eitaa logo
داروخانه معنوی
8.9هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6هزار ویدیو
238 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جهت_بازگشت_همسری_که_خانه_راترک_کرده دعای زیر را 《40》 مرتبه با طهارت کامل بین نمازمغرب و عشا تکرار کنید بی هیچ شکی قلب همسر شما نرم شده و باز خواهد گشت: ✨❤️ {{بسم الله الرحمن الرحیم}}❤️✨ يا مُسَخَّر الفيل ويا مُجري النيل يا فالِقَ البَحر عَلي بَني اِسراييل رَبِّ سَخِّر لي و لَيِّن لي قَلب فلان بن فلان(به جای فلان بن فلانه) اسم همسری که قهر کرده و مادرش را بگوو سپس بخوان: ✨{{اِنَّكَ عَلي ما تَشاءُ قَديرٌ و تَحْكُمُ ما تُريد كُنْ فَيَكونْ}}✨ بهتر است هنگام خواندن دعا عود_هندی و یا عود معمولی بسوزانید و به هیچ عنوان موقع خواندن دعا با کسی حرف_نزنید. 📚علوم غریبه @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات #امام_زمان ⁉️وقتی آمادگی دیدار با امام زمان (عج) را نداری،چرا اصرار میکنی؟! ✅آ
یکی از شاگردان مرحوم حاج ملا آقاجان رحمةالله علیه آقای دکتر ابوالقاسم طاهری بود، ایشان علاوه بر اینکه بخشی از دروس حوزوی را خوانده بود، تحصیل کرده آمریکا نیز بود و دکترای روانشناسی خود را از دانشگاه کالیفورنیا گرفته بود. وی پایان نامه اش را که حدود ۴۰۰ صفحه و به زبان لاتین است در موضوع یک پیر روحانی پیرامون حاج ملا آقاجان نوشته و در همان دانشگاه کالیفورنیا مورد تقدیر و توجه خاص آن ها واقع شده است، ایشان نقل می کرد: ✨💫✨ در آمریکا توسل زیادی به حضرت ولیعصر روحی فداه داشتم تا کار خوبی گیرم بیاید که هم سالم باشد و هم با روحیات من سازگاری داشته باشد. یک روز دیدم جوان زیبا و خوش رویی که بسیار جذاب بود نزد من آمد و بدون اینکه من او را از قبل بشناسم به من سلام داد و گفت: دنبال کاری می گردی؟ گفتم: آری! فرمود: دنبال من بیا! من بدون اختیار دنبال ایشان راه افتادم، ✨💫✨ ایشان مرا تا دم شرکتی راهنمایی کرد و به من فرمود: اینجا مشغول کار شو. وقتی خواست برود پرسیدم ببخشید شما؟ ایشان کارتی از جیب خود در آوردند که رویش نوشته شده بود: سید مهدی! و سپس از من جدا شدند. من همین طور مات و مبهوت بودم و یک دفعه به خود آمدم که خدایا در امریکا، سید مهدی چه کسی می تواند باشد و مرا از کجا می شناخت و از کجا می دانست من دنبال کار هستم؟! این جا تازه فهمیدم که چه لطفی از حضرت به من شده است. 📚مقدمه کتاب سیر روح، مقاله دکتر طاهری @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨﷽✨ ✨ حرف مردم مانند موج دریاست اگر در مقابلش بایستی خسته ات میکند !! و اگر با آن همراهی کنی غرقت میکند !! قرار نیست که همه ی آدم ها شما را درک کنند و این اشکالی ندارد. آن ها حق دارند نظر دهند و شما کاملا حق دارید آن را نادیده بگیرید ..... @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هنگامی که به حرم مشرف شدید به عدد اسم ابجد امام رضا علیه السلام یعنی هزار و یک مرتبه " یا رئوف و یا رحیم " بگویید. زیارت کنید، نماز زیارت بخوانید... @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید بزرگوار بهاءالدین رازینی عزیز❤️ 🌷 !! 🌷مقید به نماز شب بود و در هیچ شرایطی این برنامه‌اش را ترک نمی‌کرد. یکی از شب‌های سرد زمستان بود و تازه به پادگان لشکر در اندیشمک رفته بودیم. وارد یکی از کانکس‌ها شدیم و خوابیدیم. صبح که شد، متوجه شدیم رازینی به شدت سرما خورده و مریض است. بعدها فهمیدم که چون شب اول بود و ما در آن کانکس غریب بودیم، برای خواندن نماز شب بیرون رفته و به خاطر سرمای شدید، مریض شده بود. 🌷بهاء الدین حتی برای اقامه‌ی نماز هم راضی نمی‌شد برای کسی مزاحمت ایجاد کد. یک روز صبح که از خواب بیدار شد، احساس کردم خیلی ناراحت است. متوجه شدم برای نماز شب، خواب مانده است. می‌خواست بداند چرا خواب مانده. می‌گفت: «حتماً دیشب یک اتفاقی افتاده، شاید هم غذایم مشکل داشته است.» 🌷از مسئول تدارکات که از بچه‌های چادر خودمان بود درباره‌ی شام شب گذشته سئوال کرد. مسئول تدارکات، زمانی که پریشانی بهاء الدین را دید، گفت «دیشب که نان‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کردم، نان‌های وسطی که تازه‌تر مانده بود، برای شما انتخاب کردم. خواستم هوای دوستانم را بیشتر داشته باشم. ناراحت شد و گفت: «نباید این کار را می‌کردی. همان نان‌های تازه باعث شدند، نماز شب را از دست بدهم.» 🌹خاطره اى به ياد شهيد معزز بهاء الدين رازينى 📚 كتاب "مسافران آسمانى"، صفحه ٧٩ @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ✍️ ازعلامه جعفری ره . روزی طلبه فلسفه‌خوانی نزد من آمد تا برخی سوال بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديعی داشت كه بی‌پاسخ مانده بود. پاسخ‌ها را كه می‌شنيد، مثل تشنه‌ای بود كه آب خنکی يافته باشد. . خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت. . هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. می‌دانستم اين شيفتگی، به استقلال فكرش صدمه می‌زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قربانی استقلال ضميرش كنم. روزی كه قرار بود برای درس بيايد، در خانه را نيمه‌باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركات كودكانه كردم. . ديدمش كه سر ساعت آمد. از كنار در، دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، بازی را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بی يک كلمه، رفت كه رفت. اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آن همه خدمات فكری و فرهنگی به اسلام، گفت: برای آخرتم به معدودی از اعمالم، اميد دارم. يكی همين دوچرخه‌بازی آن روز است! . @Manavi_2