عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
خودم را آماده کرده بودم. برایم اهمیتی نداشت که قرار است چه اتفاقی بیوفتد، حتی اگر یک کراکن غول پیکر
دخترک مو مشکی با خود فکر کرد،چه بلایی سرِ حریفش آمده؟
چیزی برای استناد از گذشته نمانده بود اما یک چیز را مطمئن بود؛آن نگاهِ بیست سالِ پیش،اینگونه سرد نبود..
در این هنگام که احتمالاً چشمانش لبریز از گیجی بودند،حریف ناگهان به عقب کشیده شد و روی تخت افتاد .. دخترکِ مو طلایی بلاخره خودش را نشان داده بود.
آن دو با همکاری هم،دستانش را به تخت بستند..
دو دخترنگاهی گذرا به یکدیگر انداختند:طعمه اسیر شد!
اکنون یک تصمیمِ دیگر باقی مانده بود:
از کجا شروع میکردند؟
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
دخترک مو مشکی با خود فکر کرد،چه بلایی سرِ حریفش آمده؟ چیزی برای استناد از گذشته نمانده بود اما یک چی
پری یکم زیادی اغراق آمیز نیست؟
-آدونا
از کجا مطمئنی اون دختره کمکت میکنه، اصلا شاید بهت خیانت کنه، همه جوانب رو در نظر بگیر، بیست سال گذشته
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
دیگه دیگه😃😂 -پری
حس کردم دارم شاهنامه میخونم😃
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
پری یکم زیادی اغراق آمیز نیست؟ -آدونا
خواهر،من همچنان دارم سسِ تندمو میخورم،انتظارِ چی داری؟
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
خواهر،من همچنان دارم سسِ تندمو میخورم،انتظارِ چی داری؟ -پری
اوه... اوه😂😂نوش جان، به قول دبیر ادبیات گوارای وجودتون..
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
چرا؟😂 -پری
یه کتاب خوندم ، چندسال پیش، اینقدر اغراق آمیز بود، به زور خوندمش، نمی دونم یارو یهو با یه نگاه نصف شد، بعد زندانی ها سه سال بی آب و غذا زنده موندن و چشم طرف کور شد و وای...
چه خبره اغراق و مبالغه آخه
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
یه کتاب خوندم ، چندسال پیش، اینقدر اغراق آمیز بود، به زور خوندمش، نمی دونم یارو یهو با یه نگاه نصف ش
وااااااای😂
با یه نگاه نصف شددد😂😂
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
جدی از چی به چی رسیدیم، رمان شد که😂 -آدونا
از دلایلی که در دوره امتحانات نباید سراغ کتاب و گوشی بریم:
-پری