🔻به نظر میرسد سفر خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، به تهران در چارچوب پیمان مکه و دیدار با سرلشکر رضایی، بیش از آنکه با هدف میانجیگری میان تهران و واشنگتن انجام شده باشد، ناظر بر تحولات منطقهای، از جمله پرونده یمن و برخی مسائل امنیتی و نظامی دیگر در منطقه است. البته نمیتوان احتمال طرح پیشنهادهایی برای کاهش تنشها را در این نشست منتفی دانست!
احتمالاً ایده برگزاری این نشست در جریان سفر هفته گذشته عاصم منیر به تهران مطرح شده است. از سوی دیگر، به نظر میرسد کشورهای حاضر در این پیمان و مشخصا سعودی، در پی آن هستند که با مدیریت تنشها و فاصله گرفتن از هرگونه رویارویی احتمالی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، هزینهها و آسیبهای ناشی از یک درگیری جدید را به حداقل برسانند.
🔻امنیت درونزای منطقهای همواره یکی از ایدهها و پیشنهادات مهم ایران برای منطقه بود. تا قبل از جنگ ۴۰ روزه این مسئله برای کشورهای منطقه که متکی بر تضمینهای امنیتی امریکا بودند چندان قابل هضم و پذیرش نبود. اما جنگ، محاسبات و معادلات کشورهای منطقه را دچار تغییرات مهمی کرد.
در سفر هفته پیش عاصم منیر، او درخواست داد چنین نشستی برگزار شود و تهران نیز با آن موافقت کرد.
اینکه مقامات ۳ کشوری که به تهران آمدهاند، چه نیات و اهداف پیدا و پنهانی دارند موضوع مهمی است اما ایران همواره از ابتکارات درون منطقهای استقبال کرده است و به همین جهت با برگزاری چنین نشستی موافقت کرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹حسین قتیب:
ما نیز با این واقعیت موافقیم که وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» باید پایان یابد و جامعه ایران باید هرچه زودتر از زیر فشارهای سنگین اقتصادی، اجتماعی و روانی ناشی از این وضعیت خارج شود. حتی بر این باوریم که سرانجام این تخاصم، مانند بسیاری از منازعات بزرگ تاریخی، باید در پای میز مذاکره و از طریق دستیابی به یک توافق سیاسی رقم بخورد. جنگهای جهانی نیز، با همه ویرانیها و گستردگیشان، سرانجام به شکلگیری ترتیبات جدید سیاسی و مذاکرات دیپلماتیک انجامیدند. بنابراین، اختلاف اصلی بر سر ضرورت صلح یا اصل مذاکره نیست؛ مسئله بر سر شرایطی است که در آن مذاکره میتواند به توافقی واقعی، پایدار و تأمینکننده منافع ملی منجر شود.
مشکل اساسی در شرایط کنونی آن است که طرف متخاصم، نه انگیزهای برای ورود به یک بازی برد-برد دارد و نه ضرورتی برای اعطای حتی کوچکترین امتیاز به ایران احساس میکند. در محاسبات کنونی طرف مقابل، ایران باید تنگه هرمز را باز کند، به برنامه هستهای خود پایان دهد و ذخایر اورانیوم غنیشده را واگذار کند، در حالی که ساختار تحریمها همچنان پابرجا بماند. در چنین چارچوبی، حداکثر امتیازی که ممکن است روی میز قرار گیرد، چیزی در حد اجازه استفاده محدود از سود داراییهای مسدودشده ایران در یک کشور خارجی است. این دیگر مذاکرهای بر مبنای مصالحه متقابل نیست، بلکه تلاشی برای تثبیت یک رابطه کاملاً نامتقارن است که در آن یک طرف باید تقریباً تمام مطالبات طرف دیگر را بپذیرد، بیآنکه در مقابل، دستاوردی متناسب و معنادار به دست آورد.
برای خروج از این بنبست، پیش از هر چیز باید معادله قدرت و محاسبات راهبردی طرف مقابل تغییر کند. تا زمانی که طرف متخاصم تصور میکند میتواند بدون پرداخت هزینه سیاسی و راهبردی معنادار، تمامی خواستههای خود را تحمیل کند، انگیزهای برای مصالحه نخواهد داشت. هنر سیاستگذاری در چنین شرایطی صرفاً اعلام آمادگی برای مذاکره نیست، بلکه ایجاد موقعیتی است که در آن طرف مقابل نیز مذاکره و توافق را بر تداوم تخاصم ترجیح دهد. این همان ضرورتی است که سیاستمداران ایرانی و بهویژه سران قوا باید درک کنند: دستیابی به صلح پایدار، بدون تغییر در ادراک طرف مقابل از موازنه قدرت، هزینههای تداوم منازعه و منافع توافق، ممکن نخواهد بود. چنین رویکردی نه نشانه تمایل به جنگ است و نه مخالفت با دیپلماسی؛ برعکس، تلاشی است برای فراهم کردن پیششرطهای یک صلح واقعی. صلح پایدار صرفاً محصول تمایل یکجانبه به مذاکره نیست؛ نتیجه شکلگیری موازنهای است که در آن مصالحه برای هر دو طرف به انتخابی عقلانی و ضروری تبدیل شود.
https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2114349706977431880?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
فلاویو بولسونارو در ۱۵۵ شهر از ۲۰۰ شهرداریِ (بخش ها و یا نواحی) مذهبیتر و اوانجلیکالترین [تبشیریترین، مسیحیان پرتستانتبشیری] شهرداریهای برزیل پیروز شد.
پدرش در سال ۲۰۲۲ در ۱۳۰ شهرداری پیروز شده بود. ماشین سیاسی صهیونیسم مسیحی [ در برزیل] در حال گسترش است.
سیاست امپراتوری بریتانیا در دهه ۱۸۴۰ نهادهای پروتستان و احیای یهود در فلسطین را ترویج میکرد.
باور به «دورهگرایی» (دستورگرایی/Dispensationalism) جان نلسون داربی به شکلگیری جهانبینی پیامبرانهای کمک کرد که بعدها بر صهیونیسم مسیحی آنگلو-آمریکایی تاثیر گذاشت.
از سال ۱۹۷۷، صهیونیستهای تجدیدنظرطلبِ حزب لیکود، شراکت با بنیادگرایان مسیحی را به یک اولویت استراتژیک تبدیل کردند.
الهیات ابتدا آمد؛ ائتلاف سیاسی بعداً شکل گرفت.
آن الهیات اکنون علیه «موعظه روی کوه» [Sermon of the Mount، اشاره به خطبه ای از حضرت عیسی (ع)] به کار گرفته شده است.
عشق به همسایه جای خود را به نفرت از مسلمانان داده و عقلانیت جای خود را به پیشگویی و نبوت داده است.
وعده فلاویو برای انتقال سفارت برزیل به اورشلیم (بیتالمقدس) و همسو کردن کشور با اسرائیل علیه ایران، به این بسیج عمومی یک جهتگیری ژئوپلیتیکی میدهد.
کشیشها مومنان را بسیج میکنند. «پسران شیکاگو» سیاستها را مینویسند.
والاستریت و واشنگتن منابع را جمعآوری میکنند.
لولا امروز پیروز شد.
این ماشین تشکیلات در انتخابات شکست خورد، اما کادر انسانی، بودجه، یا برنامه خود را از دست نداده است.
کشیشها هنوز جماعتهای خود را دارند و آن جماعتها هنوز فریادخواه معراج (ربوده شدن/Raptur) و در حال «سخن گفتن به زبانها» (لسانها) هستند.
https://fxtwitter.com/apocalypseos/status/2114529610868330562?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔷سخنرانی اوباما از نگاهی دیگر؛
"مدار را قطع کن!"
✍سید عماد علوی
باراک اوباما در سخنرانی خود در روز ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، در تجمعهای انتخاباتی کلیولند و دیترویت، از یک اصطلاح مهم درباره انتخابات پیشروی ایالات متحده استفاده کرد:
“circuit breaker”
جمله کاملش این بود:
“It’s the circuit breaker in the system. We gotta flip that circuit breaker.”
یعنی: این انتخابات، مدار قطعکنِ سیستم است. باید آن کلید را بزنیم!
در انگلیسی، circuit breaker به کلید حفاظتی برق گفته میشود که هنگام اضافهبار شبکه یا بروز خطا، جریان برق را قطع میکند تا فورا از آسیب جلوگیری شود. یک چیزی شبیه ترمز اضطراری قطار که اگر آن را بکشید فورا از حرکت باز میایستد.
اوباما از این اصطلاح کاملا آگاهانه و بهصورت استعاری استفاده کرده است. در بیان او انتخابات میاندورهای میتواند مثل یک کلید حفاظتی عمل کند و جلوی بخشی از اقدامات مخرب دولت ترامپ را بگیرد.
یک چیزی بسیار قویتر و سیاسیتر اما شبیه اینکه مثلا ما بخواهیم بگوییم: یکی باید ترامپ رو از برق بکشه!
نکته ظریف دیگر در جمله اوباما استفاده از فعل flip است؛ یعنی تاکید بر تغییر وضعیت دادن کلید.
اوباما کسی است که دوست و دشمن در فن بیان و دقت در انتخاب کلمات و سخنوریاش تردیدی ندارند. با کاربرد این اصطلاحات از سوی وی معلوم است که منظورش صرفاً اعتراض کردن نیست، بلکه وارد عمل شدن و استفاده از رأی مردم برای ایجاد تغییر در موازنه قدرت کنگره و پاسخگو کردن دولت است.
به همین دلیل، ترجمه روانتر و سیاسیتر عبارت او میتواند این باشد:
این انتخابات، ترمز اضطراریِ سیستم است؛ باید آن را فعال کنیم.
در کل سخنرانی اوباما که خلاصه آن را در ویدیوی زیر می بینید ۳ پیام اصلی داشت:
پیام به رأیدهندگان: نارضایتی از دولت را به رأی تبدیل کنید؛ صرفاً عصبانی نباشید. به میدان بیائید و با رأی خود اوضاع را تغییر دهید.
پیام به جمهوریخواهان: اگر با عملکرد ترامپ مخالفید، دیگر نمیتوانید بدون هزینه سیاسی از او حمایت کنید.
پیام به دموکراتها: از حالت تدافعی و انفعالی خارج و با اعتمادبهنفس بیشتری وارد میدان شوید.
این نکته آخر بسیار مهم است. ظاهرا اوباما میخواهد مخالفان ترامپ را از مجموعهای پراکنده از ناراضیان به یک نیروی انتخاباتی منسجمتر و شاید به رهبری خود تبدیل کند.
https://fxtwitter.com/SEmadAlavi/status/2114269447418524030?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎦 داسیلوا: مداخله خارجی را شکست دادیم رئیسجمهور منتخب برزیل: 🔹برزیل حیاط خلوت هیچ کشوری نیست. 🔹
🔵پنج کلید پیروزی لولا در دور دوم انتخابات برزیل
🔹۱. بسیج عمومی تعیینکننده بود. میزان امتناع از رایدهی از ۲۱.۰۸٪ به ۱۹.۲۱٪ کاهش یافت. تقریباً سه میلیون برزیلیِ بیشتر در پای صندوقهای رای حاضر شدند. ترس از بازگشت بولسوناریسم یکی از عواملی بود که واجدان شرایط رایدهیِ لولا را فعال کرد.
🔹۲. لولا حاشیه برتری خود را در مناطقی که قوی بود گسترش داد و میزان تلفات رای را در جنوب شرقی کشور کاهش داد. شمال شرقی بار دیگر به پایگاه اصلی انتخاباتی او تبدیل شد، اما بازگشت و پیروزی او در جنوب شرقی نیز ساخته شد. او ایالت میناس گرایس را پس گرفت و فاصله را در سائوپائولو و ریودوژانیرو کاهش داد.
🔹۳. لولا اشتباهات دور اول را اصلاح کرد. او از تمرکز بیش از حد بر دفاع از دستاوردهای حکومت خود دست برداشت و شروع به صحبت درباره مشکلات روزمره برزیلیها کرد: اقتصاد خانواده، بدهکاری، هزینههای زندگی، درآمد و پیشنهادات ملموس برای چهار سال آینده.
🔹۴. کمپین دیجیتال به طور چشمگیری بهبود یافت. کانال واتساَپی به نام «ارتش لولا» وجود داشت که یکی از جالبترین پدیدههای دور دوم انتخابات برزیل در سال ۲۰۲۶ بود. این یک ساختار بسیج دیجیتال بود که توسط نماینده مجلس، آندره ژانونِس، سازماندهی شده بود.
🔹۵. فلاویو بولسونارو مرتکب اشتباهات غیرمجبوری شد. اظهارات او درباره تغییر قانون اساسی، تناقضات در مورد ساعت کاری و برخی از مداخلات او در مناظرهها، تلاش او را برای معرفی خود به عنوان یک جایگزین میانهرو تضعیف کرد. لولا با فرسایش و فشارهای سیاسی قابل توجهی روبرو بود، اما فلاویو نتوانست تمام آن نارضایتیها را به اعتماد به نامزدی خود تبدیل کند.
🔸یک واقعیت پایانی: فلاویو بولسونارو اعلام کرد که نتیجه را به رسمیت نمیشناسد و به دنبال اعتراض و به چالش کشیدن انتخابات خواهد بود. لولا اعلام کرد که انتخابات را[از طریق لوایح قانونی و آئین نامه ها] تنظیم و ساماندهی خواهد کرد.
https://fxtwitter.com/andreseliascom/status/2114542046992036060
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/andreseliascom/status/2114542046992036060
پیشتر در چند مقطع زمانی، پیرامون لزوم تشکیل لاین مذاکرات راهبردی میان ایران و چین، به مساله تقاطع منافع تهران و مسکو و پکن حول مهار پانتورانیسم (پانترکیسم) و اسلام سلفی در آسیای میانه و قفقاز پرداخته بودیم.
سخنان مهم اخیر لی چیانگ، نخستوزیر چین، که چند روز پیش خواستار تعمیق همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی با تاجیکستان برای مقابله با افراطگرایی و جداییطلبی شد، موید این امر است. لی به امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، گفت دو کشور باید تبادل و اشتراکگذاری اطلاعات را گسترش دهند و باید بهطور مشترک با «سه نیروی شر» مبارزه کنند؛ اصطلاحی که پکن برای توصیف تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی به کار میبرد.
علاوه بر نکته فوق، جدال اخیر میان اکانتهای چینی و اکانتهای ترک که بازتابهای بسیار گستردهای داشته، نشان میدهد که چه قابلیتهایی برای گسترش روابط فرهنگی-تمدنی میان تهران و پکن در چارچوب طرحهایی چون GCI نهفته است، روابطی که به سرعت بار اقتصادی، سیاسی و امنیتی پیدا خواهد کرد. با توجه به حمایت گسترده اسرائیل از اویغورهای تجزیه طلب، این مساله دارای تبعات امنیتی مهمی در مهار منطقهای اسرائیل نیز خواهد بود، که این اواخر پکن نسبت به آن لحن صریحتری گرفته است. همیشه گفته و بازهم میگوییم که اگر میخواهیم در نبرد کوریدورها عقب نیفتیم، باید به ژئوکالچر به موازات ژئوپولتیک و ژئواکونومی توجه کنیم و برای محیط پیرامونی ایران برنامهریزی بلندمدت داشته باشیم.
پ. ن.: البته پرواضح است که این چیزها برای برخی از متولیان امر در ایران اموری فانتزی هستند که ابدا نباید وقت کشور را برای آن تلف کرد، مدیرانی که کل یوم در حال تولید محتوا و نامه پراکنی جهت القای «بن بست» در روابط تهران و پکن بوده و اگر سفری هم به چین میروند یا اقدامی انجام میدهند، بدون ابتکار عمل و صرفا با هدف اثبات این گزاره به نهادهای بالادستی در نظام است.
https://x.com/MehdiKharratya/status/2113963383498174646