eitaa logo
‹ پاتوق چادری ها ›
1.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.9هزار ویدیو
20 فایل
بسمِ الله النور . یک جوری باشید که وقتی ملائکه خواستن نامه اعمالتونو چک کنن بگن دمت گرم خوب بندگی کردی♥️(: کپی؟ حلالت‌مومن ، هدف چیز دیگریست ! فقط صلوات یادت نره ✨+ از شرایط : @shorot2 اینجا ؟ واسطه برای رشد و حال خوبت🌱. وقف اهلِ بیت و ما نوکریم .
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‹ پاتوق چادری ها ›
بسم الله به نام او همان نام آرامش بخشش😌💜 ســـــلام صبحتون امام زمانی"عج"🌱☁️ امروزتون رنگی رنگی 😍🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ جواب سلام واجب است...🌺 پس بیایم هر روز به او سلام کنیم السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ♥️ 🌱اَلسَّلامُ عَلَيْكمَ يا بَقِيَّةَ اللهِ اَلاعظم 🖐🏼|سلام بـر چشم هاۍ زیباۍ ابـرۍ اټ هنگامۍ ڪہ همہ چیز را مۍ بینند و مـۍبارنـد ... سلام بر تو ای حجت خدا در روی زمینش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاج اسماعیل دولابی: ازمن سوال شد "امام زمان (عج) غایب است" یعنی چه؟ گفتم: غایب؟ کدام غایب؟ بچه، دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده، می‌گوید: پدرم گم شده است!... محفل دخترانی از نســـل ظهور (: 💛 پاتوق دختران مهدوی -💕😌 @Religioustfj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
|بلندترین تپه برفی|❄️ همینه دیگه! آبجی داشته باشی اینجوری میشه. هم برات مادره، هم خواهر.🧕🏻 اما راضیه برای من که تک پسر خونه بودم، برادر هم بود. یه برادر شجاع و بازیگوش و قوی. باهم از درخت بالا میرفتیم، توپ بازی میکردیم و اصال گاهی اوقات راضیه یه کارایی میکرد که منم میترسیدم. اون روز رفته بودیم پیست اسکی.🎿 روی بالا ترین تپه برفی ایستاده بوديم. اینقدر همه جا از برف پوشیده شده بود که رنگ سفید چشمم رو میزد.☃ راضیه تیوپی آورد و گفت: - هستی سرسره بازی؟ چشمام گرد شد. ارتفاع اونقدر زیاد بود که بتونه یه پسر ۹ساله رو بترسونه. ولی خب،راضیه هم همش دوسال بزرگتر بود! - دست بردار راضیه. با سر میریم تو برفا. عین این کبکا میشیم! خندید و نشست روی تیوپ: نترس بابا من خانم محافظه کارم! آب دهنم را قورت دادم. - بیا دیگه علی! داری استخاره میگیری؟ بهش اعتماد کردم. نشستم و سر خوردیم. ⛷ ثانیه های اول همچی خوب بود که ناگهان از تیوپ کنده شدیم و عین توپ توی هوای چرخ زدیم و... بوووووم!💥 دقیقا عین کبکا با سر رفتیم تو برف. تا اون موقعیت فکر نمیکردم برفها هم میتونن اینقدر سفت و محکم باشن. دردم گرفته بود، با ناراحتی از روی برفها بلند شدم. راضیه لباسش را تکاند، دستانش را جلوی دهانش گرفته بود و ها میکرد. پاورچین پاورچین به سمتم آمد. همین که منو دید، خندید : علی دماغتو! شده عین گوجه له شده! منم خنده ام گرفت: خانم محافظه کار! دماغ خودتو ندیدی. شده عین لبو! یادم رفت ناراحتی و سرما رو. حتی خراش روی دستم رو. آن روز هم همینطور زانوهایم را بغل کرده بودم و بغ کرده گوشه اتاق نشسته بودم.🍂 از در که وارد شد، با دیدن قیافه ام، ابروهایش را بالا برد: عه! نبینم علی مردخدا اخماشو تو هم کنه! چانه ام را تکیه دادم روی زانوهایم: مامان و بابا دعوام کردند... لبخند زد و نشست کنارم.🌸 گفت: مامان و باباها دلشون فقط موفقیت بچشون میخواد. اگه ببینن بچهشون داره عقب میره، ناراحت میشن. دستی زد روی شانه ام و ادامه داد: از این به بعدم هر وقت خواستی بیا با هم درس بخونیم، باشه؟!📚 آخه میدونی ما فرماندهی داریم که از پدر و مادرمون هم مهربونتره و براش خیلی مهمه که ما توی پیشرفت علمی و معنویمون موفق باشیم و بتونیم دنیا رو نورانی و زیبا کنیم.✨ سرم را تکان دادم. خواست از اتاق بیرون برود که ناگهان پرسید: راستی علی نمازتوخوندی؟ ابروهام رو بالا بردم: نچ! و ادامه دادم: اصلا واسه چی باید نماز بخونم؟ برگشت و کنارم نشست: وقتی یکی بهت خوبی میکنه، تو ازش تشکر میکنی درسته؟ - اوهوم. - چجوری؟ - یه کاری میکنم خوشحال بشه، میگم ممنونم. - خب دیگه پسر خوب! خدا این همه نعمت به ما داده، ما نباید ازش تشکر کنیم؟ خود خدا هم راه تشکر رو نشون داده بهمون. اسمش چیه؟ - نماز؟ - باریکالا! کمی که فکر کردم دیدم حرفش خیلی منطقیه، واسه همین آستین هایم را بالا زدم و از اتاق بیرون دویدم...✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mojtaba Ramezani ~ Music-Fa.ComMojtaba Ramezani - Man Gharghe Donyamam (128).mp3
زمان: حجم: 4.2M
°•♥🎧!✨ 💔 حال و روزم رو دیدےردم نڪردے...! 🎙 ڪربلایی مجتبی رمضانی استودیویی🎼 حال و هوامون عوض شه !!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا