eitaa logo
‹ پاتوق چادری ها ›
1.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.9هزار ویدیو
20 فایل
بسمِ الله النور . یک جوری باشید که وقتی ملائکه خواستن نامه اعمالتونو چک کنن بگن دمت گرم خوب بندگی کردی♥️(: کپی؟ حلالت‌مومن ، هدف چیز دیگریست ! فقط صلوات یادت نره ✨+ از شرایط : @shorot2 اینجا ؟ واسطه برای رشد و حال خوبت🌱. وقف اهلِ بیت و ما نوکریم .
مشاهده در ایتا
دانلود
‹ پاتوق چادری ها ›
این‌پیام‌حاوی‌بسیاری‌از‌ثواب‌های‌ساده‌و‌رایگان‌ است‌.. از‌انجام‌دادنش‌ دریغ نکنید ✉️🌿! هر شب قبل از
آخ که امـروز هم به امید همون بالایی گذشـت🛵💛 همین که الان راحـت و سالم (باهمون دل شکسته مون) خوابیدیم خودش نعمته😻💔 اعمال قبل خواب یادتون نره ♥️😄!!!!! نماز صبح هاتون قضااا نشه ها براش ارزش قائل باشیم فکر نکنیم حالا ۲ رکعته چیزی نیس یه دنیا ارزش داره شاید بتونه همین نماز صبح ها دنیای آخرتمون رو ویران کنه 💕🎡 پس از یادمان نرود😼🗞:/ شبتون به قشنگی ستاره های تو آسمون کربلا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‹ پاتوق چادری ها ›
بسم الله به نام او همان نام آرامش بخشش😌💜 ســـــلام صبحتون امام زمانی"عج"🌱☁️ امروزتون رنگی رنگی 😍🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ جواب سلام واجب است...🌺 پس بیایم هر روز به او سلام کنیم السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ♥️ 🌱اَلسَّلامُ عَلَيْكمَ يا بَقِيَّةَ اللهِ اَلاعظم 🖐🏼|سلام بـر چشم هاۍ زیباۍ ابـرۍ اټ هنگامۍ ڪہ همہ چیز را مۍ بینند و مـۍبارنـد ... سلام بر تو ای حجت خدا در روی زمینش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاج اسماعیل دولابی: ازمن سوال شد "امام زمان (عج) غایب است" یعنی چه؟ گفتم: غایب؟ کدام غایب؟ بچه، دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده، می‌گوید: پدرم گم شده است!... محفل دخترانی از نســـل ظهور (: 💛 پاتوق دختران مهدوی -💕😌 @Religioustfj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
|بلندترین تپه برفی|❄️ همینه دیگه! آبجی داشته باشی اینجوری میشه. هم برات مادره، هم خواهر.🧕🏻 اما راضیه برای من که تک پسر خونه بودم، برادر هم بود. یه برادر شجاع و بازیگوش و قوی. باهم از درخت بالا میرفتیم، توپ بازی میکردیم و اصال گاهی اوقات راضیه یه کارایی میکرد که منم میترسیدم. اون روز رفته بودیم پیست اسکی.🎿 روی بالا ترین تپه برفی ایستاده بوديم. اینقدر همه جا از برف پوشیده شده بود که رنگ سفید چشمم رو میزد.☃ راضیه تیوپی آورد و گفت: - هستی سرسره بازی؟ چشمام گرد شد. ارتفاع اونقدر زیاد بود که بتونه یه پسر ۹ساله رو بترسونه. ولی خب،راضیه هم همش دوسال بزرگتر بود! - دست بردار راضیه. با سر میریم تو برفا. عین این کبکا میشیم! خندید و نشست روی تیوپ: نترس بابا من خانم محافظه کارم! آب دهنم را قورت دادم. - بیا دیگه علی! داری استخاره میگیری؟ بهش اعتماد کردم. نشستم و سر خوردیم. ⛷ ثانیه های اول همچی خوب بود که ناگهان از تیوپ کنده شدیم و عین توپ توی هوای چرخ زدیم و... بوووووم!💥 دقیقا عین کبکا با سر رفتیم تو برف. تا اون موقعیت فکر نمیکردم برفها هم میتونن اینقدر سفت و محکم باشن. دردم گرفته بود، با ناراحتی از روی برفها بلند شدم. راضیه لباسش را تکاند، دستانش را جلوی دهانش گرفته بود و ها میکرد. پاورچین پاورچین به سمتم آمد. همین که منو دید، خندید : علی دماغتو! شده عین گوجه له شده! منم خنده ام گرفت: خانم محافظه کار! دماغ خودتو ندیدی. شده عین لبو! یادم رفت ناراحتی و سرما رو. حتی خراش روی دستم رو. آن روز هم همینطور زانوهایم را بغل کرده بودم و بغ کرده گوشه اتاق نشسته بودم.🍂 از در که وارد شد، با دیدن قیافه ام، ابروهایش را بالا برد: عه! نبینم علی مردخدا اخماشو تو هم کنه! چانه ام را تکیه دادم روی زانوهایم: مامان و بابا دعوام کردند... لبخند زد و نشست کنارم.🌸 گفت: مامان و باباها دلشون فقط موفقیت بچشون میخواد. اگه ببینن بچهشون داره عقب میره، ناراحت میشن. دستی زد روی شانه ام و ادامه داد: از این به بعدم هر وقت خواستی بیا با هم درس بخونیم، باشه؟!📚 آخه میدونی ما فرماندهی داریم که از پدر و مادرمون هم مهربونتره و براش خیلی مهمه که ما توی پیشرفت علمی و معنویمون موفق باشیم و بتونیم دنیا رو نورانی و زیبا کنیم.✨ سرم را تکان دادم. خواست از اتاق بیرون برود که ناگهان پرسید: راستی علی نمازتوخوندی؟ ابروهام رو بالا بردم: نچ! و ادامه دادم: اصلا واسه چی باید نماز بخونم؟ برگشت و کنارم نشست: وقتی یکی بهت خوبی میکنه، تو ازش تشکر میکنی درسته؟ - اوهوم. - چجوری؟ - یه کاری میکنم خوشحال بشه، میگم ممنونم. - خب دیگه پسر خوب! خدا این همه نعمت به ما داده، ما نباید ازش تشکر کنیم؟ خود خدا هم راه تشکر رو نشون داده بهمون. اسمش چیه؟ - نماز؟ - باریکالا! کمی که فکر کردم دیدم حرفش خیلی منطقیه، واسه همین آستین هایم را بالا زدم و از اتاق بیرون دویدم...✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا