رفتم دوش گرفتم برای باشگاه حداقل بتونم یه توپ بلند کنم به هر حال کورم دیگه. بعد از دوش گرفتن داشتم تخم مرغ عسلیمو با نون لواش میخوردم در حال حاضرم دارم به لیوان خالیه چایی که آب زده بودم تهش تا شاید یکم رنگ بده و آخرین پوست شکلات باقیمانده نگاه میکنم،عالیه.
برگشتم،به همون حالت هایی که همیشه بعد از باشگاه دارم(خسته ـ بی حال و بدن درد ـ در حال پختن از گرما) ولی این سری(سه سریه)لباسامو پخش نکردم روی زمین و دارم از گرسنگی میمرم(نهار ماهی داشتیم,لعنت).
https://eitaa.com/Mmmann/1201
- سخته چنل جدید زدن نمیدونم اسمشو چی بزارم.چی بگم توش. دوچنل بودن سخته از نظرم
اگه کسایی رو که میشناسنم رو بندازم بیرون هم به نظرم بد بشه .
خب ...مبارکه شدیکی از دغدغه هام.
خب راستش...