eitaa logo
شِیخ .
14.7هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
170 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
فروشگاه مجازیمون❤️ @sobhan_gom
درخت تناور انقلاب درختی را در قلب یک باغ بزرگ تصور کنید؛ درختی کهن و عظیم که نه‌تنها نماد اقتدار، بلکه ستون و حافظ تمام باغ است. زیر سایه‌ی گسترده‌ی او نهال‌ها، گل‌ها و سبزه‌ها در امنیت و آسایش رشد می‌کنند. عظمت این درخت چنان است که هر متجاوزی را از تصمیم خام دستبرد به باغ منصرف می‌سازد و حساب کار را دستش می‌آورد. زیبایی و ثبات باغ تماماً مدیون قامت همان یک درخت است؛ چرا که سایر نهال‌ها و گل‌ها در مقابل نسیمی ساده خم می‌شوند و می‌شکنند. اما این درخت که حکایتش حکایت انقلاب اسلامی ایران است از قانون طبیعت مستثنی نیست؛ آن را ریزش‌ها و رویش‌هایی است. گاهی برگ‌هایش دانه‌دانه از شاخه‌ها جدا می‌شوند؛ به گمان آنکه دیگر در قید درخت نیستند و به آزادی رسیده‌اند. غافل از آنکه این جدایی از شاخه، ارمغانی جز نابودی ندارد. پس از چند روز، با وزش یک نسیم کوتاه درهم می‌شکنند، ریز می‌شوند و از صفحه‌ی روزگار محو می‌گردند. صاحب باغ، سید و مولای ما، در کنار توجه به این ریزش‌های طبیعی نگاه عمیق‌تری به حیاتِ دائم درخت دارد. درختی که هر روز شاخ و برگ تازه‌ای می‌آورد و رویش‌های جاودانه‌ای خلق می‌کند. چنانکه فرمودند: انقلاب زنده است، این اصول زنده است؛ هیچ مانعی ندارد که برگ و بار عوض بشود. خزان‌هایی در راه است؛ این یک حرکت طبیعی است برای موجودات زنده‌ی عالم. همیشه ریزش و رویش وجود دارد؛ مهم این است که در کنار ریزش، رویش هم وجود داشته باشد؛ و امروز این‌جور است. این درختِ زنده‌ی عظیم، همان ایران است که تمام اقتدار منطقه را در دست دارد و زیر سایه‌ی وجود اوست که بسیاری از آزادگان جهان، قدرت مبارزه یافته‌اند. امروز به تناسب این حیات مداوم در برابر هر ریزش و خزان طبیعی، رویش‌هایی چند ده برابر شکل می‌گیرد؛ رویش‌هایی که نسلی جدید از بزرگانی چون مطهری‌ها، آوینی‌ها و نواب صفوی‌ها را می‌سازد. پس در میان این هجمه‌های تلخ رسانه‌ای که تنها بر نقاط سیاه تمرکز دارند، رسالت ما این است که نقاط سبز، رویش‌ها و مسیر رشد این درخت پربار را ببینیم و بیان کنیم. به امید ظهور ان‌شاءالله.
نشریه رویش 14.pdf
حجم: 18.6M
صفحه ۱۷ - ۲۳ - ۳۱ به قلم بنده‌ست دوست داشتید بخونید.
عکسِ امروز. وصفِ امروز ..
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به وقتِ بهمن | به نیت ظهور تبلیغ مهدویت 🌱
شِیخ .
به وقتِ بهمن | به نیت ظهور تبلیغ مهدویت 🌱
من به دستان کوچکِ این فرشتگان زمینی ایمان دارم. دستانی که با عشق برای تو دعا می‌خوانند. لب‌هایی که به شوق آمدنت صلوات می‌فرستند. من، به خویشتنِ خویش آگاهم و آنچنان غبارِ گناه، قلب و روحم را تیره و تار کرده است که دیگر رویِ مناجات با شما را ندارم. اما وقتی کنارِ بندگان کوچک و پاک خدا قرار میگیرم؛ به لطف آبروی آنها جسارت پیدا میکنم تا ذره ای سر به آسمان بلند کنم و بگویم : من هم دلتنگ و منتظر و مشتاق دیدار روی شما هستم. امروز، با دخترکان زیبای یکی از مدارس، کلاس داشتم. کلاسی که بنا بود با موضوع مهدویت باشد. با شور و ذوق و عشق، با شعر و حال و احوال و لبخند، کلاس شروع شد. از مهربانی خدا گفتم. از نعمات بی همتایی که به ما ارزانی داشته است. بعد از آن خود بچه های کلاس به نتیجه ی زیبایی رسیدند. به این نتیجه که بی نظیر ترین هدیه خدا به ما بندگان، وجود مبارک صاحب الزمان عج است. با دختران زیبای دوست داشتنیِ کلاس‌، تصمیم گرفتیم برای تشکر از خدا بابت این هدیه بزرگ، کارهایی انجام دهیم. مثلا؟ ۱: واجبات را انجام دهیم، همان کارهای به ظاهر سخت که با عشق به مولا و شوق تشکر از خدا آسان میشود‌ ۲ : برای ظهور حضرت مهدی عج دعا کنیم. ۳ : با امام مهربان خود صحبت کنیم. هر روز صبح به او که صدایمان را می‌شنود سلام کنیم، برایش از درد دل هایمان بگوییم. ۴ : برای خوشحال کردن امام زمان عج هرکاری که می‌توانیم انجام دهیم. به بزرگترها احترام بگذاریم، خوب خوب درس بخوانیم و ... هرکاری که در طول روز انجام می‌دهیم به نیت لبخند اماممان‌ باشد . با بچه های کلاس عهد بستیم و قول و قراری گذاشتیم. بچه هایی که لطافت و عشق، از چشم‌های همیشه معصومشان می‌بارید. کلاس به پایان رسید. قبول باشد. نه برای من. برای آن دختران صبورِ عاشق که به عشق مولایمان مهدی عج، من را تحمل کردند و ساعاتی به سخنانم گوش دادند. دختران کوچک اما بزرگی که قهرمانان آینده ی این انقلابند. امروز کلاس با موضوع مهدویت برگزار شد. محتوا را من ارائه دادم اما استاد اصلی خود بچه ها بودند ...
در کلاس امروز دریافتم که برای اثرگذاری باید متخصص بود و با ذکاوت عمل کرد.. بیش از گذشته به تبلیغ و قدم گذاری در اقیانوس بی‌کران آن علاقه‌مند شدم :) همه قبیله ی من عارفان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت ..
یادتونه چند روز پیش چالش گذاشتم عکس گلدون‌های قشنگتون رو بفرستید؟ با خودم گفتم عکس چندتا از گلهای شما رو + چندتا از بازخورد های زیباتون از محتوای کانال رو بفرستم اینجا 🥺💚
غربتِ روشن آدم‌ ها ... از دیار خود مهاجرت میکنند به سمت سرزمین بزرگی به نام قم. تا بلکه خود را بسازند و رشد کنند و بتوانند موثر باشند. البته هرکسی هدفی دارد! ما از خانواده‌هایمان دل کندیم و رنج غربت را به جان خریدیم تا درس بخوانیم و درس بخوانیم. آنقدر بخوانیم تا بتوانیم برای مردممان کاری کنیم. شاید بعضی ها بگویند این حرفها شعار است. خب بگویند. مگر به پیامبر ص خدا نمی‌گفتند که او ساحر است؟ مگر نمی‌گفتند با جنیان سلام و علیکی دارد و فرستاده خدا نیست!؟ خب بگذار درباره نوشته‌های من هم بگویند او شعار می‌نویسد و زندگی حقیقی با کلام او تفاوت دارد! اگر این همه عشق از دید عده ای شعار است؛ پس چه شعار زیبایی. این ها را گفتم تا بگویم دیروز بعد از یک سال و اندی زندگی در قم کمی احساس کردم که مفیدم. مفید به قدر ذره ای ناچیز البته! همینکه توانستم از مولایمان مهدی عج برای دبستانی ها روایت کنم و سهم اندکی از قلبشان را به خودم اختصاص دهم از دید خودم کار بزرگی کردم. چرا که مهم ترین رسالت یک طلبه در هر مرحله از زندگی اش که باشد؛ تبلیغِ دین الهی است. و من چون دیروز به قدر یک ساعت توانستم به این رسالت بپردازم، خیالم آرام گرفت و از عمق جان الحمداللّهی‌ گفتم! دیروز، روز شلوغ و طولانی و پر از ماجرایی بود. ولیکن روح و جانم نشاط داشت. فکر می‌کنم وقتی آدمیزاد روی ریل اهدافش در حرکت باشد هرگز خسته نمیشود. و گاهی اگر در همهمه ی های زندگی کم می‌آورم شاید بخاطر آن است که قطار را متوقف کرده یا از روی ریل خارج شده ام... من، تجربیاتم را مینویسم تا بماند. روزی روزگاری عده ای می‌خوانند و می‌گویند در کنجی از شهر قم، طلبه ای بود که دوست داشت اثر گذار باشد. حتی به قدر ذره ای ناچیز !...