﷽❣ #سلام_امام_زمانم❣﷽
"سلامٌ عَلی" آسمانِ نگـــاهٺ
"سلامٌ عَلی" نورِ در #سجده گاهٺ
"سلامٌ عَلی" جاده و گرد ميدان
بر آن #سيصدوسيزده، مردِ راهٺ
🌴عصر انتظار🌴
باز صبح جمعهشد دل بیقراری میکند
از دو دیده بهرغیبت اشک جاری میکند
صبح رفت و عصرجمعه آمده پای قرار
دیده بر در دوخته چشم انتظاری میکند
#مرتضی_محمودپور
https://eitaa.com/Maddahankhomein
🤦🏻 پیشکش به #حضرت_سلطانعلیبنمحمدباقر_علیهالسلام (#مشهد_اردهال) و #مراسم_قالیشویان
...............
رفته بودم تا که با #سهراب بنشینم کمی
شاید از دلتنگی ام کمتر شود اما نشد
بوسه بر آن #چینی_نازک زدم تا نشکند
اشک سردم بر زمین افتاد و از جا پا نشد
#مرگ، پایان جهانم می شود یا مثل او
#شعرهایم می کِشد بیرون، مرا از خاطرات!؟
یک نفر #آبی به دستم داد و گفت: آرام باش!
تا #خدا هست احتیاجی نیست بر #آب_حیات
یا #سپهری باش و شعری #آسمانیتر بکش
یا #زمینی باش و از #عشق_مجازی دم بزن
تا که #تصویر_حقیقت، جلوه گر باشد به شعر
#واژه و #معنا و #مضمون را حسابی هم بزن
فی المثل از #فرش_ایرانی بگیر الهام و عشق
یا بگیر از #گنبد_سلطانعلی وام و دوام
این دو یعنی #نقشه ای از #تاروپود_آسمان
#شاعری یعنی #کبوتر بودن و رفتن به #بام
#قالی دل را بشوی و #چوب بر قلبت بزن
تا #خدا از شانه های ناگهانت گل کند
یک #سماور می تواند غصه ات را بشنود
بر سر ذوق آید و با شعر تو #قلقل کند
#شعر یعنی گوش دادن بر #اذان پنجره
#شعر یعنی #نیّت و #تکبیرة الاحرامِ نور
#شعر یعنی دیدن #تسبیح انگوری سیاه
#شعر یعنی #سجده بر تنهایی خاکی نمور
حرف های پیرمرد از عمق جانش می رسید
رفت تا بنشیند آن سوتر کمی بر صندلی
#نور_خورشیدی که پشتش بود چشمم را زد و
گفتم اسمت چیست آقا!؟ گفت: من!؟ #سلطانعلی
#محمد_عابدی
قم المقدسه
............................................
۱. آیین سنتی و مذهبی قالیشویان فین کاشان و روستای خاوه اردهال که همه ساله در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان برگزار میشود، تنها آیین مذهبی اسلامی است که به تقویم خورشیدی برپا میشود. در این مراسم نمادین، شرکتکنندگان که از منطقه فین برای برگزاری این مراسم آمدهاند، در حالی که چوبهایی به دست دارند که نشان مبارزه با دشمنان دین است، قالی را به عنوان پیکر نمادین علی بن محمد باقر در چشمهای میشویند.
۲. مزار سهراب سپهری در صحن حضرت سلطانعلی در مشهد اردهال می باشد.
https://eitaa.com/Maddahankhomein
هفت سین دلبری
در سفره ی دل باز کردم هفت سینم
تا گوشه ی چشمی رخ او را ببینم
ماه خدا سال نو ام را کرد تزئین
ماه #علی بر ادعایم هست تضمین
در پرتوی #شعبان رسیده ماه روزه
همراه با #قرآن رسیده ماه #روزه
گشته تبرک سال نو با شام #افطار
در سایه ی تشنه لبان ما را نگهدار
در سفره ی نوروز چیدم هفت سین را
با لاله ها رنگین نمودم این نگین را
🇮🇷ا🇮🇷
در سین اول با کمال احترامش
از دور بر کرب و بلا دادم #سلامش
در #سجده افتادم برای سین دوم
چون پاسخم را می دهد او با تبسم
وقتی مدال شاعری در #سینه دارم
در سین سوم، شعر او را می نگارم
#سال شروع سفره ی عیدم حسین است
که چارمین سین است اما نور عین است
در #ساعت تحویل موج اشک جاری ست
در پنجمین سین چشم ها در آبیاریست
سین ششم دستم به دامان نگار است
#سائل همیشه چشم در راه بهار است
در سین هفتم داغدارم از برایش
دارم تمنای #سفر بر کربلایش
ذکر#رقیه بر لبم بعد نماز است
چون بیشتر بر مشکلاتم چاره ساز است
حسن ختام شعر عیدم مثنوی باد
هر سال من تا روز آخر مهدوی عج باد
یاد #شهیدان بصیرت یاد #سردار
#امضا #حسین #جعفری دلتنگ دلدار
شاعر حسین جعفری
https://eitaa.com/Maddahankhomein