هدایت شده از اندیشهجویان استاد حسن عباسی
✔️دعای مخصوص روز اول ماه محرم
#فرصتی_عالی
✨ امام رضا سلام الله علیه فرمودند اگر کسی شهادت میخواهد، #نسل_پاک و #فرزند_میخواهد واینکه در #مسیر_سیدالشهدا (ع) باشد، میخواهد امکانات و مالش در مسیر حضرت باشد، حضرت فرمودند راهش این است که روز اول محرم را #روزه بگیرید و همین #دعا را بکنید که دعای شما مستجاب می شود.
✨ اگر کسی میخواهد توفیق خدمتگذاری به ساحت مقدس امام حسین (ع) و تاسی به ایشان را در برنامه هایش داشته باشد، راهش این است.
✨ هر دعایی وقتی دارد و بهار این دعا در روز اول محرم است؛ فرصت اول محرم یک باب خاصی به شهادت سیدالشهدا(ع) باز می شود...
ایت الله میرباقری
#اللّهُمَّ_عَجِّل_لِولیِّکَ_الفَرَج
مسجد مجازی حضرت عمار ‹ره›
🕋🧎@masjed_ammar
🔰خانواده، در ورطه خانهگریزی
🔹معماری یکی از مصادیق بارز تجلی مبانی سبک زندگی است. معماری اسلامی با محوریت ملکوت و دین، ساختن منازلی با نمادهای گنبدی شکل و رو به آسمان، رو به قبله، حیامحور، جداکننده حریم خانوادگی از محل پذیرایی عمومی (اندرونی و بیرونی)، دارای باغچه و طبیعت، آرام برای انس کودکان با خانواده، وسیع برای صله رحم و ... را میپسندد.
🔻از سوی دیگر معماری مدرن که بیشتر در قالب برج و آپارتمان است، تمایزی میان حریم خصوصی و عمومی نمیگذارد و با پنجرههای بلند و قابلرؤیت، حیا را تضعیف و عریانگری را ترویج میکند. آپارتمان افراد را به سمت فردیشدن و بیاعتنایی به همسایه و کمشدن روابط خانوادگی سوق میدهد.
▫️فضای کوچک و نوع طراحی به گونهای است که امکان رفتوآمد و صله رحم به حداقل میرسد. کودکان این محیط را محیطی آرام برای بازی و انس با خانواده نمیبینند و ناچار با خانهگریزی، هویت خویش را بیرون از خانواده در خیابان، رستوران، شهربازی، کافیشاپ و ... رقم میزنند و در یک کلمه خانه به خوابگاهی تبدیل میشود که افراد فقط برای خوابیدن در آن حضور دارند.
🔸آشپزخانه اوپن برای ساخت غذای سبک و سریع (فست فود) مناسبتر است تا محیطی که زن کدبانو، آشپزی برای افراد خانواده را هنری لذتبخش بداند؛ زیرا در الگوی زندگی جدید زنان نیز مانند مردان، اشتغال را کمال خود میدانند و حضور ایشان در خانه حداقلی است.
📖کتاب سبک زندگی؛ مبانی اسلامی و غربی، به کوشش عبدالله محمدی
#معماری_اسلامی
#معماری_مدرن
#سبک_زندگی
@canoon_org
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
19.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| معماری هجری |
📑 معرفی کتاب «معماری و شهرسازی مطابق با سبک زندگی اسلامی» / بخش یکم
📝 این کتاب نوشته محمدمنان رئیسی عضو هئیت علمی دانشگاه قم است که با تکیه بر آیات قرآن و احادیث معصومین نوشته شده است.
1⃣ فصل اول: پارادایم تحقیق از منظر اسلامی
نفی پارادایمهای عینی و نسبی در تحقیقات معماری و شهرسازی و تبیین پارادایم مد نظر اسلام برای ورود به پژوهش
2⃣ فصل دوم: ماهیت شهر اسلامی
استنباط نگارنده در این فصل از آیات قرآن این است که شهر در ادبیات قرآنی با مفهوم ایمان تعریف میشود، در قرآن آنجایی که از لفظ مدینه استفاده میشود جایی است که افراد مؤمن در آن حضور دارند حتی اگر یک نفر و جایی که از قریه استفاده میکند به جایی اشاره دارد که هیچ فرد باایمانی در آن سکونتگاه نیست.
در بررسی شواهد معارض نیز نگارنده آیاتی را مطرح میکند که در آنها لفظ مدینه به جایی که کفار و غیرمؤمنین ساکن هستند اطلاق میشود و قریه به جایی که مؤمنین در آن حضور دارند گفته میشود. در توضیح این تعارض نگارنده میگوید که به کار بردن لفظ مدینه و قریه در این آیات از زبان خداوند نیست بلکه آیه در حال نقل قول از دیگران است.
در این فصل کتاب نگارنده معتقد است که شهر از منظر قرآن، نه با جمعیت و اندازه شهر و تقسیم کار و... بلکه با مفهوم ایمان تعریف میشود.
3⃣ فصل سوم: اندازه افقی شهر مطابق با سبک زندگی اسلامی
در این فصل نگارنده با استفاده از چند حدیث استنباط میکند که مسجد جامع کانون اصلی و رکن کالبدی شهر اسلامی است که در هر شهر واحد است و باید در مرکز هندسی شهر قرار بگیرد. سپس با تحلیلی دیگر از روایات استباط نگارنده این است که مطلوبترین شکل هندسی برای شهر، (فارغ از محدودیتهای جغرافیایی، اجتماعی و...) شکل دایره است.
سپس با استفاده از حدیثی از امام باقر (ع) که میفرمایند فاصله بین دو نماز جمعه بایستی حداقل سه میل (معادل تقریبا ۵٫۵ کیلومتر) باشد و از آنجایی که در هر شهر بایستی صرفاً یک نماز جمعه برگزار شود و آن هم در مسجد جامع باشد نتیجه میگیرد که حداقل فاصله دو مسجد جامع از یکدیگر ۳ میل است یعنی حداقل قطر شهر ۳ میل یا ۵٫۵ کیلومتر است. (در صورت مماس بودن دو شهر بر یکدیگر، در غیر اینصورت حداقل اندازه موضوعیت ندارد)
همچنین با استناد به حدیثی دیگر از امام باقر (ع) که میفرمایند نماز جمعه بر کسی که تا دو فرسخی (تقریباً ۱۱ کیلومتر) آن باشد واجب است و سپس با تکیه بر آیات و روایاتی دیگر که نماز جمعه را برای عموم مردم توصیه میکند و استنباط نگارنده بر اینکه نباید اندازه شعاع شهر بیش از دو فرسخ باشد که کسی از حضور در نماز جمعه (محل مسجد جامع یعنی مرکز شهر) معاف شود نتیجه میگیرد که حداکثر اندازه قطر مطلوب شهر معادل چهار فرسخ (تقریباً ۲۲ کیلومتر) است.
در انتهای این فصل نگارنده با استفاده از قاعده فقهی «تلقی رکبان» و حدیثی از امام صادق (ع) در اینباره نتیجه میگیرد که اندازه حومه شهر نیز تا چهار فرسخ (۲۲ کیلومتر) میباشد.
🏙 رهایی از معماری وحشی
| @memarivahshi |
هدایت شده از کانال رسمی استاد حسن عباسی
✅ شالیزارهای پلکانی شهرستان بابل
🏕 جاذبههای طبیعت ایران
استاد حسن عباسی
💠 @Hasanabbasi_ir
هدایت شده از کانال رسمی استاد حسن عباسی
8.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ دهکده زراس؛ شمال دریاچه کارون
🔺 خوزستان، روستای زراس
🏕 جاذبههای طبیعت ایران
استاد حسن عباسی
💠 @Hasanabbasi_ir
| معماری هجری |
📑 معرفی کتاب «معماری و شهرسازی مطابق با سبک زندگی اسلامی» / بخش یکم 📝 این کتاب نوشته محمدمنان رئیسی
معرفی کتاب «معماری و شهرسازی مطابق با سبک زندگی اسلامی» / بخش دوم
4⃣ فصل چهارم: حدود عمودی شهر مطابق با سبک زندگی اسلامی
در این فصل نگارنده معتقد است که توسعه عمودی شهر و بلندمرتبهسازی در اسلام مطلوب نیست و برای این مدعا به دو دسته دلیل استناد میکند؛ ادله صریح و ادله غیرصریح.
در ادله صریح به احادیثی اشاره میکند که مستقیماً با این موضوع مرتبطاند. احادیثی که به نفی ارتفاع زیاد ساختمان، نفی اشراف به همسایه از طریق بلند ساختن بنا و جلوگیری نکردن از تهویه مطلوب برای همسایه اشاره دارد.
در ادله غیرصریح نگارنده از آیات و احادیثی که مستقیماً به بلندمرتبهسازی اشاره نکردهاند اما از آنها نفی ارتفاع زیاد ساختمان استنباط میشود اشاره میکند:
- احادیثی در نفی مرتفع ساختن مسجد؛ که نگارنده معتقد است وقتی مساجد که کانون کالبدی شهر هستند از بلند ساختن نفی شدهاند، سایر ابنیه شهر نیز به طریق اولی شامل این قاعده میشوند.
- تقابل توسعه عمودی با تامین آسایش و آرامش ساکنین ابنیه مسکونی: نویسنده کتاب در اینجا با ارائه تحلیلهایی معتقد است که بلندمرتبهسازی مانعی برای آرامش و آسایش انسان است و آن را مختل میکند.
- تقابل توسعه عمودی با انجام برخی تکالیف اجتماعی مانند انجام تکالیف نسبت به همسایه
- تقابل توسعه عمودی با برخی از سنن معصومین (ع) مانند سنت مشاهده آسمان و ستارگان در سحرگاهان و سنت استهلال در شب اول ماه
همچنین نگارنده در ادامه با استفاده از یکی از این دلایل یعنی سنت مشاهده آسمان و ستارگان با محاسباتی به ارتفاعی حدودی برای یک ساختمان میرسد.
در پایان این فصل نگارنده به تطبیق سخنان خود با یافتههای علمی معاصر میپردازد و با اشاره به نظریات و تحلیلهایی از متفکرین عرصه معماری و شهرسازی در نقد توسعه عمودی، مهر تاییدی بر نظریات ارائه شده خویش میزند.
🏙 رهایی از معماری وحشی
| @memarivahshi |
| معماری هجری |
معرفی کتاب «معماری و شهرسازی مطابق با سبک زندگی اسلامی» / بخش دوم 4⃣ فصل چهارم: حدود عمودی شهر مطاب
معرفی کتاب «معماری و شهرسازی مطابق با سبک زندگی اسلامی» / بخش سوم
5⃣ فصل پنجم: ساختار کالبدی و شاخصههای عددی شهر مطابق با سبک زندگی اسلامی
در این فصل نگارنده ابتدا به چندین ساختار ارائه شده توسط اندیشمندان مختلف برای شهر اسلامی اشاره میکند و آنها را در واقع ساختارهای شهر مسلمانان که در گذشته وجود داشته میداند و نه شهری که باید باشد و شهر اسلامی را شهری میداند که برگرفته از مبانی اسلامی باشد.
نگارنده عوامل موثر بر شهر اسلامی را به دوسته فرامادی (ثابت) و مادی (متغیر) تقسیمبندی میکند. عوامل مادی عواملی مانند آبوهوا، اقیلم و... است که در هر شهر ممکن است تغییر کند. اما عوامل فرامادی در واقع باورها و اعتقادات و ارزشها هستند که بر اساس آنها کالبد شکل میگیرد با این نکته که در عین ثابت بودن و مشترک بودن این عوامل، میتوان با توجه به شرایط محیطی مختلف مصادیق متفاوتی در کالبد طراحی نمود.
نگارنده در ادامه عوامل فرامادی (مبانی و باورها) را از سنخ حکمت نظری (با محوریت هستها و نیستها) و عوامل مادی (اعتباریات زمانی و مکانی) را از سنخ حکمت عملی (با محوریت بایدها و نبایدها) میداند که اصل حاکم بر وجه اول (بایدها و نبایدها) اصل حقیقتمداری و اصل حاکم بر وجه دوم (هستها و نیستها) اصل عدالتمداری میباشد.
در واقع اصل حاکم بر حوزه کنشی ما اصل عدالتمداری است و چون شهرسازی و سبک زندگی از سنخ بایدها و نبایدها هستند باید با توجه به اصل عدالتمداری طرح شوند. نگارنده در ادامه به اهمیت جایگاه عدل در شهر میپردازد و دو تعریف کلی از عدل را مطرح میکند: «وضع الشیء فی موضعه» و «اعطاء کل ذی حق حقه» و مینویسد که در ساختار کالبدی شهر آنگاه مفهوم عدالت تجلی حداکثری مییابد که اولاً بر مبنای «اعطاء کل ذی حق حقه» کاربریهای شهری به تمام نیازهای مشروع انسانها پاسخ دهند و به هر نیاز پاسخ به حقی اعطاء شود؛ ثانیاً برمبنای «وضع الشیء فی موضعه» هر کاربری در جای مناسب خود مکانیابی شود. بر این اساس نیازهای انسان و چگونگی پاسخ نظام کالبدی شهری به این نیازها ملاک اصلی برای سنجش تحقق یا عدم تحقق عدالت در این نظام است.
در ادامه نگارنده با رد هرم نیازهای مازلو از منظر اسلام به روایتی از امام علی (ع) اشاره میکند که برای انسان چهار نفس نباتی و حیوانی (نیازهای مادی) و نفس عقلانی و الهی (نیازهای فرامادی) تعریف میکند. سپس وظیفه ساختار کالبدی شهر را پاسخ عادلانه به نیازهای این چهار نفس معرفی میکند. در ادامه برای تبیین ساختار کالبدی شهر اسلامی به صورت یک سیر منطقی بندهای زیر را مطرح میکند:
۱. شهر باید به همه نیازهای انسان پاسخ بدهد، به نحوی که بخشی از شهر متناسب با نیازهای مادی انسان و بخشی دیگر متناسب با نیازهای معنوی انسان باشد.
۲. مطابق با معارف اسلامی نیازهای معنوی بر نیازهای مادی اولویت دارند.
۳. بر اساس اولویت نیازهای معنوی بر مادی نتیجه میگیریم که کاربریهای مذهبی نیز بر سایر کاربریها اولویت دارند. برای مثال همانگونه که قبلاً ذکر شد مسجد باید در سلسهمراتب بالاتری نسبت به سایر کاربریها قرار گیرد.
۴. اولویت مسجد بر سایر کاربریها
۵. اصل مسجدمحوری در کلیت شهر و محلات آن؛ در مرکز هر محله مسجد محله و در مرکز چند محله مسجد منطقه و در مرکز چند منطقه مسجد جامع قرار می گیرد.
۶. اولویت سایر کاربریهای عمومی بر کاربریهای خصوصی
۷. حدود کالبدی محله: در این جا نگارنده با استناد به دو حدیث از پیامبر صلواتالله علیه (برای همسایه مسجد نماز قبول نمی شود مگر در مسجد) و امام علی علیهالسلام (همسایه مسجد چهل خانه از چهار طرف است) استنباط میکند که حدود کالبدی محله باید به اندازه چهل خانه از چهار طرف آن باشد زیرا در صورت بیشتر بودن، آن، خانههایی وجود خواهد داشت که همسایه مسجد محسوب نمیشوند و نیاز نیست نماز خود را در مسجد لزوماً بگذارند که این با احادیثی که مسلمانان را اکیدا به شرکت در نماز جماعت توصیه نموده مغایرت دارد.
۸. حداکثر اندازه شعاع محله: در ادامه نگارنده با فرض قبل و اینکه عرض پلاک مسکونی بین ۱۵ تا ۲۰ متر باشد حداکثر اندازه شعاع محله را در دو حالت به صورت تقریبی محاسبه میکند و نهایتاً شعاع حدود ۷۵۰ متر را مطلوب میداند
۹. حداکثر مساحت و جمعیت محله: در این بخش با توجه به بندهای قبل و محاسبات عددی و استدلالات شهرسازانه و فقهی، نهایتاً مساحت میانگین خانه را حدود ۳۱۲ متر محاسبه میکند. همچنین حداکثر مساحت هر محله ۱۷۶ هکتار و حداکثر جمعیت هر محله ۱۱,۳۰۰ نفر ارائه میشود.
۱۰. در بند آخر نیز نگارنده با جمعبندی مطالب قبل حداکثر جمعیت شهر را حدود ۱,۷۰۰,۰۰۰ نفر محاسبه میکند که تراکم ناخالص مسکونی چنین شهری برابر است با ۴۵ نفر در هکتار. همچنین حداکثر ۱۵۰ محله میتواند در یک شهر وجود داشته باشد.
🏙 رهایی از معماری وحشی
| @memarivahshi |