eitaa logo
اهل قلم
124 دنبال‌کننده
148 عکس
4 ویدیو
0 فایل
محفلی برای خواندن از نوشته های نویسندگان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی که دل در گرو اهل بیت علیه السلام و معارف دین دارند ارتباط با ادمین: https://eitaa.com/Jr14710
مشاهده در ایتا
دانلود
قتلی دیگر به گردن قاتل ✍ دکتر علی (رییس فرهنگسرای امام رضا علیه السلام) همراه جمعی از استادان حوزه علمیه نظیر دکتر سجادی زاده که توفیق شاگردی ایشان را از دهه هفتاد داشتم و مسولان حوزوی به دیدار خانواده شهید غیرت حمیدرضا الداغی رفتیم. مادر شهید الداغی بعد از خیر مقدم به مهمانان از دردی که در دل داشت گفت که قاتل پسرش در نزاع دسته جمعی در سال ۱۴۰۰ قتلی به گردن داشته که با رضایت اولیای دم در کانون اصلاح و تربیت بوده و حال که به مرخصی آمده قتلی دیگر مرتکب شده و این برایش سوال شده که چرا جوانکی که دو سال پیش به جرم قتل بازداشت شده را رها کردند که دوباره کام یک خانواده دیگر را تلخ کند؟ مادر شهید می گفت مردم برای شهید سنگ تمام گذاشتند و این مسئولیت مسئولان خصوصاً قضایی را سنگین می کند.. در بازگشت از منزل شهید، استاد سجادی زاده از امام علی علیه السلام روایتی نقل کرد که در جلد نوزده وسایل الشیعه باب عمد الصبی آمده و حضرت امیر، فردی که از نظر ما کم سن و سال بوده و با همراهی همدست خود مرتکب قتل شده بود را قصاص کرده است. استاد با این حدیث اشکالی به قول لزوم رسیدن طفل به پانزده سال برای قصاص وارد دانست به خصوص زمانی که فردی که به زعم ما کودک است با برنامه و همراهی فرد دیگر قتلی را صورت می دهد. و اما نکته‌ای قابل توجه آن که گفتند هر زمان ما به خاطر خوشایند مردم از احکام دین عدول کردیم بسیار متضرر شدیم و این موضوع شهادت شهید الداغی نیز یکی از این موارد است. نوجوان قاتل امروز ظاهراً سال ۱۴۰۰ در یک نزاع دسته جمعی مرتکب قتل شده و به دلیل سن کم به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده و ظاهراً با وساطت بعضی، رضایت اولیای دم جلب شده و در زمان وقوع مجدد جرم به قید سند آزاد بوده و همین هم دل مادر شهید را به درد آورده است. امر قضا و خصوصا مدیریت امور قضایی کاری است بس مشکل و با وجود گروه‌های مختلف رسانه ای یا به قول خودمان فعالان حقوق بشر، با فشاری که بعضاً از ناحیه افکار عمومی بر سیستم قضایی وارد می شود تصمیم گیری برای بعضی پرونده ها با چالشهای فراوان مواجه است و اینجاست که شجاعت قاضی به همراه تبحر وی نسبت به متون شرعی و قوانین موضوعه می تواند تصمیمی به جا و توام با عدالت را برای عموم مردم و اصحاب دعوی به همراه آورد. @ahalieghalam
هدیه دادن ✍ امام رضا (ع) هدیه دادن را سبب از بین رفتن کینه و کدورت می داند آنجا که می‌فرماید {الهدیّة تذهب الضغائن من الصدور}(عیون الاخبار الرضا ج۲ص۷۴) هدیه دل ها را بهم نزدیک و انس و الفت ایجاد می‌کند. ناراحتی، دلگیری و گلایه ای که از یکدیگر دارند رفع شده و به فراموشی می سپارند. بهانه ای برای برگشتن و وصل دوباره جدایی ها یا تحکیم دوستی و محبت در بین زوجین، اعضای خانواده و دوستان و همکاران است. نفس هدیه دادن مهم است نه مالیت آن چرا که حکایت از همدلی و در یاد و خاطر یکدیگر بودن دارد و جبران آن هم در فرهنگ دینی و ایرانی ما سفارش شده است. هدفمند بودن هدیه از آن منظر که نیاز گیرنده را تامین کند و یا مورد استفاده عده ای بیش از یک نفر قرار بگیرد و نیز ماندگار و مروج این سنت حسنه باشد بر ارزش این کار می افزاید. لزومی ندارد هدیه مادی باشد ای بسا هدیه معنوی همچون سخن یا نصیحتی راهگشا که راهنمای راه و روشنگر مسیر انسان است ثمره و منفعت بیشتری برای او داشته باشد. بر این اساس سخن خداوند متعال در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام بهترین هدیه‌ای است که انسانها دریافتند کرده‌اند چرا که بی نقص و خطا با نهایت خیرخواهی و دلسوزی برای راهنمایی و هدایت آنها بیان شده و تمام نفع آن در زندگی مادی و معنوی عامل به این هدیه و گنجینه نمایان می‌شود. @ahalieghalam
رسالت پیامبری، بیزاری نیست! ✍ حجت الاسلام حسین بیزاری را باید در فرهنگ قرآن جست که آیا کتاب هدایت به ما اجازه می‌دهد که در جامعه مسلمانان فریاد برآریم که آی گنهکار، من از تو بیزارم؟! در ماجرای قوم لوط در قرآن کریم رد پایی از این بیزاری وجود دارد؛ جایی که پیامبری خطاب به قومی که دچار زشتی آشکار هستند، می‌گوید: «قَالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقَالِینَ»؛ «گفت به‌راستى من دشمن کردار شمایم.» (شعرا: ۲۶) اما اینجا هم نفرمود من از شمایی که گرفتار این کار زشت هستید، متنفر و بیزارم. قصه فقط قصه عملی اشتباه بود که می‌خواست قوم خود را از آن بازدارد و باز می‌خوانیم: «یَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطهَرُ لَکُمْ»؛ «اى قوم من، اینان دختران من‌اند. آنان براى شما پاکیزه‌ترند.»(هود: ۷۸) دلسوز ایشان بود. حاضر بود افرادی که گرفتار این زشتی بودند، دامادش شوند، به شرطی که از این عمل دور گردند و این بدان معناست که در رسالت پیامبری بیزاری از افراد نیست. در داستان پیامبر اعظم(ص) هم جملات و پیام‌ها همین است؛ خداوند تعالی رفتار پیامبری را طلب می‌کند که آن مهربانی است، عطوفت است، غمخواری و دردستانی است، جایی که خطاب به پیامبر خود می‌فرماید: «وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»؛ «براى آن مؤمنانى که تو را پیروى کرده‌اند، بال خود را فرو گستر.» اما در ادامه می‌فرماید:«فَإِنْ عَصَوکَ فَقُلْ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تَعمَلُونَ»؛ «و اگر تو را نافرمانى کردند، بگو من از آنچه مى‌کنید، بیزارم.»(شعرا: ۲۱۵و۲۱۶) خدا از پیامبرش می‌خواهد که بال رحمت بر دوستان او بگسترد و با آنان مهربان باشد و اگر عمل اشتباهی از آنان دید، باز آنان را از خود نراند، بلکه بگوید من از این عمل شما بدم می‌آید و نه از خودتان! یاد جمله‌ای افتادم که رهبر معظم انقلاب خطاب به کسانی که می‌خواهند در جامعه رسالت پیامبری داشته باشند، گفتند: «رفتار امام‌جمعه باید همانند رفتار پدر با فرزندان خود باشد و باید همه را بر سر سفره معنویت و دین بنشاند.»امر ناپسند آن است که با تفرعن به دیگران نگاه کنیم و دیگران را از خودمان برانیم. چقدر زشت است که به‌خاطر عملی که در ظاهر رفتار ما هست، ابلیس‌وار خودمان را از دیگران برتر بدانیم و رفتاری کنیم که مخالف دستور قرآن و اهل‌بیت(ع) و خلاف رسالت ایمانی و مصلحت جامعه ایرانی است.جامعه ما جامعه مسلمانان است، جامعه شیعیان است، جامعه دوستداران امیرالمؤمنین(ع) است. همه ما ایرانی هستیم و این همه دلیل برای کنار هم بودن داریم. طبق آیات الهی، این شیطان است که فاصله‌ها را پر می‌کند و شیاطین هستند که از این شکاف‌ها و چندپارگی جامعه بهره می‌برند.  پس مایی که ادعای بندگی خداوند را داریم، چرا باید در راستای منفعت شیطان و شیاطین روزگار عمل کنیم؟! از خداوند متعال توفیق عمل به وظیفه، بدون هواها و هوس‌ها و دور از منفعت‌سنجی‌ها و حب‌وبغض‌ها را باید طلب کرد که بتوانیم خود و جامعه خود را به سرمنزل مقصود برسانیم، ان‌شاءا... @ahalieghalam
اعتراف به «اهمیت ایران در نظم جدید جهانی» ||| تأملی در مقالۀ اخیر روزنامۀ «وال استریت ژورنال» ✍️ سید محمدحسین 🔸 در روزهای گذشته، مقالۀ اخیر روزنامۀ «وال استریت ژورنال»، با تیترِ "Iran’s New Friends: Russia and China"، با موضوعِ «اتحاد ایران، روسیه و چین» و به قلمِ «دیوید اس کلود» ـ خبرنگار مستقر در دبی ـ بازخوردها و تحلیل‌های مختلفی را به‌دنبال داشته است. در همین رابطه به چند نکته اشاره می‌کنم: 🔹 همان‌طور که انعکاس مقالۀ مورد بحث با عنوانِ «انقلابی جدید و بزرگ در راه است» ـ که نه در تیتر و نه در متن مقاله، اثری از آن نیست ـ نادرست بود، بسیاری از ترجمه‌ها و تفسیرهایی که از این مقاله و طرح ضمیمه‌شده به آن ارائه شد هم غلط بود. 🔸 به‌عنوان مثال، در این مقاله از «ایران»، به‌عنوان یک "Junior partner" برای «روسیه» و «چین» یاد شده است. اما بعضی‌ها با اعتماد به برگردان ابتدائی گوگل، این ترکیب را به «شریک کوچک» ترجمه کرده و آن را تحقیرآمیز دانسته‌اند. غافل از آن‌که تحلیل‌گرانی قبلا از همین ترکیب، برای توصیف نسبتِ «روسیه» با «چین» استفاده کرده‌اند و معنای دقیق آن، «شریک جوان، تازه‌وارد و دارای مسئولیت، قدرت یا نفوذ کمتر» است. 🔹 مهم‌ترین سخن مقالۀ مورد بحث، تصریح بر «آشکارشدن نشانه‌های یک نظم جدید جهانی» و ارائۀ تحلیلی از «نقش‌آفرینی بازیگران مختلف ـ از جمله ایران ـ در این نظم جدید» است؛ همان سخن مهمی که در طول یک‌سال گذشته و مدت‌ها پیش از آن‌که خیلی‌ها به آن بپردازند، بارها از سوی «رهبر معظم انقلاب» مورد تأکید قرار گرفته بود، اما عده‌ای کوتولۀ کندذهن و کج‌فهم یا تعدادی غرب‌زدۀ مکار و نابه‌کار، با کمال حماقت یا وقاحت، به انکار یا تمسخر آن می‌پرداختند و هنوز هم از رو نمی‌روند. 🔸 روزنامۀ «وال استریت ژورنال»، بر موفقیتِ «ایران» در پیوستن به یک «اتحاد ضدغرب» (Anti-Western alliance)، با حضورِ «روسیه» ـ که ایالات متحده و برخی از هنجارهای نظم بین المللی را به چالش کشیده ـ و «چین» ـ که می‌تواند نظم جهانی مبتنی بر قوانین بین المللی را در هر نقطه‌ای از دنیا تغییر دهد ـ تأکید می‌کند؛ و این یعنی: اولا هندسۀ سیاسی جهان، به‌نفعِ «شرق» و ضدِ «غرب»، در حال تغییر است؛ و ثانیا «ایران»، با نقش‌آفرینی جدی در روندها و فرایندهای منجر به این تغییر، توانسته است «بقاء» و «امنیت» خود را تضمین کند. 🔹 اعتراف به موفقیت‌ها و دستاوردهای «ایران» در نتیجۀ اتحاد با «روسیه» و «چین»، مطلب دیگری است که در مقالۀ «وال استریت ژورنال» به چشم می‌خورد. خروج از شرائط موسوم به انزوا، باز کردن یک کانال اقتصادی جدید، عبور از مانع تحریم، نجات از فوریت توافق هسته‌ای با غرب، تقویت بنیۀ نظامی خود در خاورمیانه و نهایتا تضعیف جایگاه ایالات متحده و متحدانش در منطقه، بعضی از موفقیت‌ها و دستاوردهای ایران است که مقالۀ مذکور به آن‌ها اشاره می‌کند. 🔸 در کنار ارائۀ گزارشی از تحولات جاری در جهان، «القاء یک خط تبلیغی جامع برای حمله به جمهوری اسلامی و جلوگیری از تداوم موفقیت‌های او» نیز یکی از اهداف البته پنهانِ «وال استریت ژورنال» از انتشار این مقاله است؛ همان خطی که می‌توان از «تأکید بر ناسازگاری تعامل ایران با روسیه و چین، با شعار نه شرقی، نه غربی» به‌عنوان چکیدۀ آن یاد کرد. حال آن‌که این شعار، منافیِ «سلطه‌پذیری سیاسی»، «وابستگی اقتصادی» و «التقاط معرفتی» است، نه منافیِ «همکاری‌های استراتژیک»، «علیه دشمن مشترک دارای اولویت»، «برای تأمین منافع ملی»؛ همان همکاری‌هایی که از منطق علوی، عقلائیِ «دشمن دشمن تو، دوست توست» تبعیت کرده و حتی اذهان بسیط کودکان و نوجوانان هم ضرورت آن را درک می‌کنند، اما ذهن عده‌ای مثلا سیاستمدار و تحلیل‌گر، خیر. 🔹 پاراگراف آخر مقالۀ «وال استریت ژورنال»، با ارائۀ این جمع‌بندی که گسترش روابطِ «ایران» با «روسیه» و «چین»، او را به‌قدری قوی نخواهد کرد که بتواند «آمریکا» را از منطقه بیرون کرده یا «اسرائیل» را نابود کند، از مهم‌ترین نگرانی غرب برای آیندۀ تحولات جهانی، پرده برداشته است؛ همان آینده‌ای که البته اعتراف مقالۀ مورد بحث به تأثیر جبهه‌بندی‌های جدید در «افزایش طول عمر جمهوری اسلامی برای مدتی نامحدود»، قطعی‌بودن وقوع آن را نوید می‌دهد. @ahalieghalam
روابط خانوادگی/کمترین حد صله رحم ✍ امام رضا (ع)فرمودند{صِلْ رحمك وَ لَـوْ بشَربَة مِن ماءٍ وَ أفضَل مـا تُوصل بِه الـرّحـِم كفُّ الاذّى عنها} پیوند خـویشـاوندى را بر قرار كنید گر چه با جرعه آبى باشد وبهترین پیوند خـویشـاونـدى، خـود دارى از آزار خـویشـاونـدان است( تحف العقول,ص 445) در باب صله رحم و روابط خانوادگی با خویشان و نزدیکان بسیار سفارش شده و تعیین حداقلی در بیان امام رضا(ع) نشان از اهمیت آن دارد که به دادن یک لیوان آب هم صله رحم ثبت شده و آثار مادی و معنوی هم در پی خواهد داشت. تاکید بر خودداری از آزار خویشان هم بخشی از صله رحم است که آنها از دست زبان و وجود و حضور شما در کنار خود در امان باشند و با شنیدن نام یا دیدن ما احساس خوشایندی توام با امنیت روانی داشته و ضمن عدم اضطراب از رفتار و گفتار انسان، تمایل به ادامه روابط و برقراری ارتباط داشته باشند. @ahalieghalam
گشایش امور خانواده ✍ امام رضا علیه السلام فرمودند صاحب النعمه یجب ان یوسع علی عیاله توانگر باید برای خانواده خود گشاده دست باشد.(تحف العقول ص۴۴۲) مرد یا کسی که سرپرست رزق و روزی و خرج و مخارج زندگی خانواده است باید نسبت به آنها گشاده دست بوده و در تامین نیاز و احتیاج آنها آسان بگیرد. این حد از رفتار، میانه روی بین سخت‌گیری و خساست و نیز خرج های بی مورد و اصراف گونه و به اصطلاح ولخرجی است که هر دو سوی آن از نگاه دین مذموم و ناپسند است. تلاش برای آسایش اهل وعیال از نگاه خداوند پنهان نمی ماند و رفتار مناسب طبق فرمایش امام رضا(ع) برکت و راحتی و آسانی در رسیدن به رزق و روزی که مقدر انسان است را در پی خواهد داشت. @ahalieghalam
افراط در نفهمیدن! ▪️ نقیضه‌ای بر سه یادداشت اخیر مهدی نصیری با عنوانِ «آری؛ من یک افراطی بودم» ✍️ سید محمدحسین 🔸 مهدی نصیری اخیرا نوشته است اگر من، در دورۀ مدیریت روزنامۀ کیهان، افراطی بوده‌ام ـ که بوده‌ام ـ معلوم می‌شود رهبری هم افراطی بوده‌اند؛ زیرا عملکرد من در آن دوره، مورد تأیید و حمایت ایشان بوده است. اما: 🔹 اولا، این‌که رهبری ـ به‌مقتضای جایگاه خود و ضرورت‌های ادارۀ جامعه ـ از جهت‌گیری اصلی او حمایت می‌کرده‌اند، هیچ منافاتی با این ندارد که بعضی از کارهایش را هم صحیح نمی‌دانسته‌اند. 🔸 ثانیا، اصل افراط نصیری، نه مربوط به دورۀ فعالیت او در کیهان، که اتفاقا مربوط به دوره‌های بعد از آن است؛ دورۀ کناره‌گیری از سیاست، دورۀ اخباری‌گری، دورۀ غرب‌ستیزی، دورۀ مخالفت با فلسفه و عرفان و دورۀ تضاد با اساس انقلاب اسلامی؛ همان دوره‌هایی که در هیچ‌کدام، از حمایت رهبر معظم انقلاب خبری نیست. 🔹 و ثالثا، این سخن، شاهد دیگری است بر این‌که نصیری، نه تصور درستی از جایگاه رهبری در جامعه دارد، نه تلقی کاملی از واقعیت‌های ادارۀ کشور. یعنی واقعا نمی‌فهمد که نه دفاع رهبری از یک نیروی فعال در بدنۀ اجرائی، به‌معنای تأیید همۀ کارهای اوست و نه ادارۀ امور کشور، جز با مدارا، تعامل، واقع‌بینی، مصلحت‌اندیشی، بهره‌گیری از توان موجود و تربیت تدریجی نیروها ممکن است. 🔸 آری؛ واقعیت آن است که گاه به‌خاطر بعضی از ضرورت‌ها و مصلحت‌ها، باید با کسی مثل مهدی نصیری هم کار کرد؛ همو که پایه‌های فکری و روحی محکمی نداشت، اهل استقامت در راه خدا نبود، قدر حمایت‌ها و هدایت‌های رهبری را ندانست، خودش را به‌دست تردیدها سپرد، قدم به قدم از جبهۀ انقلاب فاصله گرفت، با دشمنان کینه‌توز اسلام و جمهوری اسلامی هم‌پیاله شد، گوی التقاط و سقوط را از همگان ربود، زیر علم لیبرالیسم و پلورالیسم سینه زد و این روزها متوهمانه در اندیشۀ برپایی یک جمهوری سکولار است. 🔹 پناه می‌بریم به خدا ... @ahalieghalam
اخلاق و عدم پایبندی به آن ✍ م.ع/ یکی از مسائلی که در هفته گذشته بحث های زیادی را با خود به همراه داشت، مسئله پلمپ مطب پزشک مشهدی بود. خانواده ای مدعی بودند که پزشک به جهت محجبه بودن بیمار از ارائه خدمات به او اجتناب ورزیده است. موج رسانه ای شکل گرفته سبب شد خیلی زود مطب دکتر تعطیل شود، اما پزشک برای دفاع از خود اقدام به انتشار فیلم دوربین های مدار بسته مطب خود می نماید تا نشان دهد بیمار های محجبه دیگری در مطب حضور داشته و ویزیت شده اند. در جایگاه قضاوت و تفحص از ماجرا نیستم اما این ماجرا من را به یاد فیلم جدایی نادر از سیمین و خانواده ی به ظاهر مذهبی در داستانش انداخت. خانواده ای که به جهت منافع و عقده انباشته شده حاضر به دروغگویی شد و برای خانواده ی مقابل روز های ناخوشایندی را رقم زد. در هر صورت آنچه من از این حادثه و حوادث مشابه ای که در این روز ها میبینم فهم می کنم بغرنج شدن مسئله اخلاق و عدم پایبندی به آن است و چه خوشمان بیاید چه نیاید رخ دادن این مسئله در بین افراد مقید به ظواهر سنت اسلامی، در جامعه حساسیت بیشتری را ایجاد می کند. @ahalieghalam
امام رضا(ع) پیرامون زندگی مشترک و همسرداری در یک جمله ساده، مطلب جامعی را بیان می کنند که عمل به آن راهگشای زندگی و ضامن آسایش و آرامش و نیک‌بختی است. وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِی مِنْکَ مِثْلَ الَّذِی تَشْتَهِی مِنْهَا(بحار الأنوار(ج‏73،ص102) فرمودند:همسرت از تو همان را می خواهد که تو از او توقع داری. هریک از زوجین به خواسته ها و انتظارات خویش از همسرش فکر کند قطعا آنها را حق خود می داند! پس از آن، همه آنچه را حق خود دانسته به عنوان خواسته همسرش در نظر بگیرد! آنجاست که نسبت به آنچه حق خود، دانسته دچار شک و تردید می شود که آیا انتظار درستی بوده؟ این سبب بازنگری در انتظارات و اصلاح رفتار و به تبع آن کم شدن زمینه های اختلاف و بحث و جدل در خانه می شود و آسایش و آرامش به زندگی آنها جان می بخشد. @ahalieghalam
شادی زنان و دختران ✍ امام رضا ع نسبت به شاد کردن دل زنان و دختران از محارم سفارش کرده و در این زمینه از جدشان پیامبر اکرم نقل می‌کند که خداوند نسبت به زنان مهربان تر از مردان است و مردی که زنی از محارم خویش را شاد کند در روز قیامت خدا او را شاد خواهد کرد.(الکافی ج۶ص۶) حق همسر، دختر، مادر و یا خواهر است که در زندگی مهربانی دیده و شاد و خرسند شوند. از این رو مردی که این وظیفه را به سر انجام برساند در این دنیا محارم خویش را از خطا و لغزش و روی آوردن به گناه ایمن کرده و نیاز عاطفی آنها را تامین می کند بنابراین سزاوار آن است که در قیامت با آن اوصافی که نسبت به سختی، شرایط و مدت طولانی اش نقل شده از سوی خداوند به رحمت و رأفت و آسانی در حساب و کتابش دلشاد شود. شاد کردن زنان و دختران از محارم، حتی عمه و خاله و فرزندان خواهر و برادر گاهی با هدیه، گاهی با انجام یک کار و گاهی با حرف و سخن اتفاق می افتد و از این شادی مهر و عطوفت آنها افزون می شود. آنچه مهم و مورد توجه جلوه می‌کند رضایت خداوند از این عمل و ضمانت شاد کردن بنده در روز قیامت است که پیامبرش وعده می دهد و در این وعده هرگز تخلفی نخواهد بود. @ahalieghalam
باتلاق طالبان ✍ م.ع/ افغانستان با وجود طالبان مترادف است با باتلاق انگار این گزاره را آمریکایی‌ها به خوبی فهمیده بودند به همین جهت خود را از باتلاق طالبان رها کرده و پس از سال ها خاک افغانستان را ترک گفتند . داستان به همینجا ختم نشد، آمریکایی ها با سپردن خاک افغانستان و تجهیز تقریبی طالبان کاملا هوشمندانه این باتلاق را به تله ای برای جمهوری اسلامی مبدل ساختند. در ابتدای روی کار آمدن طالب ها، بسیاری از کارشناسان خطرات احتمالی آن ها را گوشزد نمودند اما مثل بسیاری از موارد دیگر ، در حاکمیت گوشی بدهکار نبود و حتی برخی از آقایان با رد این همانی تاریخی طالبان آن را جنبش اصیل منطقه نامیده و نسبت به آن ابراز خوشبینی نمودند . اما امروز به نظر می رسد ابتدای حوادث و رویایی جدید جمهوری اسلامی با افغانستان تحت حاکمیت طالبان خواهد بود . بزرگترین مشکل در مواجهه با افغانستان و طالبان بی حکومتی است و این کار را در آینده برای ما سخت تر خواهد نمود. نمونه اش را در همین درگیری های اخیر مشاهده شد: موضع گیری های متعدد از سوی فرماندهان نظامی، بزرگان ولایات، مقامات سیاسی که اغلب حتی با یکدیگر در تضاد بوده اند. صدای واحدی از این جماعت شنیده نمی شود و این از عدم وجود ابتدائیات لازم برای حکومت داری حکایت دارد . این یعنی شما می توانید با رییس دولتشان پیمان اخوت ببندید و در سوی دیگر در مرز های خود درگیری خونین با نظامیانشان داشته باشید. درباره نوع کنش ها در برابر طالبان نمی توان به راحتی نسخه پیچید، چرا که می‌تواند باتلاقی پر دردسر برای کشور باشد. @ahalieghalam
این صدای گرفته دل‌نوشته‌ای به‌بهانۀ سی‌وچهارمین سالگرد آغاز رهبری حضرت آیة الله خامنه‌ای ✍️ سید محمدحسین دیروز، پیر پیل‌افکن ما، در هشتاد و چهار سالگی، هفتاد دقیقه در مراسم بزرگداشت رحلت امام بزرگوار سخنرانی کرد و البته صدایش گرفت. می‌خواهم از همین صدای گرفته بنویسم؛ همین صدای گرفته‌ای که شنیدنش دلمان را باز می‌کند؛ همین صدای گرفتۀ راهگشا. صدایی که از سال‌ها تکرار حق گرفته، نه از خستگی. صدایی که گرفتگی‌اش عجین با پختگی است. صدایی که در عین گرفتگی، دروازه‌های حکمت را به روی بشر امروز گشوده است. صدایی که در پیچ و خم کوچه‌های شلوغ دهکدۀ جهانی، حامل پیغام‌های مهمی از هفت شهر عشق است. صدایی که به رغم بدخواهان عنود و حسود، اگرچه گرفته، اما همچنان در جهان طنین‌انداز است. آری؛ این صدای حقیقت، صدای اصالت و صدای معنویت است؛ این صدای انقلاب اسلامی است. صدایی که قرآن‌گونه، غبارروب قلب مؤمنان است و آیینۀ دق منافقان. صدایی که به‌سان نسیم، دل تفتیدۀ مستضعفان را خنک می‌کند. صدایی که همچون گردباد، بساط مستکبران را در هم می‌پیچد. صدایی که درس‌ها داده است، سخن‌ها رانده است، خطبه‌ها خوانده است و یادگارهایی ماندگار آفریده است. صدایی که شجاعت و مظلومیت علوی را، هیبت و حکمت حسنی را و عزت و غربت حسینی را با هم دارد. صدایی که شب‌ها نالیده است و روزها غریده. صدایی که به رنگ خداست. صدایی که هیچ‌وقت کم‌فروشی نکرده؛ چه قبل‌ها ـ در اوج جوانی ـ که لاجرعه گوش را سیراب می‌کرد؛ و چه حالا ـ در پختگی پیری ـ که پیاله‌پیاله می‌نوشاند. آری؛ ما با این صدا بزرگ شده‌ایم. ما ـ جوان‌های انقلاب ـ چهل سال است که داریم با این صدا زندگی می‌کنیم. این صدا، موسیقی متن زندگی ماست. تُن این صدا، طنین این صدا، جوهر این صدا، رنگ این صدا، مردانگی این صدا، پختگی این صدا، ملاحت فارسی این صدا، لحن عربی این صدا، گویش معیار این صدا، لهجۀ خراسانی و آذری این صدا و خلاصه جذابیت و نورانیت این صدا، همۀ عشق ماست. ما در تمام این سال‌ها، با طنازی این صدا خندیده‌ایم و با بغض آن گریسته‌ایم. با وقار آن آرام شده‌ایم و با شور آن به هیجان آمده‌ایم. با طمأنینۀ آن بر بالش امنیت آرمیده‌ایم و با نهیب آن از خواب غفلت پریده‌ایم. با لرزش آن لرزیده‌ایم و در آغوش غرش آن غنوده‌ایم. ما درس دین و دنیا را با این صدا آموخته‌ایم. صدایی که صلابت خمینی و لطافت طباطبائی، در آن به هم رسیده‌اند. صدایی که هم ترنّم عرفان را دارد و هم طنین حماسه را. این صدا شاید گاهی بگیرد، اما هیچ‌وقت گم نمی‌شود؛ چون در حافظۀ تاریخی جهان ثبت است؛ چون صدای سخن عشق است. پس برای همیشه ماندن، باید در این صدا گم شد؛ و شده‌ایم. این صدا ـ این صدای سحرآمیز و خاطره‌انگیز ـ همۀ هویت ماست. این صدا، تصویر حقیقی پروفایل ما در دنیای لبریز از مجاز امروزی است. این صدا، نه فقط صدای ملت ایران، که صدای امت اسلامی است؛ صدای همۀ مظلومان و مستضعفان جهان. آری؛ دیروز این صدا گرفته بود؛ و چرا نگرفته باشد؟ اصلا اگر نگرفته بود تعجب داشت. کسی‌که سال‌هاست حنجره‌اش را خنجر کرده است و تیزی کلامش را بر قلب تاریک اهریمن فرومی‌برد، باید هم صدایش بگیرد. تازه این گرفتگی صدا چه اهمیتی دارد، وقتی پیرنامرد مفلوک و خرفت حاکم بر مثلا ابرقدرت دنیا، تا یک مزخرف نامربوط نگوید یا زمین نخورد، روزش شب نمی‌شود؟ الغرض، گرفتگی صدای رهبر عزیزتر از جان ـ که عمرش دراز و پرچمش همیشه بر فراز باد ـ عجیب نیست؛ بلکه این صافی صداهای ماست که عجیب است. آری؛ باید مجروح جهاد تبیین شد که اجرش از شهادت اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. @ahalieghalam