eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1.1هزار دنبال‌کننده
17.1هزار عکس
4.7هزار ویدیو
54 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
غزلی برای غزًه ای صبور زخم آذین ،خسته از خیانت ها گل حماسه پرپر ،در هجوم طاقت ها مانده یکًه وتنها ،غرق خون وخاکستر سربلند چون الوند،با همه صلابت ها کودکان تو امروز زخمی بسی بیداد سرزمین تو خونین ،زان همه شقاوت ها قوم وحشی صهیون گرچه برتو می تازد خم نکرده ای قامت ،زیر بار ذلًت ها نسل های آینده ،عاشقانه می خوانند از شکوه ایثارت ،قصه ها ،حکایت ها خون سرخ مظلومان ،وام دار آزادیست مانده در دل تاریخ زین سبب روایت ها غزه غم مخور فردا،روز فتح وپیروزیست می رسد بهار عشق از دل شهادت ها کیوانی کربلاست...
روح‌الامین! حماسه بخوان روی بوم و رنگ بر دوش خود ستاره بکش، بی‌امان بجنگ یک گوشه از نبرد بکش، از هجوم شب طرح شراب شادی‌ دشمن که شد شرنگ نقشی بکش که نقشهٔ او می‌شود برآب هنگامه‌ای که تیر خطا می‌خورد به سنگ از دشنه‌ای که کاشت در آغوش خشم‌وخون چیزی به‌غیر ننگ نمی‌آورد به چنگ ترس و سکوت شیخ‌نشین‌ها عجیب نیست پای عقیده‌‌هاست که این‌گونه مانده لنگ آماج آتش است شکم‌های کودکان قحطی شده گلوله‌ و صهیون شده تفنگ مردی امیدوار بکش غزه را که حق او را گرفته‌‌ است در آغوش تنگ‌تنگ
🔹 چند رباعی برای بی‌تفاوتیِ مصر، همسایه دیوار به دیوار ای مردم! راستی از انسان چه خبر؟ ای مسجد! از قوم مسلمان چه خبر؟ در مرز رَفَح، چقدر نان زندانی‌ست از کشور قاریان قرآن چه خبر؟ :: به قاریان بی‌تفاوت مصری: کاش از غم باغ تین و زیتون می‌خوانْد از نان درآمیخته با خون می‌خواند همسایه‌ی او نفس ندارد بکشد او یک نفسه، سوره‌ی ماعون می‌خواند* *سوره ماعون:و لا يَحُضُّ عَلی‌ طَعامِ الْمِسْكِينِ‌ :: هم مُهر سکوت می‌زند منبر را هم برده ز یاد، راه پیغمبر را در غزه گرسنه کودکان خوابیدند بیدار کنید شیخِ الأزهر را :: سیل آمده، آب رفته ایمان شما طوفان زده، نم کشیده بنیان شما ای مردم مصر! غزه قحطی زده نیست قحطی زده انگار به وجدان شما شاعر؛ امجدیان
آه از غم و رنج و اضطرار غزه از حال نزار روزگار غزه از شدت بی‌رحمی صهیون خبیث خم شد قد رعنای نوار غزه
😔💔 نفس کم می‌آورم... انگار گلویی دارم پر از خاک و بغض. هر بار که چشمم به چشم‌های خشکیده‌ی کودکی می‌افتد که نه اشک دارد، نه آب، فشار دنیا می‌ریزد روی سینه‌ام. غزه فقط یک اسم نیست، زخمی‌‌است که با هر تصویر دوباره در جانم دهان باز می‌کند. طاقت دیدن تصاویر و فیلم‌ها را ندارم سوهان می‌کشند به روحم و جانم من یک زنم! آشپزی می‌کنم، طعم نانِ داغ را می‌دانم، بوی برنج دم‌کشیده را… اما این روزها، هر لقمه زهر می‌شود وقتی تصویر کودکی گرسنه از غزه در ذهنم می‌چرخد. چه فایده دارد سفره‌ای رنگین وقتی مادری آن‌سوی مرزها جز اشک چیزی برای فرزندش ندارد؟
چند رباعی برای مظلومیت و جنایات اسرائیل کودک کش الحق که سفید می‌کند موها را داغی که به غم نشانده زانوها را ای غزه ببند چشم خود را و نبین در آتش و خون،کوچ پرستو ها را زخمی شده شاخهٔ نحیف زیتون از ظلم تبر به دستهایی مجنون هر چند که ایستاده و نامیراست آه از دل غزهٔ نشسته در خون... فرعون زمانه دربه‌در خواهد شد در غزه شب تیره سحر خواهد شد زیتون مقاومت اگر چه زخمی است با خون هنیه سبزتر خواهد شد... عشاق شهید سرجدا را دیدیم تن‌رعشهٔ شیرخواره‌ها را دیدیم یک‌عمر فقط روضه شنیدیم، اما در غزه تمام کربلا را دیدیم از سینهٔ آسمان برون می‌آيد این بمب که از سمت جنون می‌آید گهواره کنار کودکش می‌سوزد از غزه هنوز بوی خون می‌آید... لبخند به روی لب خورشید شکست هر غنچهٔ نورسیده خشکید، شکست از شیشهٔ عمر کودک غزه نپرس در زلزله های بمب لرزید، شکست... هم جای غذا، زخم و گلوله خورده هم سوز عطش رنگ لبش را برده از غصهٔ طفل غزه باید جان داد از بس که گرسنگی کشیده،مُرده... از گریهٔ بی امان نجاتش می‌داد از حرملهٔ زمان نجاتش می‌داد این کودک قحطی زده را در غزه یک تکهٔ خشک نان نجاتش می‌داد.. یک غنچه مگر چه از جهان می‌خواهد باران بهار و باغبان می‌خواهد ای غزه بگو یتیم بی جان شده ات از این دنیا چقدر نان می‌خواهد؟! با ناله و تب به سر بَرد می‌میرد لبخند به لب بیاورد می‌میرد از شدت ضعف، کودک غزه دگر نانی بخورد یا نخورد، می‌میرد... پروانه پرش سوخته، آبی بدهید جانش به لب آمده، سرابی بدهید! مرگ است و گرسنگی صدای غزه حکام کر عرب! جوابی بدهید خون دل و زخم بدنت سیری چند؟ دق کردن پارهٔ تنت سیری چند؟ حکام عرب، سران دنیا سیرند ای غزه، گرسنه مردنت سیری چند؟... دیروز جفای کوفه و شمر پلید امروز جنایت سگ کاخ سفید تاریخ دوراهیِ یقین_تردید است یا سمت حسین باش یا سمت یزید... با عشق حسین دینمان تکمیل است پاسخ به یزیدزاده ها سجیل است هر لعنتِ در زیارت عاشورا تفسیر دقیق محو اسرائیل است @avayesokut
درد تو بجان واژه‌ها افتاده از غصه‌، رباعی و غزل جان داده ای سفره‌ی خالی از غذا می‌آید آدینه، علی دیگری از جاده
رباعیات شاعران محترم گروه وزین "مداقه" برای مظلومیت عزیز او را نزنـیــــــد، نـــا نـــدارد دیگر شیون‌هایش صدا ندارد دیگر این شهر، بدون جنگ هم می‌میرد غزه... غزه... غذا نـدارد دیگر تکرار شده دوباره مضمون بلا درد است که می‌شود عجین با جان ها غزه است و گرسنگی و شمر دوران این شمر همان است که در کرب‌وبلا... امروز دوباره جنگ شد در دهنم قاشق پس از آن، تفنگ شد در دهنم با یاد ظــروف خــالی تــو غــزه! هر لقمه شبیهِ سنگ شد در دهنم آب است دل آب برایت غزه گندم شده بی‌تاب برایت غزه از تشنگی و گرسنگی تلخ تر است خواب خوش اعراب، برایت غزه... آه از غم کودکان تو ای غزه رنج است همیشه نان تو ای غزه ای کاش که می‌رسید برگوش جهان یک لحظه فقط فغان تو ای غزه ای کاش که سنگ و ریگ ها نان بشوند بر مردم غزه قوّت جان بشوند یا از دل آسمان ببارد گندم لب ها همگی شکوفه باران بشوند با چهره لاغر و تن غم‌زده‌ای چشمش شده آیینهٔ شبنم‌زده‌ای دنیای بدون مهربانی یعنی غزه شده خاطرات ماتم‌زده‌ای از گریهٔ بی امان نجاتش می‌داد از حرملهٔ زمان نجاتش می‌داد این کودک قحطی زده را در غزه یک تکهٔ خشک نان نجاتش می‌داد.. ای کاش فقط رنج تو را می‌بردم از لقمه‌ی غصه‌ات کمی می‌خوردم بی‌تاب و گرسنه‌ است طفل‌ات غزه! ای کاش از این درد فقط می‌مردم آری خودش است، واقعی، بی کم‌و‌کاست یک نسل‌کشیِ سخت آنجا برپاست دنیای فریب‌خورده‌ی ما حالا در غزه به چشمِ خویش دیده هولوکاست آه از غم و رنج و اضطرار غزه از حال نزار روزگار غزه از شدت بی‌رحمی صهیون خبیث خم شد قد رعنای نوار غزه برخیز به خاک خشک باران بدهیم برخیز که آبرو به انسان بدهیم هرچند گرسنه است نان کافی نیست از فاجعۀ غزه بیا جان بدهیم در روی زمین فرد مسلمانی هست؟ اصلا اثر از خصلت انسانی هست؟ شرمنده‌ام از روی صبورت غزه از داغت اگر نمردم و جانی هست غزه شده طفل نیمه‌جانی پر درد از غزه نمی‌رسد به جز آهی سرد حکام عرب سکوت تا کی؟ تا کی؟ در بین شما نمانده حتی یک مرد گاوی که دو گوسفند کامل می‌خورد دور و بر یک کوه غذا، قِل می‌خورد در صفحه‌ی گوشی‌اش همان دم می‌دید یک کودک غزه با ولع گِل می‌خورد باید به تن خسته ی او جان بدهیم بر پهنه ی خاک امید باران بدهیم با محو سگ پلید صهیون روزی باید که به اشک غزه پایان بدهیم نفرین به خیال راحت آدم‌ها لعنت به نبود غیرت آدم‌ها ای غزه نهال همدلی خشک شده نفرین به سکوت: آفت آدم‌ها درد تو بجان واژه‌ها افتاده از غصه‌، رباعی و غزل جان داده ای سفره‌ی خالی از غذا می‌آید آدینه، علی دیگری از جاده از ظلم یهود بی وطن ویرانی مظلومی و مقتدر، پر از ایمانی ماییم که در سکوت محبوس شدیم ای غزه تو آزادی و ما زندانی! در غزه برای کودکان نیست غذا تا کی بخورند غصه‌ی قحطی را لعنت به رژیم غاصب اسرائیل لعنت به حقوق بشر آمریکا مرگ است نشسته روبه روی غزه خون است کنون ،آب وضوی غزه امروز بیا که سخت محتاج توییم یا صاحبنا ، به آبروی غزه
تا آسمان لبهای خشک غزه را دید از چشمهایش، روضه‌ی احساس بارید درد است آری درد دارد این که دیگر حتی عروسک هم، در این قصه نخندید دست بلا از آستین شوم صهیون از دشت های زندگی هی بچه می‌چید در کارزار آتش و خاکستر و خون عمق بلا را لنز گویا خوب فهمید آری به لطف لنز مرگ غنچه در باغ در پیش چشم مردمی مبهوت رقصید لعنت به باد فتنه‌ای که با قساوت حق حیات باغ را چون زاغ دزدید
کردیم به تن رخت عزایش را زود بر پیکر او حواله کردیم درود وجدان جهان سه بار از ما پرسید مردم، این غزّه آدم خوبی بود؟؟
813.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏و آن کسی که اشکی برای بریزد اما برای سکوت کند در سپاه حسین نیست!
برای مادر غزه و گرسنگی کودکانش... صبور باش! فقط اولش کمی سخت است سه چار روز فقط، گریه را دوام بیار! بهانه گیر اگر شد- که می شود قطعاً- برای او -مثلاً-سفره ی طعام بیار! ببین! هنر فقط این نیست، در فراوانی برای کودک دلبند خود غذا بپزی! تو معجزه بلدی! مادری! بیا و ببین چه می توانی از این "هیچ نیست" ها بپزی؟ یکی دو مشت گِل از قبر خواهرش بردار شبیه آرد، کمی وَرز ده! خمیرش کن! برای او -مثلاً- نان بپز!تنوری و داغ! بده به او -مثلاً لقمه لقمه- سیرش کن! "خیال" را تهِ ظرفی بریز و تفت بده! بگو غذای لذیذی به خاطر آوردی چنان بیار که باور کند در این بازی برای شامِ تولد، "فطایر" آوردی! قلم به دست بگیر و بکش -ولو بدشکل- دو ظرف سبزی و "مقلوبه" ی فلسطینی! که سهم کودکِ در سنِّ رشدِ تو این است غذای گرم خیالی! غذای تلقینی! سه چار روز فقط، گریه را دوام بیار! بهانه گیری و بی تابیِ مداوم هم... گرسنگی، پس از این می کشد به بی حالی صدای گریه ی او قطع می شود کم کم... مباد مویه کنی آن چنان که از لحنت تلنگری بخورد خواب شوم این دنیا! کنار مردنِ تدریجی اش فقط بگذار قرائت همه ی قاریان مصری را!.... ..................................................... ✍ دکتر سیده اعظم حسینی