"این دریاچه رووو ماهیهاشووو وای حواستون باشه پاتون نره روش"
(دریاچهای که خواهر میگفت یه چاله آب به قطر یه انگشت بود)
شماره "۱"
"این دریاچه رووو ماهیهاشووو وای حواستون باشه پاتون نره روش" (دریاچهای که خواهر میگفت یه چاله آب ب
"_اینجام اقیانوسه. کوسهها روو چادرتو بپا
+وای چادرم خیس شد
_الان کوسهای شدی.
(گوشه چادر همهشون رفت تو اون فواره کوجولو و کوسهای شدن btw)
"_احمد میشه این پر رو بردارم🗣
+از من میپرسی چرا خب بردار
(پر بر داشته میشود.)
_من مطمئنم این پره میکروب داره و من تا خونه برسیم میمیرم. (پر داخل جیب گذاشته میشود)
"یکی پوشیه بزنه کیفشو بندازه وسط جمعیت داد بزنه الله اکبر🗣"
(متاسفانه عملیات انجام نشد_)
"+این املته چرا انقدر شلعه.
_الان با چی بخوریم؟ قاشق نمیدن؟
+با نون بخور(در آخر هیچ قاشقی داده نشد و همه نون رو داخل املت زدن)
_ایی این چیه توش؟
+تریاکه تریاک
_تریاک که سفید نیست