آن را کوچک دانست، حتى اگر کسى خیال کند مرتکب هیچ گناهى نشده و مثلا تنها یک بار نگاه به نامحرم کرده است، نباید بگوید : خوش به حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم. ☑️ @JAMI_Alahadith‌
سخنرانى امام زين العابدين عليه‌السلام در ميان كوفيان 🛑 امام زين العابدين عليه السلام به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد». آنان ساكت شدند. امام عليه السلام برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند و يادكرد پيامبر صلى الله عليه و آله-آن گونه كه سزامندش بود-و درود فرستادن بر او فرمود: «اى مردم! هر كس مرا مى‌شناسد،كه مى‌شناسد.هر كس مرا نمى‌شناسد،خودم را به او مى‌شناسانم.من،على بن الحسين بن على بن ابى طالب هستم.من پسر كسى هستم كه در رود فرات،بدون آن كه كسى از شما را كشته باشد و خونى ريخته باشد،سر بُريده شد.من پسر كسى هستم كه حريمش هتك شد و نعمتش سلب گرديد و مالش به غارت رفت و خانواده‌اش اسير شدند.من پسر كسى هستم كه او را در ميان گرفتند و پس از مدّتى كشتند و اين براى افتخار من،كافى است. ⬅️ اى مردم! شما را به خدا سوگند مى‌دهم،آيا مى‌دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و به او نيرنگ زديد و از سوى خود با او عهد و پيمان بستيد و دست بيعت به او داديد و سپس با او جنگيديد و او را وا نهاديد؟! نابود باد آنچه براى خود،پيش فرستاده‌ايد و بدا به رأيتان ! با چه چشمى به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى‌نگريد،آن گاه كه به شما مى‌گويد:"خاندانم را كُشتيد و حرمتم را هتك كرديد.پس شما از امّت من نيستيد"». صداى مردم از هر سو بلند شد و به همديگر گفتند: هلاك شده‌ايد و نمى‌دانيد ! امام عليه السلام فرمود:«خدا،رحمت كند كسى را كه اندرزم را بپذيرد و سفارشم را در بارۀ خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندانش حفظ‍‌ كند،كه پيامبر خدا،الگويى نيكو براى ماست». آنان،همگى گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! همۀ ما گوش به فرمان و مطيعيم و عهد تو را پاس مى‌داريم. نه به آن،بى‌رغبتى مى‌كنيم و نه از آن،روى مى‌گردانيم. خدا،تو را رحمت كند ! هر فرمانى كه مى‌خواهى،بده. جنگ تو،جنگ ما و صلح تو،صلح ماست. ما [حمله مى‌كنيم و] يزيد را دستگير مى‌كنيم و از هر كه بر تو و ما ستم كرده،بيزارى مى‌جوييم. امام عليه السلام فرمود:«دور باد،دور باد! اى خيانتكاران مكّار ! ميان شما و هوس‌هايتان،فاصله افتاده است.آيا مى‌خواهيد با من همان كنيد كه پيش‌تر با پدرم كرديد؟! هرگز! به پروردگارِ اختران، سوگند كه هنوز زخم،التيام نيافته است.پدرم-كه درودهاى خدا بر او باد-و خانواده‌اش،همين ديروز كشته شده‌اند و هنوز از دست رفتن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پدرم و پسران پدرم را از ياد نبرده‌ام و اندوهش ميان سينه‌ام،و تلخى‌اش در گلو و حلقم،و غصّه‌هايش در تخت سينه‌ام جارى است و درخواستم اين است كه نه با ما و نه بر ضدّ ما باشيد». 🛑سپس فرمود: شگفت نيست،اگر حسين كشته شد؛چرا كه پدرش نيز [كشته] شد؛ همو كه از حسين،بهتر و شريف‌تر بود. اى كوفيان ! به آنچه بر حسين گذشته،شادى نكنيد كه اين،جرمش بزرگ‌تر است. كشته‌اى به كنار رود [فرات] ! جانم فدايش ! سزاى كسى كه او را به خاك افكنْد،دوزخ است. 📚الاحتجاج ج۲ ص ۱۱۷ علیه‌السلام ☑️ @JAMI_Alahadith‌
خانه‌هایمان را از ترس قطع شدن روزی، بی‌برکت نکنیم! 🛑…عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنِّي اِجْتَنَبْتُ طَلَبَ اَلْوَلَدِ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَهْلِي كَرِهَتْ ذَلِكَ وَ قَالَتْ إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَيَّ تَرْبِيَتُهُمْ لِقِلَّةِ اَلشَّيْءِ فَمَا تَرَى؟ فَكَتَبَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَيَّ: «اُطْلُبِ اَلْوَلَدَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْزُقُهُمْ.» ✍بکر بن صالح گوید: خطاب به (علیه‌السلام) نوشتم: من پنج سال است که از خواستن فرزند خودداری کرده‌ام و دلیلش این است که همسرم خوشش نمی‌آید و می‌گوید: «چون امکاناتمان کم است، پرورش آن‌ها برایم سخت است.» نظر شما چیست؟ 🔻حضرت (در پاسخِ نامه‌ام) خطاب به من نوشتند: «فرزند بخواه؛ چراکه خداوند (عزّوجلّ) حتماً به آن‌ها روزی می‌دهد.» 📚الكافي، ج‏۶، ص۳ ☑️ @JAMI_Alahadith