شماره "۱"
شب بخیرر
یاد راوی افتادم.
یه بار گفت، شبت بخیر ای کسی که هیچکس بهش شب بخیر نمیگه:)
شماره "۱"
یاد راوی افتادم. یه بار گفت، شبت بخیر ای کسی که هیچکس بهش شب بخیر نمیگه:)
دلم براش تنگ شد خیلی وقته نیست...
(اولین منتقدم بود😭)
شماره "۱"
درود به کانال دارای نقاش، من یه نویسنده بیچارهام که عاشق جامعهی شماست پس این تقدیمی مال خودتونه. د
اولین اوسی با موفقیت نابود شد_(اولین تقدیمی رو نوشتم🙏)
شماره "۱"
عااا خب این پیام هیچکس یکم زیادی روم تاثیر گذاشت و از اونجایی که خیلی جوگیرم یه چیزایی کشیدم که به ن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
اما طوفان آمد. طوفان کت و شلوار سیاه داشت و داخل یک جیبش اسکناس و در جیب دیگرش یک بستهی کوچک سفید ر
عمارت مکِنزی جایی بود که بازیگر معروف و مشهور، هانا مکنزی در آن زندگی میکرد. یعنی مادر الایجا.
عمارتی بزرگ با نمای سنگهای قیمتی و شیشههای درخشان، حیاطی به وسعت باغ که پر بود از پرنده و درختهای سبز. آنچهار نفر با آن ون قراضه در آن عمارت مانند موشهایی کثیف میمانستند.
لوگان به الایجا گفت:《به بابات حق میدم که با مامانت...》
اسپایک پرید میان حرفش:《گان ببند》
در سالن اصلی ایستاده و منتظر مادر الایجا بودند. سالن اصلی، جایی که وسایل تزئینی و مجسمهها، خود به تنهایی به اندازه کل دریمز گریویارد میارزید. الایجا سرش را پایین انداخته بود و آنقدر محکم بند کولهاش را چنگ زده بود که بند انگشتهایش سفید شده بودند.
فردی با تکان سر موهایش را از جلوی چشمانش کنار زد و سیگاری میان لبهایش گذاشت.
صدایی از بالای پلهها گفت:《لطفا داخل خونه سیگار نکش》
نفس الایجا حبس شد، زیباترین زنی که آنها تا به حال در عمر خود دیده بودند بالای پلهها ایستاده بود. تنها نقص درون چهرهی زن، چشمانش بودند.
آنها غمگین بودند و پر از عذاب.
لبهای سرخش را بر هم زد:《الایجا》
کولهی الایجا از دستش افتاد:《ما...مان》
مادر الایجا با وقار از پلهها پایین آمد. رو به روی الایجا ایستاد و وقتی همه انتظار داشتند او را در آغوش بگیرد، از او روی برگرداند:《نباید میاومدی.》
لوگان اخم کرد و خواست جلو برود که اسپایک او را گرفت، با بدخلقی به مادر الایجا گفت:《الایجا توضیح میخواد. از شما و از پدرش. شما گفتید خبر دارید کجاست.》
مادرش با بی اعتنایی به او نگاه کرد:《و شماها کی باشید؟》
فردی بدون در نظر گرفتن هشدار زن سیگارش را روشن کرد:《ما خانوادهشیم》