eitaa logo
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
1.3هزار دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
4.9هزار ویدیو
184 فایل
اَلسّلامُ عَلیک یاأبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ 🌺اینستاگرام https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=je9syv0r6w83 ارتباط باادمین👇تبادل @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
🎆✨🌙--------------------🌟 #عاشقانه_ترین_دعا_برای_لحظه_تحویل_سال بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد آرام نمیگیریم تا #او نیاید اللهم عجل لولیک الفرج 🎆✨🌙✨‌‌--------------------🌟
گفتمش میخری پرسید چند گفتمش دل مال تنها بخند اےڪرد و دل از دستم ربود تا به خود بازآمدم رفته ‌بود دل زدستش روی افتاده‌ بود جای روی دل بود 🌷
🔴پسر جوان و دختر تنهـــا جوانی زیبارا درحال گریه دید گفت چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: من در روستا زندگی می‌کنم امروز در مدرسه تأخیر کرده‌ام و سعی نمودم که در مقرر خود را به ترمینال برسانم امّا وقتی به اینجا رسیدم متوجه شدم که رفته‌اند و من تنها مانده‌ام جوان گفت به خانه من بیا. شبانگاه شیطان مرتباً جوان را وسوسه می‌کرد و به او می‌کرد که این گرانبهایی است که در کنار تو آرمیده است. به و طراوت و شادابی او به این عروس رایگان نظر کن. چه کسی می‌داند که تو با او می‌کنی؟ برو در کنار او بخواب. دختر نیز نمی‌توانست زیرا با جوانی ناآشنا در اتاقی به سر می‌برد و در حال و ترس و حیرت لحظات را سپری می‌کرد. خواب به چشم هیچ کدام فرو نرفت دست از سر جوان برنمیداشت پسرجوان از برخاست و چراغی را روشن کرد کماکان شیطان اورا به تعدی به دختر جوان میکردجوان در حالی که چراغ را خود گذاشته بود نفسش را مخاطب قرار داد و گفت: من را روی چراغ قرار خواهم داد. اگر بر آتش چراغ صبر کنی و و درد آن را تحمل کنی به معصیت اقدام کن و گرنه از یکتا بترس و به آینده‌ات امیدوار باش انگشتش را روی چراغ گذاشت تا حدی که سوختن آن به مشام رسید و از درد شدید بر خود می‌پیچید و با خود می‌گفت: ای خدا اگر تو بر آتش چراغ و این شعله‌ی ضعیف صبر نکنی پس چگونه سهمگین دوزخ را تحمل خواهی‌کرد؟ صبح فردا جوان دختر را خدمت پدر دختر برد و تحویل داد آنگاه پدرش به جوان نزدیک شد و بر او سلام کرد و از تشکر و قدردانی نمود. مدتی بعد به خداوند ان پسر و دختر به نکاح هم درامدند 📚روایات و داستانهای کهن وقرانی شهرام شیدایی ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ 🌹 @abalfazleeaam
هدایت شده از شهدای مدافع حرم
، ، 💦💦💦💦💦 خرداد ماه سال 1361 مصادف با نیمه شعبان و سالگرد قیام خونین ، در به دنیا آمد. نوروزی از همان بچگی ، و شجاع بود✌️💪 و روحیه مبارزه داشت👌. از دوران نوجوانی وارد بسیج شد و فعالیتش را آغاز کرد🍀 اسلامی ، و شجاعت از والاترین خصوصیات بود . اهل غیبت ، دروغ و اعمال ناپسند نبود🤐. نوروزی همواره با لبخند😇در جمع دوستان حاضر بود و در اوقات کار در عین اخلاق خوب و شادابی که داشت ، خود را حفظ می کرد و حس مسئولیت پذیری اش همواره زبان زد بود 👌 ✅نماز اول وقت و صله ارحام را فراموش نمی کرد . ارادت خاصی شهدا داشت و راه شهیدان را همیشه الگو قرار می داد🌹 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 @moarefi_shohada 🍃9🍃
هدایت شده از شهدای مدافع حرم
🔴در عملیات هایی که در سامرا و نواحی آن انجام می شد ، هرجا که همرزمانش تحت فشار قرار می گرفتند 🌷از مهدی می خواستند تا با نیروهایش به کمک آنها برود و غائله را ختم کند✌️ همیشه خط شکن و در وسط میدان معرکه بود .حضورش همواره با شجاعت و دلاوری همراه بود.😊 ✅20 دی ماه 93 در منطقه ای به نام ، در حین آزادسازی قسمتی از منطقه که قبلا مدرسه بود ، در درگیری با دشمن با اصابت گلوله به سینه اش😔 ، روی زمین افتاد ولی باز هم با وجود خون ریزی بلند شد و شجاعتش را برای بار دیگر به همرزمانش نشان داد. که خون از بدنش می رفت ، تا آخرین تیر به سمت دشمن تیراندازی کرد و از پا ننشست. اما خونریزی باعث شد بر زمین بیفتد ... 😔😔 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 🍃16🍃