چیک چیک.... عشق
قسمت ۲۱۸
_تو قبال هم همینقدر حسود و شیطون بودی !؟
جعبه رو گرفتم و گفتم :
_تازه شیطون ترم میشم ، احسان که بهت هشدار داد !
_چه بانمک ، یهو از فرشته تبدیل شدی به شیطان !
_حســــام !!!
وقتی در جعبه رو باز کردمُ چشمم افتاد به انگشتری که این همه ذهنم رو درگیر کرده بود لبخند پر از آرامشی زدم پس این جایزه خودم بوده و نمی دونستم !
_این همونی نیست که تو کافی شاپ بهم نشون دادی؟
_چرا خودشه
_یعنی برای من خریده بودی ؟
_بله ، اما چون بار اولم بود خواستم قبل از اینکه بهت بدم مطمئن باشم که اندازته ، دوست داشتم اولین هدیه ام بعد از عقدمون باشه
چه زلال بود دوست داشتنش !
تمام تشکری که می خواستم بکنم رو ریختم توی نگاهم ....
انگشتر رو دادم بهش تا خودش دستم بکنه ، شاید دلیلش همین بود که می خواست بعد از عقد بهم بدش !
بعضی وقت ها نمیشه احساست رو توصیف کنی ، شاید انقدر عمیق و زیباست که به زبون آوردنش جالب نیست چون حق مطلبُ ادا نمی کنه !
برای دختری که تمام عمر هیچ نا محرمی لمسش نکرده خیلی شیرینه که برای اولین بار دستاش رو بسپره به دست کسی که هم شوهرشه و هم عشقش !
چون مطمئنه که درگیر هوس نیست و طعم خوشیش کوتاه مدت نیست !
تمام لحظه های اون روز خاطراتی شد که توی ذهن و قلبم به ثبت رسید ، جایی که بهتر از هر دفتر خاطراتی می تونست باشه
حتی آهنگ عاشقانه ای که احسان باعث شد تا گوش بدیم رفت کنج ذهنم ....
اونی که همه دنیامه ، اون تویی یه دنیا میخوامـت
اونی که نباشه میمیرم، تویی که از تو جون میگیرم
تو دنیا من تنهــــــا ، به عشقــه تـو زنده ام
با یادت خوشحالم ، با فکــر تو می خنـــدم
به شــوق خوابِ تـو ، چشمامـو می بنــدم
آروم آروم عـاشق شــــدم با همه وجودم
با تو خوبم هرگز به این خوشبختی نبـودم
❣ @Mattla_eshgh
چیک چیک...عشق
قسمت ۲۱۹
اون که یـــه دنیا دوسش دارم
اون تویـــی تنهــات نمی ذارم
روزا چشمــام تــو رو می بینه
خوشبختی کـه میگن همینـه
تو دنیا من تنهــــــا ، به عشقــه تـو زنده ام
با یادت خوشحالم ، با فکــر تو می خنـــدم
به شــوق خوابِ تـو ، چشمامـو می بنــدم
آروم آروم عـاشق شــــدم با همه وجودم
با تو خوبم هرگز به این خوشبختی نبـودم
_ حسام بخدا خسته شدم !
دیگه نمی تونم ، فکر نمی کردم اینجوری بشه وگرنه هیچ وقت نمی گفتم باشه !!
از من کلافه تر بود ، دستی توی موهاش کشید و گفت :
_خوب تقصیر من چیه ؟ بابا منم خسته شدم
_تقصیر تو نیست ، اما من می دونستم فقط وقتمونُ تلف می کنیم ... برو حسام ، برو
_الهام جان ، خواهش می کنم ، من جوابِ ...
نذاشتم ادامه بده و با اخم گفتم :
_جواب همه با من ! برو
_یکم دیگه تحمل کن ، ما که اینهمه صبر کردیم
_تا کِی !؟
_نمی دونم
نشست کنارم روی نیمکت و گفت :
_اصلا حق با تو بود ، از اول اشتباه کردیم
_تازه فهمیدی ؟؟
_به نظرت حالاچیکار کنیم ؟
دیگه داشتم منفجر می شدم ، با جیغ گفتم :
_وای خدا ! دو ساعته دارم میگم برو ماشینو بیار تا بریم از جات تکون نمی خوری ، اونوقت میگی حالا چیکار کنیم ؟
_خوب چرا عصبی میشی عزیزم !؟
_از بس تو آرامش داری
❣ @Mattla_eshgh
چیک چیک...عشق
قسمت ۲۲۰
_مگه بده ؟
_نمی دونم والا ، خشک شدم بیا کمک کن بلند بشم بریم ، جواب زنعمو هم با خودم ... با این دختر تربیت کردنش !
یکی نیست بگه نونت نبود آبت نبود دیگه قبول مسئولیتت چی بود اونم با این اوضاع احوال !
با خنده دستمُ گرفت و کمکم کرد ....
_آخه سپردنشون دست ما الهام ولشون کنیم بریم ؟!
_خوب ما هم می سپاریمشون به خدا ، ببین چادرم درسته بالاش ؟
مثل همیشه با حوصله نگاه کرد و گفت :
_آره خانومم تو بعد از 2 سال هنوزم خوشگلی
_بر منکرش لعنت !
هنوز یه قدم بر نداشته بودیم که صدای نحس سانی اومد
_بچه ها ما اومدیم
با حرص نگاهش کردم و گفتم :
_زحمت کشیدی می خواستی یه سر به کارخونه اش هم بزنی !!
_الهی فدات شم خسته شدی ؟ خوب مرده گفت بریم تو انبار هم یه سر بزنیم ، وای نمی دونی چقدر مدل های خوشگل داشتند نه کسری ؟
کسری با عشق نگاهش کرد و گفت :
_آره قشنگم ، مهم اینه که تو ازشون خوشت اومد
با دست زدم به پهلوی حسام و زیر لب گفتم :
_یاد بگیر
دلم نیومد به سانی زیادی خوش بگذره ... گفتم
_جای کتی خالی ، کاش اونم مدل ها رو می دید بلاخره خواهره توقع داره ، میگم چطوره فردا با اون بیای هان ؟
ساناز بی صدا و با اشاره داشت بهم فحش می داد ....
یکم مشکوک می زد ... رفتم پیشش و آروم گفتم :
_سانی ها کن
_وا ! یعنی چی ؟
_جون من
_ چرا قسم میدی ؟ بیا ...
همین که ها کرد فهمیدم چه خبره ، سریع زدم پشتش و گفتم :
_خاک تو سرت !! همینجوریم ۲۲۰ کیلو شدی میمیری کباب ترکی کوفت نکنی ؟
_الهـــــام !! از کجا فهمیدی ؟
_که ۲۲۰ کیلو شدی ؟
_نه کباب ترکی خوردم
ادامه دارد ....
❣ @Mattla_eshgh
مطلع عشق
👨👩👧👦 تشریفات در زندگی 🔸رهبرانقلاب: سعی کنید از اول، زندگی را سادہ و ہیتشریفات شروع کنید. طوری
پستهای روز یکشنبه(خانواده وازدواج)👆
روز دوشنبه(حجاب وعفاف)👇
مطلع عشق
🌺قسمت دوم 🎋آرامش خود خود خود خداااست🎋 ✔️تا اینکه خرداد امسال تنهام گذاشت✔️ 👈مگه میشد اون چنین کاری
🌺قسمت سوم🌺
🌾 من برگشتم ...واقعا برگشتم
امروز روز تولد منه
✍قبلش اگه کسی چیزی میگفت در حد شنیدن بود ولی👇
💯این تلنگر در عمق جان من نفوذ کرد..💯
👈با کانال هایی مثل کانال شما آشنا شدم و خدا یه مسیر دیگه برا هدایتم بهم نشون داد و با خوندن مطالبش باعث شد که خودمو ببخشم...چون میدونم خدا همیشه راه برگشتی برا بنده هاش گذاشته ...
ومن برگشتم...واقعا برگشتم
👌👌دوستان نگید یه رابطه کوتاهه زود تموم میشه من هشت سالتو یه سراب حرکت کردم.
👥چشم به هم بزنید یه رابطه ۸ روزه میشه ۸ سال و فقط گناهش هست که باقی میمونه...👥
👈 خواهش میکنم شما اگه درگیر رابطه هستید این مسیر رو تکرار نکنید...👉
❣ اومدم بگم بعد ۸سال از زندونی که با اشتباهای خودم واسه خودم درست کرده بودم آزاد شدم و واقعا حس خیلی خوبی دارم...
چون خدامو که تو این چند سال گم کرده بودم دوباره پیدا کردم،ولی خدا تو این چند سال هیچوقت تنهام نذاشت و من کور بودم به حقایق...
من بعد ۸سال تونستم فراموش کنم پس هیچ کاری نشد نداره
درسته خیلی سخته ولی شدنیه.
💠چله زیارت عاشورا برداشتم
😭از خدا خواستم اگه واقعا منو بخشیده و لیاقت زیارت حرم امام حسین دارم منو راهی کنه..
🌸ازتون میخام که برام دعا کنید واسه منی که از دوست داشتن سهمش شد یه دل شکسته وقلب درد و گریه های شبانه و شرمندگی پیش خدا🌸
❣ @Mattla_eshgh
⭕️ ۱۸ سال پیش رهبری «نرمالیزاسیون فرهنگی» را جدی گرفته بود، مسئولین نه!
🔺 امام خامنهای: وقتی روستاها و شهرهای افغانستان بر اثر موشکهای امریکایی ویران میشدند و ملّت مظلوم افغانستان زیر بمباران امریکاییها دست و پا میزد، یک استراتژیست نظامی امریکا گفت:
🔺 اگر به جای این موشکها، برای جوانان افغان لباس زیرِ زنانه و وسایل شهوترانی و پوششهای سبک غربی و امریکایی بفرستید، بدون صرف این هزینهها میتوانید افغانستان را تصرّف کنید و خرج تسلیحات در کیسهتان باقی میماند! به جای بمب و موشک و راکت، سیدیهای پُرنوگرافی و منظرهها و ادبیّات مهیج شهوت را میان آنها ترویج کنید، آن وقت کار بر شما آسان میشود.
🎤 دیدار با جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان ۱۳۸۱/۱۲/۶
🔸 فقط کافیست مقایسه کنید با وضع خیابانها و شبکههای اجتماعی و سریالهای نمایش خانگی و فیلمهای سینمایی؛ برای ایران موشک لازم نبود، کافی بود مکروهات و قبحها شکسته شوند که به لطف مدیران فرهنگی تا حدی شد ...
#غفلت_مسئولین
#خاموشی_آمرین
❣ @Mattla_eshgh
بیمهریهایی که مانع انجام کار هنرمند #آتش_به_اختیار نشد
ترویج حجاب به سبک نذر فرهنگی
اقای #جهان_تیغ هنرمند اتش به اختیار
در شرایطی که خیلیها توجهی به ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ندارند، گروهی از جوانان دست به کار انجام یک کار فرهنگی شدند.
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، زمانی که شماره او را گرفتم، پاسخی نداد؛ ولی آهنگ پیشواز او چنان دلنشین بود که مجدد شماره گیری کردم. فعالیت او در حوزه حجاب و عفاف زبانزد خاص و عام است و آهنگ پیشواز او نیز برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در این زمینه بود
❣ @Mattla_eshgh
مطلع عشق
بیمهریهایی که مانع انجام کار هنرمند #آتش_به_اختیار نشد ترویج حجاب به سبک نذر فرهنگی اقای #جهان_
بیمهریهایی که مانع انجام کار هنرمند آتش به اختیار نشد/ ترویج حجاب به سبک نذر فرهنگی
در شرایطی که خیلیها توجهی به ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ندارند، گروهی از جوانان دست به کار انجام یک کار فرهنگی شدند.
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، زمانی که شماره او را گرفتم، پاسخی نداد؛ ولی آهنگ پیشواز او چنان دلنشین بود که مجدد شماره گیری کردم. فعالیت او در حوزه حجاب و عفاف زبانزد خاص و عام است و آهنگ پیشواز او نیز برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در این زمینه بود که فرمودند: «حجاب مایه تشخص زن است، برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه مادی گرایان، مایه اسارت زن نیست، مایه آزادی زن است. زن با برداشتن حجابهای خود با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته خودش را کوچک، سبک و کم ارزش میکند. حجاب وقار است، متانت است. ارزش گذاری زن است، سنگین شدن کفه آبرو و احترام اوست.
زمانی که با او به صحبت پرداختم هیجان و انگیزه غیر قابل وصف او را برای فعالیتهای حوزه حجاب و عفاف بی اندازه دیدم. این فعالیتها محدود به یک دوره یا زمان خاص نبود، با اینکه هیچ سازمان و نهادی از او حمایت نکرده، ولی او و گروهش سالهاست در این زمینه کوشش میکنند تا بتوانند قدمی برای کودکان سرزمین خود و آشنا ساختن آنها با حجاب اسلامی بردارند.
مقام معظم رهبری تاکید بسیاری بر بحث حجاب و عفاف خصوصا آموزش آن به کودکان دارند؛ زیرا اساس هر چیزی در کودکی شکل میگیرد و اگر با توجه ویژه و آموزش درست به آن پرداخته شود، بسیاری از معضلات اجتماعی در بزرگسالی آنها حل میشود. البته بر هر مسلمانی نیز واجب است که درباره دین اسلام، عقاید و افکار دین به کودکان خود آموزش دهد.
حال مانند گذشته نیست که کشورها برای مبارزه با هم سلاح به دست بگیرند؛ بلکه امروز جنگی نرم در دنیا راه افتاده که بیشتر از سلاح به کودکان ضربه میزند زیرا کودکان آینده یک ملت را تشکیل میدهند. از این رو به سراغ وحید جهان تیغ نویسندهای که برای حجاب و عفاف و ترویج آن در میان کودکان تلاش بسیار کرده، رفتیم تا با دغدغههای وی بیشتر آشنا شویم.
ادامه دارد ...
❣ @Mattla_eshgh
🔴 تبلیغات جدید برند chanel برای مردان !!!
( درفیلم تبلیغی ، مردان را در حال ارایش نشان میدهد )
❌ جاهلیتی که به اوج خودش رسیده و مردان جایگاه زنان و زنان جایگاه مردان را تصاحب کردند...این منظور غرب از #تساوی_حقوق زن و مرد است ...
📌 تساوی #افعال انسانی نه #کرامت انسانی، یعنی هر کاری که زنان میکنند مردان نیز انجام دهند و برعکس ...این انحطاط آور است
❣ @Mattla_eshgh
🔴 یک راه ازبین بردن افسردگی بعدازقطع رابطه بانامحرم 👇👇👇
ازبین بردن تمامی لوازمیست
که با اون یاد، رابطه میفتید
✅به مرورزمان لذت سبکی راخواهیدچشید
❣ @Mattla_eshgh
مطلع عشق
چیک چیک...عشق قسمت ۲۲۰ _مگه بده ؟ _نمی دونم والا ، خشک شدم بیا کمک کن بلند بشم بریم ، جواب زنعمو
#چیک_چیک...عشق
#قسمت ۲۲۱
_دیگه بعد از یه عمر می شناسمت ، بیچاره اگر 2 بار نمی بردمت کتابخونه و کتایون نمی دیدت الان جنابعالی با
سرخوشی تشریف نمی آوردی جهاز بخری
برو خدا رو شکر کن کسری ورزشکاره هیکلش به تو می خوره وگرنه خودم رای کتی رو می زدم !
حالا به جای رژیم گرفتن رفتی دو لپی کباب زدی که هیچ ، منم با این وضعیت گذاشتی اینجا ...اصلا نمیگی من هوس کنم ؟
_الهی فدات شم که منو شوهر دادی عزیزم ، اما وظیفت بود
بعدشم تو که دیگه ویار نداری بابا بچه ات دو روز دیگه به دنیا میاد !
_تا دیروز از حالم خبر نداشتی ، اونوقت حالا که به نفعته دیگه تاریخ دقیق اعلام می کنی؟
_بگم غلط کردم خوبه ؟
_نه چندان ولی بازم بد نیست ! حالا چی شد پسندیدی؟
_نه ، کسری میگه یه جای خوب سراغ داره بریم اونجا هم سر بزنیم
_سانــــاز !
_تو رو خدا
_خوب شما برید ما هم میریم خونه
_خیر سرم می خوام با سلیقه تو خرید کنما !
_خودت از من خوش سلیقه تری عزیزم
_وای نگو ، من همیشه عاشق آرامش خونه توام
_آی کیو ، آرامش خونه من بخاطر جهزیه ام نیست ، دلیلش عشقیه که تو هوای اون خونه موج میزنه
چند لحظه گذشت اما سانی جواب نداد ، گفتم :
_چی شد پس ؟
_هیچی تو ادامه بده من می ترسم حرف بزنم حالم بهم بخوره !
خندیدم و زدم تو سرش ....
_بیا بریم تا شب نشده
بوسم کرد و گفت :
_قربون الی جونم ، کسری ماشینو اون طرف پارک کرده سر خیابون ترمز بزنید تا ما بیایم
_باشه
تو جهت مخالف ما حرکت کردند تا برسیم به ماشینامون
_الهام !؟
برگشتم سمتش ، هنوز خیلی دور نشده بودند
_چیه ؟
از تو نایلونی که دستش بود یه لباس بچگونه درآورد و گرفت بالا ، با خوشحالی گفت :
_یادم رفت ، اینم برای نفس خانوم جنابعالی خریدم
خندم گرفت ... سرمُ تکون دادم و گفتم :
❣ @Mattla_eshgh