.
مشق بیداری
✍مریم حمیدیان
رفیقم تعریف میکرد توی اغتشاشات سال ۱۴۰۱ وقتی فیلم کتک زدن و کشتن مامورها و بسیجیها، کف خیابانهای خودمان را دیده به خودش لرزیده. مثل خیلی از ماها! تا صبح زیر پتو ریز ریز اشک ریخته. مثل خیلی از ماها! نگفت چه فکرهایی کرده اما تصمیمهای بزرگی گرفته. یک لحظه همه جبهه کفر را وسط خیابانها دیده. گفته من چکار میتوانم بکنم؟ چطوری کمک کنم؟ چطوری دفاع کنم؟
انگار که آن شب، شب قدرش شده باشد و فکرهایی مثل جناب حر کرده باشد. صبحش قرارهای دادگاه رفتن و طلاق و.. را کنسل کرده. نشسته سر زندگیش. تحمل کرده طرفش را.
گفت وقتی دیدم شیاطین برای به لجن کشیدن زن ایرانی جوانهای پاک را زجرکش میکشند، چرا من یک خانواده را از دست بدهم؟
میسازمش! جوری که صدای شیطان دربیاد. جبهه حق رو یاری کرده بود. در مختصات خودش. همانجایی که وظیفه داشت.
رفیقم سهمش را از آن حادثهها برداشته بود. اشکها و ترسهایش را به ثمر نشانده بود.
بعدها عکس شهدای اغتشاشات را روی دیوار خانهاش دیدم که لبخند میزدند.
الان که این را مینویسم حوادث سه سال پیش تمام شده، اما جنایتهای بیشماری توی غزه و لبنان اتفاق میافتد. خیلیها مثل من و تو میلرزند. گریه میکنند متاثر میشوند. اما سهم ما از این حوادث چیست؟ وظیفه ما برای یاری جبهه حق کدام است؟
آن اثر ماندگار که از زخمها برایمان میماند چیست؟
بعدا داستان لگد زدن به شیطان را چطور تعریف میکنی وقتی او با همه قوا آمده وسط؟
کدام گناه را ترک میکنی؟ کدام رابطه را ترمیم میکنی؟
با مالت جهاد میکنی؟ نوبت به فرزندانت برسد صبوری؟ جلسه میگیری بقیه را هم بیاوری توی جبهه حق؟
پوستر نصب میکنی؟
از روزمرگی فاصله میگیری؟ قدمی برای خودشناسی برمیداری؟
بقیهاش را خودت بگو. سهم تو وقتی میبینی هر روز آدمهای بیگناه زیادی توسط شیطان کشته و زخمی میشوند چیست؟
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
همای شهادت: ای شهیدان! چه سبکبار پر می کشیدو چه زیبا حماسه می آفرینید!
خوش به حال شما که "در قهقه مستانه تان ، عند ربهم یرزقونید!" در حلقه وصلتان با یاران چه گذشت که یکی پس از دیگری همای" شهادت" را در آ غوش کشیدید ؟
شما ای سرو های راست قامت مقاومت که ریشه در ولایت دارید و جرعه نوش جام سعادت گشته اید.راز سرسبزی و سر سرخ فامیتان را آشکار کنید، شاید در باغ شهادت برای ما جاماندگان هم باز شود.
ای عزیزان خدا ! در جهاد آخر الزمانی یاران خدا و مزدوران شیطان، شما ستارگان تابناک استقامتیدو در آستانه طلوع حضرت آفتاب به شفق می نشینید تا ارمغان دار روشنایی فلق باشید . با شهادتتان فرزندان شیطان که پیامبر کشی را در سابقه شومشان دارند به خاک خواهندنشست.
شهادت شماو استقامت ما پیام آور غرق شدن فرعونیان در "نیل " آخر الزمان است. ای راست قامتان جاودانه تاریخ شما "نصراللهید "و طلایه داران راه "اسماعیل" .
شما بر "عماد "توحید، مظلومیت ذبح عظیم "یحیی"را فریاد بر می آوریدو ادامه دهندگان حماسه بزرگ عاشورایید انگشتر "سلیمانی" فتح و را تقدیم آزادگان جهان خواهید کرد.
ای خوبان عالم با شما پیمان می بندیم که سرمست از شرابا طهورای ولایت در رکاب رهبر آزادگان جهان امام خامنه ای . تا پای جان بمانیم. برای صبر و بصیرتمان دعا کنید.
🍀زینب سیدمیرزایی☘
🇮🇷کانال بسيج اساتيد و نخبگان جامعه الزهراء(سلام الله علیها)
https://eitaa.com/joinchat/300875895Cca33e6af03
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
💢 مقاومت هم چنان باقیست...
✍ نرگس ایرانپور
هر پایانی جز شهادت، زیبنده مردانی نیست که عمری پای درس مقاومت نشستند و سرود رهایی سر دادند.
آخرین تصویر یحیی سنوار را همه دیدهایم و همه دیدهاید، یاد نگاه آخر محسن حججی در خاطرم جان میگیرد تو گویی تمام حیات در دستان ناتوان نیستی در قاب تاریخ ثبت میشود.
آخرین نگاه که تمامی ندارد هر روز و هر روز میجوشد و شاگرد تربیت میکند، همه چیز که کلاس و درس و آموختن از راههای زمینی نیست، گاهی نگاهی کار هزار ساعت درس و کلاس را یک جا میکند، مثل آخرین غرش یحیی سنوار همان جا که تکه چوبی را که آخرین دارایی اش برای درآوردن چشم صهیون است به کار میگیرد و سرمشق مقاومت را با خط خونش تازه میکند...
مقاومت نه در بند سید حسن و نه اسماعیل هنیه نه نیلفروشان عزیز و نه هیچ فرمانده دیگری است که سرچشمه ایستادگی داغی است که سرد نمیشود و خونی است که از حرکت نمیایستد، میجوشد و میجوشد تا لوحه زمین را از نجاست شرور صهیون پاک کند و قلب جهان را آماده تپیدن زیر قدمهایی کند که میآید و پرچم عدالتش را بر سر تمام مستضعفان خواهد کشید.
آسمان به سیاهی میرود و ستارهها در پی هم غروب میکنند. ظلمت به غایت خود میرسد و شب آبستن حادثهای قریب است. نوید طلوع، افق را پر میکند، خورشید میآید و زمین سرد را به عدالت، جان خواهد بخشید. صبح نزدیک است و شب رفتنی...
#یحییلایموت
#مقاومت
#یحییسنوار
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
این آغاز سرانجام دارد...
این در میدان جنگیدن و دشمن را به چالش کشیدن چه سرانجامی جز نصرت خواهد داشت؟
یحیی؛ ریشه این اسم از حَیْ به معنای زنده و زنده کننده میباشد،واژهای که پنج مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است. یحیی یکی از پیامبران قوم بنی اسرائیل و پدرشان نیز حضرت زکریا میباشد. اسمی که در کشورهای مختلف عربی و غیر عربی مشهور و پرتکرار است. اکنون اما، و دراین چند روز این کلمه به اسم رمز و کلیدواژه پرتکرار تبدیل شده است. یحیی السنوار؛ شهید مبارزی که در وصف آن کلمات عاجز میشوند. تصاویر و صحنههای لحظات شهادت به وضوح گویای قدرت و شهامت بزرگ مردی همچون یحیی السنوار بود. ایشان مصداق واقعی از مبارزه تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون بودند، درواقع ما تصاویری را با دیدگان خویش به نظاره نشستیم که لحظاتی از نشان دادن صلابت و پایداری رهبری، که برخلاف تصورات واهی دشمن درخط مقدم و کاملا مسلح در نبرد با دشمن آماده بودند و همان لحظه پرتاب چوب به سمت دوربین دشمن غاصب مِسک ختام و پیامی پُراز معنا و مفهوم برای تمام مبارزان و دشمنان در کل دنیا به همراه داشت.
زمان بزودی درحال گذر است و گویند؛ ستارگان درخشان یکی پس دیگری به هنگام طلوع آفتاب روبه افول میروند ... پس آگاه باشیم که صبح بیداری و پیروزی نزدیک است. دشمن درحال تقلاست تا با چنگ و دندان از خود محافظت کند اما سخت در اشتباه است شاید رهبران و مبارزان دیگر در میدان نباشند اما روح پاک، جوشش و گرمای خون مبارک آنان مبارزه و احقاق حق را هرگز سَرد و زائل نخواهد کرد.
چند سطری از زندگینامه پُراوج و فرود شهید سنوار را خواندم، جملاتی که مملو از قدرت و امید بودند. ایشان نویسنده چندین رمان هستند و در دوران اسارت در سلولهای رژیم صهیونسیتی کتاب رمانی به زبان عبری نیز مینویسند و کتاب خار و میخک ایشان که از دوران کودکی شروع میشود، با قلمی شیوا و روان نگاشته شده است. یحیی السنوار؛ یک پسر، پدر خانواده، مبارزی شجاع، رهبری با ایمان، نویسندهای خوش فکر و قلم و در آخر یک قهرمان جهانیست، السنوار غیور گرچه در زندان و در آزادی قهرمانانه زیستند اما در لحظات پایانی حیات خویش یک درس بزرگ و ماندگاری به بشریت دادند، که شاید تا سالیان سال برای ما الگو و راه روشنی باشد و بیشک این درس آغازی مبارک و سرانجامی نیکو خواهد داشت.
نصرٌ من الله و فتح قریب و بشرالصابرین
✍🏻سیده ناهید موسوی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
✍فاطمه یحیایی
بهت ما، از ماجرای تو و آنچه آفریدی، فروکش میکند،
و کم کم به من و قلم در دستم این اجازه را میدهد که از تو بنویسیم.
در این دو روز، خواستم از تو بگویم، اما هرچه کردم، نتوانستم. نشد. ناتوان بودم...
آنقدر همه ی مردم حماسه هایت را هنرمندانه به تصویر کشیده بودند، که چیزی از قلم نیفتاده بود.
اما امروز، یک نکته ی ریز، که در پیشِ چشم همه، پوشیده بود؛ برایم کمی پررنگ شد.
همه ی چیزهایی که از تو شنیدیم،
به آن افتخار کردیم،
با آن اشک ریختیم،
با همه ی وجود تو را تحسین کردیم،
اقتدارت،
شجاعتت،
زخم های عمیقت،
سیمی که با بیمهری به بازویت بسته بودی تا جلوی خون را بگیرد،
کتاب دعا و تسبیحی که در میدان رزم به همراه داشتی،
صورتی که در تنهایی هم پوشانده بودی،
چوبی که به سمت دوربین پرت کردی،
اسلحه ای که با چسب برق به هم چسباندی،
انگشتِ خط و نشان کشندهای که پس از پیدا شدن پیکرت، از دست دادی،
تونلی که در آن پیدا نشدی،
خانه ای که در آن، روی زمین، پیدا شدی،
و مبلی که از روی آن، به مردم همه ی دنیا، نگاه کردی،
همه ی اینها ما را بهت زده کرد.
و هنرمندان را به اقرار واداشت که چنین صحنه ای را، حتی در هیچ سکانس طلایی از سینمای هالیوود، به تماشا ننشسته اند.
اما یک سوال، قهرمان...
وقتی تانک اولین بار به سمت تو شلیک کرد،
و تو دست و پای خود را از دست دادی و به معنای واقعی کلمه مجروح شدی،
قطعا روی مبل نبودی،
بودی؟!
اینجای ماجرای تو، دقیقا این لحظه اش، من را شگفت زده میکند...
در آن لحظه، تو روی زمین میافتی،
دست و پایت به شدت مجروح است،
خون همه جا را میگیرد،
تو پر از رنج هستی،
و در آن موقعیت، یک کار غیر منتظره انجام میدهی💡
بلند میشوی و روی یک مبل مینشینی،
مبلی که شاید خودش هم سرپا نبوده،
پس اول مبل را بلند میکنی،
و پس از آن، بدن مجروح خودت را.
فقط برای اینکه وقتی نظامیان وارد خانه میشوند،
یا دوربینشان به سراغت می آید،
تصویر یک فلسطینی مبارز و مقتدر به جهان مخابره شود،
مثل همه ی عمرت، عزتمند و ظلم ستیز.
برای اینکه پیش پای دشمنت، نیفتاده باشی.
مثل آن روزی که مبل خانه ات را از زیر آوار بیرون کشیدی، به آن تکیه زدی، و با لبخندی پیروزمندانه عکس گرفتی،
تا دشمنت ببیند کسی مثل تو، که در اردوگاه آوارگان به دنیا آمده، و بیست و سه سال عمرش را در زندان های اسرائیل سپری کرده،
با از دست دادن خانه و زندگی، دلش نمیلرزد.
یحیی با از دست دادن خانه، نمیشکند،
یحیی با از دست دادن جان، نمیمیرد،
یحیی تا ابد زنده میماند...
#یحیی_سنوار
#مجاهد_قهرمان
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
معجزه سنوار
امروز بارها به پرتاب چوب دستی شهید یحیی السنوار فکر کردم
به شجاعتش، مردانگیاش، خستگیناپذیریاش، استقامتش، استقلالش در مبارزه، به سخت بودنش حتی در تنهایی و نفرتش از صهیونیستها و عزمش برای نابودی آنها تا آخرین نفس.
راستش یکبار چوب دستیاش من را هم به یاد عصای موسی انداخت
عصایی که در قرآن وقتی خداوند میخواهد معرفیاش کند از موسی میپرسد «چه چیزی در دست راست تو است، موسی(علیهالسلام) در جواب عرض کرد: این عصای من است، بر آن تکیه میزنم، با آن برگ درختان را برای گوسفندانم میریزم و نیازهای دیگری را نیز با آن برطرف میکنم.»
از جواب آن که ناظر به ماهیت عصا بود، فهمیده میشود که مراد خدای متعال اسم آن جسم نبوده؛ بلکه سؤال از پیرامون عصا و کارایی آن بوده است؛ یعنی آن چوب دستی موسی که به عنوان عصا در دست گرفته، دارای این ویژگیها و این منافع است و از این جواب توضیحی موسی به دست میآید که خداوند همین عصا را که یک تکه چوب بوده و دارای این ماهیت است، به اژدهای واقعی تبدیل میکند؛ و این اعجاز بزرگی است.
همین عصا یکبار دیگر نیل را میشکافد.
سنوار در واپسین لحظات زندگیاش در این دنیای خاکی، فقط یک پاره چوب به سمت نگاه دشمن پرتاب کرد
اما، همچون همان عملیات طوفان الاقصی که داستان افسانهی شکستناپذيري اسرائیل را پاره کرد، نتیجه داد.
اسرائیل با هدف دیگری این تصویر را رسانهای کرد اما برخلاف آنچه او به دنبالش بود، یحیی اسطوره شد.
این بود معجزه شهید سنوار
✍زينب نجیب
@ghalamenajib
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
انتشار یادداشت
خانم میری
خانم حمیدیان
خانم فرید
در روزنامه سراسری سراج
لینک زیر
https://serajonline.com/?nid=1548&pid=8&type=0
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بهناماو
تو چرا شبیه به آنان نیستی؟
تو چرا شبیه به آنان نیستی #سنوار؟ چرا؟
راستش تنها نقطه اشتراک تو عرب بودن است نه چیز دیگر.
تو چرا این قدر اسطورهای؟ چرا اینقدر بلند؟ همانگونه که حافظ گفت: سروی که از بار غم آزاد آمده...
چرا آنان شبیه تو نیستند، باز هم یادم میآید، نقطه اشتراکتان عرب بودن است همین. حتی اسلامیت هم نقطه اشتراکتان نیست، چرا؟ چون از اسلام تو بوی خدا متصاعد میشود به عالم و از اسلام آنان #یهودیت و وهابیت.
تو چریکی هستی که به جای تمام آنان برای آزادی قبله اول مسلمانان میجنگی و آنان در کاخهای امنشان حتی درباره شهادتت اظهارنظر نمیکنند. آنان کجا مرگ این چنینی را میفهمند و یقینا خدا هم به آنان نمیچشاند اینگونه مردن را.
چرا؟ چون در اوج جنگ حق و باطل، در اوج مظلومیت فرزندان محمد(ص)، در اوج بیعدالتی و حریت، لال میشوند و سرشان مشغول آخور خودشان است.
بدت نیاد یحیی، از شهادت تو و سیدِ مقاومت هم در پوستشان نمیگنجند، از بس که گردو شکستهاند دمشان ورم کرده.
اما! اما! احساس نیاز میکنند و دور هم جمع میشوند که پاره تن یک کشوری را به گمان خام خودشان از مام وطن جدا کنند، زهی خیال باطل. راستش در بیان کوتاهی افکارشان همین یک مثال بس است، هرچند که تا دلت بخواهد این کوتاهی در جاهای دیگر هم توی ذوق میزند.
راستش توقعی ندارم که بیشتر بفهمند، چون اگر بنا به فهمیدن بود، ریختن خون زنان و بچههای غزه باید شیر فهمشان میکرد، باید دشمن شناسشان میکرد ولی نکرد، یک سال مدام صدای اخبار را کم کردند تا گوش کرشان نشنود که فلسطین چه شد؟ اصلا دیگر روی نقشه چیزی مانده؟ اصلا یک بار مساحت #غزه را با بمبهای ارسالی از هم پیالگیهاشان وجب کردهاند؟ بهخدا که ماشین حساب هم زمین کم میآورد، ولی امان از فهم نداشتهشان.
دعوای من با آنان بماند به وقتش، وقتش؟ درست زمانی که در #تنب_کوچک و بزرگ و #بوموسی در روز آزادی #قدس_شریف جشن میگیریم.
اما خدا را شکر که تو شبیه به مکتب پیامبری، خدا را شکر یحیی! که شبیه آنان نیستی. خدا را شکر. کم نیستند مثل تو و سیدِ مقاومت در بزرگی و مرام.
یحیی خوش به حال فلسطین که چون تو فرزندی دارد. خوش به حال مقاومت، که چنین سربازانی دارد.
یحیی واژه مقاومت در لغتنامهها به قبل از تو و بعد از تو تقسیم میشود، تو یک مثال قشنگی برای فهماندن واژه مقاومت.
🖊فاطمه میریطایفهفرد
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
سلام آرزوی ِ همیشه زنده ی من !
هِجرِ رویِ ماهِ تو آتش به دامانم زده. یادش بخیر، روزهایی که بعد از نماز ظهر در مسجد دانشگاه می نشستیم و با هم جز یک قران را حفظ می کردیم.چشمانِ پرفروغت را می بستی و برایم قران می خواندی.
"چه خوش است صوت قران زِ تو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن".
آرزو جانم، نمی دانستم روزی می آید که دیدنِ دوباره ی ِ چهره یِ همیشه شاداب و خندانت،آرزویِ از دست رفته ی من می شود.
تو از همان ابتدا گلچین شده بودی.یادم می آید روزی که آمدی و گفتی، مردی به خواستگاریت آمده که تعهّد شهادت به حزب الله دارد و تو چه راحت این زندگی پر مخاطره را پذیرفتی.
روزی که برای اولین بار به بیروت رفتی تماس گرفتی و گفتی :" اصلا احساس غربت و دل تنگی ندارم. از امروز منم یک نیروی حزب الله هستم."
چندی پیش به تو گفتم شرایط لبنان خطرناک شده با بچّه هایت برگرد ایران.
خیلی صمیمانه گفتی:" تویِ این شرایط همسرم را تنها نمی گذارم.خیالت راحت من لیاقت ِ شهادت را ندارم."
تو اجر ِ زندگیِ پر مخاطره در کنارِ یک رزمنده و مجاهد را گرفتی.شهادتت مبارک.
"آتشِ افسرده ام کز کاروان جا مانده ام
همرهان رفتند و خاکستر نشینم کرده اند."
زهرا بینازاده
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔻مردان زندگی یک زن
▫️رسانه ملی در روزهای اخیر با پخش سریالی که برگرفته از زندگی یک زن بود، گذشت.
این سریال به نام طوبی و برگرفته از کتاب اربعین طوبی سرگذشت این زن را از دوران جوانی تا میانسالی روایت میکند.
این سریال از چند وجه مورد بررسی و قابل تحسین است؛تضاد ملت عراق با حاکمیت رژیم منحوس بعث، مبارزات بانوان علیه رژیم پهلوی، روایت پیاده روی اربعین به عنوان یکی از تراث شیعی و جایگاه آن در میان مردم عراق و نکته قابل توجه و مهمتر این سریال پرداختن به مسئله جایگاه پدر و ارتباط پدر دختری و حضور اثربخش پدر در نهاد خانواده است.
🔴 در سالهای اخیر، ما شاهد بودیم علاوه بر فعالیتهای رسانهای غیر بومی، رسانه ملی ما به این سمت کشیده شده بود که اکثر موضوعات سریالها بر محوریت یک زن ساخته میشد و زنِ قهرمانِ داستان، غالباً تنها و بدون حمایتِ مردان اطرافش مشاهده می شد. سریال طوبی درست نقطه مقابل آنچه تاکنون در قالب ادبیات نوشتاری و نمایشی رایج بوده است، روایتگری میکند.
🔴 شخصیت اول این سریال همانطور که نام سریال نیز معرف اوست زنی به نام طوبی است ولی طوبی به شدت تحت تاثیر دو مرد در زندگیش است مرد اول عماد که پدر طوبی است و مرد دوم فخرالدین که همسر طوبی است. در طول سریال میبینیم که پیوند عمیق و وثیقی میان طوبی و پدرش و طوبی و همسرش وجود دارد. ارتباط بسیار صحیح و پویای پدر_دختری و سکانسهایی که ارتباط عماد با دخترانش را روایت میکند از زیباترین سکانسهایی است که کمتر در سریالها یا فیلمهای سینمایی شاهد آن بودیم.
🔴 ارتباط صحیح پدر_دختری بستر رشد صحیح دختران را فراهم میکند و از آنان دخترانی شجاع، قوی و با اراده میسازد. همچنین ارتباط طوبی با فخرالدین در جایگاه همسر یک ارتباط عاشقانه همراه با معنویت است. زندگی که دارای پستی بلندیهای بسیاری است اما طبق یک قرار اولیه ملجا هر دوی آنها حرم امیرالمومنین است. هر دو میدانند که در مواقع سختی، دیگری را می توانند در حرم علی علیه السلام پیدا کنند. رابطهای که یک سر آن اتصال به اهل بیت دارد و از سوی دیگر رابطه عاشقانه همسرانه است، میتواند یک الگوی عملی برای یک زندگی موفق باشد.
🔴 سریال طوبی سخنی که به کرّات در بزنگاههای مختلف مطرح میکنیم و_ آن اینکه یک دختر تا زمانی که در خانه پدرش است نیاز دارد ارتباط بسیار صمیمی همراه با اقتدار پدرانه را با پدرش داشته باشد و بعد از ازدواج با همسرش ارتباط دوستانه و عاشقانه همراه با پذیرش قوامیت مردانه را داشته باشد_ را به خوبی به تصویر کشیده است.
✍️#فائقه_جاویدان|دکتری مطالعات زنان
با #هم_قلم باشید👇
🗒️@HamQalam
.
🔰انعکاس نشست نقد کتاب "صور سکوت" در سایت رحامدیا:
در انجمن علمی ادبی ساهور دانشگاه باقرالعلوم (ع) مطرح شد؛
زن در فرهنگ یهود جایگاهی ندارد
https://rahamedia.net/?p=5888
#ساهور
#تاریخ_ادبیات
#دانشگاه_باقرالعلوم
#انجمن_علمی_ادبی_ساهور
🌐https://eitaa.com/bouath