#دفع_نحسی_و_بد_بیاری_در_خانه (دعای بسیار بسیارمجرب)
#خانه
#رفع_نحسی_خانه
⚜بمدت《 7》 روز و هر روز بر روی ظرف آبی که نزدیک دهان کرده اید اینها را بخوانید و به آب فوت کنید ( ضمنا دست راست شما موقع خواندن در آب باشد ) و در همه جای منزل مخصوصا دم در اتاقها و منزل و گوشه ها بپاشید ابتدا 《 3》 مرتبه این دعا را بخوانید :
🕊✨( بسم الله الرحمن الرحیم یا مَعْشَرَ الجِنِّ اُناشِدْکُمْ بالعَهدِ الَذی اَخَذَهُ عَلَیکُم سُلَیْمانِ بْنِ داوود اَنْ لاتُؤذُونا و لاتَظْهَروا لَنا ) . و حالا در ادامه این را بخوانید :
✨🕊بسم اللهِ اَمْسَیْنا بالله الذی لَیْسَ مِنْهُ شَیءٌ مُمْتَنع و بِعِزَّة الله الَّتی لاتُضام و بِسُلطانِ الله ِالمَنیع نَحْتَجِبُ و باَسمائِهِ الحُسنیٰ کُلُّها عائِذٌ من الاَبالِسة و مِنْ شَرِّ شَیاطینَ الانسِ و الجِنّ و مِنْ شَرِّ کُلِّ مُعْلِنٍ و مُسِر و مِنْ شُرِّ ما یُخْرِجُ باللَّیلِ و یَکْمُنُ بالنَّهارِ و یَکْمُنُ باللَّیلِ و یَخْرُجُ بالنَّهارِو مِنْ شُرِّ ما خَلَقَ و ذَرَأَ و بَرَأَ و مِنْ شَرِّ اِبلیسَ و جُنودِهِ و مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّی علیٰ صِراطٍ مُستقیم اعوذُ بالله ِ بِما اسْتَعاذَ بِهِ موسی و عیسی و ابراهیم الَّذی وَفّیٰ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ و ذَرَأَ و بَرَأَ و مِنْ شَرِّ اِبلیسَ و جُنودِهِ و مِنْ شَرِّ ما یَبغیٰ اَعوذُ باللهِ السَّمیعِ العَلیم مِنَ الشَّیطان ِ الرجیم +(به علاوه) سوره #حمد و #فلق و #ناس و #زلزال )
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت سوم) خود را در مقابل حقیقت انکار ناپذیری می دیدند، چاره ای نداشتند جز ای
#احسن_القصص
#تشرفات (قسمت اول)
جناب حجه الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی در کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام قضیه زیر را چنین نقل فرموده اند:
از جمله افرادی که به عنایت صاحب الامر از مرض و کسالت نجات پیدا کرده و من شرح حالتی را مختصرا در کرامت ۱۰۸، دفتر ثبت کرامات مسجد جمکران دیدم، جناب آقای جاوید است و چون مطلبی را به عنوان توضیح مطلب احتیاج داشتم آدرسی که خود داده بودند به منزلش رفتم و از نزدیک او را ملاقات کردم. اینک تمام قضیه را از زبان خودش می خوانید:
✨💫✨
سال ۱۳۶۵ شمسی که در عملیات کربلای ۵ مجروح شدم، علاوه بر ناراحتی های تنفسی و اعصابی، هر دو گوشم کر شد، یعنی یکی از گوش هایم پرده است پاره شد به نحوی که قابل عمل نبود و گوش دیگرم عصب شنواییش قطع شد. مرا به بیمارستان بقایی در اهواز بردند. دکترهای آنجا عذر خواهی کردند و گفتند:" امکانات لازم را نداریم، هر چه زودتر او را به تهران برسانید."
✨💫✨
مرا به بیمارستان نجمیه در تهران منتقل کردند. آنجا دکتر ها جوابم کردند و گفتند: "قابل علاج نیست." دو مرتبه مرا از آن بیمارستان به بیمارستان (طالقانی) انتقال دادند و در بخش اعصاب بستری کردند. در رابطه با کری گوشم، دکتر ها گفتند: "امکان عمل جراحی وجود ندارد و می ترسیم دست بزنیم کار وخیم تر شود." در نتیجه آنها نیز مایوس بودند. ظهر یکی از روز ها که به مسجد بیمارستان طالقانی رفتم، دیدم مسجد را کاملا زینت کرده اند. پرسیدم: " شب میلاد صاحب الزمان، حضرت مهدی علیه السلام است."...
ادامه دارد...
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
✍آیت الله مجتهدی تهرانی :
مرحوم آیه الله حاج حسین خندق آبادی میفرمودند: روزی به حمام رفتم، وقتی دلاک مرا کیسه میکشید. تقاضای موعظه کرد، من گفتم: یک دستگاهی آمده از این طرف علف می ریزی، از طرف دیگرش فرش و جوراب و لباس و کاپشن و ماست و کره و پنیر و سر شیر و جیزهای دیگر بیرون می آید. دلاک با تعجب پرسید چه دستگاهی است و چه کسی آن را ساخته است؟ گفتم آن دستگاه گاو و گوسفند است و سازنده اش هم خدا است. او سبزی می خورد و از او کره و پنیر و.... به دست می آید.
اگر قدری در این آثار الهی تفکر کنی به وجود خدا پی می بری. ببین این دنیا، چه حساب و کتابی دارد با اینکه گوسفند، سالی یک بچه میزاید و این همه گوسفند را، در طول سال میکشند، ولی گوسفندها کم نمی شوند ولی سگ سالی هفت تا، با کم و بیش، بچه میزاید کسی هم آنها را نمیکشد ولی زیاد نمی شوند. این نمونه ی قدرت خداست باز هم بگو خدا در کار نیست.
📚به نقل از کتاب آداب الطلاب
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
💠🌺 #رزق_برکت_فراوان 🌺💠
#رزق
هر کس با ایمان این آیات را بر چهار《4》 برگ #زیتون با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و دفن کند در #چهاررکن_خانه #برکت و #خیر در آن خانه به ظهور رسد و آن مکان به #غایت_آباد_گردد
آیات 《1 و 2 و 3 》 سوره #رعد :
المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
📚منبع : خواص آیات
🌺أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🍃
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
⚠️#صفات_رذيله را جدی بگیریم!
👌 کارتان همیشه اصلاح خودتان و "روحتان" باشد.
❓آیا شده فکر کنید که چه صفت رذیله ای در شما هست و
روی آن کار کنید و نزد یک طبیب #روحی بروید و بگوئید:
من حسودم!
بخیلم!
معصیت کارم!
کینه توزم!
بی جهت #غضب میکنم؟
🔺حضرت آیتالله ابطحی رحمة الله علیه
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
🚩عزرائیل چگونه #جان میگیرد؟
مردی وحشت زده سمت حضرت سلیمان(ع) رفت
✅حضرت سليمان ديد از شدّت ترس رويش زرد و لبانش كبود گشته، سؤال كرد: ای مرد مؤمن! چرا چنين شدی؟ سبب ترس تو چيست؟ مرد گفت: عزرائيل بر من از روی كينه و غضب نظری كرده و مرا چنانكه می بينی دچار دهشت ساخته است.
✅حضرت سليمان فرمود: حالا بگو حاجتت چيست؟ عرض كرد: يا نبیّ الله! باد در فرمان شماست؛ به او امر فرمائيد مرا از اينجا( به دور ترین مکان مانند ) هندوستان ببرد، شايد در آنجا از چنگ عزرائيل رهائی يابم!
حضرت سليمان به باد امر فرمود تا او را شتابان بسمت كشور هندوستان ببرد.
✅روز ديگر كه حضرت سليمان در مجلس ملاقات نشست و عزرائيل برای ديدار آمده بود گفت: ای عزرائيل برای چه سببی در بندۀ مؤمن از روی كينه و غضب نظر كردی تا آن مرد مسكين، وحشت زده دست از خانه و لانۀ خود كشيده و به ديار غربت فراری شد؟
✅عزرائيل عرض كرد: من از روی غضب به او نگاه نكردم؛ او چنين گمان بدی دربارۀ من برد. داستان از اين قرار است كه حضرت ربّ ذوالجلال به من امر فرمود تا در فلان ساعت جان او را در هندوستان قبض كنم. قريب به آن ساعت او را اينجا يافتم، و در يك دنيا از تعجّب و شگفت فرو رفتم و حيران و سرگردان شدم؛ او از اين حالت حيرت من ترسيد و چنين فهميد كه من بر او نظر سوئی دارم در حاليكه چنين نبود، اضطراب از ناحيۀ خود من بود. باری با خود می گفتم اگر او صدپر داشته باشد در اين زمان كوتاه نمی تواند به هندوستان برود، من چگونه اين مأموريّت خدا را انجام دهم؟
✅ليكن با خود گفتم من بسراغ مأموريّت خود می روم، بر عهدۀ من چيز دگری نيست. به امر حقّ به هندوستان رفتم ناگهان آن مرد را در آنجا يافتم و جانش را قبض كردم.
📚معاد شناسی، جلد اول، علامه طهرانی.
.دفتر اوّل «مثنوي» طبع ميرخاني، ص 26
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4