هدایت شده از مجموعه فرهنگی سرچشمه
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️شکست مشروطه با خودخواهی مصدق!
🎙دکتر حسین کچویان
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
🔗مشاهده ویدیوی کامل در آپارات از طریق لینک زیر:
https://www.aparat.com/v/tfrpmfw
#سرچشمه_اندیشه
🆔 @sarcheshmeh_nour
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نخستوزیر هند، نارندرا مودی :
به نتانیاهو درباره اتحاد عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه هشدار دادم، اما او هشدار من را جدی نگرفت و گفت تلاش خواهد کرد میان کشورهای خلیج فارس و ایران درگیری ایجاد کند تا آنها را فرسوده کند. اکنون ما نگرانیم که چگونه از این بنبست خارج شویم.
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
چرایی حساسیت روزهای آینده و راهبرد جدید ایران
✍🏻مهدی محمدی
🔹چرا روزهای آینده حساس است؟
ما در آستانه ورود به دورانی جدید از رویارویی قرار گرفتهایم.
- سرعت تحولات افزایش مییابد
- فاصله زمانی رویدادها به طرز محسوسی کاهش پیدا میکند
- فشردگی بیسابقه در زمان و مکان
به نظر میرسد رویارویی ترکیبی میان ایران و محور مقاومت از یک سو، و آمریکا و رژیم اسرائیل از سوی دیگر، نه تنها اجتنابناپذیر، که در آستانه وقوع است.
🔸نبرد پیش رو:
- طولانی
- ترکیبی
- همراه با وقفههای کوتاهمدت آتشبس
هیچکس توان فیصله قطعی جنگ را فعلا ندارد. منطق هر مرحله، تعیینکننده مسیر بعدی است.
🔹راهبرد جدید ایران چیست؟
استراتژی ایران تهاجمیتر از پیش طراحی شده است.
ریشه این تغییر رویکرد، در درک عمیق از ضعفهای راهبردی دشمن نهفته است:
- محدودیتهای تسلیحاتی
- بحران در متحدان منطقهای
- چالشهای سیاسی و انتخاباتی داخلی
- ناتوانی در ادامه تاکتیکهای جنگی پیشین
●هدف ایران: تغییر محاسبات دشمن و احیای بازدارندگی پایدار
اگر دشمن به این نتیجه برسد که محاسبات اولیهاش درباره فروپاشی ایران، براندازی یا شکست نیروهای مسلح ما اشتباه بوده، سیاست او دگرگون خواهد شد.
چطور باید از چرخه «جنگ - اختلاف داخلی» بیرون آمد؟
ما در گذشته در چرخه «جنگ - مذاکره» حرکت میکردیم، اما اکنون در چرخه «جنگ - اختلاف داخلی» گرفتار شدهایم.
🔹خروج از این چرخه مستلزم:
○ مدیریت هوشمندانه صحنه داخلی
○ تبدیل پیروزیهای نسبی به دستاوردهای ملی و وفاق پایدار
○ جلوگیری از قطبیسازی
○ تقویت روحیه ملی
راهی جز ایستادگی و حفظ وحدت نداریم؛ با هرگونه تزلزل در داخل، هزینه آن را در صحنه نبرد پرداخت خواهیم کرد.
چرا جنگ یک روند خطی نیست؟
نگاه خطی به جنگ، خطایی راهبردی است!
واقعیت:
- جنگ ترکیبی و طولانی است
- ابعاد نظامی، اقتصادی، امنیتی، سیاسی، اجتماعی، روانی و شناختی در هم تنیده شدهاند
- با مجموعهای از «پیروزیهای نسبی» مواجه خواهیم بود
- هر دستاورد، پلهای برای راند بعدی است. باید هر پیروزی را تبدیل به سرمایه در مرحله بعدی جنگ کرد.
● نباید به دنبال نقطه پایانی بود که همه چیز را تمام کند، بلکه باید با مدیریت دستاوردها، هزینهها را کنترل و توان خود را برای مراحل بعدی تقویت کرد.
ایران با محاصره چه خواهد کرد؟
محاصره دریایی واقعیتی است که با آن مواجه هستیم، اما این محاصره، «سقف زمانی» مشخصی در ذهن تصمیمسازان ایران دارد.
شروط ما در چارچوب «توافق اسلامآباد»:
- توقف کامل جنگ در تمام جبههها
- بازگشت پولهای بلوکهشده ایران
- رفع کامل تحریمها
- امکان فروش آزادانه نفت و تجارت
🔸 تا زمانی که این شروط محقق نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
پس از سقف زمانی تعیینشده، پاسخ نظامی پیشدستانه و هدفمند برای شکستن محاصره و هزینهمند کردن آن برای دشمن، اجتنابناپذیر است.
@mohammadi61
✍محمدرضا جلاییپور
⭕️ در مسألهٔ کنونی و پیچیدهٔ تفاهم/جنگ و شکل مواجهه با نقض تفاهم که در زمینهای آشوبناک و دائما تغییریابنده، عوامل و ملاحظات پرشمار و با عدم قطعیت بالا دخیلند، مواضع و پاسخهای قاطع و ساده رهزناند. انصاف و اقتضائات گفتوگوی سازنده و مبتنی بر حُسن تعبیرِ مدعای طرفِ دیگر ایجاب میکند که طرفین بپذیرند ماجرا اختلاف بین «صلحطلبی» و «جنگطلبی» نیست و در واقع اختلافِ طرفین بر سر مسیر بهتر برای رسیدن به «پایان پایدار جنگ» و امنیت و بالندگیِ بلندمدت ایران است. پاسخ واقعا ساده نیست. تجمیع ملاحظات نظامی و دبپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی با اتکا به دادههای بعضاًمحرمانه هم در شعام و نهادهایی انجام میشود که در دسترس عمومی نیست. به رسمیتشناسی پیچیدگی مسأله و گفتوگوی جمعی زاینده و حل مسالهای و بدون برچسبزنی و حیدری-نعمتیسازی از لوازم کشف مسیر بهتر است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
✍محمدرضا جلاییپور ⭕️ در مسألهٔ کنونی و پیچیدهٔ تفاهم/جنگ و شکل مواجهه با نقض تفاهم که در زمینهای
⭕️ اگر در ۱۳۳۲ هم مثل ۱۴۰۴ بودند ایرانیانی که در یک جنبش بزرگ ضداستعماری دهها شب متوالی میادین پایتخت و صدها شهر ایران را پر کنند کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی مصدق و علیه استقلال راهبردی ایران به نتیجه نمیرسید.
فوری:
اسرائیل همین چند لحظه پیش مخزن آب عمومی در منطقه «المنصوری» در جنوب لبنان را منفجر کرد و supply آب این شهرک را قطع نمود.
این یک هدف نظامی نیست.
یک مخزن آب است.
زیرساخت غیرنظامی حیاتی.
این یک جنایت جنگی است.
این یک اقدام به نسلکشی است.
اسرائیل عمداً در حال نابود کردن زیرساختهای آبی است که غیرنظامیان جنوب لبنان برای بقا به آن نیاز دارند.
• مخزن آب عمومی المنصوری.
• پروژه آب مرکبا.
• ایستگاه آب وادی السلوقی.
• تصفیهخانه فاضلاب مرجعیون.
• خطوط انتقال آب.
• چاههای محلی و سیستمهای خورشیدی آنها.
حداقل ۲۵۰۰ کیلومتر از زیرساختهای آب نابود شده است.
اسرائیل فقط عمداً منازل غیرنظامیان را منفجر نمیکند.
بلکه عمداً در حال منفجر کردن زیرساختهای حیاتی است.
اسرائیل در حال از بین بردن وسایل و امکانات زندگی، بازگشت و بازسازی غیرنظامیان است.
و این اتفاق تحت یک به اصطلاح «آتشبس» در حال رخ دادن است.
https://fxtwitter.com/sahouraxo/status/2089670292872323325
🔹آلن ایر:
https://fxtwitter.com/AlanEyre1/status/2089825403888447982
من معمولاً از مقالات فهرستوار (لیستیکِل) خوشم نمیآید، اما استیون والت در این مقاله «فورین پالیسی» کاملاً گل کاشته است:
۱۰ راه اصلی که ترامپ آمریکا را ضعیفتر کرده است:
۱. از بین بردن اعتماد به وعدهها و تعهدات آمریکا.
۲. کاهش توانمندی نظامی آمریکا.
۳. برهم زدن و تضعیف ظرفیت دیپلماتیک.
۴. تضعیف برتری و برادشت علمی آمریکا.
۵. از دست دادن فرصت گذار به انرژیهای سبز.
۶. فرسایش و تضعیف حاکمیت قانون.
۷. تهدید سلامت و یکپارچگی انتخابات.
۸. کنار گذاشتن تفکیک قوا و سیستم نظارت و توازن.
۹. نابود کردن گفتمان مدنی.
۱۰. به آتش کشیدن قدرت نرم آمریکا.
https://foreignpolicy.com/2026/08/17/top-10-trump-america-weaker/
https://fxtwitter.com/AlanEyre1/status/2089825403888447982
🔹مجید شاکری:
بارها پيش آمده من بعنوان مخاطب، بعضى مهمانان "آزاد" را نپسنديدم. نه تنها نپسنديدم بلكه در چارچوب معمول، اعتراض كردم. اما كشور ايران خصوصا در اين لحظه بسيار به يك پلتفرم آزاد و مستقل براى گفتگوهايى كه تقريبا در هيچ قاب ديگرى نمى تواند شكل بگيرد، نياز دارد./١
من به تجربه و در طول ساليان دريافته ام كه رسانه آزاد تا چه حد كوشيده مستقل و خصوصى بماند. عرصه گفتگو را به تريبونهاى ضد انقلاب و خارج نشين تسليم نكند و از " دعوا ساختن" براى بازديد گرفتن استفاده نكند./٢
اكنون اميدوارم مجددا امكان فعاليت آزاد برقرار شود، چرا كه هيچ رسانه ديگرى را نمى شناسم كه كاركردى مشابه آن داشته باشد./٣
https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2090090806241571222?s=20
🔵مخربترین پروژه فکری قرن بیستم
مکتب فرانکفورت.
باید بدانید چه بود، چه چیزی ساخت، و چرا هنوز در درون آن زندگی میکنید.
✍کریستوف شچاوینسکی
۱. موسسه تحقیقات اجتماعی در سال ۱۹۲۳ در فرانکفورت تأسیس شد و با به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۴ به دانشگاه کلمبیا منتقل گردید.
تمدنی که آنها تصمیم به فروپاشیاش گرفته بودند، زمانی که دیگری قصد کشتنشان را داشت، به آنها پناه داد.
آنها پنج دهه بعدی را صرف تولید زیرساختهای نظری برای آن فروپاشی کردند.
خودِ تمدن غرب مسئله بود: عقلانیت، عصر روشنگری، خانواده، سنت، و اقتدار. نه برای اصلاح، بلکه برای فروپاشی.
۲. آنها آن را «نظریه انتقادی» نامیدند — و این نام، خودِ برنامه است.
همه چیز باید نقد شود؛ هیچ چیز نباید ساخته شود.
آدورنو و هورکهایمر در کتاب دیالکتیک روشنگری (۱۹۴۴) استدلال کردند که عقلانیت غربی — همان عقلانیتی که نیوتون و حاکمیت قانون را پدید آورد — حاوی بذر آشویتس بود.
نه اینکه از عقلانیت سوءاستفاده شده باشد، بلکه خودِ عقلانیت، زمانی که به سرانجام خود برسد، اردوگاه مرگ تولید میکند.
این نقدِ نهادها نبود، بلکه اعلام جرم علیه خودِ تمدن بود.
۳. آدورنو سلاح روانشناختی را به آنها داد.
کتاب شخصیت مستبد (۱۹۵۰) محافظهکاری، ایمان مذهبی، میهنپرستی و خانواده سنتی را نه به عنوان مواضع سیاسی، بلکه به عنوان نشانههایی از یک شخصیت شبهفاشیستی طبقهبندی کرد.
اگر به ملت یا اقتدار پدر باور داشته باشید، پیشفاشیست هستید. مخالف دیگر «اشتباه» نمیکرد — بلکه «بیمار» بود. شما با یک آسیب روانی بحث نمیکنید، بلکه آن را درمان میکنید.
این امر گفتوگو را غیرممکن ساخت.
شما کسی را که اشتباه میکند متقاعد نمیکنید؛ بلکه کسی را که بیمار است تشخیص میدهید.
سیاست به درمان، و اختلاف نظر به آسیب روانی تبدیل میشود.
۴. مارکوزه سلاح سیاسی را به آنها داد. مقاله تسامح سرکوبگر (۱۹۶۵) استدلال کرد که مدارا با ایدههای نادرست، خود نوعی سرکوب است. بنابراین مدارای واقعی مستلزم سرکوب ایدههای نامدارا است.
چپ تصمیم میگیرد که کدام ایدهها نامدارا هستند. هر کس دیگری خاموش میشود — نه بر خلاف مدارا، بلکه «به نام آن». سانسوری که به واژگان آزادی آراسته شده است.
۵. نسلی که مارکوزه را در کلمبیا، برکلی و ییل خواندند، بعدها اداره دانشگاهها، رسانهها، بنیادها، سازمانهای غیردولتی، بخشهای نظارت بر محتوا و دستگاههای تنظیمی اتحادیه اروپا را به دست گرفتند.
آنها این استدلال را صادقانه اجرا کردند زیرا آن را به عنوان فلسفه آموزش دیده بودند.
این بزرگترین دستاورد مکتب فرانکفورت بود: مؤمنان واقعی تولید کرد.
۶. نظریه فرانسوی این ابزارها را برداشت و آنها را زیباییشناختی کرد.
فوکو نقدِ قدرت را ادبی کرد.
دریدا نقدِ معنا را فلسفی کرد.
دلوز نقدِ هویت را ظریف و شیک ساخت.
یک برنامه سیاسی به یک حس و حال فرهنگی تبدیل شد.
شما میتوانید با یک برنامه بحث کنید، اما حس و حال در هوایی است که تنفس میکنید.
زمانی که این ایدهها از طریق مجرای فرانسوی به دانشگاههای آمریکا رسیدند، دیگر ایدئولوژی نبودند.
آنها خودِ آب بودند؛ و ماهیها نمیدانستند که خیس هستند.
۷. یک تمدن بر سه پایه میایستد:
حقیقت وجود دارد و از طریق عقل قابل دسترسی است؛ خیر از شر قابل تشخیص است؛ و میراثی وجود دارد که ارزش انتقال دارد.
مکتب فرانکفورت به هر سه پایه حمله کرد — به صورت سیستماتیک و با پیچیدگی فکری قابل توجه.
این مکتب نسلی را تولید کرد که میداند چگونه واسازی (دکنستراکسیون) کند، اما فراموش کرده است که چگونه بسازد.
نسلی که قدرت را در همه جا میبیند و زیبایی را در هیچ کجا.
دستاورد نهایی این بود که نابودی، حسِ پیشرفت به خود بگیرد.
هر نهادِ به ارث رسیده مشکوک شد؛ هر محدودیت به سرکوب تبدیل شد؛ و هر عملِ حفظ و نگهداری، ارتجاعی تلقی گردید.
واسازی به حالت پیشفرض تبدیل شد، در حالی که ساختن به چیزی تبدیل شد که باید خودش را توجیه کند.
پاسخ، نظریه دیگری نیست.
پاسخ همان چیزی است که مکتب فرانکفورت بیش از هر چیز از آن میترسید: سازندهای که صرفاً میسازد، دانشمندی که شواهد را دنبال میکند، و پدری که آنچه را به او منتقل شده، منتقل میکند.
ماشینِ واسازی بر این فرض کار میکند که هیچ چیز ارزش ساختن ندارد.
ثابت کنید که اشتباه میکند.
حقیقت را بگویید، شجاعت داشته باشید، و بسازید.
https://fxtwitter.com/Kristof_Poland/status/2090044055484833934
هدایت شده از خبرگزاری فارس
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عراقچی: کُردی صحبتکردن رئیسجمهور روابط ما با کردستان عراق را تکان اساسی داد
🔹ارتباط کلامی آقای پزشکیان با رئیسجمهور آذربایجان روابط ایران با جمهوری آذربایجان را از این رو به آن رو کرد.
🔹در جنگ ۴۰ روزه مشکلی پیش آمد که رابطۀ ۲ کشور را تلخ کرد اما یک تماس تلفنی رئیسجمهور با الهام علیاف و استفاده از چند مثل آذری ورق را برگرداند.
@Farsna
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥 عراقچی: کُردی صحبتکردن رئیسجمهور روابط ما با کردستان عراق را تکان اساسی داد 🔹ارتباط کلامی آقای
😳😳😳😳😳😳😂😂
نمیدونم شوخی میکنه، مارو خر فرض کرده، واقعاً اعتقاد قلبیشه... نمیدونم!
در سیاست بینالملل، قدرت حرف اول رو میزنه و قدرت نه با لبخند، که با موشک و پهپاد بهوجود میاد.
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰علت اصلی مداخله آمریکا در کودتا چه بود؟
«جنگ سرد و کمونیسم» یا «نفت و امپریالیسم»
مقایسه دیدگاههای مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان
🔸گازیوروسکی کودتا را عمدتاً محصول منطق ژئوپلیتیکی جنگ سرد میداند، در حالی که آبراهامیان آن را محصول منطق امپریالیسم نفتی و مقابله با ملیگرایی ضد استعماری تفسیر میکند
🔸گازیوروسکی معتقد است که انگیزه اصلی آمریکا برای کودتا، نگرانی امنیتی-ایدئولوژیک در چارچوب جنگ سرد بود، نه صرفاً نفت. به باور او، دولت ترومن در آغاز بحران نفت با براندازی مصدق موافق نبود و حتی تلاش میکرد میان ایران و بریتانیا میانجیگری کند. تغییر اساسی پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ رخ داد؛ زمانی که سیاست خارجی آمریکا بیش از پیش تحت تأثیر دکترین مهار شوروی قرار گرفت. از دید گازیوروسکی، مجموعهای از عوامل مانند بحران شدید اقتصادی ناشی از تحریم نفتی بریتانیا، کاهش درآمدهای دولت، تضعیف ارتش و دستگاه اداری، تشدید اختلافات سیاسی داخلی و رشد سازمانیافته حزب توده در میان کارگران، دانشجویان و برخی محافل نظامی باعث شد واشنگتن به این نتیجه برسد که ادامه بحران میتواند به فروپاشی دولت مرکزی ایران بینجامد.
🔸آبراهامیان استدلال میکند که دولت آمریکا و بریتانیا از گفتمان جنگ سرد و «خطر کمونیسم» بهعنوان پوشش توجیهی برای مداخله استفاده کردند. به نظر او، نگرانی واقعی آنها کنترل نفت و جلوگیری از الگوسازی جهانی ملیسازی منابع طبیعی بود. او تأکید میکند که مصدق خواهان ملیشدن واقعی صنعت نفت، هم در نظر و هم در عمل بود و حاضر نبود به توافقی تن دهد که کنترل مؤثر صنعت نفت همچنان در دست شرکت نفت ایران و انگلیس باقی بماند.
🔸این دو پژوهشگر آشکارا به نقد یکدیگر پرداختهاند. گازیوروسکی، آبراهامیان را متهم میکند که با تکیه بیش از حد بر تبیین اقتصادی و نفتی، پیچیدگیهای امنیتی و فضای واقعی جنگ سرد را نادیده میگیرد. در مقابل، آبراهامیان معتقد است که گازیوروسکی با تمرکز صرف بر اسناد امنیتی و دیپلماتیک آمریکایی، روایت رسمی دولت آمریکا را تا حد زیادی بازتولید میکند و نقش ساختارهای اقتصادی و استعماری را کمرنگ میسازد.
ibna.ir/x6JpD
@ibna_official