eitaa logo
سوز و ساز | مجتبی حاجی پور
1.3هزار دنبال‌کننده
318 عکس
167 ویدیو
2 فایل
•{﷽}• اینجا مطالبی رو از خودم و دیگران براتون به اشتراک میذارم. امیدوارم به دردتون بخوره. 🌹 اگه کاری داشتید، درخدمتم | @SoozosazAdmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺بمناسبت روز قدس و تقدیم به شهدای انتفاضه فلسطین رسید جمعه ی آخر سلام قدس شریف سلام قبله ی صبر و قیام، قدس شریف سلام بر دل پرخون مسجدالاقصی' به مسجدی که خداوند گفت: «بارَکْنا...» سلام ما به تو و دست های بسته شده سلام ما به تو ای حرمت شکسته شده اگرچه شعله به پا کرده فتنه هر طرفی اگرچه تفرقه در هر کنار بسته صفی اگرچه کفر به نیرنگ و جنگ بسته کمر اگرچه تکفیر از پشت می زند خنجر نبرده ایم ز خاطر دمی تو را ای قدس تویی هنوز تویی آرمان ما ای قدس بگو به دشمنمان انتقام سنگین است و فتح آخر ما قبله ی نخستین است بگو سپاه علی سوی خیبر آمده است بگو که دوره کودک کشی سرآمده است قسم به غیرت این کودکان سنگ به دست که نیست حاصل صهیونیان بغیر شکست دگر به محکمه های جهان، امیدی نیست بیا به معرکه اکنون که فرصتی باقی ست دمی که تیغ قیام از نیام، برخیزد به عزم ما همه دیوارها فرو ریزد زمان فتنه ی شام است و ما سحرزادیم زمین اگرهمه خاموش مانده، فریادیم به رغم توطئه ی نابرادران، هستیم و در کنار تو ای قدس همچنان هستیم مباد آنکه رفیقان نیمه راه شویم شب است و فتنه، مبادا که روسیاه شویم ببین که در غم تو لحظه ای نیاسودیم هنوز چشم به راهان صبح موعودیم نبرده ایم ز خاطر دمی تورا ای فدس تویی هنوز تویی آرمان ما ای قدس بایست! قوت زانوی دیگران مَطَلَب! به غیر بازوی خویش از کسی امان مَطَلَب! به ضربه ی سم اسبان، به روز جنگ قسم به لحن داغ‌ترین خطبه ی تفنگ قسم که جز سپیده شمشیر، صبح ایمن نیست چراغهای تَوَّهُم همیشه روشن نیست کجا به بَرّه، دمی گرگ‌ها امان بدهند؟ که دیده راهزنان، گُل به کاروان بدهند؟ نه، گرگ اهل وفا نیست، امتحان کافیست به این درنده چه خوش کرده ای گمان، کافیست بیا امید به تدبیر خویشتن بندیم امید خام به لبخند دشمنان کافیست چه دلخوشید به برجام دوم و سوم که این تجارت کم سود و پرزیان کافیست همین قَدَر که چشیدیم از خیانتشان برای تجربه ی هفت نسلمان کافیست شهید عشق شو از این تفنگ‌ها مَهَراس سوار می‌رسد، از طبل جنگ‌ها مَهَراس جهان ز موج تو پر شد، خودت جزیره مباش یمن، اویس شد اکنون، تو بوهریره مباش در این دو روز شبانی؛ اسیر خواب نشو ذلیل وعده ی بی معنی سراب نشو شاعران/ محمد مهدی سیار، میلاد عرفان پور، علی محمد مؤدب با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کرده‌ایم دل را به اشتیاق تو آباد کرده‌ایم یک ماه دستهای دعا بوده‌ایم ما یک ماه میهمان خدا بوده‌ایم ما یک ماه، ماه دیده و خورشید دیده‌ایم یک ماه از تو گفته و از تو شنیده‌ایم ماهی که رفت، ماه شگفت جهادهاست آری، نبرد، روزه و افطار، فتح ماست از تابش نماز علی، ماه روشن است در نور خطبه‌های ولی راه روشن است با دشمنان بگو، هوس خام کرده‌اند بیهوده رو به لشکر اسلام کرده‌اند حاشا که بیم حمله احزابمان برد حاشا که پشت سنگر خود خوابمان برد ما وارثان سلسله‌های رشادتیم ما راهیان قافله‌های شهادتیم با ما فقط حساب تفنگ و خشاب نیست با ماست آنچه قدرت آن در حساب نیست بنگر که خون روان شده از کربلا به شام آخر تمام می‌شود این کارِ ناتمام گیریم دشمن است چو عمرو بن عبدود این نسلِ حیدرست که از راه می رسد بوی ظهور می‌رسد ، ایمان ، وطن شده است این لشکرِ علی ست که خیبر شکن شده است هر چند شِعب از دمِ احمد بهشت ماست این بار فتح خیبرِ نو ، سرنوشت ماست بدر است ماه و حضرت خورشید می‌رسد بدر است ماه و عاقبت آن عید می‌رسد بدر است ماه و می‌رسد آن عید عیدها بدر است ماه‌ها همه با این شهیدها تحریم و بیم کی به دل ما اثر کند؟ کی وسوسه ز کوی دل ما گذر کند؟ ای در صف نبرد نشسته دودل مباش دریا ببین و بسته این آب و گل مباش ای در صف نبرد نشسته به پا بایست چون مردهای مرد در این کربلا بایست ای در صف نبرد! به میدان شتاب کن قدری به جای گفتن یا لَیتَنا بایست دنیا و اهل آن همه گر مانعت شوند چون حُر غیور باش و برای خدا بایست وایِ تو گر امید ببندی به شرق و غرب با قبله باش و بر سر این مدعا بایست با دشمنان صریح چو شمشیر دم بزن هرکس اسیر فتنه شد او را قلم بزن پایت اسیر دست عصای کسان مباد دستت به پای خواهش از این و از آن مباد جزآفتاب پابه رکاب کسی مباش هم آسمان پر زدن کرکسی مباش بر خان خائنان به جویی نان رضا مده این نان بهانه ایست به اینان بها مده برخی چه لقمه‌ها که گلوگیر می‌خورند خوبان ولی به شام بلا تیر می‌خورند اهل رفاه و بزم که در ناز و نعمتند کی غمگسار ملت و کی اهل خدمتند؟ دیروز خرده کاسب تحریم بوده‌اند امروز نیز کاسب تسلیم و ذلتند سرمست از حقوق نجومی خویشتن آخر چگونه در طلب حق ملتند؟ ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید! مردم هنوز چشم به راه عدالتند این مردم صبور که در پای انقلاب خون داده‌اند و اهل جهاد و رشادتند این مردم صبور که تحریم دشمنان از ره نبردشان و هنوز اهل غیرتند آسان به کف نیامده این عشق و اعتماد بر ریشه‌های باورشان تیشه‌ای مباد ای دوستان که درصف اول نشسته‌اید! اینک شما و عهد عظیمی که بسته‌اید ناگفته ماند حرف بلندی که روشن است ایمان مدافع است که این خاک، ایمن است این آتش فتاده به دنیا گواه ماست جان مدافعان حرم جان پناه ماست بنگر به شور و شوق جوانان به شهرها جام شهادتی زده بر جام زهرها با برق تیغ، هیبت شب را شکسته‌ایم حاشا که بشنود کسی از پا نشسته‌ایم ما راسر قمار به دین و وطن مباد ما را سر معامله با اهرمن مباد چشم طمع به چشمه خورشید بسته‌اند دیگر بس است هرچه که پیمان شکسته‌اند این خیرگی به کوریشان ختم می‌شود این تیرگی به صبح امان ختم می‌شود این دست دوستی که دراز است سویمان دست دسیسه است از این قوم بی‌گمان در راه عشق تکیه به خود کی کنیم ما؟ تکرار زخمهای احد کی کنیم ما؟ شمشیر از نیام، چو رهبر کشیده‌ایم فریاد فتح، از دل سنگر کشیده‌ایم عید است و آخر گل و یاران در انتظار عید است و عید نیست مرا غیر روی یار دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی کاری بکرد همت پاکان روزه‌دار عید است، عید ماه خدا، ماه رحمت است عید است و عید در نظر ما شهادت است روی شهید، معنی عید است شک مکن این عید مادران شهید است شک نکن عید است، عید زنده شدن، عید انتخاب این عید همسران صبوریست چون رباب عید است چشم‌روشنی عاشقان ببر خوبان زکات فطریه جان می‌‌دهند و سر عید است و کاش طاعت ما هم شود قبول ما تشنه حسین شماییم یا رسول ما را دوباره رخصت کرببلا دهید این عید هم برات زیارت به ما دهید شاعر/ ناشناس با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
ياعليُّ ياعظيمُ ياغفورُ يارحيم ماه رحمت باز رفت و همدم حسرت شديم ای خدای مهربان ليلة القدر بشر ای همه سوگندهای لحظه قرآن به سر باز هم در گوش ما از رحمت خود خوانده ای در تن ما جوشن از نور خودت پوشانده ای ای اميد ما گنهكاران كه رسوای توايم باز هم شرمنده بخشندگی های توايم ياجليلُ ياجميلُ ياوكيلُ ياكفيل يا دليلُ ياقبيلُ يامُديلُ يامُنيل ای دليل اول دلها برای سوختن زندگانی چيست جز مهر تو را اندوختن يا عليُّ يا وفيُّ يا غنيُّ يا مليّ يازكيُّ يا بديُّ يا قويُّ يا ولي يا وليَّ المؤمنين، بی تابی ما را ببين دل كماكان مانده در سوگ اميرُالمؤمنين يا حبيبُ يا طبيبُ يا قريبُ يا رقيب يا حسيبُ يا مُهيبُ يا مُثيبُ يا مُجيب ماه ايمان رفت كی هنگام ايمان می رسد؟ ختم قرآن دل ما كی به پايان می رسد؟ حيف، ماه روزه رفت و شكر عيد توبه شد اين اگر از خانه دل می رود، آن می رسد باز هم سوی تو می آييم ای عيد كريم چون گدایی كه به استقبال سلطان می رسد بارالها ماه تو ماه تجارت با دل است هر كه زين بازار غافل شد به خسران می رسد عيد فطر آمد، خدايا خوب می دانم كه باز دست خشك اين بيابان‌ها به باران می رسد می دهی بی هيچ منت عيدی ما را هنوز نغمه أوف لنا الكيل است بر لبها هنوز اين شهيدان به خون رنگين نشانی های توست خاك ما سنگ تمام مهربانی های توست گاه بی تابيم و گاه آرام، درياييم ما چون علی اهل تولا و تبراييم ما سر به راه دوست داريم و سر ما نذر اوست نيل اگر طغيان كند، اعجاز موساييم ما مشرق عشقيم و از طور تجلی می رسيم شب نبندد راه ما را، صبح فرداييم ما ای خدای از رگ گردن به ما نزديك‌تر با رگ گردن شهادت را پذيراييم ما در ميان خيل بيرق‌های باطل، همچنان وارثان بيرق انّا فتحناييم ما گر همه صفينيان هستند و اصحاب جمل فخر ما اين بس كه سربازان مولاييم ما عاشقان غيرت پيدای شير خيبريم زائران تربت پنهان زهراييم ما دست‌بسته مثل غواصان، همه آماده‌ايم تا گره از كار اين پيكار بگشاييم ما با تو ما تنها نمی مانيم، تنها نيستيم بی تو دنيايی اگر با ماست، تنهاييم ما آه از اين دنيا كه فرعونش ميان‌داری كند آه از آن دستی كه خون كودكان جاری كند باز می آيد شميمی كربلايی از يمن عطر ايمان اويس و عهد مردان قرن در تماشا مانده‌ايم و می ‌دمد خون از زمين ربنا إغفر لنا و انصُر جيوشَ المسلمين روزه دارانند اما روزه دار عيد فطر از محمد نه كه از بوجهل‌ها دارند دين سر به سر هند جگر خوارند و در روز احد همره وحشی نشسته حمزه‌ها را در كمين شمرشان هرگز نمی ‌بُرد سر ايمان ما بر سر ما تا بود دست يل ام البنين مكر حق با ماست تا از مكر شيطان بگذريم تا به بسم اللهی از نيل خروشان بگذريم سحر باطل عزم موسی را نمی ‌ريزد به هم چند موج هرزه دريا را نمی ‌ريزد به هم بسته ره، بر دشمن ما آيه نفی سبيل عبرت سجّيل دارد قصه اصحاب فيل خيل سربازان مولاييم در آخر زمان همچنان آماده پيكار با مستكبران بازهم ماييم و شوق ره سپردن با ولی راه روح الله زير سايه سيدعلی بر خلاف ميل شب ما آفتابی مانده‌ايم انقلابی بوده‌ايم و انقلابی مانده‌ايم فتح اگر فتح است در قاموس ما بوده است و بس دست بالا دست تنها از خدا بوده است و بس شاعران/ ميلاد عرفان پور، محمد رضا طهماسبی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
مهدی رسولی؛ کوفه ای دیار علی.mp3
13.55M
🎵 کوفه ای دیار علی 🎤 حاج مهدی رسولی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
سوز و ساز | مجتبی حاجی پور
🎵 کوفه ای دیار علی 🎤 حاج مهدی رسولی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🔹سروده‌های هر شاعر یا نوحه‌سرایی بر اساس ذهنیت‌هایی است که برای او شکل گرفته است. این ذهنیت‌ها هم در باب چه گفتن (جهان‌بینی و اندیشه) و هم در باب چگونه گفتن (نحوه بیان) مؤثر است. در باب چگونه گفتن، با توجه به ذهنیتی که از شعر ایده‌آل برای شاعر ایجاد می‌شود، تلاش می‌کند در سروده‌هایش به شعر محبوب و مطلوب خود نزدیک شود. در باب چه گفتن نیز، ردپای هر موضوعی را که در شعر دنبال کنیم به نقاط اشتراک بسیاری در بین سروده‌های شاعران می‌رسیم و این امر نتیجه تاثیرپذیری شاعران از یکدیگر است. در عالَم نوحه‌سرایی و ستایشگری نیز چنین است. بسیاری از موضوعات را که بررسی می‌کنیم، به ذهنیت‌ها و مضامین مشترک بسیاری می‌رسیم. این اشتراک به نوعی منجر به شکل‌گیری ذهنیت مخاطبان این عرصه نیز می‌شود و در واقع در فضای ادبیات ولایی ما بسیاری از مضامین و ذهنیت‌های مشترک وجود دارد که بعضی از آن‌ها به درستی شکل گرفته است اما بعضی از آن‌ها به بررسی بیشتر و بازنگری نیاز دارند. در این بین بعضی از افراد در اصلاح ذهنیت جامعه تأثیرگذار بوده و هستند و با تکیه بر مطالعات دقیق و تأمل در سیره اهل‌بیت توانسته‌اند بعضی از ذهنیت‌ها را تغییر دهند. 🔸به عنوان نمونه ذهنیت اکثر ما نسبت به «کوفه»، ذهنیتی است که از ایام نزدیک به واقعه عاشورا و پس از آن شکل گرفته است. بر اساس این ذهنیت، کوفه شهری بدعهد و بی‌وفاست و از آن به نیکی یاد نمی‌شود. این ذهنیت بر اساس تحولاتی شکل گرفته که در آن ایام در کوفه رخ داد و عموم کوفیان در آن امتحان سخت سرافراز نبودند؛ اما این دیدگاه، دیدگاهی مقطعی نسبت به شهر کوفه است. درباره کوفه اگر دقیق‌تر مطالعه کنیم، می‌بینیم که بی‌دلیل امیرالمؤمنین(ع) این شهر را مرکز حکومت خود قرار ندادند. حضرت درباره کوفه می‌فرمایند: «هَذِهِ مَدِينَتُنَا وَ مَحَلُّنَا وَ مَقَرُّ شِيعَتِنَا». این شهر به عنوان مرکز شیعیان مورد توجه سایر ائمه نیز بوده است. از شهرهای دیگری نیز به سوی امام حسین(ع) نامه دعوت فرستاده شد، اما حضرت، کوفه را انتخاب کردند. در بین شهیدان عاشورا چهره‌های شاخصی از بزرگان کوفه نظیر هانی بن عروه، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه وجود دارند. امام صادق(ع) با این‌که در مدینه زندگی می‌کردند، در طول عمر مبارک خود به شهر کوفه به عنوان مرکز شیعیان سفر داشته‌اند و از همه مهم‌تر این‌که طبق روایات، این شهر مرکز حکومت حضرت صاحب‌العصر(عج) نیز قرار می‌گیرد. با این توصیف، ذهنیت ما نسبت به کوفه، چندان منصفانه نیست و نیاز به بازنگری دارد. در نوحه پیش‌رو نسبت به اصلاح این ذهنیت تلاش قابل تقدیری صورت گرفته است. از یک سو تلاش شده، سبقه درخشان کوفه بیان شود و از سوی دیگر لغزش‌های این شهر مورد تأمل قرار گرفته است. و از همه مهم‌تر کوفه را به عنوان یک شهر نمادین مورد خطاب قرار داده است و دارد به همه شیعیان هشدار می‌دهد که مبادا با این سوابق درخشان در جهاد و شهادت، مثل کوفه دچار لغزش و خطا شوید. 🔹شاید برای عده‌ای این سؤال مطرح شود که چرا تغییر ذهنیت‌های جامعه یا حتی طرح مباحث جدید و ایجاد ذهنیت‌های تازه برای مخاطبان، توسط اندیشمندان و اهل علم جوامع صورت نمی‌گیرد و شاعران و ستایشگران در این زمینه گام برمی‌دارند. پاسخ این سؤال در یکی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع ستایشگران اهل‌بیت به زیبایی بیان شده است: «از اولِ تاريخ تشيع تا امروز، يک عنصر اصلى و اساسى در تشيع و جريان تشيع، همين جريان عاطفى است؛ البته عاطفۀ متکى به منطق، عاطفۀ متکى به حقيقت، نه عاطفۀ پوچ. لذا شما در قرآن هم ملاحظه می‌کنيد که اجر رسالت، محبت و مودت در قربى است: قل لا أسألکم عليه اجرا الّا المودّة في القربى. ...اين محبت را بايد حفظ کنيد. لذا شما می‌بینید در دوران ائمه این همه محدثین، این همه شاگردان آگاه و فقهای بزرگ در خدمت امام صادق(ع) و امام باقر(ع) و ائمۀ دیگر بودند، معارف را نقل کردند، احکام را نقل کردند، شرایع را نقل کردند، اخلاقیات را نقل کردند، شنیدند و نقل و ثبت کردند؛ اما در کنار همۀ این‌ها، باز وقتی انسان درست نگاه می‌کند، می‌بیند نگاه به دعبل خزاعی است، نگاه به سید حمیری است، نگاه به کمیت بن زید اسدی است. در حالی که امثال زراره و محمدبن‌مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه هستند، اما امام رضا(ع) دعبل را می‌نوازد؛ امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می‌دهد؛ این به خاطر این است که آن جنبۀ ارتباط عاطفی و محبت‌آمیز، در شعر شاعران، مدح مادحان و ذکر ذاکران، به نحو اتمّ و اوفی‌ وجود دارد، اما در دیگر جاها وجود ندارد؛ یا اگر هست، ضعیف است؛ یا این‌جوری بگوییم، تأثیرگذاری آن ضعیف است. شعر، مدح، ذکر، این نقش را در تاریخ تشیع دارد.» (بیانات حضرت آقا در دیدار جمعی از مداحان ۸۹/۰۳/۱۳) 🙏 با تشکر از کانال شعر هیأت با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
عجل الله فرجه الشریف دلگیرم از زمانه بیا مهربان من بر لب رسیده از غم ایّام، جان من دنیا مرا به بند اسارت کشیده است رنگ قفس شده همه‌ی آسمان من عمرم به سر شد و نشدم آنچه خواستی باران شرم می چکد از دیدگان من عشّاق را به رنج و بلا آزموده‌اند ای وای اگر «فراق» بود امتحان من دستم بگیر تا نرود نوکرت ز دست هجران تو ببین که بریده امان من در عالم خیال شدم با تو همسفر تعبیر شد اگر سحری، داستان من… شبگرد فاطمه، شب جمعه برای تو شب‌های چارشنبه‌ی هفته از آن من «یک شب به خاطر سفر کربلای تو یک شب به خاطر سفر جمکران من» با خود ببر مرا سحر جمعه کربلا تا تلّ زینبیه شوی روضه خوان من با یک نگه برای دلم فتح باب کن گردم فدائی تو، امام زمان من شاعر/ یوسف رحیمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏳️ ولادت سلام الله علیها و ، مبارک یاد تو شفاست حضرت معصومه نام تو دواست حضرت معصومه درمانده ام و دوای دردم بانو در دست شماست حضرت معصومه شاعر/ سیدمجتبی شجاع با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
سلام الله علیها همیشه بوده فقط لطف، کار فاطمه ها که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها اگر قرار بر این است بی قرار شوم خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها رسیده چون شب میلاد من کجا بروم مدینه هست و یا قم مزار فاطمه ها عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت بهشت بوده چو در انحصار فاطمه ها «گره به کار من افتاده می روم سوی قم دخیل بسته ام امشب فقط به بانوی قم» تمام کشور ما خاک زیر پای شما که هست این همه امنیت از دعای شما چه ارزشیست به ناقابلی جان چو من هزار جان گرامی شده فدای شما نگاه کن که همه نوکر و غلام تواند بگو که سر بتراشیم ما برای شما زنان کشور ما گوشه گوشه ی این خاک چه مادران و چه خواهر کنیز های شما رسیده صبح ، گدایی به خاکبوسی تان به عرش می رود امشب همان گدای شما دوباره باز کلامی بگو تو فاطمه جان دل از امام رضا برده چون صدای شما «خوش آمدی به جهان زینب امام رضا عنایتی برسان زینب امام رضا» شاعر/ سید حجت بحرالعلومی طباطبایی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
عجل الله فرجه الشریف چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد، نیامدی چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت‌شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی برای ما که خسته‌ایم و دل شکسته‌ایم، نه! ولی برای عده‌ای چه خوب شد نیامدی! تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام دوباره صبح، ظهر نه، غروب شد نیامدی... شاعر/ مهدی جهاندار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏳️ ولادت علیه السلام، مبارک 🔺رباعی از غیب صدای رفت و آمد آید کعبه به طواف شهر مشهد آید در طوس، مدینه را زیارت کردیم از مرقد او بوی محمد آید شاعر/ میثم مومنی نژاد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای آهوی دل، همیشه مأنوس شما ای مرکز عشق و عاشقی طوس شما چندی است گره به کارمان افتاده محتاجِ زیارتیم و پابوس شما شاعر/ علی ساعدی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام نقل است که فخر علما، شیخ بهایی شد شامل لطف و کرم خاص خدایی گفتند بیا فاطمه داده است رضایت معمار حرم باش، علی کرده جدایت جا داشت بنازد به همه عالم امکان روزیِ کمی نیست حرم سازی سلطان آن شیرکه خورده است نهاده اثرش را او خرج حرم کرد تمام هنرش را اخلاص نشان داد، خدا داد توانش فردوس ِ برین کرد بنا با دل و جانش نزدیک به اتمام حرم بود که ناگاه دیدند همه روی لب شیخ نشست آه با پوزش از آقای جهان گفت به یاران باید که کنم چند شبی ترک خراسان من می روم اما بخرید آبرویم را اجر همه با مادرمان حضرت زهرا تا اینکه دوباره برسم خدمت آقا جز سر در این کعبه بسازید همه جا را در غیبت او گشت مهیا چه بنایی چه گنبد و گلدسته ی انگشت نمایی به به چه ضریح و حرم و صحن و سرایی از شوقِ طوافش دل کعبه است هوایی ناگاه چنین توصیه گردید ز خدام وقتش شده معماری سر در شده اتمام گفتند که ما اذن به این کار نداریم تا آمدن شیخ همه لحظه شماریم هنگام سفر شیخ به ما گفته مکرر کار خود من هست مهیایی سر در گفتند که از جای دگر آمده دستور فرمان امام است و پر از حکمت و منظور پس ساخته شد سر درِ آن روضه رضوان کم داشت فقط روح الامین عرش خراسان پس شیخ بهایی ز سفر آمد و ناگاه با دیدن سردر ز دل خویش کشید آه شد غوطه ور حسرت و غم حال و هوایش تا داشت توان کرد گله از رفقایش گفتند مکدر نشو این امر امام است سر پیچی رعیت ز شهنشاه حرام است یک خادم خوش روزی این روضه ی اعلا دیدار نصیبش شده در عالم رویا کرده است چنین امر، به او قبله عالم بر شیخ پس از اینکه رساندی تو سلامم گو مرد خدا، پیرِ هنر، دست مریزاد معمار کرمخانه ما، خانه ات آباد در خانه ی امید تو در فکر طلسمی ما کار نداریم که آمد به چه اسمی بسپار حرم‌ را به طلسمِ کرم ما بگذار بیایند همه در حرم ما ای شیخ بِدان ما پدر هر بد و خوبیم ما طایفه ذاتا همه ستار العیوبیم ما چشم به راهیم‌ گنهکار بیاید با هر چه که آورده، خریدار بیاید باید به حرم پاک شود زائر ما تا گیرد صله ی تذکره ی کرب و بلا را شاعر/ محمدحسین رحیمیان با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام امشب لبم به باده ی تو آشنا کنم مستانه شور عاشقی ام را به پا کنم بهر طواف خود به برت چرخ می زنم تا که کبوتر دل خود را رها کنم بیمارم و به عزم حرم می زنم قدم دل را روانه جانب دارالشفاء کنم من حاضرم که هستی خود را دهم به عشق تا که ندا به زمزمه ی یا رضا کنم تنها نه حج جمع فقیران حریم توست در صحن تو زیارت کرب و بلا کنم وقتی دلم برای تو می گیرد ای حبیب دل بی قرار آن حرم ساده می شوم تا مشهدالرضا چو هزاران سفر کنم بار دگر روانه این جاده می شوم شوق زیارت تو مرا کرده بی قرار لطف و عنایت تو مرا کرده بی قرار عمرم به رزق دست کریمت به سر شده جود و سخاوت تو مرا کرده بی قرار پپیش از ولادتم به دلم جا نموده ای حب و و لایت تو را کرده بی قرار گفتی سه جا به داد دل زائرم رِسَم مهر و کرامت تو مرا کرده بی قرار چون وفت مرگ من به سر آیی بگویمت شوق زیارت تو رما کرده بی قرار شاعر/ ناشناس با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |