🔴پساجنگ ایران؛ وقتی بازدارندگی هم بالا رفت هم فرو ریخت / Amwaj.media
🔴بازتعریف بازدارندگی
🔴جنگ گسترده میان ایران، آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ بحثی بنیادین درباره تغییر آستانههای جنگ در آینده ایجاد کرده است؛ اینکه آیا این جنگ احتمال درگیریهای بعدی را کاهش داده یا افزایش داده است. در سطح مفهومی، ایران پیشتر جنگ مستقیم با آمریکا را تهدیدی وجودی میدانست، اما از یک حمله نظامی گسترده جان سالم به در برد و همزمان از ابزارهای راهبردی خود بهویژه تنگه هرمز برای حفظ اهرم فشار استفاده کرد. نتیجه این وضعیت، بازتعریف محاسبه هزینه و فایده جنگ در تهران و واشنگتن است.
🔴دیدگاههای کارشناسی نشان میدهد پاسخ قطعی وجود ندارد و اثرات جنگ دوگانه است؛ از یک سو تغییر در آستانههای تصمیمگیری و از سوی دیگر تداوم محدودیتهای راهبردی. تجربه جنگی که با حملات اسرائیل و آمریکا و از جمله نابودی بخشی از رهبری ایران آغاز شد، نشان داد بقا لزوماً به معنای پیروزی نیست، اما میتواند معادلات بازدارندگی را دگرگون کند. بنابراین مسئله اصلی نه کاهش یا افزایش ساده آستانه جنگ، بلکه همزمانی هر دو روند در سطوح مختلف است.
🔴آستانه عملیاتی
🔴در سطح عملیاتی، جنگ اخیر موجب کاهش آستانه درگیری مستقیم میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده شده و تابوی برخورد نظامی مستقیم تا حد زیادی شکسته است. ایران در این جنگ از الگوی درگیریهای محدود و تلافیجویانه فاصله گرفت و از همان مراحل ابتدایی با حملات گسترده وارد میدان شد. در نخستین هفتهها، حملات موشکی و پهپادی ایران همه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را دربر گرفت و حتی میزان حملات به امارات از اسرائیل نیز فراتر رفت؛ اقدامی که با استدلال نقش این کشورها در همکاری نظامی با آمریکا توجیه شد. همزمان، استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار و تهدید انسداد آن، نشان داد که ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند.
🔴در سوی مقابل، تصور واشنگتن مبنی بر اینکه حمله نظامی میتواند مانع پیشرفت هستهای ایران شود، با تردید مواجه شد و در عین حال، اتکای بیش از حد به حملات هوایی و کنترلشده بودن تشدید تنش زیر سؤال رفت. ورود بازیگران منطقهای و حتی اشاره به عملیاتهای دوربرد فراتر از حوزه خلیج فارس، از جمله مسیر دیگو گارسیا، نشان داد که مرزهای سنتی جنگ در حال فرسایش است.
🔴آستانه راهبردی
🔴در سطح راهبردی، جنگ اخیر آستانه وقوع درگیریهای آینده را افزایش داده است، زیرا هم واشنگتن و هم تهران هزینههای واقعی جنگ را بیش از برآوردهای پیشین درک کردهاند. در آمریکا، محدودیتهای قدرت هوایی، آسیبپذیری زیرساختهای کشورهای خلیج فارس، حساسیت اقتصاد جهانی به تنگه هرمز و هزینههای سیاسی داخلی، امکان تکرار یک کارزار گسترده را دشوارتر کرده است. در سوی ایران، هرچند بقا در جنگ نوعی اعتماد به توان تابآوری ایجاد کرده، اما ضعف پدافند هوایی، انزوای دیپلماتیک و خطر حملات هدفمند علیه رهبری نیز آشکار شده است.
🔴در اسرائیل، دکترین امنیتی پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ همچنان بر عدم تحمل تهدیدهای ایران و محور مقاومت استوار است، اما محدودیتهای عملیاتی و وابستگی به حمایت آمریکا پررنگتر شده است. در سطح منطقهای نیز شکاف میان کشورهای خلیج فارس درباره نوع مواجهه با ایران و احتمال جنگ بدون حضور مستقیم آمریکا، تصویر پیچیدهتری ایجاد کرده است. در نهایت، ترکیب افزایش ریسکپذیری در تهران، تغییر محاسبات واشنگتن و حساسیت امنیتی اسرائیل، وضعیتی دوگانه ایجاد کرده که در آن آستانه عملیاتی کاهش یافته اما آستانه راهبردی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
🆔@world_order
🔴نظم جهانی به حراج رفت؛ همهچیز برای فروش، از تنگه هرمز تا گرینلند / Modern Diplomacy
🔴قیمت تنگه
🔴قرار گرفتن «سازمان تنگه خلیج فارس» در فهرست تحریمهای خزانهداری آمریکا در ۲۷ مه، تنها واکنشی تنبیهی به سازوکاری نبود که ایران سه هفته پیش برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز ساخته بود. عوارضی که تا دو میلیون دلار گزارش شده و با یوان یا رمزارز تسویه میشد، هر کشتی پرداختکننده را در برابر حذف از نظام دلاری قرار میداد. بیش از سیصد کشتی غیرایرانی، عمدتاً نفتکش، پس از آغاز کار این نهاد مدارک خود را ثبت کردند و یک آبراه واحد ناگهان صاحب دو قیمت شد: یکی از سوی تهران و دیگری از سوی واشنگتن؛ دو دولتی که حق قیمتگذاری طرف مقابل را به رسمیت نمیشناسند.
🔴جنگی که این عوارض را آشکار کرد، با توافقی موقت متوقف شد، اما اصل ماجرا باقی ماند. یادداشت ۱۷ ژوئن در ورسای، پنجرهای شصتروزه برای مذاکره گشود؛ تنگه بهطور ناقص باز شد، محاصره آمریکا برداشته شد و نخستین کشتیها از ۱۸ ژوئن حرکت کردند، اما مسیر مرکزی همچنان مشکوک به مینگذاری بود و ایران در ۲۰ ژوئن دوباره بسته بودن تنگه را اعلام کرد. آتشبس تیراندازی را متوقف کرد، نه مسئله دسترسی دریایی، تحریمها، پولهای مسدود و امنیت منطقهای را.
🔴تعهد فروشی
🔴عوارض هرمز از جنگ جان سالم به در برد، چون اساساً سلاح جنگ نبود؛ داراییای بود که جنگ آن را آشکار کرد. تهران این اهرم را به درآمدی با ارز دلخواه و جدول زمانی خود تبدیل کرده و به همسایگان خلیج گفته است دریافت هزینه بابت خدمات امنیتی و زیستمحیطی در تنگه میتواند سالانه حدود چهل میلیارد دلار ایجاد کند؛ درآمدی که میان دولتهای پیوسته به طرح تقسیم شود. عمان با وجود فشار ایران برای مشارکت، نپذیرفت. تغییر اصلی همینجاست: تعهد، اتحاد، تضمین، قلمرو و قانون دیگر صرفاً الزاماتی برای حفظ نیستند، بلکه موقعیتهایی برای ارزشگذاری، فروش، نگهداری یا کنار گذاشتناند.
🔴در سوی آمریکایی، این منطق از بداههگویی فراتر رفته و در راهبرد امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ به زبان دکترین درآمده است؛ جایی که «انتقال بار» جای «تقسیم بار» را میگیرد و معامله قدیمی حفاظت آمریکا در برابر همسویی متحدان کنار میرود. فشار بر سئول و توکیو برای پرداخت هزینه بیشتر نیروهای آمریکایی، مطالبه پوشش کامل هزینه نیروها در کره جنوبی بهعلاوه پنجاه درصد اضافه، و تبدیل مذاکرات هزینهای از چرخه پنجساله به سالانه، اتحاد را به قراردادی اجارهای شبیه کرده است. متحدان هنوز متحدند، اما مانند مستأجرانیاند که تضمین امنیتی را به نرخ روز میخرند.
🔴قانون بیقیمت
🔴برای تبدیل این داراییها به پول، قانون نه حد، بلکه هزینه تلقی میشود. حقوق دریاها عبور آزاد از تنگههای بینالمللی را حمایت میکند و دولت ساحلی را از بستن یا مالیاتگرفتن منع میکند، اما ایران با اتکا به امضانکردن نهایی این رژیم حقوقی، عوارض خود را در برابر این قواعد پیش برد.
🔴واشنگتن نیز با تهدید تعرفهای علیه هشت کشور اروپایی برای واداشتن دانمارک به فروش گرینلند، خاک متحد را همچون بدهی قابل وصول دید؛ گویی دههها حمایت آمریکا وامی بوده که اکنون موعد بازپرداخت آن رسیده است. اروپا در این میان آسیبپذیرترین بازیگر است: اقتصاد، بازار واحد، شبکههای دیپلماتیک و میراث نفوذ دارد، اما مرجعی واحد برای قیمتگذاری و مدیریت این داراییها ندارد. پول دفاعیِ پس از ۲۰۲۵ ظرفیت میخرد، نه ماشین تصمیمگیری. فرانسه همزمان با امضای یادداشت ورسای برای بازگشایی تنگه داوطلب کمک شد؛ بازیگری بیمدیر که کاری را رایگان پیشنهاد میداد که دیگران بر فراز سرش قیمتگذاری کرده بودند. نظم پس از ۱۹۴۵ هنوز واژگان تعهد، تضمین و اعتماد را تکرار میکند، اما زبان تازه فقط از موقعیت و قیمت سخن میگوید؛ زبانی که در آن اتحاد، تنگه و جزیره هر لحظه میتوانند بازقیمتگذاری، مطالبه یا فروخته شوند.
🆔@world_order
🔴اسرائیل در حال حذف خودش از نقشه تجارت منطقه است / Israel Hayom
🔴مسیرهای رقیب
🔴رقابت بر سر توسعه مسیرهای تجاری آینده منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری بهصورت بازی حاصلجمع صفر تصویر میشود؛ فضایی که در آن هر خطآهن تازه، هر کریدور انرژی و هر بندر، نشانهای از حذف یک بازیگر دیگر تلقی میشود. در همین چارچوب، میری رگو، وزیر حملونقل اسرائیل، اخیراً در نامهای هشدارآمیز به بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که مسیرهای انرژی و تجارت منطقهای با هدف اعلامشده دور زدن اسرائیل در حال پیشرویاند. این هشدار از جمله در واکنش به امضای یادداشت تفاهمی در ماه ژوئن میان ترکیه و عربستان سعودی صادر شد؛ توافقی برای ساخت خطآهنی که دو کشور را از مسیر اردن و سوریه به هم متصل میکند.
🔴این خط، در عمل احیای راهآهن حجاز است؛ مسیری که در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی ساخته شد. پیشبرد چنین طرحی از نگاه اسرائیل میتواند به چشمانداز کریدور اقتصادی هند، خاورمیانه و اروپا، موسوم به آیمک، آسیب بزند؛ طرحی که در سپتامبر ۲۰۲۳ رونمایی شد و برای اسرائیل نقشی مرکزی بهعنوان مسیر ترانزیتی در نظر گرفته بود.
🔴فرصت پنهان
🔴ظاهر ماجرا این است که احیای راهآهن تاریخی برای عبور از کنار اسرائیل طراحی شده، اما بررسی برخی نقشههای منتشرشده در زمان امضای تفاهم، از جمله نقشهای که خبرگزاری رسمی ترکیه منتشر کرد، نشان میدهد اتصال تاریخی به بندر حیفا همچنان در این نقشهها دیده میشود. همین نکته، احیای مسیر قدیمی را نه الزاماً تهدیدی قطعی، بلکه فرصتی بالقوه برای اسرائیل میسازد. حلقه مفقوده اصلی امروز برای تحقق چشمانداز آیمک، و بهطور خاص راهآهن منطقهای، اردن است.
🔴اگر ترکیه و عربستان بتوانند ساخت زیرساخت ریلی در خاک اردن را پیش ببرند، این زیرساخت در آینده میتواند به سود اسرائیل عمل کند. در صورت شکلگیری دولتی که احیای همکاریهای غیرنظامی با کشورهای منطقه را هدف قرار دهد، وجود زیرساخت اردنی میتواند امکان اتصال ریلی و دسترسی به دریا از مسیر اسرائیل را فراهم کند. برای رسیدن به این هدف، اسرائیل نیز باید اتصال ریلی از ایستگاه بیتشئان تا گذرگاه مرزی رود اردن را که حدود دوازده کیلومتر فاصله دارد، تکمیل کند.
🔴حذف خودخواسته
🔴چشمانداز آیمک پس از جنگی که در ۷ اکتبر آغاز شد، نتوانست شتاب لازم را به دست آورد. اسرائیل امروز شریکی پیچیده و مسئلهساز دیده میشود؛ هم بهدلیل آسیب به جایگاه بینالمللیاش و هم بهسبب مطالبات سختگیرانه امنیتی. با این حال، رقبای منطقهای اسرائیل نیز از مشکلات اقتصادی، زیرساختی، امنیتی و ضعف حکمرانی رنج میبرند. نمونه روشن آن «جاده توسعه» عراق است که ترکیه از بندر فاو در جنوب عراق تا خاک خود و سپس اروپا دنبال میکند.
🔴این طرح، علاوه بر بیثباتی مزمن عراق، بهدلیل وابستگی به خروجی خلیج فارس و آسیبپذیری در برابر تهدیدهای امنیتی تنگه هرمز، و نیز روابط پرتنش بغداد و کویت، راهحلی مطلق و پایدار نیست. بنابراین، تعدد مسیرهای حملونقل در منطقه نه تجمل است و نه اتلاف، بلکه ضرورتی راهبردی است. مشکل اسرائیل فقط رقابت دیگران نیست؛ سیاست خود آن نیز نقش دارد. لغو خطآهن عفوله ـ جنین در ۲۰۲۴، که میتوانست به راهآهن دره از حیفا تا بیتشئان متصل شود، نشان داد اسرائیل با نادیده گرفتن فلسطینیها و فقدان نگاه فراگیر، عملاً خود را از مسیرهای اصلی تجارت منطقهای بیرون میراند.
🆔@world_order
🔴عراق میدان بعدی درگیری ایران و آمریکا و در آستانه انفجار خاموش است؛ نخستوزیری که دولت دارد اما قدرت نه / الشرق الاوسط
🔴کابینه نیمهکاره
🔴بیش از یک ماه پس از رأی اعتماد پارلمان در ۱۴ مه ۲۰۲۶، دولت علی الزیدی هنوز کامل نشده و حدود ده وزارتخانه، از جمله دو ستون اصلی دولت عراق یعنی کشور و دفاع، بلاتکلیف ماندهاند. این تأخیر در کشوری که دولتها معمولاً پس از چانهزنیهای طولانی میان احزاب، بلوکهای پارلمانی، شبکههای نفوذ و قدرتهای منطقهای شکل میگیرند، در ظاهر آشناست؛ اما مسئله فراتر از کشمکش معمول بر سر پستهاست. کابینه ناتمام نشان میدهد توافقهایی که الزیدی را به قدرت رساندند، هنوز به توازن واقعی حکمرانی تبدیل نشدهاند. او مشروعیت پارلمانی دارد، اما فرمان کامل قوه مجریه را در دست نگرفته است.
🔴دولتش از نظر حقوقی پابرجاست، اما از نظر سیاسی ناقص مانده است. پرسش اصلی دیگر فقط تکمیل کابینه نیست، بلکه میزان آزادی عمل او در اجرای برنامه سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. سفر مورد انتظار الزیدی به واشنگتن در میانه ژوئیه، نخستین آزمون واقعی نخستوزیری او خواهد بود؛ آزمونی برای سنجش توان او در تقویت مشروعیت بینالمللی، فاصلهگیری نسبی از نیروهای سازنده دولت و تعریف رابطه با دولتی آمریکایی که اولویتهایش در عراق در حال تغییر است.
🔴میدان رقابت
🔴کاهش نسبی تنش میان واشنگتن و تهران، برای بغداد هم فرصت میسازد و هم خطر. توافق موقت آمریکا و ایران، احتمال رویارویی نظامی مستقیم را در کوتاهمدت کاهش میدهد، اما اختلافات بنیادین دو طرف در خاورمیانه را حل نمیکند و عراق را به یکی از مهمترین عرصههای ادامه رقابت تبدیل میکند. از یک سو، دولت الزیدی میتواند در فضای آرامتر منطقهای اصلاحات را با هزینه کمتری دنبال کند؛ از سوی دیگر، همین آرامش ممکن است رقابت دو قدرت را به درون نهادهای عراقی منتقل کند.
🔴همزمان، کشورهای خلیج فارس، ترکیه، چین و روسیه هر یک در پی تثبیت منافع خود در عراق و پیرامون آن خواهند بود. در نگاه اصولی، عراق میتواند از این رقابت برای جذب سرمایهگذاری، عادیسازی روابط و ادغام منطقهای بهره ببرد؛ اما نظام سیاسی عراق طی دو دهه بر توازنی مبهم میان نفوذ آمریکا، ایران، نخبگان محلی، احزاب فرقهای، گروههای مسلح، نهادهای شکننده و اقتصاد رانتی استوار بوده است. اکنون نشانهها از ورود این مدل به مرحلهای تازه حکایت دارد؛ مرحلهای که ظاهراً به سوی تقویت دولت و نهادهای آن حرکت میکند، اما با موانع مالی، امنیتی و سیاسی عمیق روبهروست.
🔴دولت گرفتار
🔴بحران اقتصادی، امنیتی و نهادی عراق به هم گره خورده است. دولت الزیدی میراثدار وضعیت مالی فرسودهای است که حقوق کارکنان، هزینههای اجتماعی، بدهی داخلی و تعهدات انباشته بخش بزرگی از منابع عمومی را میبلعد. توقف صادرات نفت از مسیر جیهان نیز فشار درآمدی را تشدید کرده است. پرداخت منظم حقوق، دیگر صرفاً مسئله بودجه نیست؛ ستون ثبات سیاسی نظامی است که نزدیک به پنج میلیون کارمند دولت، میلیونها بازنشسته و مشمولان حمایت اجتماعی به آن وابستهاند. همزمان، گروههای مسلح فقط نیروی نظامی بیرون از دولت نیستند؛ طی دو دهه در پارلمان، دولت، اداره عمومی، اقتصاد، رسانه و شبکههای اجتماعی ریشه دواندهاند. مسئله اصلی دیگر خلع سلاح ساده نیست، بلکه بازسازی دولتی است که سیاست، سلاح، منابع عمومی و شبکههای نفوذ در آن درهم تنیدهاند.
🔴فشار آمریکا برای انحصار سلاح در دست دولت، نفوذ ایران برای حفظ بخشی از بازدارندگی منطقهای، و منافع محلی گستردهای که بقای این گروهها را تضمین جایگاه اقتصادی و سیاسی خود میدانند، معادلهای پیچیده ساخته است. آینده عراق در فاصله میان اصلاح و تداوم، اقتدار دولت و اقتدار شبکههای نفوذ، و زمانبندی متفاوت واشنگتن، تهران و بازیگران عراقی رقم خواهد خورد.
🆔@world_order
🔵چرا ایران معتقد است اسرائیل قبل از ماه اکتبر دوباره حمله خواهد کرد
✍تریتا پارسی
https://x.com/i/status/2072360313203130493
آیا اسرائیل قبل از انتخابات ماه اکتبر، جنگ با ایران را از سر خواهد گرفت؟
این دیدگاهی است که طی هفته گذشته، بر اساس اجماع نظر در بحثهای امنیت ملی داخلی ایران شکل گرفته است.
چندین عامل تهران را به این نتیجه رسانده است. فراتر از بدبینی عمیق — و نه کاملاً بیاساس — ایران نسبت به نیات رئیسجمهور دونالد ترامپ، که با اظهارنظر اخیر معاون او، جیدی ونس، تشدید شده است (ونس گفته بود ترامپ میخواهد از تفاهمنامه (MOU) برای بازسازی ذخایر جهانی نفت استفاده کند و سپس «ببیند اوضاع چطور پیش میرود»)، دو تحول دیگر نیز برجستگی ویژهای دارند: توافق اخیر اسرائیل و لبنان و تأثیر آن بر موضع نظامی حزبالله در ماههای آینده.
از دیدگاه تهران، این توافق در هرگونه جنگ احتمالی آینده با ایران، مزیت بزرگی به اسرائیل میدهد — مزیتی که اسرائیل در ماه فوریه فاقد آن بود.
این توافق با اجازه دادن به نیروهای اسرائیلی برای ماندن در بخشهایی از جنوب لبنان، به نظر میرسد که تفاهمنامه را نقض کرده و در عین حال، توازن نظامی را به طور اساسی تغییر میدهد.
حضور مداوم اسرائیل در این موقعیتهای استراتژیک، انجام آن دسته از عملیاتهای هجومی را که برای حزبالله در دور قبلی درگیریها حیاتی بود، بسیار دشوارتر میکند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که به گفته ایرانیها، آنها در ماههای فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از تواناییهای هجومی خود را علیه اسرائیل به کار گرفتند، چرا که حزبالله بخش زیادی از بار باقیمانده را به دوش میکشید.
در آن زمان، کارشناسان در غرب در حال بحث بر سر این بودند که چرا تهران ضربه محکمتری به امارات وارد کرد تا به اسرائیل.
متن کامل تحلیل را در ساباستک بخوانید:
https://open.substack.com/pub/tritaparsi/p/why-iran-believes-israel-will-attack?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵چرا ایران معتقد است اسرائیل قبل از ماه اکتبر دوباره حمله خواهد کرد ✍تریتا پارسی https://x.com/i/st
۱/۲
🔵 چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله خواهد کرد؟
توافق اخیر اسرائیل و لبنان و نقش گزارشنشده حزبالله در جنگ قبلی، تهران را به این نتیجه رسانده است.
نویسنده: تریتا پارسی
۱ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۰ تیر ۱۴۰۵)
آیا اسرائیل پیش از انتخابات ماه اکتبر، جنگ با ایران را از سر خواهد گرفت؟ این دیدگاهی است که طی هفته گذشته به عنوان یک اجماع نظر در بحثهای امنیت ملی داخلی ایران شکل گرفته است.
چندین عامل تهران را به این نتیجه رسانده است. فراتر از بدبینی عمیق — و نه کاملاً بیدلیل — ایران به نیات پرزیدنت دونالد ترامپ که با اظهارنظر اخیر معاون او، جی. دی. ونس، شدت یافته است (ونس گفته بود ترامپ میخواهد از تفاهمنامه [MOU] برای پر کردن دوباره ذخایر نفت جهانی استفاده کند و سپس «ببیند اوضاع چطور پیش میرود»)، دو تحول دیگر نیز برجستگی ویژهای دارند: توافق اخیر اسرائیل و لبنان، و تأثیر آن بر وضعیت نظامی حزبالله در ماههای آینده.
از دیدگاه تهران، این توافق در هرگونه جنگ احتمالی آینده با ایران، مزیت بزرگی به اسرائیل میدهد که در ماه فوریه از آن بیبهره بود. این توافق با اجازه دادن به نیروهای اسرائیلی برای باقی ماندن در بخشهایی از جنوب لبنان، به نظر میرسد که تفاهمنامه (MOU) را نقض کرده و در عین حال موازنه نظامی را به طور اساسی تغییر میدهد. حضور مداوم اسرائیل در این موقعیتهای استراتژیک، انجام عملیاتهای هجومی را برای حزبالله بسیار دشوارتر میکند؛ عملیاتهایی که در دور قبلی درگیریها نقشی حیاتی داشتند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که به گفته ایرانیها، آنها در ماههای فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از تواناییهای هجومی خود را علیه اسرائیل به کار گرفتند، چرا که حزبالله بخش عمدهای از بار باقیمانده را به دوش میکشید. در آن زمان، تحلیلگران غربی در این باره بحث میکردند که چرا تهران ضربه سختتری به امارات متحده عربی وارد کرد تا به اسرائیل.
بخشی از این موضوع به آستانه تحمل درد بسیار بالاتر در اسرائیل در مقایسه با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مربوط میشد. تهران به دنبال دسترسی به ملموسترین آستانه درد بود تا ایالات متحده را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار بگذارد. اما بخش دیگری از آن، به نقش حیاتی حزبالله در جنگ برمیگشت که برخلاف پوشش رسانهای آن زمان، بسیار کلیدی بود. حزبالله نقش مهمی در فرسایشی کردن دفاع اسرائیل، پیچیده کردن تصمیمات هدفگیری آن و مجبور کردن اسرائیل به تقسیم منابعش در چندین جبهه ایفا کرد.
با این حال، این نقش به درستی درک نشد، زیرا اسرائیل در طول جنگ سانسور نظامی تقریباً مطلقی را اعمال کرد — که به مراتب سختگیرانهتر از رژیم سانسور در ژوئن ۲۰۲۵ بود — و همین امر دیدگاه عمومی نسبت به عملیاتهای حزبالله و تأثیر آنها را به شدت محدود کرد. در نتیجه، میزان تأثیرگذاری حزبالله بر روند جنگ به شکل چشمگیری دستکم گرفته شده است.
برخلاف تفاهمنامه (MOU)، توافق کنونی اسرائیل و لبنان، اسرائیل را ملزم به عقبنشینی از خاک لبنان نمیکند مگر اینکه حزبالله خلع سلاح شود. از آنجا که وقوع چنین اتفاقی در آینده قابل پیشبینی بسیار بعید است، اسرائیل آماده است تا موقعیتهای خود را در داخل لبنان حفظ کند؛ امری که به آن اجازه میدهد جنگ با ایران را بدون مواجهه با همان فشارهایی از سوی جبهه شمالی که در درگیری قبلی دست و پای او را بسته بود، از سر بگیرد.
انگیزههای نتانیاهو کاملاً روشن است. فراتر از خواسته دیرینه او برای استفاده از نیروی نظامی آمریکا جهت تسلیم کردن ایران در برابر سلطه اسرائیل و دستیابی به یک موازنه منطقهای به نفع خود، او اکنون دلایل سیاسی و شخصی مبرمی نیز برای شروع دوباره جنگ دارد.
تفاهمنامه (MOU) هزینه سیاسی سنگینی برای نتانیاهو داشته است. شانس او برای انتخاب مجدد در اکتبر، ضعیفتر از هر زمان دیگری در ماههای گذشته است. او که زمانی به عنوان تنها رهبر اسرائیلیِ قادر به همراه کردن پرزیدنت ترامپ دیده میشد، اکنون با این احتمال مواجه است که هم جنگ و هم دیپلماسی ناشی از آن، اسرائیل را در موقعیت استراتژیک ضعیفتری قرار دهد — موضوعی که اساسِ استدلال او برای رهبریاش را زیر سؤال میبرد.
و البته، اگر او در انتخابات شکست بخورد، به احتمال زیاد چند سال آینده را در زندان سپری خواهد کرد، زیرا مصونیت خود را به عنوان نخستوزیر از دست خواهد داد و به اتهام فساد مالی محاکمه خواهد شد.
برای تهران هنوز مشخص نیست که آیا دولت ترامپ در چنین استراتژی با اسرائیل هماهنگ است یا خیر. اما بدبینیها نسبت به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به ویژه با توجه به نقش او در میانجیگری توافق اسرائیل و لبنان، حمایتش از جنگ و مخالفت مشهودش با تفاهمنامه (MOU)، بسیار عمیق است.
از دیدگاه تهران، سه سناریوی محتمل وجود دارد:
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱/۲ 🔵 چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله خواهد کرد؟ توافق اخیر اسرائیل و لبنان
۲/۲
* سناریوی اول: کاخ سفید از برنامههای اسرائیل آگاه است و توافق لبنان را تا حدودی برای تسهیل همین برنامهها میانجیگری کرده است.
* سناریوی دوم: واشنگتن از نیات نتانیاهو بیخبر است، اما با این حال در صورت از سرگیری جنگ توسط نتانیاهو، به دفاع از اسرائیل خواهد شتافت — و شاید حتی به این حمله ملحق شود.
* سناریوی سوم: دولت ترامپ غافلگیر میشود، تصمیم میگیرد جلوی اسرائیل را نگیرد، اما از مشارکت نظامی مستقیم در درگیری نیز خودداری میکند.
تهران باور ندارد که مزیت اسرائیل در لبنان تعیینکننده خواهد بود. مقامات ایرانی همچنان مطمئن هستند که میتوانند هزینههای سنگینی را بر اسرائیل تحمیل کنند و آن را از دستیابی به اهداف استراتژیک بزرگترش بازدارند. اما شروع مجدد جنگ همچنان میتواند فوریترین هدف نتانیاهو را محقق کند: نابود کردن تفاهمنامه (MOU). با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده بر نتانیاهو، او ممکن است آنقدر مستأصل باشد که برای تضمین دقیقاً همین نتیجه، ترامپ را به چالش مستقیم بکشد.
پرسش اصلی، بار دیگر این نیست که ترامپ چه واکنشی نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا ترامپ مانع از آن خواهد شد که نتانیاهو به طور عامدانه گزینههای او را شکل داده و محدود کند؟ این همان آزمونی است که ترامپ بارها در آن شکست خورده است.
https://substack.com/home/post/p-204467369
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ابراهیم متقی: «پیش از هر چیز باید در خودمان تغییر ایجاد کنیم. تعریف کنیم که هستیم. ما همه با هم هستی
در دولتسازی جمهوری اسلامی، برخی همان چارچوب دولت مدرن را میپذیرند و به دنبال مدرنیزاسیون ایران هستند. برخی دیگر نیز، بدون توجه به الگوی ملتـدولت و اقتضائات آن، شعار امتسازی سر داده و امتگراییای خیالی و توهمی را دنبال میکنند.
اما در این میان، آیتالله خامنهای طرح سومی ارائه دادند؛ طرحی که نه به دنبال دولت متعالیه است و نه دولت ایرانشهری، و نه دولت توسعهگرای غربی، اما در عین حال پیوند خود را با سنت کلامی و فقهی حفظ میکند (یعنی منقطع از سنت نیست).
این طرح از سویی واقعبین است و ملتـدولت را میفهمد، و از سوی دیگر به آن اکتفا و بسنده نمیکند، بلکه طرحی نو درمیاندازد. ایشان ضمن پذیرش نقاط مثبت ملتـدولت ــ به این معنا که آن را بهطور کامل نفی نمیکنند ــ به شکلی رادیکال غربستیز بوده و به دنبال استحالهٔ غرب هستند؛ یعنی مواجههای دیالکتیکی که در آن دستاوردهای غرب در یک #نظم_جدید قرار گرفته و بازتعریف میشود.
طرح سوم، نیروی سوم میخواهد. نیرویی که دولتسازی و امر سیاسی، سنت بهویژه کلام و فقه، ایران، مدرنیته و انقلاب اسلامی را عمیقاً درک کند و متعهدانه و بااراده طرح جدید را جلو ببرد.
#طرح_رهبری
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻پشتپردههای جنگ 12 روزه و دور اول مذاکرات هستهای ایران و آمریکا از کتاب «تغییر رژیم» - بخش اول
🔴آنچه در ادامۀ خواهیم خواند، کنارهم قرار دادن و گزارشی از سیر وقایع منتهی به جنگ 12 روزه در دولت آمریکا براساس کتاب «تغییر رژیم» است که به تازگی منتشر شده؛ این بریدههای پراکنده در کتاب را اینجا باهم در قابل یک گزارش با سیر مشخص باهم میخوانیم.
🔴کتاب مینویسد که پس از سفر خاورمیانهای ترامپ، مسئله فوری منطقه همچنان ایران بود. ترامپ میان دو قطب گیر کرده بود: از یک شهید سو آیتالله علی خامنهای در تهران که دولت ترامپ همزمان با او درگیر دیپلماسی هستهای بود، و از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو که معتقد بود تنها راه برخورد با ایران راه نظامی است. نتانیاهو از دسامبر پیشین در حال آمادهسازی حمله به چند هدف در ایران بود و میخواست واشنگتن هم در آن شرکت کند؛ با وجود این، ترامپ هنوز امیدوار بود ایرانیها را به راهحل دیپلماتیک وادار کند.
🔴باوجود امید به راه دیپلماتیک، همزمان از آغاز دولت، به سنتکام اجازه داده بود با اسرائیلیها درباره گزینههای نظامی هماهنگی کند. تا اواسط فوریه، ژنرال مایکل کوریلا چهار گزینه تهیه کرده بود: نقش حداقلی آمریکا در سوخترسانی و اطلاعات؛ حملات مشترک آمریکا و اسرائیل؛ حمله با محوریت آمریکا و پشتیبانی اسرائیل با استفاده از بمبافکنهای B-1 و B-2، هواپیماهای ناوها و موشکهای کروز زیردریایی؛ و گزینه چهارمی که به سرعت کنار گذاشته شد و شامل حملات هوایی گسترده آمریکا همراه با عملیات کماندویی اسرائیل بود.
🔴در داخل دولت ترامپ، ونس و ویتکاف مدتی جلوی فشارهای فوری نتانیاهو را میگرفتند. ضدمداخلهگرانی مثل تاکر کارلسن، استیو بنن و چارلی کرک هم در بیرون از دولت تلاش میکردند ترامپ را از جنگ دور نگه دارند. کرک میگفت که پایگاه ترامپ از جنگ خسته است و جوانان آمریکا فقط خون و مرگ و شن دیدهاند، اما خصوصی به اطرافیان میگوید از کاری که ترامپ ممکن است بکند نگرانتر از آن است که علناً نشان میدهد.
🔴ونس، که به کرک نزدیک بود، از این شکاف نگران بهنظر میرسید. او نسبت به نتانیاهو بدبین بود و از کشیده شدن آمریکا به جنگ تغییر رژیم در ایران میترسید، اما نمیخواست با فشار بیش از حد بر خلاف غریزه ترامپ عمل کند. در یکی از جلسات اتاق وضعیت، مرز نگرانیاش را اینطور روشن میکند: اگر فقط تأسیسات هستهای را بزنند، یک چیز است؛ اما اگر وارد جنگ طولانیتر شوند، فاجعهای بزرگ خواهد بود.
🔴ترامپ حتی به تیمش گفته بود میخواهد نامهای مستقیم به شهید آیتالله خامنهای بفرستد. ویتکاف و والتز پیشنویس اولیه را تهیه کردند: مذاکره مستقیم درباره برنامه هستهای، ضربالاجل برای توافق، ممنوعیت غنیسازی، ممنوعیت نظامیسازی، ممنوعیت موشکهای دوربرد و دسترسی کامل بازرسان.
🔴کتاب ادعا میکند ترامپ میخواست مسئله مسالمتآمیز حل شود، اما نامه همزمان تهدید میکرد که در غیر این صورت اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد. ترامپ متن را با عبارتپردازیهای خودش زیباتر کرد، آن را برای بعضی مهمانان اتاق بیضی خواند و در نهایت ویتکاف را به ابوظبی فرستاد تا نامه از طریق رئیس امارات به شهید خامنهای برسد. کتاب میگوید برخلاف تجربه کیم جونگ اون، اینجا «دیپلماسی شخصیت» شکل نگرفت.
🔴چند دور گفتوگو میان ویتکاف و وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، در آوریل و مه برگزار شد؛ عمانیها میانجی بودند و جلسات میان مسقط و اقامتگاه سفیر عمان در رم جابهجا میشد. دو هیئت آمریکایی و ایرانی در اتاقهای جداگانه مینشستند و وزیر خارجه عمان پیامها را میانشان منتقل میکرد.
🔴کتاب میگوید اگر تصمیم فقط با ویتکاف و عراقچی بود، شاید سازشی میان آمریکا و ایران ممکن میشد. این دو طی دو ماه رابطهای گرم پیدا کردند؛ هر دو خوشبین بودند، و ویتکاف دستکم از نگاه نویسندگان، کمتر اسیر بار تاریخی مسئله بود و در جزئیات سبکتر حرکت میکرد.
🔴در نخستین دیدار با عراقچی در ۱۴ آوریل، ویتکاف پیشنهاد داد ایران بتواند برنامه غیرنظامی خود را در سطح توافق ۲۰۱۵، یعنی برجام، حفظ کند. در ادامه، ویتکاف زیر فشار داخلی و پس از مشورت با ترامپ مسیرش را عوض میکند. او اصرار میکند ایران باید تأسیسات هستهای و برنامه غنیسازیاش را کاملاً کنار بگذارد؛ هیچ نوع غنیسازی، برای هیچ هدفی، قابل قبول نیست.
🔴این تغییر ناگهانی بعضیها در دولت را غافلگیر و ایران را خشمگین میکند. شرط جدید برای تهران غیرقابل قبول بود؛ همزمان درون دولت آمریکا احساس خشم و فرسودگی از اسرائیلیها بالا میرود؛ حسی که اسرائیلیها هیچ گزینهای جز کارزار نظامی علیه ایران را جدی نمیگیرند و مدام میکوشند کاخ سفید را از مسیر دیپلماتیک خارج کنند.
🔴روز دوشنبه ۹ ژوئن، نتانیاهو در تماس با ترامپ میگوید قصد حمله به ایران را دارد.
🌐مُسَوَّدات | کیاوش کلهر
🔵آمریکا و ایران: مدیریت تخاصم و یا تعیین تکلیف راهبردی | گفتگوی محمد فاضلی و مصطفی نجفی
مصطفی نجفی متخصص روابط بینالملل که به صورت تخصصی الگوهای حل مناقشه جمهوری اسلامی ایران در پروندههای مهم را مطالعه کرده است، در این گفتوگو رابطه ایران با قدرتهای بزرگ را بررسی میکند و درخصوص آمریکا و رابطهاش با ایران معتقد است آمریکا بعد از 47 سال مدیریت تخاصم با ایران، برای تعیین تکلیف راهبردی وارد جنگ و مذاکره شده است و مذاکرات را با هدف تغییر رفتار ایران انجام میدهد.
#مصطفی_نجفی اعتقاد دارد الگوهای قبلی سیاست خارجی و امنیتی ایران برای بقای کشور دیگر کارآمدی ندارند و مسلح شدن به سلاح هستهای در صورت امکانپذیر بودن، ضروری است.
اما مهمتر از همه ضروریات، ضرورت تصمیمگیری قاطع و بیرون آمدن از گیجی استراتژیک و بلاتکلیف ماندن پروندههای سیاست خارجی در قبال همه قدرتهای بزرگ است.
#جنگ_رمضان #مذاکرات_ایران_و_آمریکا #گیجی_استراتژیک #سیاست_خارجی #سلاح_اتمی
https://youtu.be/slZY-Ah7EEA?is=aTlNW-YB-zfbLjmG
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
📜 مروری بر پیام رهبر معظم انقلاب دربارۀ تفاهمنامه
🔰 آیتالله میرباقری:
◀️ دو رکن اصلی پیام
➖ در پیام رهبر معظم انقلاب دربارۀ تفاهمنامه، به دو رکن باید توجه کرد:
اول اینکه، «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم».
دوم، تعهد رئیسجمهور محترم، بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی، از طرف خود و سایر اعضا، مبنی بر تحقق سه شرط: پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهۀ مقاومت، و ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا.
➖ رهبر عزیز انقلاب میفرمایند: بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّد رئیسجمهور محترم مبنی بر تحقق شروط سهگانه، اجازه آن را صادر کردم.
بنا بر فرمایش معظمله، حرکت فعلی مسئولان، از سر دلسوزی و با حسننظر صورت گرفته است و «البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد». بنابراین ما باید توجه کنیم که دشمن، محتاج بوده است و اگر چنین است، شکلِ برخورد ما باید متناسب با اضطرارِ او باشد، نه اینکه خودمان دچار احساس اضطرار شویم.
1⃣ رکن اول: «علیالاصول نظر دیگری داشتم»
➖ [دربارۀ عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، نکتۀ اول این است که] رهبر عزیز انقلاب در فضای تصمیمسازی و تصمیمگیری، گویا یک تغییر رویهای انجام میدهند.
در چهل سال گذشته، جریانی در پشتصحنه حضور داشته که در تمامی عرصهها، از جمله اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط خارجی، تصمیمسازی میکرده است، اما هیچوقت مسئولیتی را برعهده نمیگرفت؛ همیشه یک قدم عقبتر میماند و فقط طلبکار میشد. به نظر میرسد حالا رهبر بزرگوار انقلاب عملاً میخواهند دیگران مسئولیتپذیر باشند و مشخص شود که تصمیمات با کدام دستگاههای کارشناسی گرفته شده است. هدف این است که دیگر این کار، در سایه انجام نشود و در نهایت، بارِ ضعفِ محاسبات و تصمیمات، بر دوش نظام، دین، خدا و ملت شریف ایران نیفتد. این بیان، بهنوعی یک تغییر رویه است تا هم تصمیمسازان و هم تصمیمگیران، مسئولیتِ منافع و مضارِ تصمیمات خود را بپذیرند.
➖ [نکتۀ دوم اینکه] در تفسیر تعبیر «علیالاصول»، نباید شتابزدگی کرد و بلافاصله چیزی را به رهبری بزرگوار نسبت داد. اما یک احتمال ـ اگر بخواهم برحسب گمان خودم بگویم ـ این است که ما باید بهدنبال «تغییر نظم جهانی» باشیم، نه مذاکره در چهارچوب نظم موجود. اولاً غنیمتهای ما نباید تقلیل پیدا کند و ثانیاً نباید در این دستگاه جهانی نقد شوند؛ بلکه باید با رویکردی تمدنی و در فضای «تغییر موازنه بهنفع تمدن اسلامی»، دنبال نقد کردن آن باشیم. روسیه و چین ممکن است بخواهند از طریق همین ساختارِ فعلی، سهمتأثیر خود را در مقابله با آمریکا افزایش دهند، اما هدف ما بسیار بزرگتر از اینهاست.
مذاکره برای ما بهمعنای پذیرش ساختار حاکم بر جهان یا پذیرش «حکمیت کفار» در این نزاع نیست و نباید باشد.
دربارۀ تعبیر «علیالاصول» نکات مهم دیگری نیز وجود دارد که باید بدون تفسیر به رأی، دربارۀ آن گفتوگو صورت گیرد.
2⃣ رکن دوم: «تعهدات و شروط سهگانه»
چنانچه ذکر شد، رهبری براساس سه شرط و سه تعهد، اجازه صادر فرمودند. به نظر میرسد اگر ما واقعاً پای این سه شرط بایستیم، طرحهای کوچک و حتی دیپلماسی ضعیف، خودبهخود و بهناچار شکست خواهند خورد. ما اگر بر این اصول پایبند باشیم، جریانهای غربگرا نمیتوانند در این میدان به دستاوردی برسند. وظیفۀ ما اکنون این است که ناظر باشیم و ببینیم آیا واقعاً «حقوق ملت ایران، حقوق جبهۀ مقاومت و ایستادگی در برابر زیادهخواهی آمریکا» محقق میشود یا خیر.
بحثهای نظری مربوط به «علیالاصول» را میتوان دنبال کرد؛ ما حتماً باید در این زمینه دقیق باشیم و از همین حالا اتاقفکرهایی را برای یافتنِ مسیرهایی که مانع از تکرار اشتباهاتِ چند دهۀ گذشته شود، تشکیل دهیم. اما در عین حال، به تحقق شروط سهگانه باید اولویت بدهیم و ناظر هوشمند و پیگیر برای تحقق آنها باشیم.
از نخبگان کشور هم انتظار میرود که تلاش کنند سازوکار و مسیری معقول و منطقی را برای حضور فعال و نظارت مردم عزیز طراحی کنند.
☑️ @mirbaqeri_ir