eitaa logo
تماشاگه راز
309 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
پیر طریقت گفت : زندگان سه کس اند : یکی زنده به جان یکی زنده به علم یکی زنده به حق او که به جان زنده است ‍، زنده به قوت است و به باد او که به علم زنده است ، زنده به مِهر است و به یاد او که به حق زنده است ، زندگانی خود بدو شاد ! الهی ... او که در راه تو به امید وصال تو کشته شود زنده جاودانی ست ... ... در کوی تو کشته بِه که از روی تو دور ! ... https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 معرفی کتاب سفرنامه ی ابن بطوطه یکی ازکتابهای ابن بطوطه مراکشی سفرنامه ی اوست. نوشتن این سفرنامه از دوم ماه رجب ۷۲۵ شروع می شود‌ و در تاریخ سوم ذی حجه سال ۷۵۶ هجری قمری به پایان می رسد.. اگر بااین سفرنامه همراه شوید. می توانید در قرن هشتم هجری قمری به مصر،تونس،طنجه،بیت المقدس، بیروت ،دمشق،مدینه ،مکه. ،‌نجف ،اصفهان ،شیراز،یمن،عدن بخاراوچین وهند و....‌‌ سفرکنید شرح این سفرنامه بسیار جذاب وخواندنی است. ابن بطوطه مورخ نیست گرچه سراسرسفرنامه اش نقل وقایع ورویدادهای تاریخی است. اوداستان خود را می گوید. داستان مردمی که با آنها دیدار کرده است. مردمی که جوانمردی هاوشوخ طبعی ها وزیرکی ها ووارستگی ها ومهربانی آنان شیفته اش می ساخته است. این سفرنامه هم شرح گرفتاری به دست راهزنان وهم شرح بحث وبررسی با علمای آن زمان را نشان می دهد. وهم از صدر نشینی واحترام وآسایشی که برایش بزرگان شهرها فراهم می کرده اند سخن گفته است . به قول استادمحمدعلی موحد(سفرنامه ی ابن بطوطه شاهدی است گویابر نفوذگسترده ی فرهنگ و زبان ایرانی درسراسر اقطار اسلامی آن عصر) حتی درکشور چین هم ملوانان اشعار سعدی رابا آواز می خوانده اند. واصطلاحات دیوانی فارسی به کار می رفته است . درمقدمه ی کتاب استاد موحدتعدادی از این اصطلاحات را نوشته است. وقتی با سفر نامه همراه می شویم درمی یابیم که.مهاجران ایرانی اعم از بازرگان ،صوفی ،فقیه،ودیوانی درهند شبه قاره هند راشکوفاترین تجلی گاه نفوذایرانی ساخته اند. خواننده درمطالعه ی این کتاب وضع کلیه ی ممالک اسلامی را درحساس ترین وبحرانی ترین اعصار تاریخی یعنی درفاصله ی بین ایلغار مغول ویورش تیمورمجسم می بیند. ترجمه ی عالمانه وادیبانه ی استاد موحد هم شاهکاری است . استاد موحداز تمام ظرفیت های زبان فارسی برای ترجمه ی کتاب استفاده کرده است.. 🍂🍂🍂🍂🍂 https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شراب شوق مینوشم به گرد یار میگردم سخن مستانه میگویم ولی هشیار میگردم گهی خندم ، گهی گریم ،گهی افتم ، گهی خیزم مسیحا در دلم پیدا و من بیمار میگردم جان https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"نو مريدی داشت اندک مايه زر کرد زر پنهان ز شيخ خود مگر" حکایت نومریدی که مقداری زر با خود داشت و آن را در سفر از پیر خود پنهان می داشت تا اینکه در راهی که می رفتند به یک دوراهی رسیدند. "واديی شان پيش آمد بس سياه و آشکارا شد در آن وادی دو راه" آن نومرید لحظه‌ای ترسید و با تردید به پیر خود گفت اکنون به کدام راه باید برویم. "شيخ راگفتا چو شد پيدا دو راه در کدامين ره رويم اين جايگاه؟" پیر که از حال او باخبر بود گفت:زرت را بینداز پس به هر راهی که میخواهی رو. "گفت معلومت بيفکن کان خطاست پس به هر راهی که خواهی شد، رواست" مادامیکه با سیم و زر جفت باشی به گمراهی خواهی رفت. این حکایت ها کهنه نیستند بلکه واقعیتی هستند که هر روز در حال وقوع می باشند. منطق الطیر_# عطار 🌿🌿🌿🌿🌿 https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آهِ زندانیِ این دام بسی بشنودیم حالِ مرغی که بِرَسته‌ست از این دام، بگو سخنِ بند مگو و صفتِ قند بگو صفتِ راه مگو و ز سرانجام بگو https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هوالجمیل 🍂 پائیز جان آهسته تر ! کجا می روی با این شتاب !؟ مگر نمی بینی چقدر دلم بَندِ توست !؟ همینجوری تند تند روزهایت را می بَری !؟ من که هنوز یک دل سیر تماشایشان نکردم ! پائیز دلبر گوش می کنی چه می گویم ؟ تا به خودم آمدم بساط رنگ های مهر و آبانت را جمع کردی ! هنوز دلم چند عکس یادگاری می خواست از درختانی که سخاوتمندانه طبیعت خدا را نقاشی کرده بودند با برگ و باری که تا همین چند وقت قبل آنهمه به سبزی و خرمی شان می بالیدند ! دلم می خواست با این برگ های رنگ رنگ دلبرانه کمی خلوت کنم ! سوال پیچشان کنم !؟ از کجا آمدید ؟ برای چه آمدید ؟ به کجا می روید ؟ همین پرسش های ساده را من نمی دانم خب ! پائیز جان چند لحظه دل به حرفم بده! تو بگو اینهمه سال عمر چگونه گذشت که حالا شده یک چشم بر هم زدن ! هنوز که هنوز است نفهمیده ام برای چه آمدم !؟ چکار دارم در این دنیا ؟ به کجا می بَرَدَم این روزگار فتنه گر!؟ پائیز جان عزیزم مرا ببین !! می گویند همه چیز در این طبیعت خدا شعور دارد ! همین برگ های خوش رنگ فرو ریخته بر زمین ! که حالا باران رحمت خدا خیسشان کرده خبر دارند برای چه سبز شدند و محکم بر آن بلندای درختان ماندند و دلبری کردند و حالا اینگونه بر زمین فرو ریختند و اینگونه فرش زیر پای آدمیان شده اند ! پائیز جانم لختی آرام تر برو ! در دلم آشوب است ! نمی بینی حال مرا ؟ که چگونه سرگردان و حیرت زده از این سو به آن سو چشم می دوانم تا شاید چاره ای پیدا کنم تا جلوی برگ ریزان عمرم را بگیرم ! پائیز جان اندکی آرام بگیر عزیزدلم ! فقط چند لحظه ! با تو کار دارم آخر !!! فقط چند ثانیه .... چطور است تو با اینکه عقل نداری اما آمدن و رفتنت اینهمه زیبائی و خیر و برکت دارد و من با اینهمه عقل و اختیار و تدبیر در کار امروز خودم هم مانده ام ! پائیز جان محض رضای خدا آرام بگیر ! دلم بی قرار رفتن توست ! تو می روی و من می مانم با اینهمه سوال بی جواب ! آرام تر برو پائیز با شکوه من ! دلنوشته ای برای پائیز دلبر ارادتمند صالح ادیب 💐😊✋ https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا