مردان خدا
..این عطر دلانگیز که از راه رسیده
بخشیده طراوات به دل و نور به دیده
شب رفت و نوشتند به دامان سپیده
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
با همت و جانبازی و ایثار دلیران
مجد و عظمت خیمه برافراشت در ایران
ما روی سخن، با دل بیدرد نداریم
ما واهمه از مردم نامرد نداریم
ما فرصت تردید و عقبگرد نداریم
ما چشم به تیری که خطا کرد نداریم
با همت ما میشکند پای اجانب
ما دین نفروشیم به دنیای اجانب
زنهار که گل دستخوش خار نگردد
تاریخ دگرگون شده تکرار نگردد
اغیار به گِرد حرم یار نگردد
با سادهدلی بار کسی بار نگردد
عبرت نگرفتیم مگر زآنچه به ما رفت
در دورۀ مشروطه و ملّی شدن نفت؟
آن روز در این کشور، یک مرد به پا خاست
افزود به قدر وطن از هستی خود کاست
وقتی که به او ضربه زدند از چپ و از راست
«گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست»
مردانه به جانها هیجان داد «مُدرّس»
تسلیم شهادت شد و جان داد «مُدرّس»
مردان خدا پاکدل و پاکسرشتند
در مزرع دل بذر محبت همه کشتند
یاران شهیدی که خریدار بهشتند
رفتند و به خون بر ورق لاله نوشتند
در مکتب توحید تَوَکَّلتُ عَلی الله
یک ملت و یک مذهب و یک رهبر و یک راه
✍🏻 #محمدجواد_غفورزاده
🏷 #شعر_پایداری | #شهید_آیتالله_مدرس
🇮🇷 @Shere_Enghelab
15.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنها که میگفتند میمانند، برگشتند
«تنها» به پایان میرسد این راه بیپایان
📹 شعرخوانی #مجتبی_حاذق
🏷 #میرزا_کوچکخان_جنگلی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
بزرگِ نسل ما
کنار خانقاهی، سری ز تن جدا بود
شبیه بید مجنون دو گیسویش رها بود
میان برف و بوران دلش شکست و افتاد
کسی که پشت مردم چو سنگ آسیا بود
دوباره بعد صد سال مرور کردم او را
هنوز روبهرویش در بهشت وا بود
درست بعد صد سال سری زدم به تاریخ
هنوز قسمت او دروغ و ناروا بود
::
درون کیسه، خالو! سر بریدۀ کیست؟
مده به کمبهایان سری که کیمیا بود
سر بریده دیدم میان برف و طوفان
سری بریده، آری، از آن میرزا بود
گرسنگان تالش سر تو را بریدند
اگرچه خان خلخال رفیق با شما بود
نه روز فتح تهران، نه بعد جنگ منجیل
رکب نخورد از نفس کسی که با خدا بود
نه انقلاب اکتبر، نه نارفیق بابی
خود خود خودش بود، رها رها رها بود
دلی به رنگ خون داشت، سری به رنگ آتش
نه سحر موسوی داشت، نه در کفش عصا بود
دلی به رنگ داغ از شهید کربلا داشت
یکی ز شیعیان علی مرتضی بود
سر بریدهای داشت شبیه سَرور عشق
عبای غرق خونش غروب کربلا بود
نگاه کردم او را، شراره داشت چشمش
نگاه کردم او را، چهقدر آشنا بود
به گوش بیدها باد شبانه نوحه میخواند
که میرزای کوچک، بزرگ نسل ما بود
ندیده چشم گیلان، بزرگتر ز کوچک
بزرگ هست تا هست، شهید بود تا بود
✍🏻 #علیرضا_قزوه
🏷 #میرزا_کوچکخان_جنگلی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
إنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقا
همان قاتل که ویران ساخت اردوگاه قانا را
همان غاصب که خونین کرد «صبرا و شتیلا» را
جنایت کرد در «المعمدانی» تا بپوشاند
شکست آشکار خویش در طوفان اقصی را
خروش آه محرومان و جوش اشک مظلومان
به زودی میدهد بر باد اولاد یهودا را
دعا و گریۀ تنها به کار ما نمیآید
کنون باید «اَعِدّوا» گفت و در هم کوفت اعدا را
ید بیضا به سحر سامریها آتش اندازد
همان دستی که یکسان میکند با خاک حیفا را
به سیر سورۀ اسرا بیا تا مسجدالاقصی
ببین تفسیر «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقا» را
✍🏻 #سیدمحمدرضا_یعقوبیآل
🏷 #شعر_ضداستکباری | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab
آی انسانها!
تا کی سکوت و صبر باید آی انسانها؟
پس کی مسلمانی به کار آید مسلمانها؟
فوج کبوتر را به خاک و خون نمیبینید؟
آخر چرا اینگونه در خوابید وجدانها؟
در هر طرف فوارۀ خون است و خاکستر
میآید اخباری که از جمع پریشانها
پرپر شدند و سوختند و سوختند آخر
گلبرگهای تازه در این سُرببارانها
آن غیرت و همت که میگفتیم در ما کو؟
کو حاج قاسمها؟ کجا رفتند چمرانها؟..
دنیا جلودارش نخواهد بود روزی که
برخیزد از آه فلسطین باز طوفانها
✍🏻 #حسن_زرنقی
🏷 #شعر_اعتراض | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab
بحر تا نهر
گشوده باغِ تاریخ از گلِ عبرت، بسی دفتر
که هر برگ از تبِ خجلت، رُخی دارد چو شبنم، تر
اگرچه ماجرای قدس اسفناک است و دردآور
نمیماند به دست دشمنان این خاک پهناور
از آنِ مردم خود میشود، این طُرفه بوم و بَر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
چقدر این سرزمین زیباست با نام فلسطینش
و قدسش، اَلخلیلش، بیت لَحمش، دِیر یاسینش
و داوود و سلیمان و مسیح و دین و آیینش
و معراج نبی اکرم از اوراقِ زرینش
نباید ساکنش باشد، مگر قوم خدامحور
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
و قُدس این قبلۀ اول، «منا»، «مشعر» به یاد اوست
و در ماه مبارک، جمعۀ آخر به یاد اوست
«علی» آن شیرمردِ عرصۀ «خیبر» به یاد اوست
و در شبهای قدر، آنقدر پیغمبر، به یاد اوست
که اینجا سرزمین اُمّتش بودهست سرتاسر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
هلا شمر است اسرائیل در این برهۀ حساس
بیا ای دوست، شمر روزگار خویش را بشناس
کم از ابن زیادند این مگر جمع خدانشناس
امان نامهست عقد صلحشان! واغیرتا عباس
نشد از صلح اسرائیل و اعراب این فرا گستر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
نه خیری کنفرانس صلحها دارد، نه تأییدش
نه جز بیراهه آنچه نقشۀ راه است تمهیدش
نه «شرم الشیخ» شرم آور، نه صلح «کَمپ دِیویدش»
چه بیچارهست آنکس که به اینها بوده امیدش
نمیداند که باید پس گرفت از خصم خیرهسر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
به جرأت، قتلعام کودکان، آیین موسی نیست
ستم کردن به هر پیر و جوان، آیین موسی نیست
زنان، مردان، چنین بیخانمان، آیین موسی نیست
جنایت در جنایت بیامان، آیین موسی نیست
چه باشد پاسخ ما در پی این ظلم شرمآور؟
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
اگر با خنجر، این سنگی که در دست است، همسنگ است
اگر هفتادسال این مرز و بوم، آماج صد جنگ است
اگر خاک فلسطینم، شقایق فام و خون رنگ است
اگر «فتحی شقاقی» جلوۀ ایثار و فرهنگ است
همه سرچشمه دارد از طلوع سرخ این باور:
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
چنان شمعاند این مردم برای سوختن، آری
همه هموار کرده رنج دنیا را به تن، آری
همه آواره دهها سال در دشت و دمن، آری
نمیخواهند جز خاک وطن، خاک وطن، آری
وطن روزی شود، از روز اول نیز خرمتر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
نه اسرائیل در میدان به فتح تازه، نائل شد
نه شهرکسازیاش منجر به حل این مسائل شد
فقط دیوار شد دور خودش، دیوار حائل شد
بگو فردا که اسرائیل زائد بود، زائل شد
و روی نقشهها باشد فلسطین نام این کشور
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
فلسطین زنده شد امروز و پولادین شده گامش
به گردانهای «اَلقدسش»، به موشکهای «قَسّامش»
به شور «انتفاضه» با شعور و عزم و اقدامش
به شوقِ نوجوان «غزه» در هنگام اعزامش
به این اندیشۀ پویا که جاری ماند تا محشر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
خمینی گفت: اکنون قدس در دستِ شیاطین است
هلا اسلامِ ما را پارۀ تن، این فلسطین است
کنون قدس شریف، آزادیاش با جانِ شیرین است
سلیمانی -شهید قدس- بر این عهدِ دیرین است
که باید قدس را آزاد کرد از دست این کافَر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
بگو حتمیست پیروزی برای ما، مسلّم هم
بگو با محتشم شد شورشی در خلق عالم، هم
که میآید ز قدس آوای پرشور محرم، هم
نوشته روی سنگ قبرِ «تهرانی مقدم»، هم
کسی که آرزویش مرگ اسرائیل بود، آخر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
بنایِ «قبة الصخره» کنار «مسجد الاقصی»ست
بساطِ «جاء نصرالله و الفتح» خدا اینجاست
که «سُبحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِه» آیتی گویاست
فلسطین هم به پیروزیش نزدیک است، این پیداست
جهان یک روز حتی میشود، این جمله را از بر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
به فطرت، یار هر مظلوم، یار هر مسلمانیم
همه یارِ «حماس» و یارِ «حزبالله» لبنانیم
اگر عالم شود دشمن، به عهد خویش میمانیم
نماز جمعه را یک روز ما در «قدس» میخوانیم
محقق میشود آخر به حق این گفتۀ رهبر
فلسطین بحر تا نهرش، نه حتی یک وجب کمتر
✍🏻 #جواد_محمدزمانی
🏷 #مقاومت_اسلامی | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab
پرچم انقلاب
سرباز نه، این برادران سردارند
پس این شهدا هنوز لشکر دارند
مردم! رفتند زیر تابوت سهرنگ
تا پرچم انقلاب را بردارند
✍🏻 #آرش_براری
🏷 #شعر_پایداری | #تشییع_شهدا
🇮🇷 @Shere_Enghelab
کاروانها
به سیل اشک میشوییم راه کارونها را
هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را
امان از اینچنین سوزی که در داغ عزیزان است
امان از اینچنین داغی که میبُرّد امانها را..
به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودیم
غریبانه ولی بردیم با خود استخوانها را
اگر دریا نمیگنجد به کوزه، با چه اعجازی
میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را؟
خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند
ندانستیم با تابوت میآرند آنها را
به روی شانۀ لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانۀ مردم نگیرد این تکانها را
✍🏻 #میلاد_عرفانپور
🏷 #تشییع_شهدا
🇮🇷 @Shere_Enghelab
مادر شهیدان
بهار عاطفه ره سوی گلشنش دارد
چهار دستۀ گل روی دامنش دارد
چنان به دامن محراب بندگی تابد
که جبرئیل به دل شوق دیدنش دارد..
شدم هوایی شهری که مهبط وحی است
شمیم فاطمه را کوی و برزنش دارد
ز هُرم نالۀ او سوخت هستی دشمن
که راه تا به خدا بانگ شیونش دارد
نوشتهاند که او مادر شهیدان است
پلاک سرخ شهادت به گردنش دارد
کسی که چهره بپوشد ز مرد نابینا
حجاب نور خداوند، مدفنش دارد
جهان به حرمت صبح ظهور فرزندش
هماره چشم به راه رسیدنش دارد..
✍🏻 #سیدهاشم_وفایی
🏷 #فاطمیه | #شهدا
🇮🇷 @Shere_Enghelab
زمستان میرود
زمستان میرود، دیگر گلی پرپر نخواهد گشت
درختی زیر تیغ باد، خاکستر نخواهد گشت
جهانِ بعد از این طوفان، جهانِ امن و ایمان است
جهانی که در آن مظلوم، بییاور نخواهد گشت
اگر چه مست و مغرورند؛ اما بعد از این... دنیا،
به کام ظالمان و صاحبان زر نخواهد گشت
به لطف حضرت حق، لشکر سفاک اسرائیل
حریف قدرت طوفان ویرانگر نخواهد گشت
اگرچه مرگ میبارد، ولی پیچیده در عالم
زمین جز با نوای «یا علی حیدر» نخواهد گشت
چه اقیانوس موّاجی به راه افتاده در دنیا!
که کوهی مانع این خشم پهناور نخواهد گشت
جهان از خواب طولانی شده بیدار و بعد از این
به قبل از هفتم اکتبر دیگر بر نخواهد گشت
::
کجایی ای گل نرگس؟ بهاری بی حضور تو
معطر از شمیم یاس و نیلوفر نخواهد گشت
نسیمی میوزد، بوی تو میآید... زمستان نیست
تو که باشی جهان صبح است، شب، دیگر نخواهد گشت
✍🏻 #مریم_سقلاطونی
🏷 #شعر_انتظار | #مقاومت_اسلامی | #فلسطین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
تا پای جان ایستادن
جهاد است و تا پای جان ایستادن
به حق بودن و قهرمان ایستادن
جهاد است، باید خروشید و برخاست
چنان کوه، آتشفشان ایستادن
زمین، کربلا میشود هر زمان ظلم
بکوشد به نامهربان ایستادن
به یاران کم غم مخور، دل قوی دار
به رو در روی کوفیان ایستادن
خدا، کشته میخواهدت غزّه! برخیز
بکوشا در این امتحان ایستادن..
خدا میپسندد تو و کودکت را
در آغوش تیر و کمان ایستادن..
به ویرانیات غزّه! فهمیدم امروز
که با سوختن میتوان ایستادن
تو را ای تن زیر آوار! دنیا،
نوشتهست ویران، بخوان ایستادن
تو قد میکشی، سبز خواهی شد از نو
تو سروی، خوشا جاودان ایستادن
✍🏻 #محسن_ناصحی
🏷 #مقاومت_اسلامی | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab
اشکهای هارون
هوای چشم من ابریست قلب من خون است
گواه این دل خون اشکهای هارون است
پیام نسلکشی در کدام تورات است؟
نگاه حضرت موسی چقدر محزون است..
غروب غزه غزل را غریبتر کردهست
که بیت بیت پر از داغ بیت حانون است
چقدر صورت لیلا که زیر خاک شدهست
چقدر خاطرههایی که سهم مجنون است
فقط همین که تفنگی پلاستیکی داشت
گناه کودک در زیر خاک مدفون است
چگونه فاجعه را تاب آورد مادر
کفن لباس عروس جوان گلگون است
نشان صلح، غروب ستارهای شوم است
نشان صلح، طلوع بهار زیتون است
به یادمان بسپاریم شعر آیینی
به خون واژۀ مظلوم غزه مدیون است..
✍🏻 #سیدمسیح_شاهچراغ
🏷 #مقاومت_اسلامی | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab