eitaa logo
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
73 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
195 ویدیو
2 فایل
-درسواحل اسرارآمیز جزیره ایرلند، عمارتی با دیوار های خاکستری و شیروانی های سیاه رنگ خفته است... عمارت فاوْل در تسخیر ریدل، جایی که حتی او هم نمی داند کیست... برایم نآمه بنویــــس←https://eitaa.com/Tom_Iduna/3977 -فقط خواهران🌚✨ @witch_writer←چنل اصلی
مشاهده در ایتا
دانلود
خودم را آماده کرده بودم. برایم اهمیتی نداشت که قرار است چه اتفاقی بیوفتد، حتی اگر یک کراکن غول پیکر از اعماق تخیلاتم زمین را می شکافت و این لحظه را بر هم میزد، پلک نمی زدم. دختر مومشکی نگاهش را در چشمانم قفل کرده بود، تماس چشمی آشنا... یادآور بیست سال بیش... زیر چشمانش گود شده بودند ولی هنوز آن شب بیداری ها زنده مانده بودند... بعد در کسری از ثانیه جستی زد و روی من پرید.موج آدرنالین را در بدنم حس میکردم، مچ دست هایش را گرفتم و نگاه ها در هم تلاقی پیدا کردند... در برق چشمش خاطرات، اعم از چیزهایی که در ناخوداگاه ظاهر میشدند گذشتند.. هنوز هردو سرپا بودیم، از لحاظ فیزیکی هیچکس بر دیگری برتری نداشت... اما در این هنگام تنها نیروی سرت، سرنوشت مهلکه را آنگونه که می خواست رقم میزد... -آدونا
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
خودم را آماده کرده بودم. برایم اهمیتی نداشت که قرار است چه اتفاقی بیوفتد، حتی اگر یک کراکن غول پیکر
دخترک مو مشکی با خود فکر کرد،چه بلایی سرِ حریفش آمده؟ چیزی برای استناد از گذشته نمانده بود اما یک چیز را مطمئن بود؛آن نگاهِ بیست سالِ پیش،اینگونه سرد نبود.. در این هنگام که احتمالاً چشمانش لبریز از گیجی بودند،حریف ناگهان به عقب کشیده شد و روی تخت افتاد .. دخترکِ مو طلایی بلاخره خودش را نشان داده بود. آن دو با همکاری هم،دستانش را به تخت بستند.. دو دختر‌نگاهی گذرا به یکدیگر انداختند:طعمه اسیر شد! اکنون یک تصمیمِ دیگر باقی مانده بود: از کجا شروع میکردند؟ -پری
از کجا مطمئنی اون دختره کمکت میکنه، اصلا شاید بهت خیانت کنه، همه جوانب رو در نظر بگیر، بیست سال گذشته -آدونا
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
چرا؟😂 -پری
یه کتاب خوندم ، چندسال پیش، اینقدر اغراق آمیز بود، به زور خوندمش، نمی دونم یارو یهو با یه نگاه نصف شد، بعد زندانی ها سه سال بی آب و غذا زنده موندن و چشم طرف کور شد و وای... چه خبره اغراق و مبالغه آخه -آدونا