📿📖 #احکام_متفرقه
📕سؤال
استعمال دخانیات در اماکن عمومى چه حکمى دارد؟
📗پاسخ
اگر موجب اذیت و ناراحتى دیگران و یا ضرر رساندن به آنان شود جایز نیست. همچون استعمال دخانیات داخل وسایل نقلیه، سالن اجتماعات، میهمانى ها و حتى در برابر زن و فرزندى که از دود سیگار اذیت مى شوند و ...
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
📿📖 #احکام_متفرقه
💠_ احترام اهل بیت علیهم السلام واجب و هتک حرمت آنها حرام است.
💠_ از آنچه توهین و هتک محسوب شود، باید دورى نمود. مانند برپایى مجالس شادى در روزهاى شهادت معصومین علیهم السلام یا طنز و شوخى با معصومین علیهم السلام.
💠_ کلمات مقدس اگر در جایى بیفتد که هتک محسوب شود، باید برطرف نمود.
💠_ بردن نام معصومین علیهم السلام به صورت عادى اگر هتک و بى احترامى محسوب شود، اشکال دارد.
《بامنتشرکردن 🔥 #لینک_کانال🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇
https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام
در واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r
ایتا
eitaa.com/Manavi_2
@Aminikhaah01_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت اول
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
@Aminikhaah02_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت دوم
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
@Aminikhaah03_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
10.8M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت سوم
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
@Aminikhaah05_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت پنجم
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
@Aminikhaah04 An Sooye Marg (1397-12-12) Daneshgah Ferdosi Mashhad.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
📼 شرح و بررسی کتاب «آن سوی مرگ»
📖 «#آن_سوی_مرگ» کتابی است که از طریق مصاحبه با افرادی که به نوعی مرگ را دیده و تجربه کردهاند، این حس و تجربه پیچیده را به خوانندگان ارائه میکند.
💠 قسمت چهارم
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
#سارا
#قسمت220
نیم ساعتی گذشته است بعداز شنیدن قشنگترین جمله ی دنیا از دوست داشتنی ترین عزیززندگی ام؛
هنوز درون آغوشش که بهترین جای دنیاست هستم و عطری را که باید استشمام
می کنم البته کنار ریزش اشک هایم و بوسه های ثانیه به ثانیه اش روی پیشانی و موهایم.
روی مبل نشسته ایم و در سکوت لاو می ترکانیم. قشنگترین جاهای دنیا را هم پیشکشم کنند
با جایی که مرا در برگرفته عوض نمی کنم که نمی کنم.
آغوشش فقط مال خودم است به
هیچ کس نمی دهمش؛ هیچ کس!!!
سرم را از روی سینه اش بلند می کنم و نگاهش می کنم نگاه غمگینش روی کبودی صورتم
مکث می کند و خم می شود چند بار روی کبودی ها را می بوسد.
-بهت قول میدم سارا؛ دیگه این اتفاق نمی افته!
دست روی شانه اش می گذارم.
-من قول نمی خوام؛ عمل کن!
با من بیا خونه!
همه هم بگویند احمق هستم باز من نمی توانم مقابل این چشم ها خود داری کنم بقیه تنبیه راهم می شود در خانه ادامه داد .!
عمه مهناز که می آید بابت همه چیز تشکر می کنم لبخند میزند و برای اولین بار از ته دل
میبوسمش می خواهم که با ما برگردد اما نمی پذیرد و می خواهد که چند روزی بیشتر بماند
ارسلان را به یک گوشه می کشاند و با او آرام حرف می زند هر چقدر هم گوش تیز می
کنم چیزی نمی شنوم چه بد که گوش های تیزی ندارم! ارسلان با سر پایین افتاده فقط گوش می دهد!
اوه خدایا عمه مهناز شرمنده اش کرده است؟ وسایل اندکم را جمع می کنم و به همراه
ارسلان به سمت خانه مان حرکت می کنیم. به محض نشستن در ماشین تصمیمی که گرفته ام را به اجرا در می آورم!
در سکوت به روبرویم خیره می شوم و حضورش را نادیده میگیرم !
هر چند ثانیه یک بار سرش را می چرخاند طولانی نگاهم می کند و من اما سر حرفم
می مانم سخت است اما می مانم .
-گشنته؟
-نه!
-چیزی نمی خوای بگیرم برات؟
-نه!
-تا تهران زیاد مونده بهتره یه چیزی بخوریم.
-من گشنم نیست!
-ولی من گشنمه..
ادامه دارد...
#سارا
#قسمت221
شانه بالا می اندازم و به روی خودم هم نمی آورم ...
لحن بامزه اش موقع ادا کردن کلمات
باعث دلضعفه ام می شود!
رسم دلبری را خوب بلد است، یعنی خاک بر سرت سارا؛
خااک !
-بریم جیگر بخوریم؟
-نه!
-با نون سنگگ و ریحون؟
-نه!
-دوغ محلی؟
-نه!
سرم را می چرخانم و لبم را گاز می گیرم تا جلوی خنده ی صدا دارم را از لحن چاله
میدانی اش بگیرم.
قالتاق دوست داشتنی!
صدای خنده ی آرامش لبخند کمرنگی روی لبانم
می نشاند؛
اخر من چه کنم هوش و حواسم را برده ای؟ زن های عاشق موجودات دیوانه ای
هستن؛
این موجواد ت عاشق با درصد دیوانگی بالا نصیب هر کسی نمی شوند،
مردی که
مالک دیوانه ای به نام زن عاشق می شود باید نمازشکر بخواند آن هم کنار خضوع و خشوع فراوان !
اوه بیا پایین از بالای منبر جان مادرت! چشم .
نگاهم جهت مخالف اوست که ناگهان دماغم به شدت کشیده می شود جیغی می کشم و محکم
به پشت دستش می کوبم.
سریع دستش را می کشد و بلند بلند می خندد.
پرروی بی تربیت!
دستم را روی دماغم می کشم و برایش اخم می کنم و سپس به رسم همه ی خانوم ها گردن
می زنم و رویم را بر می گردانم؛ دوباره که می خندد زیر لب فحشش می دهم آن هم مثبت
هجده! خدا را شکر نمی شنود. کنار یک رستوران توقف می کند.
از ماشین پیاده می شود و میبیند که قصد تکان خوردن هم ندارم در ماشین را می بندد و بهسمت رستوران می رود!
بیا این هم ای دل درآوردن؛ رفت تهنا تهنا جگر بخورد کنار دوغ
محلی آن هم خاکی و بدون من!
من که راضی نیستم امیدوارم در گلویت گیر کند.
سارا دلت می آید؟
بله که می آید.
با اخم های وحشتناک به در رستوران خیره شده ام بیست دقیقه بیشتر
نگذشته است که با پلاستیکی در دست از رستوران خارج می شود لبخندم که می آید ک
بیاید را با تشری سر جایش می نشانم .
سوار می شود و بوی جگر چنان اشتهایم را تحریک می کند که دلم پیچ می زند.
خوب حق دارد چند روز است یک آب خوش البته از صدقه
سرآقای بغل دستمان از گلویم پایین نرفته است.
زیر چشمی نگاه می کنم البته چشمانم در حال چپ شدن است یک لوچ به تمام معنا!
ظرف پلاستیکی را باز می کند؛ واییی دل و قلوه های من!
لقمه ای می گیرد و به سمتم دراز می کند
چشمان زیادی خندانش باعث می شود با
حرص لقمه را از دستش بکشم و گاز محکمی به لقمه ام بزنم خوب قهرم که قهرم دلیل نمیشود ازگشنگی بمیرم که!
شما بگویید می شود؟
معلوم است که نه؛
آباریکلا.
ادامه دارد.....