eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵​چرا ایران معتقد است اسرائیل قبل از ماه اکتبر دوباره حمله خواهد کرد ✍تریتا پارسی https://x.com/i/st
۱/۲ 🔵 چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله خواهد کرد؟ توافق اخیر اسرائیل و لبنان و نقش گزارش‌نشده حزب‌الله در جنگ قبلی، تهران را به این نتیجه رسانده است. نویسنده: تریتا پارسی ۱ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۰ تیر ۱۴۰۵) آیا اسرائیل پیش از انتخابات ماه اکتبر، جنگ با ایران را از سر خواهد گرفت؟ این دیدگاهی است که طی هفته گذشته به عنوان یک اجماع نظر در بحث‌های امنیت ملی داخلی ایران شکل گرفته است. چندین عامل تهران را به این نتیجه رسانده است. فراتر از بدبینی عمیق — و نه کاملاً بی‌دلیل — ایران به نیات پرزیدنت دونالد ترامپ که با اظهارنظر اخیر معاون او، جی. دی. ونس، شدت یافته است (ونس گفته بود ترامپ می‌خواهد از تفاهم‌نامه [MOU] برای پر کردن دوباره ذخایر نفت جهانی استفاده کند و سپس «ببیند اوضاع چطور پیش می‌رود»)، دو تحول دیگر نیز برجستگی ویژه‌ای دارند: توافق اخیر اسرائیل و لبنان، و تأثیر آن بر وضعیت نظامی حزب‌الله در ماه‌های آینده. از دیدگاه تهران، این توافق در هرگونه جنگ احتمالی آینده با ایران، مزیت بزرگی به اسرائیل می‌دهد که در ماه فوریه از آن بی‌بهره بود. این توافق با اجازه دادن به نیروهای اسرائیلی برای باقی ماندن در بخش‌هایی از جنوب لبنان، به نظر می‌رسد که تفاهم‌نامه (MOU) را نقض کرده و در عین حال موازنه نظامی را به طور اساسی تغییر می‌دهد. حضور مداوم اسرائیل در این موقعیت‌های استراتژیک، انجام عملیات‌های هجومی را برای حزب‌الله بسیار دشوارتر می‌کند؛ عملیات‌هایی که در دور قبلی درگیری‌ها نقشی حیاتی داشتند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که به گفته ایرانی‌ها، آن‌ها در ماه‌های فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از توانایی‌های هجومی خود را علیه اسرائیل به کار گرفتند، چرا که حزب‌الله بخش عمده‌ای از بار باقی‌مانده را به دوش می‌کشید. در آن زمان، تحلیل‌گران غربی در این باره بحث می‌کردند که چرا تهران ضربه سخت‌تری به امارات متحده عربی وارد کرد تا به اسرائیل. بخشی از این موضوع به آستانه تحمل درد بسیار بالاتر در اسرائیل در مقایسه با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مربوط می‌شد. تهران به دنبال دسترسی به ملموس‌ترین آستانه درد بود تا ایالات متحده را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار بگذارد. اما بخش دیگری از آن، به نقش حیاتی حزب‌الله در جنگ برمی‌گشت که برخلاف پوشش رسانه‌ای آن زمان، بسیار کلیدی بود. حزب‌الله نقش مهمی در فرسایشی کردن دفاع اسرائیل، پیچیده کردن تصمیمات هدف‌گیری آن و مجبور کردن اسرائیل به تقسیم منابعش در چندین جبهه ایفا کرد. با این حال، این نقش به درستی درک نشد، زیرا اسرائیل در طول جنگ سانسور نظامی تقریباً مطلقی را اعمال کرد — که به مراتب سخت‌گیرانه‌تر از رژیم سانسور در ژوئن ۲۰۲۵ بود — و همین امر دیدگاه عمومی نسبت به عملیات‌های حزب‌الله و تأثیر آن‌ها را به شدت محدود کرد. در نتیجه، میزان تأثیرگذاری حزب‌الله بر روند جنگ به شکل چشمگیری دست‌کم گرفته شده است. برخلاف تفاهم‌نامه (MOU)، توافق کنونی اسرائیل و لبنان، اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی از خاک لبنان نمی‌کند مگر اینکه حزب‌الله خلع سلاح شود. از آنجا که وقوع چنین اتفاقی در آینده قابل پیش‌بینی بسیار بعید است، اسرائیل آماده است تا موقعیت‌های خود را در داخل لبنان حفظ کند؛ امری که به آن اجازه می‌دهد جنگ با ایران را بدون مواجهه با همان فشارهایی از سوی جبهه شمالی که در درگیری قبلی دست و پای او را بسته بود، از سر بگیرد. انگیزه‌های نتانیاهو کاملاً روشن است. فراتر از خواسته دیرینه او برای استفاده از نیروی نظامی آمریکا جهت تسلیم کردن ایران در برابر سلطه اسرائیل و دستیابی به یک موازنه منطقه‌ای به نفع خود، او اکنون دلایل سیاسی و شخصی مبرمی نیز برای شروع دوباره جنگ دارد. تفاهم‌نامه (MOU) هزینه سیاسی سنگینی برای نتانیاهو داشته است. شانس او برای انتخاب مجدد در اکتبر، ضعیف‌تر از هر زمان دیگری در ماه‌های گذشته است. او که زمانی به عنوان تنها رهبر اسرائیلیِ قادر به همراه کردن پرزیدنت ترامپ دیده می‌شد، اکنون با این احتمال مواجه است که هم جنگ و هم دیپلماسی ناشی از آن، اسرائیل را در موقعیت استراتژیک ضعیف‌تری قرار دهد — موضوعی که اساسِ استدلال او برای رهبری‌اش را زیر سؤال می‌برد. و البته، اگر او در انتخابات شکست بخورد، به احتمال زیاد چند سال آینده را در زندان سپری خواهد کرد، زیرا مصونیت خود را به عنوان نخست‌وزیر از دست خواهد داد و به اتهام فساد مالی محاکمه خواهد شد. برای تهران هنوز مشخص نیست که آیا دولت ترامپ در چنین استراتژی با اسرائیل هماهنگ است یا خیر. اما بدبینی‌ها نسبت به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به ویژه با توجه به نقش او در میانجی‌گری توافق اسرائیل و لبنان، حمایتش از جنگ و مخالفت مشهودش با تفاهم‌نامه (MOU)، بسیار عمیق است. از دیدگاه تهران، سه سناریوی محتمل وجود دارد:
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱/۲ 🔵 چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله خواهد کرد؟ توافق اخیر اسرائیل و لبنان
۲/۲ * سناریوی اول: کاخ سفید از برنامه‌های اسرائیل آگاه است و توافق لبنان را تا حدودی برای تسهیل همین برنامه‌ها میانجی‌گری کرده است. * سناریوی دوم: واشنگتن از نیات نتانیاهو بی‌خبر است، اما با این حال در صورت از سرگیری جنگ توسط نتانیاهو، به دفاع از اسرائیل خواهد شتافت — و شاید حتی به این حمله ملحق شود. * سناریوی سوم: دولت ترامپ غافلگیر می‌شود، تصمیم می‌گیرد جلوی اسرائیل را نگیرد، اما از مشارکت نظامی مستقیم در درگیری نیز خودداری می‌کند. تهران باور ندارد که مزیت اسرائیل در لبنان تعیین‌کننده خواهد بود. مقامات ایرانی همچنان مطمئن هستند که می‌توانند هزینه‌های سنگینی را بر اسرائیل تحمیل کنند و آن را از دستیابی به اهداف استراتژیک بزرگ‌ترش بازدارند. اما شروع مجدد جنگ همچنان می‌تواند فوری‌ترین هدف نتانیاهو را محقق کند: نابود کردن تفاهم‌نامه (MOU). با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده بر نتانیاهو، او ممکن است آن‌قدر مستأصل باشد که برای تضمین دقیقاً همین نتیجه، ترامپ را به چالش مستقیم بکشد. پرسش اصلی، بار دیگر این نیست که ترامپ چه واکنشی نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا ترامپ مانع از آن خواهد شد که نتانیاهو به طور عامدانه گزینه‌های او را شکل داده و محدود کند؟ این همان آزمونی است که ترامپ بارها در آن شکست خورده است. https://substack.com/home/post/p-204467369 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ابراهیم متقی: «پیش از هر چیز باید در خودمان تغییر ایجاد کنیم. تعریف کنیم که هستیم. ما همه با هم هستی
در دولت‌سازی جمهوری اسلامی، برخی همان چارچوب دولت مدرن را می‌پذیرند و به دنبال مدرنیزاسیون ایران هستند. برخی دیگر نیز، بدون توجه به الگوی ملتـدولت و اقتضائات آن، شعار امت‌سازی سر داده و امت‌گرایی‌ای خیالی و توهمی را دنبال می‌کنند. اما در این میان، آیت‌الله خامنه‌ای طرح سومی ارائه دادند؛ طرحی که نه به دنبال دولت متعالیه است و نه دولت ایران‌شهری، و نه دولت توسعه‌گرای غربی، اما در عین حال پیوند خود را با سنت کلامی و فقهی حفظ می‌کند (یعنی منقطع از سنت نیست). این طرح از سویی واقع‌بین است و ملتـدولت را می‌فهمد، و از سوی دیگر به آن اکتفا و بسنده نمی‌کند، بلکه طرحی نو درمی‌اندازد. ایشان ضمن پذیرش نقاط مثبت ملتـدولت ــ به این معنا که آن را به‌طور کامل نفی نمی‌کنند ــ به شکلی رادیکال غرب‌ستیز بوده و به دنبال استحالهٔ غرب هستند؛ یعنی مواجهه‌ای دیالکتیکی که در آن دستاوردهای غرب در یک قرار گرفته و بازتعریف می‌شود. طرح سوم، نیروی سوم می‌خواهد. نیرویی که دولت‌سازی و امر سیاسی، سنت به‌ویژه کلام و فقه، ایران، مدرنیته و انقلاب اسلامی را عمیقاً درک کند و متعهدانه و بااراده طرح جدید را جلو ببرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻پشت‌پرده‌های جنگ 12 روزه و دور اول مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا از کتاب «تغییر رژیم» - بخش اول 🔴آن‌چه در ادامۀ خواهیم خواند، کنارهم قرار دادن و گزارشی از سیر وقایع منتهی به جنگ 12 روزه در دولت آمریکا براساس کتاب «تغییر رژیم» است که به تازگی منتشر شده؛ این بریده‌های پراکنده در کتاب را این‌جا باهم در قابل یک گزارش با سیر مشخص باهم می‌خوانیم. 🔴کتاب می‌نویسد که پس از سفر خاورمیانه‌ای ترامپ، مسئله فوری منطقه همچنان ایران بود. ترامپ میان دو قطب گیر کرده بود: از یک شهید سو آیت‌الله علی خامنه‌ای در تهران که دولت ترامپ هم‌زمان با او درگیر دیپلماسی هسته‌ای بود، و از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو که معتقد بود تنها راه برخورد با ایران راه نظامی است. نتانیاهو از دسامبر پیشین در حال آماده‌سازی حمله به چند هدف در ایران بود و می‌خواست واشنگتن هم در آن شرکت کند؛ با وجود این، ترامپ هنوز امیدوار بود ایرانی‌ها را به راه‌حل دیپلماتیک وادار کند. 🔴باوجود امید به راه دیپلماتیک، هم‌زمان از آغاز دولت، به سنتکام اجازه داده بود با اسرائیلی‌ها درباره گزینه‌های نظامی هماهنگی کند. تا اواسط فوریه، ژنرال مایکل کوریلا چهار گزینه تهیه کرده بود: نقش حداقلی آمریکا در سوخت‌رسانی و اطلاعات؛ حملات مشترک آمریکا و اسرائیل؛ حمله با محوریت آمریکا و پشتیبانی اسرائیل با استفاده از بمب‌افکن‌های B-1 و B-2، هواپیماهای ناوها و موشک‌های کروز زیردریایی؛ و گزینه چهارمی که به سرعت کنار گذاشته شد و شامل حملات هوایی گسترده آمریکا همراه با عملیات کماندویی اسرائیل بود. 🔴در داخل دولت ترامپ، ونس و ویتکاف مدتی جلوی فشارهای فوری نتانیاهو را می‌گرفتند. ضد‌مداخله‌گرانی مثل تاکر کارلسن، استیو بنن و چارلی کرک هم در بیرون از دولت تلاش می‌کردند ترامپ را از جنگ دور نگه دارند. کرک می‌گفت که پایگاه ترامپ از جنگ خسته است و جوانان آمریکا فقط خون و مرگ و شن دیده‌اند، اما خصوصی به اطرافیان می‌گوید از کاری که ترامپ ممکن است بکند نگران‌تر از آن است که علناً نشان می‌دهد. 🔴ونس، که به کرک نزدیک بود، از این شکاف نگران به‌نظر می‌رسید. او نسبت به نتانیاهو بدبین بود و از کشیده شدن آمریکا به جنگ تغییر رژیم در ایران می‌ترسید، اما نمی‌خواست با فشار بیش از حد بر خلاف غریزه ترامپ عمل کند. در یکی از جلسات اتاق وضعیت، مرز نگرانی‌اش را این‌طور روشن می‌کند: اگر فقط تأسیسات هسته‌ای را بزنند، یک چیز است؛ اما اگر وارد جنگ طولانی‌تر شوند، فاجعه‌ای بزرگ خواهد بود. 🔴ترامپ حتی به تیمش گفته بود می‌خواهد نامه‌ای مستقیم به شهید آیت‌الله خامنه‌ای بفرستد. ویتکاف و والتز پیش‌نویس اولیه را تهیه کردند: مذاکره مستقیم درباره برنامه هسته‌ای، ضرب‌الاجل برای توافق، ممنوعیت غنی‌سازی، ممنوعیت نظامی‌سازی، ممنوعیت موشک‌های دوربرد و دسترسی کامل بازرسان. 🔴کتاب ادعا می‌کند ترامپ می‌خواست مسئله مسالمت‌آمیز حل شود، اما نامه هم‌زمان تهدید می‌کرد که در غیر این صورت اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد. ترامپ متن را با عبارت‌پردازی‌های خودش زیباتر کرد، آن را برای بعضی مهمانان اتاق بیضی خواند و در نهایت ویتکاف را به ابوظبی فرستاد تا نامه از طریق رئیس امارات به شهید خامنه‌ای برسد. کتاب می‌گوید برخلاف تجربه کیم جونگ اون، اینجا «دیپلماسی شخصیت» شکل نگرفت. 🔴چند دور گفت‌وگو میان ویتکاف و وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، در آوریل و مه برگزار شد؛ عمانی‌ها میانجی بودند و جلسات میان مسقط و اقامتگاه سفیر عمان در رم جابه‌جا می‌شد. دو هیئت آمریکایی و ایرانی در اتاق‌های جداگانه می‌نشستند و وزیر خارجه عمان پیام‌ها را میانشان منتقل می‌کرد. 🔴کتاب می‌گوید اگر تصمیم فقط با ویتکاف و عراقچی بود، شاید سازشی میان آمریکا و ایران ممکن می‌شد. این دو طی دو ماه رابطه‌ای گرم پیدا کردند؛ هر دو خوش‌بین بودند، و ویتکاف دست‌کم از نگاه نویسندگان، کمتر اسیر بار تاریخی مسئله بود و در جزئیات سبک‌تر حرکت می‌کرد. 🔴در نخستین دیدار با عراقچی در ۱۴ آوریل، ویتکاف پیشنهاد داد ایران بتواند برنامه غیرنظامی خود را در سطح توافق ۲۰۱۵، یعنی برجام، حفظ کند. در ادامه، ویتکاف زیر فشار داخلی و پس از مشورت با ترامپ مسیرش را عوض می‌کند. او اصرار می‌کند ایران باید تأسیسات هسته‌ای و برنامه غنی‌سازی‌اش را کاملاً کنار بگذارد؛ هیچ نوع غنی‌سازی، برای هیچ هدفی، قابل قبول نیست. 🔴این تغییر ناگهانی بعضی‌ها در دولت را غافلگیر و ایران را خشمگین می‌کند. شرط جدید برای تهران غیرقابل قبول بود؛ هم‌زمان درون دولت آمریکا احساس خشم و فرسودگی از اسرائیلی‌ها بالا می‌رود؛ حسی که اسرائیلی‌ها هیچ گزینه‌ای جز کارزار نظامی علیه ایران را جدی نمی‌گیرند و مدام می‌کوشند کاخ سفید را از مسیر دیپلماتیک خارج کنند. 🔴روز دوشنبه ۹ ژوئن، نتانیاهو در تماس با ترامپ می‌گوید قصد حمله به ایران را دارد. 🌐مُسَوَّدات | کیاوش کلهر
🔵آمریکا و ایران: مدیریت تخاصم و یا تعیین تکلیف راهبردی | گفتگوی محمد فاضلی و مصطفی نجفی مصطفی نجفی متخصص روابط بین‌الملل که به صورت تخصصی الگوهای حل مناقشه جمهوری اسلامی ایران در پرونده‌های مهم را مطالعه کرده است، در این گفت‌وگو رابطه ایران با قدرت‌های بزرگ را بررسی می‌کند و درخصوص آمریکا و رابطه‌اش با ایران معتقد است آمریکا بعد از 47 سال مدیریت تخاصم با ایران، برای تعیین تکلیف راهبردی وارد جنگ و مذاکره شده است و مذاکرات را با هدف تغییر رفتار ایران انجام می‌دهد. ​ اعتقاد دارد الگوهای قبلی سیاست خارجی و امنیتی ایران برای بقای کشور دیگر کارآمدی ندارند و مسلح شدن به سلاح هسته‌ای در صورت امکان‌پذیر بودن، ضروری است. اما مهم‌تر از همه ضروریات، ضرورت تصمیم‌گیری قاطع و بیرون آمدن از گیجی استراتژیک و بلاتکلیف ماندن پرونده‌های سیاست خارجی در قبال همه قدرت‌های بزرگ است. https://youtu.be/slZY-Ah7EEA?is=aTlNW-YB-zfbLjmG
📜 مروری بر پیام رهبر معظم انقلاب دربارۀ تفاهم‌نامه 🔰 آیت‌الله میرباقری: ◀️ دو رکن اصلی پیام ➖ در پیام رهبر معظم انقلاب دربارۀ تفاهم‌نامه، به دو رکن باید توجه کرد: اول اینکه، «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم». دوم، تعهد رئیس‌جمهور محترم، به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی، از طرف خود و سایر اعضا، مبنی بر تحقق سه شرط: پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهۀ مقاومت، و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا. ➖ رهبر عزیز انقلاب می‌فرمایند: بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّد رئیس‌جمهور محترم مبنی بر تحقق شروط سه‌گانه، اجازه‌ آن را صادر کردم. بنا بر فرمایش معظم‌له، حرکت فعلی مسئولان، از سر دلسوزی و با حسن‌نظر صورت گرفته است و «البته این رئیس‌جمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده می‌کرد». بنابراین ما باید توجه کنیم که دشمن، محتاج بوده است و اگر چنین است، شکلِ برخورد ما باید متناسب با اضطرارِ او باشد، نه اینکه خودمان دچار احساس اضطرار شویم. 1⃣ رکن اول: «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» ➖ [دربارۀ عبارت «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، نکتۀ اول این است که] رهبر عزیز انقلاب در فضای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری، گویا یک تغییر رویه‌ای انجام می‌دهند. در چهل سال گذشته، جریانی در پشت‌صحنه حضور داشته که در تمامی عرصه‌ها، از جمله اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط خارجی، تصمیم‌سازی می‌کرده است، اما هیچ‌وقت مسئولیتی را برعهده نمی‌گرفت؛ همیشه یک قدم عقب‌تر می‌ماند و فقط طلبکار می‌شد. به نظر می‌رسد حالا رهبر بزرگوار انقلاب عملاً می‌خواهند دیگران مسئولیت‌پذیر باشند و مشخص شود که تصمیمات با کدام دستگاه‌های کارشناسی گرفته شده است. هدف این است که دیگر این کار، در سایه انجام نشود و در نهایت، بارِ ضعفِ محاسبات و تصمیمات، بر دوش نظام، دین، خدا و ملت شریف ایران نیفتد. این بیان، به‌نوعی یک تغییر رویه است تا هم تصمیم‌سازان و هم تصمیم‌گیران، مسئولیتِ منافع و مضارِ تصمیمات خود را بپذیرند. ➖ [نکتۀ دوم اینکه] در تفسیر تعبیر «علی‌الاصول»، نباید شتاب‌زدگی کرد و بلافاصله چیزی را به رهبری بزرگوار نسبت داد. اما یک احتمال ـ اگر بخواهم برحسب گمان خودم بگویم ـ این است که ما باید به‌دنبال «تغییر نظم جهانی» باشیم، نه مذاکره در چهارچوب نظم موجود. اولاً غنیمت‌های ما نباید تقلیل پیدا کند و ثانیاً نباید در این دستگاه جهانی نقد شوند؛ بلکه باید با رویکردی تمدنی و در فضای «تغییر موازنه به‌نفع تمدن اسلامی»، دنبال نقد کردن آن باشیم. روسیه و چین ممکن است بخواهند از طریق همین ساختارِ فعلی، سهم‌تأثیر خود را در مقابله با آمریکا افزایش دهند، اما هدف ما بسیار بزرگ‌تر از این‌هاست. مذاکره برای ما به‌معنای پذیرش ساختار حاکم بر جهان یا پذیرش «حکمیت کفار» در این نزاع نیست و نباید باشد. دربارۀ تعبیر «علی‌الاصول» نکات مهم دیگری نیز وجود دارد که باید بدون تفسیر به رأی، دربارۀ آن گفت‌وگو صورت گیرد. 2⃣ رکن دوم: «تعهدات و شروط سه‌گانه» چنانچه ذکر شد، رهبری براساس سه شرط و سه تعهد، اجازه صادر فرمودند. به نظر می‌رسد اگر ما واقعاً پای این سه شرط بایستیم، طرح‌های کوچک و حتی دیپلماسی ضعیف، خودبه‌خود و به‌ناچار شکست خواهند خورد. ما اگر بر این اصول پایبند باشیم، جریان‌های غرب‌گرا نمی‌توانند در این میدان به دستاوردی برسند. وظیفۀ ما اکنون این است که ناظر باشیم و ببینیم آیا واقعاً «حقوق ملت ایران، حقوق جبهۀ مقاومت و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی آمریکا» محقق می‌شود یا خیر. بحث‌های نظری مربوط به «علی‌الاصول» را می‌توان دنبال کرد؛ ما حتماً باید در این زمینه دقیق باشیم و از همین حالا اتاق‌فکرهایی را برای یافتنِ مسیرهایی که مانع از تکرار اشتباهاتِ چند دهۀ گذشته شود، تشکیل دهیم. اما در عین حال، به تحقق شروط سه‌گانه باید اولویت بدهیم و ناظر هوشمند و پیگیر برای تحقق آنها باشیم. از نخبگان کشور هم انتظار می‌رود که تلاش کنند سازوکار و مسیری معقول و منطقی را برای حضور فعال و نظارت مردم عزیز طراحی کنند. ☑️ @mirbaqeri_ir
زندگی کردن با یک آرمان و متعهد بودن به آن آرمان در گفتار و رفتار امر بسیار دشواری است. و به ندرت افرادی را می‌توان یافت که اینگونه زندگی کرده باشند. آیت‌الله خامنه‌ای تمام حیات خود را بر اساس یک آرمان زیست و در نهایت بر سر آن آرمان به شهادت رسید. از لباس پوشیدن تا آرایش ظاهری و گفتار و رفتار و مطالعه و علایق و سلایق آیت‌الله خامنه‌ای حول آن آرمان چرخید و جهان ایشان بر اساس آن معنا می‌‌شد. آرمان آیت‌الله خامنه‌ای اسلام انقلابی بود. آرمانی که سرناسازگاری با «غرب جدید» داشت و آن را «جاهلیت مدرن» می‌نامید، دنبال استقلال کشور در فکر و عمل بود، توسعه واقعی را توسعه‌ای درون‌زا و بومی می‌دانست، ساده‌زیست بود و مذهب تشیع را بهترین ایدئولوژی اسلامی- ایرانی برای مبارزه و استقلال و مفاومت در برابر استعمار تفسیر می‌کرد. ایشان از یک سو به واسطه شناخت عمیق از سنت و فقه و تاریخ اسلام و ایران و ادبیات کلاسیک ایران و از سوی دیگر به واسطه شناخت تاریخ استعمار و غرب جدید، تقابل ایران را با غرب را نه یک جدال سیاسی بلکه جدال تمدنی می‌دانست و خواهان ایستادگی همه‌جانبه (سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و..) در برابر غرب بود 🆔@world_order
فرهاد قنبری آیت‌الله خامنه‌ای و ایران قوی حوزه‌ اصلی که غرب جنگ با آیت‌الله خامنه‌ای را به نهایت خود رساند، باور ایشان به استقلال و قوی شدن کشور و بومی‌سازی توسعه کشور به ویژه در حوزه نظامی بود. باقی همه بهانه برای جلوگیری از رسیدن ایشان به این مقصود بود. غرب در جنگ با آقای خامنه‌ای تمام ابزارهای خود را به کار گرفت اما همه آن ابزارها وسیله‌ بود و هدف اصلی جلوگیری از استقلال ایران به ویژه در حوزه نظامی و دفاعی بود. غرب اگر با آزادی زن (یکی از حوزه‌های اصلی که تفاوت بنیادی بین نگاه غرب و آیت‌الله خامنه‌ای وجود داشت. غرب آقای خامنه‌ای را به ضدیت با آزادی و حقوق زن متهم می‌کرد و آقای خامنه‌ای از بنیان نگاه غرب به زنان را نگاهی ابزاری و جنسی می‌دانست و با آن یه شدت مخالف بود) به جنگ گفتمان آقای خامنه‌ای رفت، هدفش آزادی زنان ایران نبود (آیت‌الله خامنه‌ای اگر از پافشاری بر استقلال و قوی شدن ایران دست برمی‌داشت و زیر بلیط غرب می‌رفت، غرب با برقعه زدن زنان ایرانی هم مشکلی نداشت و احتمالا سالی چند میلیون برقعه و چادر هم به ایران صادر می‌کرد) بلکه شورندان بخشی از جامعه علیه ایشان و به کار گرفتن بخشی از زنان ایران برای زمین‌گیر کردن آقای خامنه‌ای در رسیدن به هدف خویش بود. غرب اگر جنگ فرهنگی و هنری را شروع کرد و از سینما و ادبیات تا موسیقی و حقوق بشر سعی در بدنام کردن گفتمان آقای خامنه‌ای داشت (و در این راه انبوهی از فرومایگان و جاه‌طلبان و وطن‌فروشان را در قالب کارگردان و بازیگر و ورزشکار و خبرنگار و فعال حقوق بشر و... به خدمت گرفت و در برابرشان نوبل و نخل طلا و جایزه فلان و فلان پرت کرد و آنها را در تقابل با کشور به خدمت گرفت) همه در راستای جلوگیری از قدرتمند شدن کشور و ساخت ایران قوی بود که هدف اصلی آیت‌الله خامنه‌ای به شمار می‌رفت. اصرار آیت‌الله خامنه‌ای بر ایران قوی و توسعه قدرت دفاعی کشور به عنوان سپر اصلی ساخت ایران قوی به حدی بود که غرب ناچار تمام قدرت فرهنگی و اقتصادی و رسانه‌ای خود را برای جنگ به ایشان به کار گرفت و در نهایت راه مقابله را در تقابل عریان نظامی و به قتل رساندن ایشان یافت. کارنامه آقای خامنه‌ای تا دهه‌ها و قرن‌ها مورد بازخوانی قرار گرفت ولی آنچه می‌توان از امروز اذعان کرد این است که شاید در تاریخ مبارزه با استعمار شاید هیچ فردی به اندازه ایشان، شناخت خوبی از استعمار نداشت و هیچکس به اندازه ایشان باعث عصبانیت و مورد نفرت استعمارگران واقع نشده بود. 🆔@world_order
هدایت شده از بیداری ملت
🔴تفسیر رسانه غربی از مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب میدل‌ایست‌مانیتور: ▪️آنچه این تشییع را واقعاً بدیع می‌کند، تبدیل اندوه به ارز ژئوپلیتیکی است. حملات غرب برای «بریدن سر» طراحی شده‌اند؛ تشییع نشان می‌دهد که بدن اجتماعی می‌تواند سر خود را به شکل نمادین بازتولید کند. ▪️جمعیت خود به سلاح تبدیل می‌شود. پانزده تا بیست میلیون بدن که در صفوف راهپیمایی می‌کنند، بیانی زنده را شکل می‌دهند که اراده خاموش نشده است. ▪️این رویداد تنها یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه یک مانیفست ژئوپلیتیکی و یک همه‌پرسی متافیزیکی درباره خود امپریالیسم است. 🔴 👇 @bidariymelat
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
وال استریت ژورنال: تشییع رهبر ایران نمادی از مخالفت با آمریکاست وال استریت ژورنال: 🔹ایران مراسم شش‌روزه رهبرش را آغاز کرده است؛ مراسمی که مقامات ایرانی آن را نمادی قدرتمند از ایستادگی و مخالفت با ایالات متحده و اسرائیل می‌دانند. 🔹مقامات ایرانی پیش‌بینی کرده‌اند که تا ۲۰ میلیون نفر در آیین‌های سوگواری سراسر کشور شرکت کنند؛ رقمی که این مراسم را به یکی از بزرگ‌ترین تشییع‌ پیکرهای تاریخ تبدیل می‌کند و دو برابر حدود ۱۰ میلیون نفری است که در مراسم تشییع آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۸۹ حضور داشتند. 🔹این مراسم تشییع اکنون علاوه بر یک آیین ملی سوگواری، به پیامی سیاسی نیز تبدیل شده است؛ پیامی که ایران از طریق آن تلاش می‌کند مقاومت خود در برابر فشارهای آمریکا را به نمایش بگذارد و یاد رهبر خود را که میراث سیاسی‌اش در سطح خاورمیانه تأثیرگذار است، گرامی بدارد. @TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
یک منبع مطلع در گفتگو با تسنیم فاش کرد: جزئیاتی از کارزار گسترده تهدیدآمیز آمریکا برای منصرف کردن کشورها از شرکت در مراسم ادای احترام به امام شهید ▪️ یک منبع ارشد به خبرگزاری تسنیم گفت: طی ۵ روز گذشته مقامات آمریکا در بالاترین سطوح کارزار گسترده‌ای برای منصرف کردن کشورها از شرکت در مراسم ادای احترام به رهبر شهید ایران به راه انداخته بودند. ▪️ به‌ گفته این منبع مطلع، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا طی یک دستورالعمل محرمانه در تاریخ ۲۶ ژوئن به همه سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های دیپلماتیک این کشور تاکید کرده بود که "همه گیرندگان این دستورالعمل موظف هستند با استفاده‌ از ظرفیت‌های مختلف ایالات متحده آمریکا، مقام‌های کشور میزبان را توجیه کنند که شرکت آنها در مراسم تشییع رهبر ایران از نظر آمریکا اقدامی غیر دوستانه تلقی خواهد شد و آثار منفی برای روابط دوجانبه با آمریکا خواهد داشت." ▪️ به گفته دو دیپلمات عرب که نخواستند نامشان فاش شود، مارکو روبیو شخصاً در این خصوص با همتایان حداقل ۵ کشور عربی گفتگو کرده است. ▪️ همچنین سفرای آمریکا در کشورهای آفریقایی صراحتاً تهدید کردند که در صورت شرکت آنها در مراسم تشییع رهبر ایران ممکن است کمک‌های توسعه ای آمریکا به این کشورها قطع شود. گفته می‌شود دلیل تصمیم یک کشور مهم شمال آفریقا برای کاهش سطح مقام شرکت کننده در مراسم، نگرانی از تبعات آن برای روابط دوجانبه آن کشور با آمريکا بوده است. ▪️ بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته حداقل ۱۳ کشور از جمله سه کشور اروپای شرقی، ۵ کشور آفریقایی، دو کشور عربی حوزه خلیج فارس و دو کشور مهم آسیای شرقی به دلیل فشارهای وارده از سوی آمریکا، از شرکت در مراسم تشییع رهبر ایران انصراف دادند. ▪️ برخی از کشورهایی که به دلیل فشار آمریکا تصمیم به عدم مشارکت گرفتند، با ارسال پیام‌هایی از طریق واسطه‌ها یا از طریق نمایندگی‌های دیپلماتیک خود در ژنو و نیویورک، سعی در عذرخواهی و توجیه این موضوع داشتند. برخی نیز دیپلمات‌های خود در تهران را برای شرکت در مراسم معرفی کرده بودند که از سوی ایران پذیرفته نشد. @TasnimNews