ماوی
آن شب که چارچوب غزل در غزل شکست، مست مدام شیشهٔ می در بغل شکست! یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست (
اینک برو که در دل تنگت قرار نیست
خورشید هم، چنان که تویی آشکار نیست!
راهی برای لشکر شب جز فرار نیست
پس چیست ابروانت اگر ذوالفقار نیست؟
مبهوت گامهاش، مقدسترین ذوات
میرفت و رفتنش متشابه به محکمات!
بغض عمو درونِ گلو بیصدا شكست
باران سنگ بود و سبو بیصدا شكست!
او سنگ خورد سنگ، عمو بیصدا شکست
در ازدحام هلهله او... بیصدا شكست!
اين شعر ادامه داشت اگر گريه میگذاشت...
- #سیدحمیدرضا_برقعی
#غریق
- @Mava_a !🥀'
ماوی
- @Mava_a !🌿'
دل را چنان به مِهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم!
- #فروغ_فرخزاد
#شاخه_نبآت
- @Mava_a !🌿'
قصه های کهن از چشم تو آغاز شدند
شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند
- #علیرضا_آذر
#شاخه_نبآت
- @Mava_a !🌿'
ماوی
- @Mava_a !🥀'
باید او قبر کَنَد خاک کُنَد شرح دهد
آه، این سینه غم چند نفر را بِکِشَد؟
[شب هفتم ⁷]
- @Mava_a !🥀'
از تو آنی
دل دیوانه ی من غافل نیست ؛
این که در سینه من هست
تو هستی دل نیست...
- #عماد_خراسانی
#مهروماه
- @Mava_a !🌿'
بارید صدایِ تو و گل کرد ترنم
انبوه و درخشنده چنان خوشهٔ انجم!
(تعبیر زمینی هم اگر خواسته باشی
چون خوشهٔ انجم نه که چون خوشهٔ گندم!)
عشق از دل تردید بر آمد به تجلا
چون دست تَیقُّن ز گریبانِ توهم (:
خورشید شدی سر زدی از خویش که من باز
روشن شوم از ظلمت و پیدا شوم از گم!
آرامش مرداب به دریا نبرازد
زین بیشترم دم بده آری به تلاطم =)
شوقی که سخن با تو بگویم، گذرم داد
موسای کلیمانه ز لکنت به تکلم!
شعر آمد و بارید به همراه صدایت
الهام به شکل غزلی یافت تجسم!
دادم بده ای یار! از آن پیش که شعرم
با پیرهن کاغذی آید به تظلم!
- #حسین_منزوی
#غریق
- @Mava_a !🌿'