شیرین قدح؛
عقل؛ یک واژه عربیست از ریشه ع ق ل. یکی از مفاهیم این ریشه و فعل عَقَلَ منع کردن و بازداشتن هست. و
حافظ میفرماید:
گرد دیوانگان عشق مگرد،
که به عقل عقیله مشهوری..!
عقل عقیله اینجا به معنی عقل کامل و سرآمد عقل هاست.
در واقع حافظ میگه تویی که به داشتن عقل مشهوری نباید خودت رو در معرض جنون عشق قرار بدی..
شیرین قدح؛
عشق یا عقل کدام یک بر دیگری برتری دارد؟ به راستی عاقلان نقطه پرگار وجودند، یا در دایره روزگار سرگردا
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی،
عشق داند که در این دایره سرگردانند..!
_حافظ
آی دلِ من، دلِ من، دلِ من!
بینوا، مضطرا، قابل من!
با همه خوبی و قدر و دعوی
از تو آخر چه شد حاصل من،
جز سرشکی به رخساره ی غم؟
آخر ای بینوا دل! چه دیدی
که رهِ رستگاری بریدی؟
مرغ هرزه درایی، که بر هر
شاخی و شاخساری پریدی!
تا بماندی زبون و فتاده؟
می توانستی ای دل، رهیدن
گر نخوردی فریب زمانه،
آنچه دیدی، ز خود دیدی و بس
هر دَمی یک ره و یک بهانه
تا تو ای مست! با من ستیزی..
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور منِ خسته به طوفان نرسید..
_شهریار
Mohsen Chavoshi Dar Astaneye Piri.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
کسی نگفت نباید
که از نهاد بسوزی،
تو آفتاب نبودی
که بی دریغ بتابی..
چه اسب ها که درونت
به اهتزاز درآمد!
به شِیهه عُمرِ گلویت
کشان کشان به سر آمد..
تو برگزیده نبودی!
قبول کن که نبودی
قبول کن که رسولی،
بدون معجزه هستی..