بلایی که بوریس جانسون بر سر بیبیسی فارسی آورد
بسیاری از ما سالها گفتیم اگرچه صداوسیما ناصادق و پنهانکار و ناکارامد است اما بیبیسی فارسی هم رسانه نیست. توپخانه پروپاگاندای استعمار است. با هدف ویران و استثنایی نشان دادن ایران و کشتن امید ایرانیان.
اعتراف میکنم اما تمام این سالها هرگز به یک درصد موفقیت بوریس جانسون دست پیدا نکردیم. دو دقیقه سخنرانی پریروز جانسون، پنهانکاری یکماههی بیبیسی فارسی درباره شیوع کرونا در انگلیس و شکست انگلیس در مهار کرونا را برباد داد و سیاسی و دروغ و جهتدار بودن حملات یکماههاش به ایران را رسوا کرد.
بیبیسی فارسی در یکماه گذشته قرنطینه نکردن شهرهای ایران را اشتباهی غیرعادی و استثنایی نشان داده بود که فقط میتوانست معلول ضعف و فساد جمهوری اسلامی باشد. خبرنگاران بیبیسی فارسی مثل رعنا رحیم پور دراین مدت حتی از جهان (بخوان دولت آمریکا و انگلیس) برای دخالت در ایران دعوت کرده بودند.
بیبیسی فارسی همزمان در تمام این مدت درباره بحران کرونا در بقیه کشورها، از جمله ایتالیا پنهانکاری کرد تا مخاطب، ایران را ضعیفترین و غیرعادیترین حکومت در مهار کرونا بداند و گمان کند کشورش بزرگترین صادرکننده کرونا و بزرگترین کشتارگاه شهروندان بیگناه شده.
هرجای دیگر جهان بود مدیریت بیبیسی فارسی به خاطر یکماه پنهانکاری و اخبار جهتدار درباره کرونا از مخاطبان فارسی زبان عذرخواهی میکرد.
و هر کشور دیگری به جز ایران بود، سفارتش در لندن از بیبیسی فارسی به آفکام و به دادگاه شکایت میکرد و سفارت ایران در لندن این مدت ساکت مانده. از زحمات آقای
بعیدی نژاد برغم نداشتن امکانات آگاهم اما بیعملی ایران مقابل بیبیسی فارسی به مرحله ای رسیده که دارد باعث هزینههای جدی برای جان و مال مردم ایران میشود.
پانوشت: این نوشته به معنای توجیه ضعفهای فراوان و آشفتگیها و چند دستگیهای مدیریتی در بحران کرونا در ایران نیست. به هیچ وجه. اما برای نقد متوازن و واقعگرایانه خود اول نیازمند تصویری واقعگرایانه هستیم. نه تصویر کوچک وسفیدنمایی شده صداوسیما. نه تصویر بزرگ و سیاه نمایی شده بیبیسیفارسی.
امروز دوشنبه 26 اسفند ماه
عاشقان سردار سلیمانی
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
✅ 🇮🇷 @MAHOUR24
@jedaall
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
✍از زندان آپارتاید به مذبح نئولیبرالیسم
🔸️مگر ممکن است که فلان رسانه سوپرانقلابی در عرصه سیاست، تبدیل به تریبون نئولیبرالیسم در اقتصاد شود؟ مگر میشود که فلان شخصیت سیاسی انقلابی نامزد ریاست مجلس آتی، نگارش اکشن پلن! اقتصادی خود را به تفکر نئولیبرالی بسپارد که اخذ وام از صندوق بینالمللی پول را تئوریزه میکند؟ تجربه آفریقای جنوبی میگوید میشود...
🔸️در آفریقای جنوبی کسی نمیتوانست در انقلابی و مبارز بودن نلسون ماندلا تردیدی ایجاد کند. سوابق درخشان مبارزاتی او چنین اجازهای نمیداد. ماندلا ۲۷ سال را در زندانهای رژیم آپارتاید گذرانده بود و پس از آزادی در تاریخ یازدهم ژانویه ۱۹۹۰، رهبر بلامنازع جنبش استقلال طلب کشورش شد تا ملت خود را از زیر سلطه رژیم آپارتاید رهایی بخشد.
🔸️آزادی ماندلا از زندان، نماد پایان رژیم آپارتاید بود. اما کنگره ملی آفریقا به رهبری ماندلا برای اینکه رژیم حاکم، به شکل مسالمتآمیزی قدرت را واگذار کند، مذاکراتی را با فردریک دکلرک رئیس جمهور رژیم برای انتقال قدرت برگزار کرد. دکلرک در جریان مذاکرات، قدرت سیاسی را به طور کامل واگذار کرد و آپارتاید برچیده شد.
🔸️اما به موازات مذاکرات سیاسی، یک مذاکرات اقتصادی نیز در جریان بود و توجه زیادی هم جلب نمیکرد. دکلرک موفق شد با این عنوان که اقتصاد یک مسئله "فنی" است و تنها یک راه برای اداره اقتصاد وجود دارد و آن سیاستهای نئولیبرالی "اجماع واشنگتن" است، انقلابیون را متقاعد کند که طراحی پایههای اقتصادی نظام جدید را به اقتصاددانان "مستقل" رژیم حاکم، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول بسپارند.
🔸️اینگونه بود که دولت جدید، در ریل نئولیبرالیسم قرار گرفت: الحاق آفریقای جنوبی به گات و پس از آن به سازمان تجارت جهانی را امضا و موانع واردات را برداشت. با اجرای سیاستهای صندوق بینالمللی پول، کنترل دولت از روی معاملات ارزی و ورود و خرج ارز برداشته شد و راه برای سوداگریهای ارزی و خروج سرمایه از کشور باز شد. دروازهها به روی سرمایههای خارجی گشوده شد تا بلکه خارجیها ثروت بیافرینند و تنگدستان با ریزهخواری از این ثروت، سهمی نصیبشان شود. خدمات دولتی و زیرساختهای کشور خصوصیسازی شد و داراییهای ملی که اقلیت سفید پوست تصاحب کرده بودند، مصادره نشد. آموزش مدیران نظام جدید نیز به تیمهایی از بانک جهانی سپرده شد تا نئولیبرالیسم درونیسازی شود. حتی رئیس بانک مرکزی و وزیر دارایی آپارتاید در مقام خود تثبیت شدند، چون اقتصاد یک مسئله "فنی" بود!
🔸️نتیجه این روند البته روشن بود: سال به سال به میزان فلاکت مردم آفریقای جنوبی افزوده شد. در نظام جدید ضدآپارتاید، نرخ بیکاری سیاهان دو برابر شد، دو میلیون نفر بیخانمان شدند، یک میلیون نفر از مزارع اخراج شدند، تعداد آلونکنشینها پنجاه درصد بیشتر شد، و آفریقای جنوبی به مقام نابرابرترین کشور جهان نائل آمد.
🔸️آیا ماندلا و آزادیخواهان آفریقای جنوبی طالب چنین وضعی بودند؟ هرگز. همه ماجرا این است که ماندلا و یارانش معنی "آزادی سیاسی" را خوب میفهمیدند، اما هیچ فهمی از "آزادسازی اقتصادی" نداشتند. آنها گرگهای نئولیبرال را بیش از پیش "آزاد" کردند تا سیاهان ستمدیده از آپارتاید را که مست رهایی بودند، بدرند.
@syjebraily
5.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپ تصویری:«توصیه به خواندن دعای عظمالبلاء و انجام توبه و انابه»
✅حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
🔹 در خلوتمان با خدا، تضرّعاتمان، توبهمان، نمازهایمان، عباداتمان، مخصوصاً [در] دعای شریف «عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ» -اینها را بخوانیم- از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را، با او باشیم. حالا اگر رساند که رساند؛ اگر نرساند، دور نرویم از او؛ از رضای او دور نرویم.
🔹او میبیند، او میداند؛ حرفهایی که ما به همدیگر میزنیم را او جلوتر [میشنود]؛ «عَيْنُ اللَّهِ النَّاظِرَة وَ أُذُنُهُ الْوَاعِيَة؛ [امام] چشم بینای خدا و گوش شنوای الهی است». او جلوتر از ما، حرف همدیگر را میشنود. بلکه خودمان که حرف میزنیم، این صدا که از لب به گوش میآید فاصلهای دارد، او جلوتر از این فاصله حرف خودمان را میشنود. [زودتر] از خودمان، کلام خودمان را [میشنود]. آنوقت ما میتوانیم کاری کنیم که او نفهمد؟! میتوانیم کاری کنیم که او نداند؟!
🔹 نمیتوانیم اعمال خودمان را از خدا مخفی کنیم. [او] قادر است، ناظر است، علیم است، حکیم است. تا با او نسازیم، کارمان درست نمیشود.
🔹 حالا چه کار کنیم؟ خودمان از خودمان بترسیم؛ فضلاً از دیگران (چه رسد به دیگران). خودمان از خودمان در حفاظ باشیم؛ خوب و بهقاعده ملتفت [و متوجه] باشیم که از [طرف] خودمان اغوا نشویم، از خودمان تهدید نشویم، از خودمان تطمیع نشویم! وقتی که همۀ این مطالب احراز شد، بین خودمان و خدا در خلوتها، از تضرعات و از انابه و از توبه و از طلب توفیق به توبه دست برنداریم.
امروز دوشنبه 26 اسفند ماه
عاشقان سردار سلیمانی
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگ
⭕️ این آخوند آشنا نیست؟!
◀️طلبه آذری دل همه مان را سوزاند. همسرش درحالیکه دوقلو باردار بود مبتلا به کرونا می شود و از دنیا می رود و او حتا اجازه نداد اشکش مقابل بیماران سرازیر شود تا نکند جهادِخدمتش ناتمام بماند. روزها در بیمارستانی که همسرش بستری بود به بیماران کرونائی خدمت می کرد و هرازگاهی از گوشه درب اتاق، همسرش را نظاره می کرد و زیرلب برایش ذکر میگفت و دعا می خواند.
اما این آخوند آذری آشنا نیست؟
🔹آشناست. او همانست که ابتدای امسال در میان آب بود و پیرمرد اهل سنت سیل زده را بر دوش می کشید. شعر میخواند و ذکر می گرفت و گل های تلنبار شده در خانه عروس و داماد لر را جمع می کرد.
به یاد آوردید؟ آشناست.
🔸 این آخوند همانست که وقتی دختر خانم در حلقه اراذل گرفتار شده بود تاب نیاورد و رگ غیرتش را مقابل تیغ قمه اوباش قرار داد تا ناموس مردم امان یابد.
در رفتارش دقیق شوید.
🔹 او همانست که سه ماه خانواده را تنها گذاشت و در یکی از روستاهای سرپل ذهاب برای اهل حق کارگری کرد و خانه ساخت.
اشک امروزش نیز آشنست.
🔸او همانست که وقتی رنج کودک دیالیزی و پدر غمینش را دید اشکش سراریز شد و بی تعلل برای اهدای کلیه اش اقدام کرد و هیچ نخواست.
این طلبه از دسته همان طلابی است که هرچه از محرم و نامحرم شنید و طعنه خورد، حتی سربلند نکرد تا از خود دفاع کند.
این طلبه آشناست.
🔹 طلبه جوان ما آینه بسیاری است؛ این طلبه نماد است و نشانه. نماد آنها که دیده ایم و ندیده ایم. دیده ایم و گذر کرده ایم. آنها که هم خاک زلزله زده ها را خوردند و هم آب سیل زده ها را و هم غصه رنج کشیده ها را. امروز نیز انبان علمی شان را پشت درب درمانکده ها گذاشتند و شاگردی پرستارها می کنند و تیمارداری بیماران.
🔸با نسل جدیدی از آخوندها مواجهیم. با کسانی که علم شان برای عمل شان است. طلبه نسل جدید قیام کرده علیه مشربی است که علم اش برای علم است و حجره و مدرسه.
طلبه نسل جدید، طلبه نسل قیام است که می آموزد تا رنگی زند و نقشی کشد. بلند شده است تا بلند کند و قیامش را در قیام دیگران بسازد.
طلبه نسل جدید منبرش بر دوش است و خطبه اش در عملش.
🔺این طلبه آشناست؛ این طلبه ها آشنا هستند. طلبه نسل جدید؛ تربیت شده دست انقلاب خمینی اند. راز آشنائی شان اینجاست.
🖊#محسن_مهدیان
امروز دوشنبه 26 اسفند ماه
عاشقان سردار سلیمانی
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
✅ 🇮🇷 @MAHOUR24
🎬 @Mostazafin_TV
🔹انقلاب و انقلابیگری برای همهی دورانها است و انقلاب یک رود جاری است و همهی کسانی که براساس شاخصهای انقلابیگری عمل کنند، انقلابی هستند حتی جوانانی که امام "رحمةاللهعلیه" را هم ندیده باشند.
۱۳۹۵/۳/۱۴
امروز دوشنبه 26 اسفند ماه
عاشقان سردار سلیمانی
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
✅ 🇮🇷 @MAHOUR24
✍️بعد از آزادسازی کاخ تدمر تو سوریه، و اون پیروزیِ عظیم علیه داعش، حاج قاسم استوار قدم برمیداشت و میگفت: " ما هم میرویم! اما یکی باقی میماند، و آن خداست .. خدا میماند .. " این روزها فقط این جملات میتواند آراممان کند ..
مقدمهای برای خاطرات هاشمی به زبان طنز
#حق ۵
حسین قدیانی: لطفا مرا تنها با طنزی که در ادامه میخوانید، قضاوت نکنید! از قضا کلیت نوشتههای فراوانم در مورد مرحوم هاشمی رفسنجانی، نشان از اعتدال مد نظر اسلام دارد! مختصر اینکه همیشه مرز میان «هاشمی» و «رفسنجانی» را حفظ کردهام! مرادم از هاشمی، همان است که به انقلاب و انقلابیون کمکها کرد، بارها از امام حکم گرفت، تکلیف سخت فرماندهی جنگ را عهدهدار شد، مکرر به خطمقدم جبهه و جنگ رفت، وارد کار خطیر سازندگی شد و آنقدر چهرهی قابل و وجههی عامل برای خود تراشید که دشمن، گاه هاشمی را میزد تا اصل انقلاب را بزند، مثل دوران دوم خرداد! این همان هاشمی است که امام از او میخواست زیاد سفر نرود و بیشتر مراقب خود باشد و نیز همان هاشمی است که ۲۹ خرداد ۸۸ رهبر انقلاب، نهتنها صحه بر پاکدستی او به لحاظ مالی گذاشت، بلکه شهادت داد که یار دیرینش بارها تا مرز شهادت رفته! بله البته! حتی به همین هاشمی هم نقدهایی وارد است اما یکی دانستن هاشمی و رفسنجانی قطعا عدول از اخلاق است! و صدالبته مرادم از رفسنجانی، فیالمثل راقم همان نامه سرگشادهای است که جرقهی فتنه را چند روز قبل از انتخابات ۸۸ زد! یا باز مثلا همان که به داعیهداران دروغ بزرگ تقلب، بال و پر و حتی حق میداد و تلویحا از ابطال انتخابات، سخن میگفت! القصه! آن روز که خبر فوت هاشمی رفسنجانی را شنیدم، از نگاه صفر و صدی رسانهها بهخصوص در مجازستان، متحیر شدم! بعضیها از اینور بام افتادند و آن مرحوم را به اسم تکریم، رسما تقدیس کردند و بعضی دیگر چنان واکنشی نشان دادند کأنه هاشمی رفسنجانی فاقد هرگونه خدمتی بوده! من اما در متنی که نوشتم، تفکیک قائل شدم میان «هاشمی انقلاب» و «رفسنجانی ضدانقلاب» اما هم #هاشمی را و هم #رفسنجانی را #بزرگ شمردم و آوردم؛ آن مرحوم، چه زمان بروز خوبیها و چه موسم نمایش بدیها، الحق و الانصاف، دوستی بزرگ یا دشمنی بزرگ بود که تو میتوانستی، چه به دوستی با او افتخار کنی و چه به دشمنی با او! بگذار رک و راست، حرفم را بزنم؛ قطعا مرزبندی دارم با نظر تند شماری از رفقای انقلابی دربارهی آن مرحوم که در هر واقعهای، مقصر اصلی را هاشمی میدانند! اگر جنگ شد، تقصیر هاشمی است و اگر تمام شد نیز! اگر حاجاحمد به سوریه رفت و اگر نیامد نیز! اگر سیل آمد و اگر قطع نشد نیز! این تحلیلها همانقدر علیل است که عدهای بگویند هاشمی مصداق یوسف نبی است! نه! نظر من درباره هاشمی عینا برونداد پیام معنیدار و حکیمانهی حضرت آقا دربارهی ایشان است که عین عدل بود! و بر اساس مر اخلاق! الغرض! عاشق کتب «خاطرات هاشمی» هستم، با علم به تمام منمحوریهایش که اساسا خاطرهنویسی یعنی تمرکز بر منیت! جز این، صرف مساعی آن مرحوم به نوشتن خاطرات روزانه، واقعا قابل تقدیر است! آنچه در ادامه میخوانید، مزاح من با خاطرات هاشمی است اما سعیام بر این بوده که به بهانهی اغراق که در ذات طنز است، هرگز دچار عدول از حد و مرز نشوم! خوب و منصفانه اگر این ستون را بخوانید، خواهید فهمید مرز میان هاشمی و رفسنجانی مثل مرز روشنایی و تاریکی، تا چه حد بههم نزدیک است! این مقدمه که مطول هم شد، لازمهی خوانش طنز راقم این سطور است! شاید مخاطب فهمید که نه قصد عقدهگشایی از کسی دارم که دستی کوتاه از دنیا دارد، نه در سودای تقدستراشیهای بیخودم! این فقط یک مزاح با بخشهایی از خاطرات هاشمی (رفسنجانی) است که انشاءالله حتی باعث خندهی روح خود آن مرحوم هم بشود! بخوانید...
#حسین_قدیانی
@haghdaily
👆
@haghdaily
چهارم فروردین: با زنگ عفت از خواب بلند شدم! گویا در کش [مرا] فرودگاهها بسته شدهاند و او مجبور است تا ۱۳ فروردین در مرا [کش] بماند! تذکرات لازم را دادم! کمی نگران هستم! بغض شدیدی کردم! پاسدارها صبحانه عدسی آوردند که پذیرفتم نخورم! کمی بارفیکس رفتم! ظهر با آقایان رفیق [حریری] و رفیق [دوست] و شیرازی [صیاد] و محسن [رضایی] و قم [شهای] و شهری [ری] و لاری [جانی] و سعید جلیلی [کاترین اشتون] به طرف سد کرخه حرکت کردیم! قرار شد خلبان طیاره، قالیباف باشد! در خلبانی مهارتهایی دارد! موقع تیک [آف] متوسل به کرسی [آیةال] شدم تا نترسم! در آسمان اصفهان، دقیقا روی جنبان [منار] قالیباف گیر داد که وسط راه، پور [یامین] را سوار کنیم که جلیلی نگذاشت! دوباره در فراز شهر دزفول، خلبان [قالیباف] همین خواهش را تکرار کرد که با تماس طهرانی [آقا] قرار شد حواس خلبان به جلو باشد! تذکر لازم را به همهی سرنشینان دادم! بغضم را فروخوردم، چرا که دکترها بغض را در ارتفاعات برای سلامتی من مضر تشخیص دادهاند! دکترها از جمله انسانهای شریف هستند! در اهواز نشستیم! موقع پایین آمدن از طیاره، یاد ۱۲ بهمن و امام افتادم و کمی گریه کردم! رزمندهها با دیدن من [اکبر] روحیه گرفتند و خواستند سلامشان را از طریق احمد [حاج] به امام برسانم! پذیرفتم که بزرگی از خودشان باشد! کمی در دوکوهه خوابیدم! پاسدارها ناهار، کنسرو ماهی آوردند که راستش خوردم ولی میخواهم در خاطرات اینجور وانمود کنم که نخوردم! هنوز شیشهخردههایی دارم! قالیباف آمد و مجددا خواهان آوردن یامین [پور] به جبهه شد! آقای محصولی مخالفت کرد! پایدار روی یامین [پور] نبود! بغض کردم و به آیاتی از سورهی [جن] متوسل شدم! عفت از تهران زنگ زد که فرودگاههای کش [مرا] باز شد و برگشتند! بغض کردم! بعد از ظهر به طرف کرخه [سد] حرکت کردیم! برای رزمندهها سخنرانی کردم! احمد [حاج] تماس گرفت که امام، شورایی را پذیرفته! بغض کردم و این پیروزی را به رزمندهها تبریک گفتم! شب، حاج [عیسی] از بالکن زنگ زد که؛ «حاج [احمد] سر کارت گذاشته!» از گذشته با احمد [حاج] شوخیهایی داشتم ولی تا این حد نه! شام پاسدارها نان و پنیر با خیار و گوجه آوردند که نخوردم! حریری [رفیق] به بیروت برگشت! قبل از خواب، قالیباف آمد و گفت که سپاه میتواند در تولید موشک، خودکفا شود! به او گفتم؛ بگیرد بخوابد! در عالم خواب، کلی موشک را دیدم که دارند به سمت پایگاه آمریکایی شلیک میشوند! با صدای جدل قالیباف با محصولی بر سر وحید [یامینپور] از خواب بلند شدم! ۲ تا فحش به تالار [پشتی] دادم!
#حسین_قدیانی
@haghdaily
👇
خاطرات هاشمی به زبان طنز
#حق ۵
حسین قدیانی:
دوم فروردین: شب خیلی دیر خوابیدم! نمازصبحم نزدیک بود قضا شود که پاسدارها نگذاشتند! با خدا [الله] هستند! تذکرات لازم را دادم! روحانی [برو کار میکن] آمد! مدعی بود که در خدمترسانی، بهترتیب خودش اول است، من دومم، سوم لاری [جانی] و چهارم قالی [باف] که زیر بار نرفتم! حرفش پوچ بود! تنها محاسنش همین ریشی است که خوب اتو میکند! یادم باشد اگر نامزد انتخابات شد، آبرویم را با او معا [مله] نکنم! باقر [قالیباف] را از دوران جبهه میشناسم! تواناییهایی دارد! خلبان است! آقایان قاسم [سلیمانی] و حاجی [زاده] خیلی روی توان مدیریتی #قالیباف اصرار دارند! پاسدارها برای صبحانه چلوکباب آوردند که خوردم! کمی ورزش کردم! عرفات [یاسر] تماس گرفت که محمدعلی نجفی، دو نفربر زرهی حماس را که با زور از طریق لیبی گرفتهایم، برای حفاظت از خودش میخواهد! به تلفات گفتم: «نجفی عاشق اسلحه است ولی در دلش چیزی نیست و کمی هم ضعف در نشانهگیری دارد!» پذیرفتم که بپذیرد! خانم بی [نظیر بوتو] آمد! مذاکرات خوبی داشتیم! عفت از مرا [کش] زنگ زد و نگران بود! دلداری دادم که منافقین نخواهند توانست به بچهها آسیبی برسانند، لذا ما باید جوری محسن، مهدی، یاسر، فاطی و فائزه را تربیت کنیم که آنها هم نتوانند آسیبی به انقلاب بزنند! نپذیرفت که بپذیرم! تذکرات را دادم و با حاج [احمد] به دیدار امام رفتیم! از بازتابهای مثبت پیام نوروزی امام گفتم که خیلی حال نکردند! از مدح و تعریف بدشان میآید! بغض کردم! رادیو سخنان رئیسجمهور [آیتالله خامنهای] را پخش میکرد که امام گفتند: «ایشان واقعا برای رهبری از همه شایستهتر است!» بغض نکردم! پذیرفتم که عادی جلوه کنم! به امام گفتم: «اگر رهبری، شورایی باشد و من گاهی در این شورا باشم و گاهی نباشم، آیا باز هم با شورایی مخالفت میکنید؟!» پذیرفتم که نپذیرند! تذکرات لازم را در دلم نگه داشتم! ظهر جمعی از اقوام رفسنجانی به دیدار من آمدند! با دیدن مادرم بغض کردم! زن خوبی است! بدهیهایی به ایشان دارم! بهشت را زیر پایش تشخیص دادهام! سراغ عفت را گرفت که گفتم رفته کش [مرا] برای رایزنی با زنان کشورهای عدم تعهد در کنسرسیوم اینتلجنت پروداکشن که مادرم خندید! تلویزیون سخنان خامنهای [آیتالله] را پخش میکرد که مادرم گفت: «شنیدهام امام روی ایشان برای رهبری نظر دارند و واقعا نظر درستی هم هست!» از مادرم، خالهنرگس و زن عموابی بهرمانی، نظرشان را دربارهی شورایی پرسیدم که مخالفت کردند! #بغض کردم! شب به منزل آیتالله [خامنهای] رفتم و عید را به شکل شورایی تبریک گفتم! #عاشق ایشان هستم!
#حسین_قدیانی
@haghdaily
👇