eitaa logo
اخبار سریش آباد
4.5هزار دنبال‌کننده
15.6هزار عکس
4.7هزار ویدیو
136 فایل
فعالیت های شهر سریش آباد معرفی نخبگان،هنرمندان، کارآفرینان، موسیقی سنتی،مطالبه گری از مسئولین، معرفی شهدای سریش آباد، اعلام مراسمات،برگزاری پویش با جایزه کانال روبیکا https://rubika.ir/akhbareserishabad ارتباط با ما👇 @yaheydarmadade @zdd1234 @Tueh7069
مشاهده در ایتا
دانلود
اخبار سریش آباد
✊او ایستاد پای امام زمان خویش 🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🌹یاد و نام اولین شهید شهرستان قروه، مجاهد شهید خیرالله مومنی
مجاهد شهید خیرالله مومنی 👇👇👇👇👇 🔸قسمت اول🔸 🌹شهید خیرالله مؤمنی، علاقه خاصی به امام حسین (ع) داشت، در ماه هر سال در دستجات ، شرکت می جست و شب هفتم، | مراسم باشکوهی را در منزل برپا می کرد. بی گمان، همین محبت اهل بیت (ع) بود که در مراسم عزای حسینی، سعادت شهادت و لقاء الهی را نصیب خود کرد. 🌹تعهد خاص شهید نسبت به فرائض دینی، از خصایص بارز وی محسوب | می گردید، در خصوص مسأله و ، حساس بود، علاوه بر اینکه خود به این مهم عمل مینمود، نزدیکان و آشنایان را نیز بدان دعوت و تشویق می کرد. با اینکه شغل طاقت فرسایی داشت، در گرمای جانسوز تابستان اش ترک نمی شد و بعضا از شدت عطش، پاهایش را در داخل آب قرار میداد و تکه یخی را روی شکم خود می نهاد، تا شدت عطش او کاهش یابد. هر صبح جمعه، در مراسم روح بخش دعای حضور فعال می یافت. 🌹هنگام اوج گیری انقلاب، به منظور ارتباط با و شرکت در ا تظاهرات علیه رژیم ستم شاهی به شهرهای قم، اصفهان، تبریز و تهران عزیمت می کرد ، حتی را که به عنوان آمادگی شهادت تدارک دیده بود به همراه خود می برد. وی و عکس های حضرت امام را به منطقه ، منتقل می کرد و در روستاهای اطراف توزیع می نمود. ادامه دارد... @akhbareserishabad
شهید حبیب الله سلطانی 🌸[[خانم عزیزم ، شما را سفارش می کنم به تربیت بچه ها و مواظبت از آنها و آموختن و به آنها. امام را تنها نگذارید و در مسیر انقلاب اسلامی به رهبری باشید. خانم عزیزم ، از اینکه شب و روز برایم زحمت کشیدی، تشکر و قدردانی می کنم، اگر خطایی از من سر زده، باید مرا حلال کرده و ببخشید. برایم طلب کنید و از دوستان و خویشان حلالیت طلبید. 🌸 بچه ها را تنها مگذار تا آنها را خوب بخوانند و ادامه دهند تا در آینده هم برای دینشان و هم برای کشور شان باشند. همواره آنها را به و و و و پیروی از و توصیه کن و آنها که از من طلبی دارند، پرداخت کنید. یک ماه روزه برایم بگیرید و یک سال نماز برایم بخوانید و یا پول بدهید که روزه بگیرند و نماز بخوانند]]. 📚منبع: کتاب عاشورائیان @akhbareserishabad
اخبار سریش آباد
✊ او ایستاد پای امام زمان خویش 💐 ۲۲ بهمن سالگرد آسمانی شدن اولین شهیده سریش آباد،  شهیده کوکب دده
تنها شهیده سریش آباد، شهیده کوکب دده جانی 👇👇👇👇👇 🌹شهیده گرانقدر کوکب دده جانی، در اول فروردین ۱۳۲۴ در سریش آباد متولد شد. پدرش محمد عیسی و مادرش آفتاب نام داشت. در ادامه زندگی به همراه خانواده، به شهر قروه و در آنجا سُکنی نمود. از همان سن نوجوانی و رسیدن به سن تکلیف، در انجام تکالیف شرعی کوشا بود. پدر گرامی اش نقل می کند: با وجود سن و سال کم تمام ماه مبارک رمضان را می گرفت و به اقامه مقید بود. 🌹سال ۱۳۴۲ با یکی از افراد و با تقوای زادگاهش ازدواج نمود که ثمره این پیوند الهی ۲ فرزند دختر و ۳ فرزند پسر می باشد. او خانه دار بود و امر الهی فرزندان را بخوبی ادا می کرد. در سال ۱۳۶۵، توفیق خانه خدا را پیدا کرد و مناسک را به نیکی به جا آورد و هنگام بازگشت خطاب به کعبه معظمه گفت: «خداحافظی نمی کنم چون دوست دارم به زودی برگردم و مجددا زیارتت کنم.» سرانجام، عصر روز جمعه ۶۵/۱۱/۲۲ هواپیماهای متجاوز عراقی سکوت شهر قروه را شکستند . 🌹هواپیماها، با بمب های آتشین و شرق و غرب، مردم شهر را به خاک و خون کشیدند. دشمن، می خواست حضور گسترده مردم در صبح ۲۲ بهمن آن روز را از مردم بگیرد. بر اثر این حمله وحشیانه و غیر انسانی دشمن به مردم بی دفاع، تعداد زیادی از جمله شهیده کوکب دده جانی به شهادت رسیدند و افراد بسیاری مجروح گردیدند و نیز خانه های زیادی تخریب و ساکنانش متضرر شدند. فرزند دلبند کوکب به نام هم بر اثر بمب دشمن زبون، هفتاد درصد سلامتی جسم خود را از دست داد. آری، مزار این شهیده بی گناه در گلزار شهدای قروه این آیه شریفه را فریاد می زند: بای ذََبِِ قُتِلَت. 📚 منبع: کتاب عاشورائیان @akhbareserishabad
اخبار سریش آباد
✊او ایستاد پای امام زمان خویش 💐 ۲۳ بهمن سالگرد آسمانی شدن مجاهد شهید عبدالحسين قنبری گرامی باد. ز
مجاهد شهید عبدالحسين قنبری 👇👇👇👇👇 🌹 و شهید هرگز ترک نشد و همواره اطرافیان را به انجام الهی توصیه و دعوت می کرد. علاقه وافری به عصمت و طهارت (ع) داشت و این علاقه در ماههای و صفر و رمضان به عینه مشاهده می شد، می گفت: من پای عزاداران امام حسین (ع) هستم و تا جایی که جان در بدن دارم آنان را خواهم کرد. همواره نام (ع) بر زبانش جاری بود و از خدا می خواست که به زیارت قبر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) مشرف شود. 🌹 ی زیادی به امام خمینی (ره) داشت، روزی که حضرت امام به وطن بازگشتند ، از فرط خوشحالی بین مردم پخش می کرد، شب قبل از شهادتش که انقلاب پیروز شده بود یک لحظه آرام و قرار نداشت و مرتب می گفت: {زمان شادی و خوشحالی است زمان خواب نیست، امشب شب زندگی است چون انقلاب پیروز شده است} و براستی آن شب بهترین شب زندگی شهید بود، زیرا صبح به مراد و مقصودش دست یافت و به دیدار دوست شتافت. 🌹قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در دوران رژیم پهلوی، مسائل روز را دنبال می کرد، توضیح المسائل حضرت امام خمینی (ره) را در منزل داشت و از آن استفاده می کرد، با افراد شهر، در پوشش برگزاری ارتباط داشت. آن جلسات روحانی در ماه مبارک بیشتر برگزار می شد که بر شور و هیجان انقلابی وی و سایر همگامان او می افزود. 🌹دوازده سال داشتم که پدرم شهید شد. امروز بعد از گذشت سالها حالات و ذكر و نماز دلنشین و معنوی اش در گوشم طنین انداز است. وقتی را جمع می کرد، مقداری از محصول را کنار می گذاشت و می گفت: این امسال است. کار که به پایان می رسید به قم عزیمت می کرد و سال را تحویل دفتر مراجع می داد. 📚منبع: کتاب عاشورائیان @akhbareserishabad
اخبار سریش آباد
✊او ایستاد پای امام زمان خویش 💐 ۲۳ بهمن سالگرد آسمانی شدن مجاهد شهید محمد علی عبدی گرامی باد. زمی
مجاهد شهید محمد علی عبدی از شهدای انقلاب اسلامی 👇👇👇👇👇 🌹همیشه بهترین متعلق به خود را در روز ، در راه خدا قربانی می کرد. در روزهای گرم که به صحرا می رفت و تا غروب جلوی آفتاب سوزان قرار داشت، با عشق و علاقه به داری می پرداخت و هیچگاه ضعف و ناراحتی در چهره ایشان جلوه نمی یافت. یکی از خصایص بارز شهید او بود. وی قلبی بسیار پاک و بی ریا داشت ، احوال فامیل را همواره جویا می شد. نسبت به و خود خاصی قائل بودند. 🌹بعد از شهادت شهید مؤمنی، مکرر بر سر مزار شهید میرفت و دعا می کرد و می نمود که کاش با او شهید می شد. ایشان در دوران انقلاب، با اینکه از رادیو به س خنان امام گوش می داد اما همواره اصرار داشت از طریق تلویزیون هم چهره امام را مشاهده نماید. شب ورود امام به میهن اسلامی جمعی از مردم مشغول تماشای صحنه ی ورود حضرت امام از تلویزیون بودند. ش هید عبدی هم با حالتی عجیب و از عمق جان برنامه تلویزیون را دنبال می کرد و مرتب اشک می ریخت. 🌹اعتقاد و علاقه خاصی به داشت، روزی فرزندش شده بود، به قصد گرفتن ، او را به مسجد محل آورد و روی منبر قرار داده سپس با آنابه و توجه به خداوند متعال ، شفای عاجل فرزندش را از حضرتش درخواست کرد. حالت عجیبی داشت و نشانه عظمت و احترام مسجد و خداوند در وجودش حس میشد. 📚منبع: کتاب عاشورائیان @akhbareserishabad