المرسلات
🔊🔊 #بشنوید ♨️اولین عالم اسلامی که خدای قرآن را اثبات کرد، فیلسوفی به نام «علامه طباطبایی» بود / أ ف
💢برهان صدیقین علامه طباطبایی
📌علامه طباطبایی این برهان را در حاشیه اسفار و مقاله 14 اصول فلسفه، تقریر کرده اند. در شرح و توضیح این برهان و بررسی مزایای آن می توانید به کتاب «تبیین براهین اثبات خدا» و خاتمه کتاب «عین نضاخ» از آیت الله جوادی آملی مراجعه کنید.
🔰🔰🔰🔰🔰
✅تقریر برهان از حاشیه اسفار
🔸و هذه هي الواقعية التي ندفع بها السفسطة و نجد كل ذي شعور مضطرا إلى إثباتها و هي لا تقبل البطلان و الرفع لذاتها حتى أن فرض بطلانها و رفعها مستلزم لثبوتها و وضعها فلو فرضنا بطلان كل واقعية في وقت أو مطلقا كانت حينئذ كل واقعية باطلة واقعا أي الواقعية ثابتة و كذا السوفسطي لو رأى الأشياء موهومة أو شك في واقعيتها فعنده الأشياء موهومة واقعا و الواقعية مشكوكة واقعا أي هي ثابتة من حيث هي مرفوعة و إذ كانت أصل الواقعية لا تقبل العدم و البطلان لذاتها فهي واجبة بالذات فهناك واقعية واجبة بالذات و الأشياء التي لها واقعية مفتقرة إليها في واقعيتها قائمة الوجود بها.
🔸و من هنا يظهر للمتأمل أن أصل وجود الواجب بالذات ضروري عند الإنسان و البراهين المثبتة له تنبيهات بالحقيقة.
📚اسفار، ج۶
🌐🌐🌐🌐🌐
✅تقریر برهان از اصول فلسفه
🔸واقعيت هستى كه در ثبوت آن هيچ شك نداريم هرگز نفى نمىپذيرد و نابودى برنمى دارد.
🔸به عبارت ديگر: واقعيت هستى بى هيچ قيد و شرط واقعيت هستى است و با هيچ قيد و شرطى لا واقعيت نمىشود، و چون جهانگذاران و هر جزء از اجزاى جهان نفى را مىپذيرد، پس عين همان واقعيت نفى ناپذير نيست.
بلكه با آن واقعيت واقعيت دارد بى آن، از هستى بهرهاى نداشته و منفى است. البته نه به اين معنا كه واقعيت با اشياء يكى شود و يا در آنها نفوذ يا حلول كند و يا پارههايى از واقعيت جدا شده و به اشياء بپيوندد، بلكه مانند نور كه اجسام تاريك با آن روشن و بى آن تاريك مى باشند. و در عين حال همين مثال نور در بيان مقصود خالى از قصور نيست.
🔸و به عبارت ديگر: او خودش عين واقعيت است و جهان و اجزاى جهان با او واقعيتدار و بى او، هيچ و پوچ مى باشد.
🔸نتيجه: جهان و اجزاى جهان در استقلال وجودى خود و واقعيتدار بودن خود تكيه به يك واقعيتى دارند كه عين واقعيت و به خودى خود واقعيت است.
📚اصول فلسفه، مقاله ۱۴
#عرفان #در_محضر_علامه #فلسفه
@fater290
#تقریر| درس خارج اصول/ #مبحث_ضد
👈جلسه هشتم: ۹۵/۸/۱۱
🔰استاد آیت الله فرحانی
✍️ مقرر: محسن ابراهیمی
⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
✅قابلیت مفهوم سازی ذهن در جزءالعله بودن عدم المانع
🔹در جلسه قبل دیدگاه محقق اصفهانی در مورد جزءالعله بودن عدم المانع، بیان و نقد شد. محق اصفهای قائل بودند که که عدم المانع، متمم قابلیت قابل است. امام (ره) معتقدند که قابلیت یک امر وجودی است و نباید آن را در ردیف عدم ملکه قرار داد و وقتی که قابلیت یک امر وجودی باشد، عدم المانع که امری عدمی است، نمی تواند با آن نسبتی برقرار کند و متمم آن باشد. پس کلام محقق اصفهانی از نظر فلسفی قابل دفاع نیست.
🔹اما توجیه صحیح اینکه مشهور است که عدم المانع یکی از اجزاء علت تامه است و مقدمه تحقق شئ می باشد، این است که این مطلب به خاصیت مفهوم سازی ذهن برمی گردد. همینطور که در جلسه قبل هم بیان شد، ذهن می تواند برای عدم مفهوم سازی کند.
🔹به عنوان مثال، دیوار قبل از اینکه سیاه یا سفید بشود، قابلیت سیاه و سفید شدن را دارد. این قابیلت یک امر وجودی است و هیچ گونه امر عدمی در تحقق آن دخالت ندارد. وقتی که دیوار سفید بشود، ذهن از وجود سفیدی روی دیوار عدم سیاهی را انتزاع می کند و آنگاه میگوید که سفیدی با عدم سیاهی، ملائمت دارد. در حالی که از نظر صحیح فلسفی، عدم با هیچ امر وجودی، ملائمت و یا منافرت و یا هیچ گونه نسبت دیگری ندارد. پس ذهن است که به دلیل معاندت وجودی بین سیاه و سفید (که ضد یکدیگر هستند)، از وجود سفیدی، عدم سیاهی را انتزاع می کند.
📌نکته: تضاد منطقی بین دو عرض و تضاد فلسفی بین دو فعلیت محقق می شود.
✅بررسی عبارات اصولیین در مسلک مقدمیت
🔺بیان و بررسی دیدگاه مرحوم مظفر (ره)
🔹مرحوم مظفر(ره) در کتاب اصول فقه در بررسی مسلک مقدمیت بیان می دارند که استدلال مسلک مقدمیت، بر اساس واجب بودن مقدمه واجب است. و چون ما مقدمه واجب را واجب نمی دانیم، پس این استدلال ناتمام است. اما اگر از این حرف تنزل کنیم و به طور سلمنایی، مقدمه واجب را واجب بدانیم، باز هم این استدلال باطل است. چون که در این استدلال یک قیاس به این شک وجود دارد: صغری: ترک ضد از باب عدم المانع است. کبری: عدم المانع از مقدمات است. نتیجه: ترک ضد از مقدمات است. و با واجب بودن مقدمه واجب، ترک ضد واجب می شود.
🔹اشکالی که مرحوم مظفر به این قیاس وارد می کند، عدم تکرر حد وسط است. می فرمایند که «عدم المانع» در این قیاس به صورت مشترک لفظی به کار رفته است. عدم المانع در صغری به معنای عدم المانع در وجود است. چون مثلا اکل و صلات در وجود با هم جمع نمی شوند و تمانع وجودی دارند، آنگاه ترک اکل از باب عدم المانع برای صلات است. اما عدم المانع در کبری که میگوییم از مقدمات، عدم المانع در تاثیر است. چون مثلا میگوییم برای اثر کردن آتش در چوب باید، خیس نباشد تا آب مانع از تاثیر آتش نشود. لذا نبودن آب، از باب عدم المانع برای تاثیر مقتضی است.
🔹انشالله در بررسی کلام آخوند و محقق نائینی، کلام مرحوم مظفر در فرق بین عدم المانع در وجود و عدم المانع در تاثیر را بررسی خواهیم کرد.
🔹اما نکته ای که در اینجا لازم است بیان شود، تحلیل صحیح مقدمه بودن عدم المانع است. مرحوم مظفر این مطلب را به خوبی تبیین نکرده اند.
🔹از نظر صحیح فلسفی، باید چنین گفت که وقتی شیئی یک قابلیت (که امری وجودی است) دارد، برای به فعلیت رسیدن آن قابلیت، فقط یک امر وجودی میتواند، دخالت کند و آن امر وجودی، همان مقتضی است و آن چیزی که میتواند مانع بشود هم یک مقتضی دیگر است. برای اینکه مقتضی اول بتواند اثر کند و آن قابلیت (مثلا سوختن چوب) به فعلیت برسد، یا باید مقتضی دوم (آب) وجود نداشته باشد و یا اینکه مقتضی اول (آتش) بتواند بر آن غلبه کند. اما اگر آب وجود داشته باشد و بر آتش غلبه کند، آنگاه قابلیت سوختن به فعلیت نمی رسد. و به تعبیر فلسفی در اینجا تضاد بین دو فعلیت وجودی (آب و آتش) وجود دارد و ذهن است که از این مفاهیم وجودی، مفاهیم عدمی انتزاع می کند و میگوید که عدم آب، مقدمه سوختن است.
🔹اگر مرحوم مظفر این مقدمه را در تحلیل خود اضافه نکند، و فقط به حیث عدم نگاه کند، تلاش ایشان ابتر است و تحلیلشان در فرق بین عدم المانع در وجود و عدم المانع در تاثیر، ناتمام خواهد بود. و قابل توجه است که در این تحلیل هم، همان نگاه حضرت امام که عدم نمیتواند تاثیرگذار باشد، مفروض است.
#خطابات_قانونیه
@fater290
#شرح_روایت: عمق متون دینی
💢فَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ غَيرِ فَقيهٍ وَ رُبَّ حامِلِ فِقْهٍ الي مَنْ هُوَ افْقَهُ مِنْهُ
🔰 شهید آیت الله مطهری (ره)
🔰🔰🔰🔰🔰
🔺اين جمله خيلي نکته در آن هست، يعني اشارهاي است به آينده. «فقه» يعني فهم عميق، ولي در اينجا مقصود جملهاي است که عمق داشته باشد. «فقه» با «فهم» فرقش اين است که «فهم» مطلق فهميدن است و «فقه» فهم عميق را ميگويند.
🔺وقتي که «فقه» به کلام اطلاق بشود يعني سخني که عمق زياد دارد. فرمود: بسا مردمي که حامل يک سخن عميقند ولي خودشان عميق نيستند. جمله را هميشه نقل ميکند ولي خودش نميتواند به عمق آن پي ببرد. باز فرمود: بسا مردمي که جملهاي را، فقهي را حمل ميکنند يعني جملهاي را که از من شنيدهاند حفظ دارند، فقيه هم هستند، ولي نقل ميکند براي کسي که از خود او فقيهتر است، يعني نقل ميکند براي کسي که از او عميقتر است و عمق فکرش بيشتر است، او که وقتي برايش نقل ميکند چيزهايي ميفهمد که خود اين که براي او نقل کرده نميفهمد.
🔺اين است که ما ميبينيم سخنان پيغمبر، در هر رشتهاي، دقيقاً قرن به قرن عمق بيشتري (نميگويم پيدا کرده) براي آن کشف شده است. (البته ميدانيد حساب اوصياي پيغمبر، ائمه اطهار جداست. کلمات آنها مثل کلمات پيغمبر است. راجع به افراد عادي دارم صحبت ميکنم.) در قرن اول و دوم هرگز به اندازه قرن سوم نميتوانستند به عمق مطالب پيغمبر برسند، و در قرن سوم به اندازه قرن چهارم، و در قرن چهارم به اندازه قرن پنجم. تاريخ علوم اسلامي اين امر را نشان ميدهد. اگر شما اخلاق را مطالعه کنيد، فقه را مطالعه کنيد، معارف و فلسفه را مطالعه کنيد، عرفان را ملاحظه کنيد، ميبينيد در هر قسمت که پيغمبر سخن گفته است، مفسريني که در دورههاي بعد آمدهاند واقعاً بهتر توانستهاند به عمق کلام پيغمبر برسند. اعجاز پيغمبر در همين است.
🔺ما تنها اگر فقه خودمان را در نظر بگيريم، چنانچه يک نابغه هزار سال پيش را مثلًا در نظر بگيريم، شيخ صدوق و شيخ مفيد و حتي شيخ طوسي را در فهم معاني [کلمات] پيغمبر در مسائل فقهي در نظر بگيريم، و بعد بياييم نهصد سال بعدش شيخ مرتضي انصاري را در نظر بگيريم، ميبينيم شيخ مرتضي انصاري در نهصد سال بعد از شيخ طوسي و شيخ مفيد و شيخ صدوق بهتر ميتواند سخن پيغمبر را تحليل کند.
🔺آيا از اين جهت است که شيخ مرتضي نبوغ بيشتري از شيخ طوسي داشته است؟ نه، علم زمان او وسعت بيشتري از علم زمان شيخ طوسي دارد؛ علم جلوتر رفته است و در نتيجه اين بهتر ميتواند به عمق سخن پيغمبر برسد تا او که در هزار سال قبل بوده است. آينده هم همينطور است. صد سال ديگر، دويست سال ديگر افرادي پيدا خواهند شد که خيلي عميقتر از شيخ انصاري سخنان پيغمبر را درک کنند.
📚سیری در سیره نبوی، ص۴۲
#اندیشه_مطهر #اجتهاد #روایت
@fater290
♨️يعيش الإنسان بحسب الظاهر بالنظام الاعتباري، و بحسب الباطن و الحقيقة بالنظام الطبيعي
🔰علامه طباطبایی
💠💠💠💠💠💠
🔺إنّا إذا تتبّعنا و تأمّلنا وجدنا جميع المعاني المربوطة بالإنسان، و الارتباطات التي بين أنفس هذه المعاني، كالملك و سائر الاختصاصات و الرئاسة و المعاشرات و متعلّقاتها و غير ذلك، أمورا اعتباريّة، و معاني و هميّة، ألزم الإنسان باعتبارها احتياجه الأوّلي إلى الاجتماع و التمدّن لجلب الخير و المنافع، و دفع الشرّ و المضارّ.
🔺فكما أنّ للنبات نظاما طبيعيّا في دائرة وجوده من سلسلة عوارض منظّمة طبيعيّة طارئة عليه، يستحفظ بها جوهره بالتغذّي و النموّ و توليد المثل؛ فكذلك الإنسان- مثلا- له نظام طبيعي من عوارض يستحفظ بها جوهره في أركانه، إلّا أنّ هذا النظام محفوظ بمعاني وهميّة، و أمور اعتباريّة، بينها نظام اعتباري، و تحتها النظام الطبيعي. يعيش الإنسان بحسب الظاهر بالنظام الاعتباري، و بحسب الباطن و الحقيقة بالنظام الطبيعي، فافهم ذلك!
📚رساله الولایه
#در_محضر_علامه #اخلاق_و_عرفان
@fater290
⁉️آیا روشنفکری دینی داریم؟
🔰رهبر معظم انقلاب ۸۶/۷/۹
💢من از اینکه گفته شود روشنفکری دینی آیا داریم، نداریم؛ از این بحثها بنده بیگانه و بیزارم. نگاه نو، نگاه مبتکرانه به مسائل دینی و مسائل فکری اسلامی، همان نگاه روشنفکری است و معنایش بدعتگذاری نیست. همان مبانی را با ابعاد جدیدی که انسان به برکت گذشت زمان آن ابعاد را میشناسد، فهمیدن و بیان کردن. از این نبایستی ما غفلت کنیم.
#کلام_ولی #حوزه_و_روحانیت
#علوم_انسانی_اسلامی
@fater290
♨️روایتی از فعالیتهای مرحوم آیتالله کریمی در دفتر رهبرانقلاب؛
🔰گفتاری از حجتالاسلام احمد مروی، مسئول سابق ارتباطات حوزوی دفتر رهبرانقلاب
🔸شاگرد خاص درس فقه امام خمینی در نجف
🔸خدمت مخلصانه به ولیفقیه باوجود مقام بالای فقهی و اجتهاد
🔸قبول مسئولیت استفتائات دفتر رهبرانقلاب و شرکت در جلسات فقهی ایشان
🔸رهبرانقلاب همیشه قدردان مرحوم آیتالله سیدجعفر کریمی بودند
🔸نقش مهم در معرفی مرجعیت حضرت آیتالله خامنهای
🔸ماجرای اصرار به رهبرانقلاب برای چاپ رساله عملیه
📌مطالعه کامل متن 👇👇👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=45276
#کلام_ولی #حوزه_و_روحانیت
@fater290
💢خاک عارف خیز همدان
🔰رهبر معظم انقلاب ۹۸/۷/۸
🌐همدان یک خاک عارفخیز دارد، از [قبیل] مرحوم آخوند ملّاحسینقلی همدانی و شاگردهای ایشان و مرحوم آشیخ محمّد بهاری؛ که خود این مرحوم آقا آسیّد علی عرب، شاگرد مرحوم بهاری و جزو شاگردان مرحوم آخوند ملّاحسینقلی همدانی است.
🌐البتّه آقای تألّهی درک نکردند اینها را؛ یعنی مرحوم آقای آشیخ محمّد بهاری با اینکه از نجف آمده همدان و در همدان از دنیا رفته و مقبرهی ایشان الان در بهار است، امّا در عین حال -ولادت آقای تألّهی در دههی دوّم قرن چهاردهم است، یعنی ۱۳۱۷ یا ۱۳۱۸ [قمری] باید باشد- ایشان درک نکرده مرحوم آقای بهاری را؛ امّا آن حرکت را، آن سلسله را ایشان درک کرده. یعنی در واقع مرحوم آقای تألّهی بقیّةالسّلف این سلسلهی عرفای بزرگ همدانی است.
🌐و من تعجّب میکنم وقتی میبینم همان روحیه در جوانهای همدانی [هست]. خب شرح حال این شهید عزیزمان -شهید چیتسازیان- را که انسان نگاه میکند، همان رشحهی عرفانی را آنجا هم انسان ملاحظه میکند، مشاهده میکند؛ یعنی واقعاً این جوری است؛ یک حرکتی در عالَمِ معنا کأنّه به وجود میآید که دل پیر و جوان را میلرزاند و به خودش متوجّه میکند؛ مثل یک عمود نوری -که از آسمان تا زمین ادامه دارد و همین طور هر کسی به قدر صلاحیّتِ خودش، به قدر قابلیّتِ خودش از آن بهرهمند میشود- یک چنین چیزی را انسان مشاهده میکند.
#کلام_ولی #عرفان #در_مدرسه_امام_خمینی
#سلسلهی_شاگردان_آخوند_ملاحسینقلی
@fater290