eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
735 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
212 ویدیو
21 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با ادمین و سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. «خوشا بحال گیاهان» ✍طیبه فرید خدا می داند چقدر مستعد بوده که در مسیر حرکت جوهری اش وسط دل یک دیوار سفت و محکم، وقتی از بیرون چیزی پیدا نبود، در عمق ظلمات و اتمسفر سیمان چی گفت و چی شنید که بالاخره توانست دل سخت و تاریک دیوار را بدست بیاورد و بشکافد و از آن درزهای باریکِ عین مو،بیرون بزند. حس و حالش وقتی اولین بار دیوار ترک کوچکی برداشت حتما دیدنی بود. لحظاتی که هیچ دوربینی ثبتش نکرد. وقتی که برای اولین بار رد نور نازکی که از بین شیارها راهش را در تاریکی باز کرده بود افتاد روی صورتش. از رنگ گلهایش پیداست دیوارش، دیوار متفاوتی بوده.شاید هم جوهرِحرکت جوهری اش خیلی پررنگ بوده! این اتفاق جوهری سبز و بنفش ملیح که دیوار را قانع کرده و از مرزهای امنش بیرون زده تجلی آیه «ومن یتق الله یجعل له مخرجا» ست.... خودش هم می داند! کسانی که زبان گل ها را بلدند هم می دانند.تقوای گل ها عشق به نور است! سهراب هم می گوید خوشا بحال گیاهان که عاشق نورند‌! (عکس از استاد بیژن کیا) @AFKAREHOWZAVI
. ماه رمضان می‌آيد تا روح پرورش یابد و قوی‌تر شود. ماه رمضان می‌آید تا دل‌ها بهاری و در سایه آن همدلی‌ها بیشتر ‌گردد و دین از جنبه فردی به جنبه‌ی اجتماعی، نزدیک‌تر! همه باهم یکی شوند، شادی‌شان مشترک شود و دردشان نیز. آن هم پس از یک ماه تمرین، پرورش و آماده سازی روح. یکی از راه‌های جان بخشیدن ‌و حیات دوباره روح، تلاوت قرآن و تدبر در آیات است، با این کار منتظرتر می‌شوند، منتظر تغییر، منتظر ظهور، منتظر تشکیل دولت کریمه بعون الله تعالی. اگر تمایل دارید در ماه مبارک رمضان، ختم قرآن را با فایل صوتی انجام دهید، سامانه درک حضور، مفید است؛ ختم قرآن با قابلیت تنظیم سرعت.👇 http://www.f19.ir/tartil/ پایان رسیده مرا پاک کن این دل برای ماهِ خـــدا روبراه نیست... @AFKAREHOWZAVI
«بزم معنوی» ✍م. صالحی ماه رمضان، ماه نزول آیه های سبحانی و ارتباط ملك و ملكوت در نزدیكترین افق برای عروج «ارواح روحانی» است. این بزم را خداوند، برای تو آماده کرده است تا رستگاریت را تضمین کند. بزمی کـه در آن تنها تو هستی کـه باید سرنوشت خویش رابـه سمت رستگاری سوق دهی ، پس مهیای سفر شو... . کوله بارت را بربند، شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم.. بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم. می شود آسان رفت... می شود کاری کرد که اورضا باشد. می شود مصداق رضی الله عنهم ورضوا عنه شد. ای روزه داران اگر چنین می خواهید، دهان از آنچه غیر خدایی است ببندید و چشم را به آنچه شیطانی است نگشایید و گوش را آلوده هر زمزمه پلید نسازید و حتی خیال باطل را هم از دروازه دلها بزدایید. ما را به دعا کاش نسازند فراموش رندان سحرخیز که صاحب نفسانند فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک🌹 @AFKAREHOWZAVI
«دروازه‌های نور» ✍زهرا نجاتی 🔹ورق می‌زنم و چنین می‌خوانم؛«رب انی استغفرک استغفرحیا و استغفرک استغفار توکل و استغفرک استغفار ذله و استغفار عامل لک هارب منک الیک» نفس نفس استغفار می‌خوانم چرا که به ورودی دروازه‌های پرنور رمضان رسیده‌ایم و بیم و امید و خوف در هم تنیده و جانمان را دربرگرفته. 🔹ترس، این بار نه از شیطان‌هایی که در غل و زنجیرند،که از دلها و نفس‌هایی که اگر بدی کنند، این بار از خودشان است. به شیطان ربط ندارد. ترس از رو به رویی با حقیقت نفسی که پیش از این، شاید بارها توجیهش می‌کرده‌ام. 🔹مولای ما! از ت، همه آنچه از توفیق و طاعت و مرحمت و لطف و عنایت و بخشش گناه، نصیب بندگان مخلَصَت می‌کنی، برای خودم و عزیزانم و هرکس، حقی بر من دارد، طلب می‌کنم. و از خودم و نفس شیطانی و اماره‌ام به تو و مهربانی‌ات و سجاده و سفره رمضان، پناه می‌برم. چرا که به قول مناجات ابوحمزه:درست است که بد کردم و« عصیتُ جبارالسماء» اما سببش«خطئه عرضتْ» بود و «سولتْ لی نفسی» و «غلبتْ علی شهوتی»، نه ندید گرفتن سلطانی و جباریت تو... ❇️مولای من! امسال، رمضانم را، رمضانی قرار بده که مرا هزار قدم به تو و به مهدی فاطمه(عجل الله) نزدیک کند. و این توشه‌ را تا روز لقایت، برایم حفظ بفرما. آمین. @AFKAREHOWZAVI
«دعا» ✍زهرا نجاتی صدای موسوی قهار توی خانه می‌پیچید؛ آلا روی سجاده بین صفحه‌های مفاتیح، دست و چشم می‌گرداند. بعد از جمع کردن سفره، چادرنماز گلگلی را سر می‌کنم و کنارش مشغول دعا می‌شوم. بالای مفاتیحش، نماز استغاثه را می‌بینم و اشکهای کنار چشمش، توجهم را جلب میکند: _ مامان! چرا خدا حاجتای مارو نمیده؟! برای خدا که کاری نداره! دلم برای دل کوچکش که حتما آرزویش آن قدرها هم بزرگ نیست، میسوزد: _مامان جون، خدا هم خبر داره از همه آینده مون تا آخرت، هم مهربونه، هم عادل هست هم کاراش حساب کتاب داره. _خب دعاهای ما مگه چه عیبی داره؟ مگه خودش نگفته «ادعونی استجب لکم» پس چرا اجابت نمی‌کنه؟ _خب عزیزدلم همون خدا هم توی سوره یونس گفته:«اگرخدا همه دعاهای شمارو مستجاب کنه، اون‌وقت عجلهاتون میرسه چون نمی‌تونید خیر و صلاحتون رو کامل و درست تشخیص بدید. و ممکنه حاجت شما درست برعکس حاجت عزیزانتون باشه بنابراین خدا، طبق صلاح ما حاجت‌روامون میکنه در عین حال دوست داره که زیاد به درگاهش دعا کنیم. و میگه اگه دعا نکنید، اصلا توجهی بهتون نمی‌کنم. تقصیر خودمونم هست مام گاهی کم کاری میکنیم. با چشم‌های متفکر نگاهم می‌کند: _یعنی چی؟ _ خب خدا تو قرآن از خیلی آدمها مثال زده که فقط تا وقتی که درنهایت اضطراب و اضطرار هستن، خودشونو بنده خدا میدونن و محتاج اون. اما به محض اینکه دعاهاشون مستجاب میشه یا فکر میکنن پیش خدا خیلی عزیزن یا از اون بدتر، خدارو بالکل فراموش میکنن و بقیه رو عامل رسیدن به حوایجشون میدونن. _مگه میشه کسی اینو بگه؟ _اره چرا نمیشه! مثلا یک خانم و آقایی سالها از خدا درخواست بچه میکنن، خدا هم لطف میکنه و دکتر خوب و شرایط جسمی درست و شرایط دیگرو براشون فراهم میکنه و شفا رو از طریق دکتر نصیبشون میکنه، اما وقتی بچه دار میشن، میگن دکترمون خوب بود. یا بچه مال خودمون هست یا وقتی بچشون بزرگ بشه، اونو به راه راست دعوت نمیکنن و درست تربیتش نمیکنن. همه اینا میشه مثال ناشکری. _راست میگید. پس بهتر اینه که آدم کارو بسپاره دست خدا و فقط دعا کنه و به نتیجش خوش باشه. هرچی که شد. روی صورتش بوسه‌ای می‌کارم و صدای موذن اردبیلی، با خروسخوان صبح در هم می‌آمیزد. @AFKAREHOWZAVI
🌟سخاوت حسنی (علیه السلام) ✍ فاطمه علی زاده علی آبادی ❇️آن جا که سخن از سخاوت به میان می آید ناخودآگاه اهل بیت عصمت و طهارت به ذهن می رسد. چرا که ایشان سرمنشاء فضائل به ویژه احسان و کرم بوده اند. چنانچه در فرازی از زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم «عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ…» ❇️ از میان اهل بیت علیهم السلام امام حسن علیه السلام به کریم آل طاها شهرت یافته اند . ایشان از لحاظ نسب، سبط اکبر رسول الله صلی الله علیه و آله و فرزند امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که آیه «يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»* در شأنش نازل می شود که نشان از انفاق بی حد و حصر امام علی علیه السلام دارد. از طرف مادری، نسب از زنان بزرگواری همچون خدیجه کبری سلام الله علیها و فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها دارند. به گونه ای که نقل شده است امام حسن علیه السلام در مقابله به مثلی که با معاویه داشتند، داشتن نسب با جده بزرگوارشان خدیجه سلام الله علیها را افتخار ارزشمندی می داند. بانویی که «ام المساکین» بود و تمام اموالش را بدون منت، در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم اسلام و مسلمین کرد. از فحوای کلام امام مجتبی علیه السلام می‌توان این برداشت شود که ایشان درس سخاوت بدون منت را از جده اش خدیجه سلام الله علیها آموخته اند. امام حسن علیه السلام از نقش آفرینان صحنه نمایش هل آتی است که آیه ««وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»* در شأنشان نازل می شود. پیشوای دوم شیعیان، در بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان، سرآمد روزگار خویش و نقطه امید درماندگان بودند. و به گفته سید بحرالعلوم، موضوع کریم بودن امام حسن علیه السلام بسیار گسترده تر از آن است که بتوان درباره آن سخن گفت.* ❇️گوشه ای از اخلاق کریمانه امام حسن علیه السلام👇 در منابع مهم شیعه و اهل سنت آمده : امام حسن (ع) در طول زندگی، ٢ بار و در برخی منابع، ٣ بار اموال‌شان را بین فقرا تقسیم نمودند.* به نقل از ابن کثیر مفسر اهل سنت است که امام حسن (علیه‌السّلام) غلام سیاهی را دید که لقمه اش را با سگی تقسیم می کند. امام (علیه‌السّلام) انگیزه غلام را می پرسد. غلام پاسخ داد: « من از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم! » امام (علیه‌السّلام) در مقابل، به نزد مولای آن غلام رفت و او را با آن باغی که در آن زندگی می‌کرد از وی خریداری کرد، آنگاه آن غلام را آزاد کرده و آن باغ را نیز به او بخشید! * شخصی از امام حسن علیه‌السلام پرسید: چرا به هیچ نیازمند درخواست کننده‌ای حتی در حال فقر و نداری جواب رد نمی‌دهی؟حضرت فرمودند :من گدای خدایم و چشم به او دوخته‌ام. من شرم دارم که خود سائل باشم و سائلی را رد کنم. خدای بزرگ مرا به برنامه‌ای عادت داده است که همواره نعمت‌هایش را بر من فرو می‌ریزد و من هم او را چنان عادت داده‌ام که نعمت‌هایش را بر مردم فرو می‌ریزم می‌ترسم اگر برنامه را ترک کنم، او نیز برنامه‌اش را واگذارد.* 💫 از جمله درس های مهمی که می توان از سیره عملی امام مجتبی (علیه السلام) فرا گرفت درس سخاوت و بخشش است. بی تردید اگر روح سخاوت و بخشندگی در جوامع رواج پیدا کند و مردم از صفت زشت و ناپسند بخل خود را پاک کنند، امید تازه ای در تمام جوامع دمیده و بسیاری از مشکلات روحی و روانی برطرف خواهد شد. به ویژه بر جوامع اسلامی است که با تأسی به امام مجتبی علیه السلام کمک به مردم مظلوم غزه را سرلوحه کارشان قرار داده و از هر گونه انفاق در حقشان دریغ نورزند. _____________ * حشر/٩ *انسان/٨ *طوسی، تلخیص الشافی، ج ۴،ص ١٧٩) *یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ٢، ص ٢٢۶‌‌؛ ابن جوزی، تذکره الخواص، ص 176 *ابن کثیر دمشقی اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ٨، ص۴٢ *دانشنامه امام حسن علیه السلام  ج، 1  ص، 696 @AFKAREHOWZAVI
«هبـــــوطــــــــــ» ✍زهرا نجاتی اینجا، عصر ارتباطات و رسانه است. اینجا، زمینِ انسان هزاره سوم است. اینجا محل نه هبوط انسان، که محل هبوط انسانیت است. اینجا همان جایی است که تنها زن‌هایی مهمند که به خاطر زیبایی و اندامشان، شهره شده باشند. اینجا همان‌جاست که دروغ بزرگ حقوق بشر، در دهان‌ها می‌گردد اما حق بشر، توسط سگهایی در پیکر انسان، خورده می‌شود. اینجا همان‌جاست که زنها پیش روی مردهایشان، آرزوی ذبح شدن می‌کنند و مردها بارها ذبح می‌شوند و کودکانشان شاهد مرگ و توهین و تحقیر مادر و پدرشان هستند و هرلحظه هزاربار می‌میرند. اینجا همان زمینی است که خداوند وعده داده بود محل دشمنی ابنائ بشر هست‌ اما اکنون ابنای بشر، نه از آدمیت چیزی میدانند نه از همنوع بودنشان. اینجا همانجاست که چهل هزارنفر انسان در ۱۷۰ روز به مسلخ برده شده‌اند و نسل کشی پیش چشم رسانه‌ها، رخ می‌دهد اما غیرت و حمیت انسانی، مرده و کسی برپیکر آن، فاتحه هم نمی‌خواند. اینجا همان است که گروهی از انسانها، به جرم مقاومت، در جان و مال و زمین و ناموس، به تاراج برده می‌شوند و حکام مسلمان پای سفره همین خون آشام‌ها، به رقص شمشیر و خوردن شراب نشسته‌اند. چرا چنین نباشد وقتی سالهاست کثیفترین خوک دنیا«نتانیاهو»، سفره افطاری برای این حکام پهن می‌کند و آن شکم بارگان بی غیرت را ریزه خوار خود، بار آورده است. آری صدای ما، مثلا انسانها، را از زمینی می‌شنوید که در آن عده‌ای از انسانها، غصه دلار دارند و عده‌ای تنها به جرم مسلمانی ومقاومت، اگر از بمباران، اگر از تجاوز، اگر از آوار، جان سالم به در برند، از گرسنگی و تشنگی جان می‌سپارند.. 🔹کاش خداوند نسخه دیگری از انسان خلق می‌کرد تا ننگ این انسانها را، از تاریخ پاک کنند. 🔹اینجا زمینی است که در آن معجـــزه صبــــر، توسط مظــــــلوم ترین فرزندان بـنی آدم، هرروز در حال رخ دادن استـــــــ و مومــــــــــن ترین بندگان خـــــدا، زیر دست دژخیــــــمان،«حسبنـــــــــــــا الله و نعــــــــــم الوکیـــــــل» می‌خوانــــند. آری اینجـــــــــا زمیـــــــــن است، محل هبوط آدم، محل مرگــــــــــــــــــ انسانـــــیــــتـــــــــــــــــــــــــــ @AFKAREHOWZAVI
. 💚مولود ماه مبارکنجمه‌ صالحی در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، نخستین پسر علی و فاطمه علیهما السلام متولد شد. بعد از ولادتش، جد بزرگوارش در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. هم وزن موى سرش، نقره به مستمندان داد‌ و نام او را "حسن" گذاشت و این نام در جاهلیت سابقه نداشت.* او یکی از مصادیق آیه مودّت، آیه مباهله و حاضر در بیعت رضوان بود*. پس از شهادت پدر، امامت و ولایت امت به او انتقال یافت. در شرایطی امامت را به عهده گرفت که دشمنش، معاویه، با پشتیبانی نظام اشرافی، امکانات وسیعی در اختیار داشت و در اندیشه نابودی آموزه‌های اسلامی بود. توانسته بود با نیرنگ به نام دین بر مردم حکومت کند و هر آنچه را که او می‌گفت جزء دین می‌شمردند و تبعیت می‌کردند تا آنجا که او نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواند و احدی به معاویه اعتراض نکرد.* امام حسن مجتبی علیه‌السلام با توجه به شرایط زمانه‌اش، سیاست تثبیت و کنترل اوضاع را در پیش گرفت، حداقل شش نامه خطاب به معاویه نگاشت که در کتاب مکاتیب الائمه* آمده است. همچنین خطابه‌هایی از امام ثبت شده است به عنوان نمونه، معاویه در مجلسی پس از تحمیل صلح بر حضرت، برای اینکه بخواهد شأن امام حسن علیه‌السلام را در بین مردم بکاهد، ایشان را دعوت به خطابه کرد و چون "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد" امام علیه‌السلام چنان خطبه‌ای ایراد نمودند که در صفحات تاریخ به یادگار مانده است. صلح امام حسن علیه‌السلام یکی از اقدامات مهم ایشان در جهت تثبیت شرایط بود اما اطرافیان متوجه اهمیت موضوع نشدند و با الفاظی نامناسب در صدد بی‌احترامی برآمدند تا جایی که امام گفت: "من نيز به خاطر صلحى كه با معاويه كردم، از طرف كسانى كه علت اين امر را نمى‏دانستند و نسبت به آن جاهل بودند، مورد غضب واقع شدم و اگر من صلح نمى‏كردم معاويه يك نفر شيعه در روى زمين باقى نمى‏گذاشت مگر اين كه همه را مى‏كشت."* در برخی منابع تاریخی عصر عباسی نسبت‌ ناروایی به وجود نازنینش زدند که ریشه در خصومت خلفای عباسی با او به دلیل قیام‌های حسنیان دارد و در احادیث و اسناد تاریخی معتبر قبل از دوره عباسی، اثری از این اتهام به چشم نمی‌خورد! در اغلب منابع اسلامی، القابی نظیر «حَلیم»، «کریم» و «سخیّ» و «جواد» برای او ثبت کرده‌اند.* دومین امام شیعیان کریم اهل‌بیت علیهم السلام شبیه‌ترین فرد از لحاظ ظاهری و رفتاری به پیامبر خدا(ص) بود.* در تاریخ اسلام دومین شخصیتی بود* که در کتب تاریخی بیشترین خطابه از ایشان ثبت شده و با اندک تأملی در محتوا و صورت ادبی خطابه‌ها، شرایط سخت و حساس دوران سبط اکبر علیه‌السلام قابل تشخیص است. ♡سلام بر نور خدا، کبریای سخا، روح مسیحا، راز دار آینه حُسن خدا، کریم آل طاها، یوسف زهرا، پهلوان صفین و جمل؛ صاحب وجنات محمدی، اویی که سفره‌دار مدینه‌ بود و ثروتش را همچو جده‌اش ☆خدیجه سلام‌الله‌علیها☆ در راه خدا صرف کرد!♡ ➖➖➖➖ منابع: *شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۵. *ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۶ـ۴۰۷. *مسعودی، مروج الذهب،ج ۲،ص۷۲. *احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، دار الحديث‏ قم. *سید بن طاووس،التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، ص۱۹۶. *بلاذری، انساب الاشراف، ج۳،ص۶. *یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۶. * اولین خطیب ماهر تاریخ اسلام امیرالمومنین علیه‌السلام @AFKAREHOWZAVI
حُســـــــــــــــــنِ ام الحَســـــــــــن ✍زهرا نجاتی عطر حسن، در جهان می‌پیچید و نهال عشق مادرانه توی دل فاطمه زهرا قد می‌کشد و شور مادرانه بالا می‌گیرد و زهرای اطهر سلام الله علیها، برای نخستین بار، مادر می‌شود. و حُسن همه‌اش در حَسَن، موج می‌زند. و حُسنی دیگر، عنوانی مقدسی چون «مادری»، بر فاطمه کبری، سیده زنان عالم، افزوده می‌شود. همان عنوانی که امروز روی پیشانی من و تو نیز می‌درخشد ـ همان عنوانی که جبهه شیطان برای لگدمال کردنش، برای پست و حقیر جلوه دادنش، برای بی‌ارج و قرب، نشان دادنش، برای اینکه من و تو از دوباره و چهارباره و چندباره شدنش، بهراسیم؛ نقشه کشیده. اما من و تو هرقدر بتوانیم هرطورکه بتوانیم، باید در مقابل لشگرشیطان، قد علم کنیم: یکی با فرزندآوردن، یکی با تشویق به فرزندآوردن، یکی با جلوه دادن به مادری، یکی با همراهی با مادرها، یکی با تبلیغ برای عدم سقط، یکی با پشتیبانی مالی از مادرهای نیازمند و خلاصه هرکس به طریقی، درمسیر این افتخار، قدم برداریم... ❤️میلاد فرزندارشدحضرت مادر، و دلیل مادری او، کریم اهل بیت، بر همه مبارکـــــــــــ❤️ @AFKAREHOWZAVI
. «مسئول» ✍زهرا نجاتی اعظم داشت با حرارت، قصه زنی را که امروز توی نانوایی دیده بود، تعریف می‌کرد.مادرم صبر کرد تا زن بتواند بالاخره آب دهانش را قورت دهد:«آره خلاصه خواهر. مردم بی‌حیا شدن. خودم دیدم ماشین آقای معتمدی دم خونش پارک بود. خب البته بیچاره چندساله زن نداره. صغری خانم هم چندساله شوهرش عمرشو داده به شما. ولی خب دیگه خوبیت نداره. فکر بچه‌هاشو میمرد تا حالا صبر کرده، چندسال دیگم صبر می‌کرد. بالاخره مادر موفق شد تریبون را از دست زن همسایه بگیرد:_بابا اعظم جون. بی‌خیال شو. به ما چه اولا. دوما اینکه از کجا می‌دونی چنین چیزی بوده؟ اون آقا جنس تو ماشین میاره و قسطی میفروشه از کجا میدونی بابت این نبوده که وایساده دم خونش؟ اعظم بر و بر نگاه می‌کرد و منتظر بود که دوباره از مدارکش چیزی رو کندـ مادر دسته دیگری از ریحان‌ها برداشت و همین‌طور که آنها را پاک می‌کرد؛ گفت:« خواهر! تو قرآن اومده که از قلب و گوش و چشم، درباره هرچی که بگن و ببینن سوال میشه و حرف زدن از چیزی که راجع بهش اطلاع نداریم، ممنوعه. ما که خوب چوب این چیزارو می‌خوریم، چرا این رفتارو ترک نمی‌کنیم؟ _این بار اعظم سوال پرسید:_وا کجا چوبشو می‌خوریم. من که چیزی نگفتم. میگم همه میگن. خب تا نباشد چیزکی مردم نگویند. ـ. مادر، نگذاشت حرفش را ادامه دهد:_آخه کی گفته اینو؟ هربار دم انتخابات که میشه این‌قدر شایعه و دروغ بد و خوب علیه همه درست میشه. همه اینا دروغن و خدا ازمون سوال میکنه بیا اصلا راجع بهشون حرف نزنیم. من شنیدم حضرت امام اجازه نمی‌دادن تو خونشون حرف کسی غیر از اهل خونه زده بشه تا توی دام غیبت نیفتن». اعظم‌خانم گفت:«خیلی خب زهراخانم. یادت باشه ها تا اومدیم یکم گل بگیم بشنویم، نذاشتی» مادر،سینی پر از خاک سبزی گوشه باغچه تکاند و خندید:«بیا از خودمون گل بگیم و بشنویم، بقیه رو بیخیال بشیم تا خدای نکرده روزه‌هامون فقط گرسنگی و تشنگی کشیدن نباشه».. عطر سبزی آب خورده توی حیاط پیچید و صحبتهای مادر و اعظم خانم، به غذای افطار و سحر رسید. @AFKAREHOWZAVI
. شب قدر؛ شب بخششنجمه صالحی در گزارشی تاریخی و رجالی آمده است که یکی از یاران باوفای امام رضا علیه السلام، "یونس بن عبدالرحمن" بود اما پیرامون شخصیت ایشان، حجم وسیعی از غیبت و تهمت‌‌های ریز و درشت از طرف برخی شیعیان، نثار می‌شد، درست زمانی که واقفیه ظهور پیدا کرد و ماجراهایی اتفاق افتاد و اختلافاتی بین شیعیان پدید آمد... یونس تمام قد به دفاع از امام زمانش، امام رضا جانم ایستاد و همین کارش موجب دشمنی‌های بسیار برای او شد ...خلاصه، عده‌ای نزد او آمدند و گفتند:« یونس ببین دارند پشت سرت حرف می‌زنند و....!» و یونس جوابی داد که وسعت روح ایشان را نشان می‌دهد و درس‌هایی دارد که باید از آن الگو بگیریم... «أَنَّ یُونُسَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قِیلَ لَهُ: إِنَّ کَثِیراً مِنْ هَذِهِ الْعِصَابَهِ یَقَعُونَ فِیکَ وَ یَذْکُرُونَکَ بِغَیْرِ الْجَمِیلِ! فَقَالَ: أُشْهِدُکُمْ أَنَّ کُلَّ مَنْ لَهُ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین (ع) نَصِیبٌ فَهُوَ فِی‏ حِلٍ‏ مِمَّا قَال؛ به یونس گفته شد، بسیاری از شیعیان به شما بد می‌گویند و پشت سر شما غیبت می‌کنند. یونس گفت: شما را شاهد می‌گیرم هر کسی که از [محبت] امیرالمؤمنین علیه السلام نصیبی برده است، از آنچه گفته، حلالش کردم» این رفتار کریمانه یونس که فقیه اصحاب امام زمان خود بود برای ما درس بزرگی از مکتب اهل بیت علیهم السلام است؛ و چه خوب می‌شد که از زندگی این بزرگواران درس می‌گرفتیم و از قضاوت و تهمت و ...دور می‌شدیم و از همه مهمتر وسعت قلب یونس را به دست می‌آوردیم و همه محبین امیرالمومنین علیه السلام را اگر خطایی در حق‌مان کردند می‌بخشیدیم!! پ.ن: بهترین وقت بخشش شب‌های قدر است، ببخشیم تا بخشیده شویم! خدا به گونه‌ای می‌بخشد که انگار نه انگار چون کریم الصفح است، ما هم ببخشیم انگار نه انگار! کاش یادمان نرود! ما که از یونس بن عبدالرحمن یار صدیق امام رضا جان بهتر نیستیم که! ببخشیم تا بخشیده شویم! **متن کامل گزارش در مدخل یونس بن عبدالرحمن است. ر.ک: رجال کشی، ص۴۸۳، گزارش ۹۱۰ به بعد. @AFKAREHOWZAVI
«فرقان» ✍زهرا نجاتی 🔹برای گرفتن شناسنامه،راهی شده بودم که وسط کوچه، به دوتا خانم بی‌حجاب برخوردم. نمی‌شد سکوت کرد وضعیت حجاب شهر، هر روز بدتر ازقبل میشد. معلوم بود قصد دارند بی‌حجابی را به این منطقه هم بکشانند. جلو رفتم. به محض اینکه به یکی شان نزدیک شدم، شالش را روی سرش گذاشت. 🔹ولی آن دیگری که وضع بدتری داشت، به محض اینکه به سمتش رفتم شروع به فحاشی کرد:_سلیته شماهایین. کی نسلتون برداشته میشه که ما راحت باشیم. نمی‌خواهیم این حجابتون رو. انگار همه مشکلات حل شده فقط مونده همین یکی. برو زنیکه خراب ولمون کن.ـ و چندتا فحش بوقدار... 🔹تمام تنم می‌لرزید نه عادت به داد و بیداد داشتم نه فحش دادن و شنیدن. فقط توانستم بگویم:_حجاب قانونه. مثل قانونای راهنمایی و رانندگی. مثل مهریه. مثل حق طلاق. چجوریه که فقط اینو نمی‌خواهید پس از حق مهریه هم استفاده نکنین و همین‌طور از او فاصله می‌گرفتم. 🔹مردم داشتند جمع می‌شدند که از زیر نگاههای سنگین و بی تفاوتشان رد شدم. از دوردست، صدای اذان ظهر می آمد. کمی به چپ و راست نگاه کردم که بالاخره مناره‌های یک مسجد توی کوچه پس کوچه‌ها به چشمم آمد. ناخودآگاه یاد مالک اشتر و آب دهان مردک توی صورتش افتادم. من شبیه مالک نبودم اما کارم برای خدا بود. بعد نماز، قرآن را باز کردم. دلم گرفته بود. دست‌هایم می‌لرزید. سوره فرقان، با من حرف میزد:« بندگان خدای مهربان همان ها هستند که اهل باطل نیستند و وقتی با جاهلین مواجه می‌شوند، کریمانه از کنار آنها عبور میکنند» . دانه‌ای اشک روی قرآن افتاد:_خدایا تو این جامعه قراره بچه هام بزرگ بشن! و فرقان جواب داد:«و دعا می‌کنند که خدایا فرزندان ما و همسران مارا مایه روشنی چشم ما قرار بده... بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند به شما توجهی نمیکند.» برای هر دو زن دعا کردم و از صمیم قلب آرزو کردم شرایط جوری تغییر کند که کسی که در راه حق است، نه پشتش بلرزد نه دستش خالی باشد، نه قانون راجع به او و حقش گنگ باشد و بتواند با پشتگرمی از حقش و حق جامعه دفاع کند. @AFKAREHOWZAVI