eitaa logo
آرشیو شیعه پاسخ
2.8هزار دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
10 فایل
کانال اصلی ؛ @Rahnamye_Behesht سایت : shiapasokh.com shiapasokh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
❔شما فرمودین که خدا انسان رو افریده که به کمال و سعادت برسند اگه به کمال و سعادت برسند قراره چه بیفته مگه ❕میشه در مورد هدف خلقت انسان به طور کلی توضیح بدین❗️❗️ 💠💠 ❗️از آیات و روایات استفاده می شود که خداوند عالم آفرینش را برای انسان آفریده است ؛ 🔶 https://t.me/Rahnamye_Behesht/4783 👌و انسان هم برای به کمال و رسیدن بر اساس عمل به برنامه الهی ، آفریده شده است چرا که خداوند چشمه اى است فياض و مبدئى است نعمت آفرين كه موجودات را در كنف حمايت خود مى گيرد، و آنها را پرورش داده، از نقص به كمال مى برد، و اين است هدف واقعى عبوديت و بندگى ما، و اين است فلسفه عبادات و نيايشهاى ما كه همگى كلاسهاى تربيت براى تكامل ما است ، به اين ترتيب نتيجه مى گيريم كه هدف آفرينش ما پيشرفت و تكامل ما است. 📚تفسیر نمونه ج22 ص392 👌لذا می فرماید ؛ « من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند ( و از این طریق تکامل یابند و به من نزدیک شوند )» 🔶ذاریات56 ❕ در روایتی امده است که خداوند در حضرت موسی چنین فرمود: « ای بندگان من شما را نیافریدم ( و تکلیف نکردم) تا بدین وسیله از تنهایی وکمی در آمده و صاحب یاور و جماعت زیادی شوم و نه با شما انس گرفته تا به واسطه آن وحشت نکنم و نه به کمک شما عجز خود را ترمیم نمایم همین قدر بدانید که اگر تمام مخلوقات من در آسمان و زمین پشت به هم داده و اطاعت و عبادت من کنند و شب و روز مرا کنند به سلطنت و قدرتم چیزی اضافه نمی شود چه آن که ساحت من والاتر از آن بوده و از این نواقص مبرا است» 📚علل الشرایع ج1 ص13 👌در روایت دیگری امام علیه السلام فرمود: « خداوند از روی بازی و بازیچه بندگان را نیافریده ( وتکلیف نکرده است) بلکه آنان را افریده و تکلیف به طاعت کرده تا از این طریق ( به تکامل رسیده) و مستوجب بهشت و رضایت او شوند و انان را خلق ( وتکلیف) نکرده است تا به واسطه انان منفعتی بدست اورده یا ضرری را از خود دفع کند بلکه انان را خلق کرد( و تکلیفشان کرد) تا به انان برساند و انان را در جایگاه نعمت های ابدی قرار دهد» 📚بحار الانوار ج5 ص313 👌بنابراین هدف از آفرینش تمام عالم ، انسان است و هدف از خلقت انسان هم به کمال رسیدن و انسان هم به کمال نمی رسد مگر آنکه به برنامه خداوند عمل کند. ❕حال آنچه مورد سوال واقع شده است آن است که هدف از تکامل و به سعادت رسیدن چیست ، وقتی بندگان به تکامل و به سعادت برسند چه اتفاقی می افتد ❔ 👌پاسخ روشن است . تكامل، هدف نهايى و يا به تعبير ديگر" غاية الغايات" است. ❕توضيح اينكه: اگر از سؤال كنيم براى چه درس مى خوانى؟ مى گويد: براى اينكه به دانشگاه راه يابم. باز اگر سؤال كنيم دانشگاه را براى چه مى خواهى؟ مى گويد براى اينكه فى المثل دكتر يا مهندس لايقى شوم. مى گوئيم مدرك دكترا و مهندسى را براى چه مى خواهى؟ مىگويد براى اينكه فعاليت مثبتى كنم و هم درآمد داشته باشم باز مى گوئيم درآمد خوب را براى چه مى خواهى مى گويد: براى اينكه زندگى آبرومند و مرفهى داشته باشم.سرانجام مى پرسيم زندگى مرفه و آبرومند براى چه مى خواهى؟ 👌در اينجا مى بينيم لحن سخن او مى شود و مىگويد خوب، براى اينكه زندگى مرفه و آبرومندى داشته باشم، يعنى همان پاسخ سابق را تكرار مى كند. ❕اين دليل بر آن است كه او به پاسخ نهايى، و به اصطلاح به" غاية الغايات" كار خويش رسيده كه ما وراى آن پاسخ ديگرى نيست، و هدف نهايى را تشكيل مى دهد. اين در مسائل زندگى . 👌در زندگى نيز مطلب همين گونه است، وقتى گفته مى شود آمدن انبياء و نزول كتب آسمانى، و تكاليف و برنامه هاى تربيتى براى چيست مى گوئيم براى تكامل انسانى و قرب به خدا و بهره مندی از سعادت اخروی و اگر سؤال كنند تكامل و قرب پروردگار و سعادت براى چه منظورى است مى گوئيم براى قرب به پروردگار و سعادت ، يعنى اين هدف نهايى است، و به تعبير ديگر ما همه چيز را براى تكامل و سعادت و قرب به خدا مى خواهيم اما قرب به خدا را براى خودش (يعنى براى به پروردگار). 📚تفسیر نمونه ج22 ص393 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
🤔 ❔شما فرمودین که خدا انسان رو افریده که به کمال و سعادت برسند اگه به کمال و سعادت برسند قراره چه بیفته مگه ❕میشه در مورد هدف خلقت انسان به طور کلی توضیح بدین❗️❗️ 💠💠 ❗️از آیات و روایات استفاده می شود که خداوند عالم آفرینش را برای انسان آفریده است ؛ 🔶 https://t.me/Rahnamye_Behesht/4783 👌و انسان هم برای به کمال و رسیدن بر اساس عمل به برنامه الهی ، آفریده شده است چرا که خداوند چشمه اى است فياض و مبدئى است نعمت آفرين كه موجودات را در كنف حمايت خود مى گيرد، و آنها را پرورش داده، از نقص به كمال مى برد، و اين است هدف واقعى عبوديت و بندگى ما، و اين است فلسفه عبادات و نيايشهاى ما كه همگى كلاسهاى تربيت براى تكامل ما است ، به اين ترتيب نتيجه مى گيريم كه هدف آفرينش ما پيشرفت و تكامل ما است. 📚تفسیر نمونه ج22 ص392 👌لذا می فرماید ؛ « من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند ( و از این طریق تکامل یابند و به من نزدیک شوند )» 🔶ذاریات56 ❕ در روایتی امده است که خداوند در حضرت موسی چنین فرمود: « ای بندگان من شما را نیافریدم ( و تکلیف نکردم) تا بدین وسیله از تنهایی وکمی در آمده و صاحب یاور و جماعت زیادی شوم و نه با شما انس گرفته تا به واسطه آن وحشت نکنم و نه به کمک شما عجز خود را ترمیم نمایم همین قدر بدانید که اگر تمام مخلوقات من در آسمان و زمین پشت به هم داده و اطاعت و عبادت من کنند و شب و روز مرا کنند به سلطنت و قدرتم چیزی اضافه نمی شود چه آن که ساحت من والاتر از آن بوده و از این نواقص مبرا است» 📚علل الشرایع ج1 ص13 👌در روایت دیگری امام علیه السلام فرمود: « خداوند از روی بازی و بازیچه بندگان را نیافریده ( وتکلیف نکرده است) بلکه آنان را افریده و تکلیف به طاعت کرده تا از این طریق ( به تکامل رسیده) و مستوجب بهشت و رضایت او شوند و انان را خلق ( وتکلیف) نکرده است تا به واسطه انان منفعتی بدست اورده یا ضرری را از خود دفع کند بلکه انان را خلق کرد( و تکلیفشان کرد) تا به انان برساند و انان را در جایگاه نعمت های ابدی قرار دهد» 📚بحار الانوار ج5 ص313 👌بنابراین هدف از آفرینش تمام عالم ، انسان است و هدف از خلقت انسان هم به کمال رسیدن و انسان هم به کمال نمی رسد مگر آنکه به برنامه خداوند عمل کند. ❕حال آنچه مورد سوال واقع شده است آن است که هدف از تکامل و به سعادت رسیدن چیست ، وقتی بندگان به تکامل و به سعادت برسند چه اتفاقی می افتد ❔ 👌پاسخ روشن است . تكامل، هدف نهايى و يا به تعبير ديگر" غاية الغايات" است. ❕توضيح اينكه: اگر از سؤال كنيم براى چه درس مى خوانى؟ مى گويد: براى اينكه به دانشگاه راه يابم. باز اگر سؤال كنيم دانشگاه را براى چه مى خواهى؟ مى گويد براى اينكه فى المثل دكتر يا مهندس لايقى شوم. مى گوئيم مدرك دكترا و مهندسى را براى چه مى خواهى؟ مىگويد براى اينكه فعاليت مثبتى كنم و هم درآمد داشته باشم باز مى گوئيم درآمد خوب را براى چه مى خواهى مى گويد: براى اينكه زندگى آبرومند و مرفهى داشته باشم.سرانجام مى پرسيم زندگى مرفه و آبرومند براى چه مى خواهى؟ 👌در اينجا مى بينيم لحن سخن او مى شود و مىگويد خوب، براى اينكه زندگى مرفه و آبرومندى داشته باشم، يعنى همان پاسخ سابق را تكرار مى كند. ❕اين دليل بر آن است كه او به پاسخ نهايى، و به اصطلاح به" غاية الغايات" كار خويش رسيده كه ما وراى آن پاسخ ديگرى نيست، و هدف نهايى را تشكيل مى دهد. اين در مسائل زندگى . 👌در زندگى نيز مطلب همين گونه است، وقتى گفته مى شود آمدن انبياء و نزول كتب آسمانى، و تكاليف و برنامه هاى تربيتى براى چيست مى گوئيم براى تكامل انسانى و قرب به خدا و بهره مندی از سعادت اخروی و اگر سؤال كنند تكامل و قرب پروردگار و سعادت براى چه منظورى است مى گوئيم براى قرب به پروردگار و سعادت ، يعنى اين هدف نهايى است، و به تعبير ديگر ما همه چيز را براى تكامل و سعادت و قرب به خدا مى خواهيم اما قرب به خدا را براى خودش (يعنى براى به پروردگار). 📚تفسیر نمونه ج22 ص393 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
🤔 ❔خداوند در قرآن می گوید مومنین امورشان را با شوری پیش میبرند (شوری37) ، مردم نیز پس از پیامبر با شوری ابوبکر را انتخاب کردند و دیگر جایی برای خلافت علی باقی نماند ❗️❗️ 💠💠 👌انتخاب امام و امام تنها به نص خداوند ممکن است و رای مردم هیچ گونه نقشی در مشروعیت امام ندارد ؛ چرا که امام باید دارای دو ویژگی وخصلت مهم باشد ؛ 1⃣ وافر و کافی به تمام دستورات خداوند وشریعت که طبیعتا این علم جز با تعلیم الهی ممکن نیست . 2⃣امام باید داشته باشد تا در تبلیغ شریعت وپاسبانی از آن دچار واشتباه نشود . 🔷از آنجایی که جز خداوند کسی نمیداند این صفات در وجود چه افرادی است ثابت میشود که تنها باید امام را تعیین وانتخاب کند و مردم هیچ گونه نقشی در انتخاب امام ندارند ، همان گونه که مردم در انتخاب نبی و پیامبر نقشی ندارند . 🔶امام علیه السلام فرمود : « انتخاب امام وظیفه ای لازم است که بر عهده خداوند است ( و مردم ندارند )» 📚 الاسناد ج377 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « امامت الهی است و انتخاب آن تنها به عهده خدا است ( و مردم نقشی ندارند )» 📚 ج1 ص277 🔷 نیز می فرماید ؛ « پرودگارت هر چه را بخواهد بر می گزیند آنها ( مردم ) در برابر او ندارند » 🔶 68 👌لذا خداوند انتخاب امام را عهد خود دانسته و می فرماید ؛ «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين‏ » « عهد من ( امامت ) به ستمکاران نمی رسد » 🔸بقره 124 🔷علمای اهل نقل می کنند ؛ «هنگامی که پیامبر برخی شخصیت های برجسته عرب را به اسلام دعوت میکرد، آنان پذیرش دعوت آن حضرت را مشروط به ریاست و پس از وی می دانستند اما آن حضرت در پاسخ می فرمود: "جانشینی پس از من موضوعی الهی وخارج از اختیار من است وخداوند آن را به خود در جایگاه واقعی خود قرار میدهد " «الامر الی الله یضعه حیث یشاء» 📚 فی التاریخ،ج1 ص609 _تاریخ ،ج1 ص556 👌توضیح بیشتر در مورد الهی بودن منصب امامت را در نمایه زیر مطالعه کنید ؛ 🌷 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1765 ❕حال به سخن اهل سنت توجه کنیم که بر پایه استدلال به آیه شریفه « َ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُم‏ » ( شوری 38) به نصب امامت از طریق شوری هستند . 👌این عقیده و استدلال بسیار سست و سطحی است زیرا آیه فوق می گوید مومنین در امور خودشان و اموری که مربوط به آنها می شود ( امرهم ) از طریق شوری امور را پیش می برند ، اما چنان که توضیح دادیم ، انتخاب امام ، امری الهی است نه مردمی ، لذا مردم در انتخاب آن از طریق شوری و ... نقشی ندارند ، چنان که مردم در انتخاب نبی و احکام و عبادات نقشی ندارند زیرا همه این موارد ، اموری الهی هستند و از محدوده اختیار مردم خارج است . 👌از این گذشته ، کدامیک از خلفای اهل سنت با مشورت خلافت را بدست گرفت ❔ 👌ابوبکر که با تهدید و ارعاب و با وجود مخالفت اکثر صحابه خلیفه شد چنان که بخاري در صحيح خود از زبان عمر بن خطاب نقل می کند ؛ «تمامي انصار با ما مخالفت كردند و در سقيفه بنی ساعده جمع شدند، و نيز علی و زبير و كسانی كه همراه آن‌ها بودند، با ما كردند» 📚صحیح بخاری،ج8 ص26 🔸و طبری و ابن اثير در تاريخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و يا بعضی از آن‌ها گفتند که ما تنها با علی بن ابی طالب بيعت مي‌کنيم ؛ « فقالت الا نصار او بعض الانصار: لا نبايع الا علیا» 📚الكامل ج 2، ص 325 _ تاريخ الطبري ج 2 ص 443 🔸عمر نیز با تصریح ابوبکر و بدون مشورت و شوری خلیفه شد و عثمان هم از طریق یک شوری شش نفره سفارشی و جبری و بدون نظر خواهی از اکثر مردم به خلافت رسید که تفصیل آن را در زیر بخوانید ؛ 🌷 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1155 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA http://eitaa.com/joinchat/304152577C9f840da185 https://sapp.ir/poorseman
🤔 ❔خداوند در قرآن می گوید مومنین امورشان را با شوری پیش میبرند (شوری37) ، مردم نیز پس از پیامبر با شوری ابوبکر را انتخاب کردند و دیگر جایی برای خلافت علی باقی نماند ❗️❗️ 💠💠 👌انتخاب امام و امام تنها به نص خداوند ممکن است و رای مردم هیچ گونه نقشی در مشروعیت امام ندارد ؛ چرا که امام باید دارای دو ویژگی وخصلت مهم باشد ؛ 1⃣ وافر و کافی به تمام دستورات خداوند وشریعت که طبیعتا این علم جز با تعلیم الهی ممکن نیست . 2⃣امام باید داشته باشد تا در تبلیغ شریعت وپاسبانی از آن دچار واشتباه نشود . 🔷از آنجایی که جز خداوند کسی نمیداند این صفات در وجود چه افرادی است ثابت میشود که تنها باید امام را تعیین وانتخاب کند و مردم هیچ گونه نقشی در انتخاب امام ندارند ، همان گونه که مردم در انتخاب نبی و پیامبر نقشی ندارند . 🔶امام علیه السلام فرمود : « انتخاب امام وظیفه ای لازم است که بر عهده خداوند است ( و مردم ندارند )» 📚 الاسناد ج377 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « امامت الهی است و انتخاب آن تنها به عهده خدا است ( و مردم نقشی ندارند )» 📚 ج1 ص277 🔷 نیز می فرماید ؛ « پرودگارت هر چه را بخواهد بر می گزیند آنها ( مردم ) در برابر او ندارند » 🔶 68 👌لذا خداوند انتخاب امام را عهد خود دانسته و می فرماید ؛ «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين‏ » « عهد من ( امامت ) به ستمکاران نمی رسد » 🔸بقره 124 🔷علمای اهل نقل می کنند ؛ «هنگامی که پیامبر برخی شخصیت های برجسته عرب را به اسلام دعوت میکرد، آنان پذیرش دعوت آن حضرت را مشروط به ریاست و پس از وی می دانستند اما آن حضرت در پاسخ می فرمود: "جانشینی پس از من موضوعی الهی وخارج از اختیار من است وخداوند آن را به خود در جایگاه واقعی خود قرار میدهد " «الامر الی الله یضعه حیث یشاء» 📚 فی التاریخ،ج1 ص609 _تاریخ ،ج1 ص556 👌توضیح بیشتر در مورد الهی بودن منصب امامت را در نمایه زیر مطالعه کنید ؛ 🌷 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1765 ❕حال به سخن اهل سنت توجه کنیم که بر پایه استدلال به آیه شریفه « َ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُم‏ » ( شوری 38) به نصب امامت از طریق شوری هستند . 👌این عقیده و استدلال بسیار سست و سطحی است زیرا آیه فوق می گوید مومنین در امور خودشان و اموری که مربوط به آنها می شود ( امرهم ) از طریق شوری امور را پیش می برند ، اما چنان که توضیح دادیم ، انتخاب امام ، امری الهی است نه مردمی ، لذا مردم در انتخاب آن از طریق شوری و ... نقشی ندارند ، چنان که مردم در انتخاب نبی و احکام و عبادات نقشی ندارند زیرا همه این موارد ، اموری الهی هستند و از محدوده اختیار مردم خارج است . 👌از این گذشته ، کدامیک از خلفای اهل سنت با مشورت خلافت را بدست گرفت ❔ 👌ابوبکر که با تهدید و ارعاب و با وجود مخالفت اکثر صحابه خلیفه شد چنان که بخاري در صحيح خود از زبان عمر بن خطاب نقل می کند ؛ «تمامي انصار با ما مخالفت كردند و در سقيفه بنی ساعده جمع شدند، و نيز علی و زبير و كسانی كه همراه آن‌ها بودند، با ما كردند» 📚صحیح بخاری،ج8 ص26 🔸و طبری و ابن اثير در تاريخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و يا بعضی از آن‌ها گفتند که ما تنها با علی بن ابی طالب بيعت مي‌کنيم ؛ « فقالت الا نصار او بعض الانصار: لا نبايع الا علیا» 📚الكامل ج 2، ص 325 _ تاريخ الطبري ج 2 ص 443 🔸عمر نیز با تصریح ابوبکر و بدون مشورت و شوری خلیفه شد و عثمان هم از طریق یک شوری شش نفره سفارشی و جبری و بدون نظر خواهی از اکثر مردم به خلافت رسید که تفصیل آن را در زیر بخوانید ؛ 🌷 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1155 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA http://eitaa.com/joinchat/304152577C9f840da185 https://sapp.ir/poorseman
🤔 ❔برخی شبهه می کنند که ابن را زدند و دروغ می گویند که علی گفته است که با او رفتار کنید چیست❕❕ 💠💠 👌این که حضرت علی علیه السلام دستور به حسن معاشرت با ابن که به اسارت در آمده بود دادند مساله ای مسلم در است و قابل انکار نمی باشد . 🔷در کتاب الاسناد چنین نقل شده است ؛ « علی علیه السلام زمانی که مورد ضربه ابن ملجم قرار گرفت فرمود که این را حبس کنید و به او غذا بدهید و با او خوب رفتار کنید . اگر زنده ماندم خودم تصمیم می گیرم که چگونه با او برخورد کنم اگر بخواهم قصاص می کنم و اگر بخواهم می بخشم و اگر از رفتم امر دست شما است .اگر تصمیم بر قصاص گرقتید او را مثله نکنید » 📚 الاسناد ص67 📚 الشیعه ج29 ص127 📚 ابن شهر آشوب ج3 ص312 👌در دیگری آمده است ؛ « علی علیه السلام به فرزندش حسن روی کرد و فرمود با اسیرت ( ابن ) خوب کن و به او احسان کن ...زمانی که حسن علیه السلام برایش مقداری بردند تا بخورد حضرت کمی از آن را خوردند و فرمودند بقیه را به اسیرتان ابن بدهید و به حسن علیه السلام فرمودند بحقی که بر ذمه تو دارم به او غذا و نوشیدنی بده و تا زمان موتم با رفق و مدارا با او رفتار کن و از آن چه و می آشامی به او هم بده » 📚 الانوار ج42 ص287 📚 الوسائل ج11 ص79 ❕و در مورد نحوه ابن ملجم فرمودند ؛ « ای فرزندان عبدالمطلب نکند بعد از شهادتم ( به بهانه قتل من ) در خون فرو روید و بگویید امیر مومنان شد. آگاه باشید جز من را به سبب قتل من نکشید ( درست ) بنگرید هر گاه من از این ضربت از دنیا پوشیدم ، او را تنها یک بزنید تا یک ضربت در برابر یک ضربت باشد و او را مثله نکنید ( گوش و بینی و اعضای بدن او را جدا نسازید ) که من از رسول خدا شنیدم که می فرمود از کردن بپرهیزید هر چند نسبت به سگ گزنده باشد » 📚 البلاغه نامه 47 بخش چهارم 📚 الشیعه ج29 ص128 🔷شیخ نیز نقل می کند که حضرت به امام حسن فرمودند : « ای فرزندم ( اگر خواستی قصاص کنی ) یک به او بزن در برابر ضربه ای که به من زد و از این تعدی نکن » 📚 ج1 ص237 👌امام علیه السلام نیز فرمود : « وصیت علی به حسن علیهما السلام این بود که ای فرزندم تو ولی امر و ولی دم من هستی اگر خواستی عفو بکن و اگر خواستی قصاص کنی پس یک به او بزن در قبال یک ضربه ای که به من زده است » 📚 طوسی ص117 ❕شیخ مفید نیز نقل می کند که حضرت به امام فرمود : « از کردن قاتلم بپرهیز زیرا رسول خدا آن را مکروه می دانست حتی نسبت به یک سگ گزنده » 📚 ص150 ❕امام حسن علیه السلام نیز مطابق امام علی علیهما السلام عمل کردند . 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « چون ابن را به نزد امام حسن آوردند آن گفت با خدا عهد کرده بودم که پدر تو را بکشم ، و به عهد خودم وفا کردم اگر خواهی مرا بکش و اگر عفو کنی می روم به نزد و او را به قتل می رسانم و تو را از شر او راحت می دهم و باز به نزد تو می آیم .حضرت فرمود تو را به زودی به جهنم می فرستم پس او را بطلبید و به دست مبارک خود( با ضربتی) او را زد » 📚 الاسناد ص144 📚 الشیعه ج29 ص128 👌امام علیه السلام نیز طبق نقلی فرمود ؛ « من امتثال امر پدر خود می نمایم و یک ضربت بر او می زنم تا بمیرد » 📚 الانوار ج42 ص297 🔷در نقل دیگر آمده است ؛ « استخوانهای ابن ملجم را در گودالی انداخته بودند و پیوسته مردم کوفه از آن گودال صدای ناله و فریاد می شنیدند » 📚مناقب ابن شهر آشوب ج2 ص387 📚جلاء العیون ص375 ❕البته در برخی روایات ضعیف آمده است که برخی افراد آمدند به نزد امام حسن علیه السلام و درخواست کردند که قصاص را آنها انجام دهند و آنها ابن ملجم را مثله کردند و پس از آن جنازه اش را آتش زدند یا پس از قصاص ابن ملجم توسط امام حسن علیه السلام افراد دیگری جنازه ابن ملجم را آتش زدند . ❕این مضمون روایات از حیث سند و هستند و قابل اعتنا نمی باشند و خلاف مشهور روایاتی است که ما آوردیم . https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
🤔 ❔شما فرمودین که خدا انسان رو افریده که به کمال و سعادت برسند اگه به کمال و سعادت برسند قراره چه بیفته مگه ❕میشه در مورد هدف خلقت انسان به طور کلی توضیح بدین❗️❗️ 💠💠 ❗️از آیات و روایات استفاده می شود که خداوند عالم آفرینش را برای انسان آفریده است ؛ 🔶 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/2851 👌و انسان هم برای به کمال و رسیدن بر اساس عمل به برنامه الهی ، آفریده شده است چرا که خداوند چشمه ‏اى است فياض و مبدئى است نعمت‏ آفرين كه موجودات را در كنف حمايت خود مى‏ گيرد، و آنها را پرورش داده، از نقص به كمال مى ‏برد، و اين است هدف واقعى عبوديت و بندگى ما، و اين است فلسفه عبادات و نيايشهاى ما كه همگى كلاسهاى تربيت براى تكامل ما است ، به اين ترتيب نتيجه مى ‏گيريم كه هدف آفرينش ما پيشرفت و تكامل ما است. 📚تفسیر نمونه ج22 ص392 👌لذا می فرماید ؛ « من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند ( و از این طریق تکامل یابند و به من نزدیک شوند )» 🔶ذاریات56 ❕ در روایتی امده است که خداوند در حضرت موسی چنین فرمود: « ای بندگان من شما را نیافریدم ( و تکلیف نکردم) تا بدین وسیله از تنهایی وکمی در آمده و صاحب یاور و جماعت زیادی شوم و نه با شما انس گرفته تا به واسطه آن وحشت نکنم و نه به کمک شما عجز خود را ترمیم نمایم همین قدر بدانید که اگر تمام مخلوقات من در آسمان و زمین پشت به هم داده و اطاعت و عبادت من کنند و شب و روز مرا کنند به سلطنت و قدرتم چیزی اضافه نمی شود چه آن که ساحت من والاتر از آن بوده و از این نواقص مبرا است» 📚علل الشرایع ج1 ص13 👌در روایت دیگری امام علیه السلام فرمود: « خداوند از روی بازی و بازیچه بندگان را نیافریده ( وتکلیف نکرده است) بلکه آنان را افریده و تکلیف به طاعت کرده تا از این طریق ( به تکامل رسیده) و مستوجب بهشت و رضایت او شوند و انان را خلق ( وتکلیف) نکرده است تا به واسطه انان منفعتی بدست اورده یا ضرری را از خود دفع کند بلکه انان را خلق کرد( و تکلیفشان کرد) تا به انان برساند و انان را در جایگاه نعمت های ابدی قرار دهد» 📚بحار الانوار ج5 ص313 👌بنابراین هدف از آفرینش تمام عالم ، انسان است و هدف از خلقت انسان هم به کمال رسیدن و انسان هم به کمال نمی رسد مگر آنکه به برنامه خداوند عمل کند. ❕حال آنچه مورد سوال واقع شده است آن است که هدف از تکامل و به سعادت رسیدن چیست ، وقتی بندگان به تکامل و به سعادت برسند چه اتفاقی می افتد ❔ 👌پاسخ روشن است . تكامل، هدف نهايى و يا به تعبير ديگر" غاية الغايات" است. ❕توضيح اينكه: اگر از سؤال كنيم براى چه درس مى‏ خوانى؟ مى‏ گويد: براى اينكه به دانشگاه راه يابم. باز اگر سؤال كنيم دانشگاه را براى چه مى ‏خواهى؟ مى‏ گويد براى اينكه فى المثل دكتر يا مهندس لايقى شوم. مى‏ گوئيم مدرك دكترا و مهندسى را براى چه مى‏ خواهى؟ مى‏گويد براى اينكه فعاليت مثبتى كنم و هم درآمد داشته باشم باز مى‏ گوئيم درآمد خوب را براى چه مى‏ خواهى مى‏ گويد: براى اينكه زندگى آبرومند و مرفهى داشته باشم.سرانجام مى ‏پرسيم زندگى مرفه و آبرومند براى چه مى ‏خواهى؟ 👌در اينجا مى‏ بينيم لحن سخن او مى ‏شود و مى‏گويد خوب، براى اينكه زندگى مرفه و آبرومندى داشته باشم، يعنى همان پاسخ سابق را تكرار مى ‏كند. ❕اين دليل بر آن است كه او به پاسخ نهايى، و به اصطلاح به" غاية الغايات" كار خويش رسيده كه ما وراى آن پاسخ ديگرى نيست، و هدف نهايى را تشكيل مى‏ دهد. اين در مسائل زندگى . 👌در زندگى نيز مطلب همين گونه است، وقتى گفته مى‏ شود آمدن انبياء و نزول كتب آسمانى، و تكاليف و برنامه‏ هاى تربيتى براى چيست مى ‏گوئيم براى تكامل انسانى و قرب به خدا و بهره مندی از سعادت اخروی و اگر سؤال كنند تكامل و قرب پروردگار و سعادت براى چه منظورى است مى‏ گوئيم براى قرب به پروردگار و سعادت ، يعنى اين هدف نهايى است، و به تعبير ديگر ما همه چيز را براى تكامل و سعادت و قرب به خدا مى‏ خواهيم اما قرب به خدا را براى خودش (يعنى براى به پروردگار). 📚تفسیر نمونه ج22 ص393 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
هدایت شده از آرشیو شیعه پاسخ
🤔 ❔خداوند در قرآن می گوید مومنین امورشان را با شوری پیش میبرند (شوری37) ، مردم نیز پس از پیامبر با شوری ابوبکر را انتخاب کردند و دیگر جایی برای خلافت علی باقی نماند ❗️❗️ 💠💠 👌انتخاب امام و امام تنها به نص خداوند ممکن است و رای مردم هیچ گونه نقشی در مشروعیت امام ندارد ؛ چرا که امام باید دارای دو ویژگی وخصلت مهم باشد ؛ 1⃣ وافر و کافی به تمام دستورات خداوند وشریعت که طبیعتا این علم جز با تعلیم الهی ممکن نیست . 2⃣امام باید داشته باشد تا در تبلیغ شریعت وپاسبانی از آن دچار واشتباه نشود . 🔷از آنجایی که جز خداوند کسی نمیداند این صفات در وجود چه افرادی است ثابت میشود که تنها باید امام را تعیین وانتخاب کند و مردم هیچ گونه نقشی در انتخاب امام ندارند ، همان گونه که مردم در انتخاب نبی و پیامبر نقشی ندارند . 🔶امام علیه السلام فرمود : « انتخاب امام وظیفه ای لازم است که بر عهده خداوند است ( و مردم ندارند )» 📚 الاسناد ج377 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « امامت الهی است و انتخاب آن تنها به عهده خدا است ( و مردم نقشی ندارند )» 📚 ج1 ص277 🔷 نیز می فرماید ؛ « پرودگارت هر چه را بخواهد بر می گزیند آنها ( مردم ) در برابر او ندارند » 🔶 68 👌لذا خداوند انتخاب امام را عهد خود دانسته و می فرماید ؛ «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِين‏ » « عهد من ( امامت ) به ستمکاران نمی رسد » 🔸بقره 124 🔷علمای اهل نقل می کنند ؛ «هنگامی که پیامبر برخی شخصیت های برجسته عرب را به اسلام دعوت میکرد، آنان پذیرش دعوت آن حضرت را مشروط به ریاست و پس از وی می دانستند اما آن حضرت در پاسخ می فرمود: "جانشینی پس از من موضوعی الهی وخارج از اختیار من است وخداوند آن را به خود در جایگاه واقعی خود قرار میدهد " «الامر الی الله یضعه حیث یشاء» 📚 فی التاریخ،ج1 ص609 _تاریخ ،ج1 ص556 👌توضیح بیشتر در مورد الهی بودن منصب امامت را در نمایه زیر مطالعه کنید ؛ 💠https://t.me/Rahnamye_Behesht/6492 ❕حال به سخن اهل سنت توجه کنیم که بر پایه استدلال به آیه شریفه « َ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُم‏ » ( شوری 38) به نصب امامت از طریق شوری هستند . 👌این عقیده و استدلال بسیار سست و سطحی است زیرا آیه فوق می گوید مومنین در امور خودشان و اموری که مربوط به آنها می شود ( امرهم ) از طریق شوری امور را پیش می برند ، اما چنان که توضیح دادیم ، انتخاب امام ، امری الهی است نه مردمی ، لذا مردم در انتخاب آن از طریق شوری و ... نقشی ندارند ، چنان که مردم در انتخاب نبی و احکام و عبادات نقشی ندارند زیرا همه این موارد ، اموری الهی هستند و از محدوده اختیار مردم خارج است . 👌از این گذشته ، کدامیک از خلفای اهل سنت با مشورت خلافت را بدست گرفت ❔ 👌ابوبکر که با تهدید و ارعاب و با وجود مخالفت اکثر صحابه خلیفه شد چنان که بخاري در صحيح خود از زبان عمر بن خطاب نقل می کند ؛ «تمامي انصار با ما مخالفت كردند و در سقيفه بنی ساعده جمع شدند، و نيز علی و زبير و كسانی كه همراه آن‌ها بودند، با ما كردند» 📚صحیح بخاری،ج8 ص26 🔸و طبری و ابن اثير در تاريخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و يا بعضی از آن‌ها گفتند که ما تنها با علی بن ابی طالب بيعت مي‌کنيم ؛ « فقالت الا نصار او بعض الانصار: لا نبايع الا علیا» 📚الكامل ج 2، ص 325 _ تاريخ الطبري ج 2 ص 443 🔸عمر نیز با تصریح ابوبکر و بدون مشورت و شوری خلیفه شد و عثمان هم از طریق یک شوری شش نفره سفارشی و جبری و بدون نظر خواهی از اکثر مردم به خلافت رسید که تفصیل آن را در زیر بخوانید ؛ 🔰https://t.me/Rahnamye_Behesht/4371 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA http://eitaa.com/joinchat/304152577C9f840da185 https://sapp.ir/poorseman
🤔 ❔اخیرا یکی از روحانیون که رییس جمهور مملکتی است ادعا کرده است که انتخابات هدیه غرب نیست بلکه رای مردم در اسلام مورد توجه است تا آنجایی که این رای به امامت هم مشروعیت می دهد و حضرت علی فرمود هر کس را که شما به عنوان امام و راهنما معرفی کنید من هم را می کنم ❕❕ 💠💠 👌به عقیده شیعه انتخاب امام و امام تنها به نص خداوند ممکن است و رای مردم هیچ گونه نقشی در مشروعیت امام ندارد ؛ چرا که امام باید دارای دو ویژگی وخصلت مهم باشد 1⃣ وافر و کافی به تمام دستورات خداوند وشریعت که طبیعتا این علم جز با تعلیم الهی ممکن نیست 2⃣امام باید داشته باشد تا در تبلیغ شریعت وپاسبانی از آن دچار واشتباه نشود 🔷از آنجایی که جز خداوند کسی نمیداند این صفات در وجود چه افرادی است ثابت میشود که تنها باید امام را تعیین وانتخاب کند و مردم هیچ گونه نقشی در انتخاب امام ندارند. 🔶امام علیه السلام فرمود : « انتخاب امام وظیفه ای لازم است که بر عهده خداوند است ( و مردم ندارند )» 📚 الاسناد ج377 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « امامت الهی است و انتخاب آن تنها به عهده خدا است ( و مردم نقشی ندارند )» 📚 ج1 ص277 🔷پیامبر فرمود ؛ « خداوند من و اهل بیتم را بر تمام مردم ( به عنوان رهبر ) برگزیده است و در این انتخاب هیچ نقشی ندارند» 📚 الانوار ج23 ص74 🔷 نیز می فرماید ؛ « پرودگارت هر چه را بخواهد بر می گزیند آنها ( مردم ) در برابر او ندارند » 🔶 68 👌امام علیه السلام فرمود ؛ « خداوند محمد و اهل بیتش را (به عنوان رهبر و پیشوا ) است ( و مردم در انتخاب نقشی ندارند )» 📚بحار الانوار ج23 ص74 🔷علمای اهل نقل می کنند ؛ «هنگامی که پیامبر برخی شخصیت های برجسته قبایل عرب را به اسلام دعوت میکرد، آنان پذیرش دعوت آن حضرت را مشروط به ریاست و پس از وی می دانستند اما آن حضرت در پاسخ می فرمود: "جانشینی پس از من موضوعی الهی وخارج از اختیار من است وخداوند آن را به خود در جایگاه واقعی خود قرار میدهد " «الامر الی الله یضعه حیث یشاء» 📚 فی التاریخ،ج1 ص609 📚تاریخ ،ج1 ص556 ❕بنابراین مردم هیچ نقشی در امامت امام ندارند و مشروعیت امام تنها به نص الهی ثابت می شود. ❕بله اگر مردم در باشند ، امام می تواند اعمال حکومت و حکمرانی که یکی از شاخه های امامت است در جامعه کند و اگر در صحنه نباشند امام وظیفه ای ندارد چنان که پیامبر گرامی خطاب به حضرت علی فرمود ؛ 🔷« ای پسر ابوطالب، سرپرستی امت من حق تو و از آن توست، اگر مردم با سلامت و خوبی بر تو اتفاق نظر داشتند ، امور آنها را به دست بگیر و حکومت را عهده‌دار شو. اگر درباره تو اختلاف کردند آنها را رها کن با هر چیزی که خودشان می‌خواهند، خداوند برای تو قرار خواهد داد.» 📚 الوسائل ج11 ص78 📚 الانوار ج30 ص15 ❕اما چنین نیست که حضور مردم به امامت امام بدهد و امام ، حق حکومت و اعمال ولایت دارد اگر چه مردم او را نخواهند و اگر شرایط فراهم باشد امام حکومت بر مردم می کند اگر چه اکثر مردم مخالف او باشند اما زمینه را برای حکومت کردن امام کرده اند. ❕چگونه می توان گفت که اسلام به نظر اکثر مردم اهمیت داده است در حالی که بارها و بارها مورد مذمت قرار گرفته و می فرماید ؛ « بیشتر آنها نمی فهمند و نمی کنند » 🔷 103 🔶و می فرماید ؛ « اکثر آنها نیستند » 🔷 73 ❕اگر ما در کشور انتخابات برگزار می کنیم از این جهت نیست که رای و نظر مردم برای انتخاب والی مهم و مورد است و اسلام این حق را به مردم داده است بلکه از این جهت است که اگر مردم در صحنه نباشند به تدریج اسلامی ، رو به زوال پیش می رود زیرا حضور مردم به حکومت قدرت و شوکت می بخشد لذا از باب احکام اسلام ، به حضور مردم توجه می شود که جهت آگاهی به نمایه زیر رجوع فرمایید ؛ 🌷 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3124 ❗️و اگر حضرت علی علیه السلام در البلاغه فرمود ؛ « مرا رها کنید و دیگری را بطلبید ...اگر مرا رها کنید همچون یکی از شما خواهم بود ( و مسوولیتی نخواهم داشت ) بلکه شاید از شما شنواتر و مطیع تر نسبت به رییس حکومت که شما کرده اید بوده باشم » 📚نهج البلاغه 92 🔷که این سخن مورد استناد برخی برای بخشیدن به رای مردم قرار گرفته است ؛ 🔶منظور امام از این جمله اهمیت دادن به و مردم نمی باشد بلکه تفسیر دیگری دارد که در پاسخ زیر مفصلا به آن پرداخته ایم : https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3113
🤔 ❓آیا راست است که امام علی وقتی به رفتند ابن را که خواب بودند بیدار کردند و ابن ملجم پس از آن حضرت را مضروب کردند❕برخی می گویند جریان بیدار کردن سند ندارد ❕❕ 💠💠 👌جریان مذکور در منابع تاریخی مورد توجه قرار گرفته است . 🔶شیخ می نویسد : « حضرت علی در شبی که صبحش شدند تا صبح بیدار بودند و بر خلاف عادتشان آن شب برای نماز شب به مسجد نرفتند ( و در منزل به جا آوردند ) ...وقتی صبح شد ابن او را به اذان صبح خبر داد ...حضرت به سمت مسجد رفتند و وارد مسجد شدند و ابن ملجم که تمام شب را بیدار مانده و منتظر ورود علی بود از نسیم خوابش برده بود . 🔷علی با پای خود او را کرد و فرمود برخیز که هنگام نماز رسیده او هم از جا بر خاست و علی را مورد قرار داد » 📚 ج1 ص16 ❕علامه نیز نقل می کند : « از عادات اخلاقی امام آن بود که افراد خوابیده را برای نماز بیدار می کردند و در آن شب هم مطابق افراد را برای نماز بیدار کردند تا آن که به ابن ملجم رسید و او را خوابیده یافت و فرمود برخیز که خواب در این زمان مورد پسند خدا نیست و مورد پسند شیطان است ( زیرا وقت نماز است ) .حضرت آن ملعون را تکان دادند و خطاب به او عرضه داشتند که قصدی در خاطر داری که نزدیک است از آن فرو ریزد و زمین چاک شود و کوهسارها گردد و اگر بخواهی می توانم خبر دهم در زیر جامه ات چه پنهان کرده ای ...حضرت از او گذشت و به محراب نماز رفت و به نماز ایستاد ...و چون در رکعت اول سر از بر داشت مورد ضربه ابن ملجم قرار گرفت » 📚 الانوار ج42 ص281 ❕شیخ عباس نیز در منتهی الامال خود می نویسد؛ « علی به مسجد در آمد و را برای نماز از خواب بر انگیخت و ابن ملجم ملعون در تمام شب بیدار بود و در آن امر عظیم که اراده داشت می کرد در این هنگام که علی خفتگان را برای نماز بیدار می کرد او نیز میان خفتگان به روی در افتاده بود و شمشیر خود را زیر جامه داشت چون امیر المومنین به او رسید فرمود برخیز برای نماز ...» 📚 الامال ج1 ص421 🔶در روایتی نیز امام از پدرشان امام علیهما السلام نقل می کنند که فرمودند : « علی بن ابی طالب علیه السلام از منزل خارج شد و افراد را برای نماز بیدار کردند که در این جریان مورد ضربه ابن ملجم قرار گرفتند » 📚 الاسناد ص143 ❕البته امام علیه السلام بر اساس علم خودشان رفتار کردند و ابن ملجم را از خواب بیدار کردند و از علم غیب خودشان استفاده نکردند که جهت آگاهی به نمایه زیر رجوع فرمایید ؛ 🔶 https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/3309 https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
🤔 ❔میشه لطفا بفرمایید که بر چه اساسی گفته میشه که از نظر انجام کارهای به هیچ وجه وظیفه ی زن نیست و هم حق نداره زن رو به انجام این کارها کنه❕ ❓این مورد که در هیچ نیومده! بلکه به نوعی برعکسش گفته شده❕❕لطفا بفرمایید که دقیقا بر چه اساسی هم چنین فتوایی داده اند❕❕ 💠پاسخ💠 👌مستند روایی برای این حکم روایات متعددی است که واجب مرد بر زن را بر آورده ساختن نیازهای و خروج از با اذن شوهر می داند . 🔷امام علیه السلام فرمود : « زنی به نزد پیامبر آمد و سوال کرد ، حق بر زن چه چیزهایی است؟ 🔶پیامبر پاسخ داد: « از شوهر اطاعت کند و ( در مسائل جنسی و خروج از منزل ) را نکند ، و جز با اجازه او از منزلش ندهد ، و روزه را با اجازه شوهر بگیرد ، و خود را برای لذت شوهر آماده سازد ، و بدون اجازه شوهر از خارج نشود ، که اگر بدون اجازه او خارج شود ، فرشتگان و ، و فرشتگان و ، او را لعنت می کنند تا زمانی که به منزل باز گردد » 📚 ج5 ص506 👌در روایت دیگر : « زن نمی تواند بدون اجازه روزه بگیرد ، و بدون اجازه او از خارج شود ، و باید خود را کند و لباس های بپوشد ، و به بهترین وجه خود را برای شوهر کند ، و صبح و شام برای بر آوردن نیاز شوهر ، خود را بر او عرضه کند » 📚 ج5 ص508 ❗️این مضمون در روایات متعدد دیگری تحت عنوان شوهر بر زن آمده است؛ 📚وسائل الشیعه ج20 ص157 ❕بنابراین خدمت کردن زن در منزل شوهر جزء وظائف زن نیست اگر چه می باشد . 🔶امام علیه السلام فرمود : « هر زنی که در منزل شوهرش روز خدمت کند ، خداوند باب جهنم را بر او می بندد و باب بهشت را برای او می گشاید تا از هر دری که بخواهد وارد شود » 📚 الشیعه ج20 ص172 👌و : « پیامبر کارهای منزل را بر عهده فاطمه و کارهای منزل را بر عهده علی گذاشت » 📚 الاسناد ص25 👌و : « ( هر زنی که در منزل شوهرش کند ) و یک لیوان به شوهرش دهد برای او از یک سال که روزهایش روزه باشد و شب هایش شب زنده داری کند بهتر و است ، و خداوند در ازای هر بار آب دادن به شوهر ، در بهشت برای او بنا می کند ، و گناه و او را می آمرزد » 📚 الشیعه ج20 ص172 @Rahnamaye_Behesht