داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘سید محمدتقی موسوی اصفهانی (۳): 💥فرزند ارشد مرحوم حاج سید محمد تقی اصفهانی خاطره خود را
#احسن_القصص
☘سید محمد تقی موسوی اصفهانی(۴):
💥مرحوم آقا در تمام مشکلات زندگی و مشکلات مادی به امام عصر ارواحنافداه متوسل می شدند.
یکی از دوستان آن مرحوم نقل می کرد: من در منزل آن مرحوم کار می کردم و به حسب معمول آن زمان، که موقع ظهر پولی به کارگر می دادند تا برای خودش ناهار تهیه کند، منهم به آقا عرض کردم: آقا پولی به من بدهید تا ناهار بگیرم. آقا فرمودند: بسیار خوب و بعد دیدم در حیاط قدم می زنند.
⚡️⚡️⚡️
چند دقیقه بعد دیدم خبری نشد، مجددا به آقا عرض کردم: مقداری پول می خواهم، آقا همان جمله را تکرار فرمودند و مشغول قدم زدن شدند که دیدم پس از چند دقیقه درب منزل را می زنند و شخصی یکسره از خوانسار آمده بود و مبلغی تقدیم آقا کرد و بعد من فهمیدم آقا آن موقع پول نداشته اند و متوسل به امام عصر ارواحنافداه شده اند و وجود مقدس آن حضرت هم به این سرعت جواب نوکر خود را داده اند.
#شرح_حال_اولیاء_خدا
📗مجله منتظران شماره ۱۶
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توسلات را فراموش نکنیم ...
🔹ماجرای تشرف به محضر امام زمان (عجلاللهفرجه) بهوسیله توسل به «حضرت نرجس خاتون»(علیهاالسلام)
🔸 آيتالله ناصری (رحمةاللهعلیه)
بسیار شنیدنی👌
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#دعاجهت_حفظ_ازدشمنان
#دشمن
✨✍از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است : هر ڪس با ایمان سوره مبارڪه فیل را در شب جمعه ما بین نماز مغرب و عشاء 1250 مرتبه با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند از شردشمنانش و آزار و اذیت آنان محفوظ ماند
🍃🍂بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾
أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾
وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿۳﴾
تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ ﴿۴﴾
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ ﴿۵﴾🍂🍃
📚خواص آیات قرآن ڪریم ص 224
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت سوم): #امام_زمان ﷻ و به مردم بگو : به این مسجد توجه و رغبت زیادی داشته با
#احسن_القصص
#تشرفات (قسمت چهارم):
#امام_زمان ﷻ
سپس با هم خدمت «سید ابوالحسن الرضا» رفتیم وقتی به در خانه آن سید جلیل رسیدیم، دیدیم خدمتگزارانش منتظر ما هستند. اول از من پرسیدند: تو اهل جمکرانی؟ گفتم: بله. گفتند: سید ابوالحسن از سحرگاه منتظر شماست. من خدمتش رسیدم سلام کردم، جواب خوبی به من داد و به من احترام گذاشت و قبل از آنکه من چیزی بگویم فرمود: ای حسن مثله شب گذشته در عالم رؤیا شخصی به من گفت: مردی از جمکران به نام حسن مثله نزد تو میآید، هرچه گفت حرفش را قبول کن و به او اعتماد نما که سخن او سخن ماست و باید حرف او را رد نکنی ، من ازخواب بیدارشدم و از آن ساعت تا به حال منتظر تو هستم.
✨💫✨
من جریان را مشروحا به ایشان گفتم. او دستور داد اسبها را زین کنند و ما سوار شدیم و با هم حرکت کردیم و به نزدیک ده جمکران رسیدیم، «جعفرچوپان» را دیدیم که با گلهٔ گوسفندانش در کنار راه بود ، من میان گوسفندان او رفتم، دیدم آن بز با جمیع خصوصیاتی که فرموده بودند در عقب گلهٔ گوسفندان میآید، آن را گرفتم و تصمیم داشتم پول آن را بدهم و بز را ببرم، جعفرچوپان قسم خورد که من تا به امروز این بز را در میان گوسفندانم ندیده بودم وامروز هم هر چه خواستم او را بگیرم نتوانستم، ولی نزد شما آمد و آن را گرفتید و این بز مال من نیست. من بز را به محل مسجد فعلی بردم و آن را طبق دستوری که فرموده بودند کشتم.
✨💫✨
و سید ابوالحسن الرضا دستور فرمودند که: حسن مسلم را حاضر کنند و مطلب را به او فرمودند و او هم منافع سالهای گذشته زمین را پرداخت و زمین مسجد را تحویل داد. مسجد را ساختند و سقف آن را با چوب پوشانیدند و سید ابوالحسن الرضا آن زنجیرها و میخهائی که در آن زمین باقی مانده بود، در منزل خود گذاشت و به وسیلهٔ آن بیمارها شفا پیدا میکردند. منهم از گوشت آن بز به هر مریضی که دادم شفا یافت. سید ابوالحسن الرضا آن زنجیرها و میخها را در صندوقی گذاشته بود و ظاهرا بعد از وفاتش وقتی فرزندانش می روند که مریضی را با آنها استشفا کنند می بینند که مفقود شده است!
(این بود قضیه ساختمان مسجد جمکران)
📗ملاقات با امام زمان ص ۱۶
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#سلام_امام_زمانم
📖 السَّلامُ ؏ــلَيْكَ يا ؏ـديلَ الْخَيْرِ...
🔸سَـــــلٰام بَر تـــُـᰔـو ؛
اِ؎مُولایےڪِہ هَرڪَس تُو را یٰافت بِہ تمآم خِیـــــر و خوبےهآ رِسیده۔۔۔
سَـــــلٰام بَر تـــُᰔــو و
بَر روز؎ڪِہ با آمَدنت،
زَمیـــــن أزخِیـــــر وخوبےلَبـــــریزْ خٰواهد شُد.۔۔◇◇
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
#امام_زمان ﷻ
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2