یاران من از جنس غزلهای بهارند
سرشار از عشقند و به دل عاطفه دارند
پروانه اگر رقص کنان بال و پرش سوخت
جز مرهم گل بر تن زخمی نگذارند
شمع و گل و پروانه ی شیدا و غزلخوان
سر گرم محبّت به که در باغ انارند
بی تابی بلبل خبری بود غم انگیز
گلها همه در فکر پرستوی بهارند
خورشید نتابد اگر از صبح به آنها
در دفترشان لاله رخان از چه نگارند
چون بشکند از غصّه و غم قلب قناری
در باغ غزل لاله ی احساس نکارند
داغ غم غربت ، زده آتش به دل باغ
چون نغمه سرایان به غم عشق دچارند
درمان نشود درد دل لاله اگر زود
مستان سحر ناله کنان جان بسپارند
#مهدی_سیدحسینی
دم ز مهر تو زنم، تا ز حیاتم باقی است
وصف حسن تو کنم، تا که زبان است مرا
من نه آنم که بخود، از تو بگردانم روی
میکشم جور تو تا، تاب و توان است مرا
#سلمان_ساوجی
مجنون بدون دم زدن عاشق نمیشود
پس نیست عاشق، آن که دم از او نمیزند!
#علیاکبرلطیفیان
آه از این دنیا که تا آخر کسی همراهِ نیست
میدَوَد تا انتها تنها اجل دنبالِ ما...
#علی_ذوالقدر
فردا که گُنه کاران در پایِ حساب آیند
جز عشق گناهی نیست در نامهٔ اعمالم
#فروغی_بسطامی
تو از ایوب می گویی که صبرشآنچنان بوده ست
پُر از بی تابی ام، اما تو از من تاب می خواهی
#محمدصادقزمانی
شوربختی بین که با این سینهٔ پر زخم و داغ
رو به هر جانب که می آرم نمکدان چیده است!...
#صائب_تبریزی
هر کجا از عشق گفتم ، سنگِ بی مهری زدند
مردمانِ این زمانه دل نمی فهمند چیست!؟
#سجاد_نوبختی