آیه بامداد پنجشنبه :
#قرآن
.
سوره شورى : وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا
لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها
وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ «7»
.
و بدين سان #قرآنى عربى را به تو وحى كرديم
تا مردم مكّه و كسانى را كه اطراف آن هستند #هشدار دهى
و از روز جمع (قيامت) كه شكى در آن نيست بيم دهى
گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزانند.
نكته ها:
بر اساس روايات مراد از امّ القرى، مكّه است.
يكى از اسامى قيامت «يَوْمَ الْجَمْعِ» است، روزى كه همه مردم يكجا جمع مىشوند،
روزى كه جسم با روح، عمل با انسان، ظالم با مظلوم و كيفر و پاداش با عامل آن جمع مىشود.
در آيهى قبل خطاب به پيامبر فرمود: تو وكيل مردم نيستى، در اين آيه مىفرمايد:
وظيفهى تو هشدار و انذار است.
سؤال: با اينكه قرآن كريم بارها ترديد و تعجب كفّار را درباره #معاد نقل كرده است ،
پس چرا مىفرمايد: شكى در آن نيست. «لا رَيْبَ فِيهِ»؟
پاسخ: در قرآن يازده بار جمله «لا رَيْبَ فِيهِ» درباره معاد و چهار بار دربارهى قرآن و يك بار درباره أجل آمده است،
يعنى با ديدن نمونه هاى رستاخيز در طبيعت و پديد آمدن بهار و پاييز و آفرينش خودتان ، سزاوار نيست در امكان زنده شدن دوباره مردگان شك و ترديد كنيد.
نه آنكه هيچ كس شك نمىكند بلكه منطقا #نبايد شك شود.
پيامها:
1- همان گونه كه انبياى پيشين به زبان قوم خود سخن مىگفتند،
قرآن نيز به زبان عربى وحى شده است. وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا ... قُرْآناً عَرَبِيًّا
2- الفاظ قرآن به همين صورت كه هست بر پيامبر نازل شده است. «أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا»
3- قرآن، به زبان #عربى است و ترجمه آن به هر زبانى كه باشد حكم قرآن را ندارد. «قُرْآناً عَرَبِيًّا»
(چون فهم بشر نمىتواند حقايق عبارات و الفاظ قرآن را به صورت كامل درك كند و ترجمه بر اساس فهم شخص مترجم است.)
4- هدف اصلى از دريافتهاى الهى بازدهى آن است. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ
5- كسى كه ديگران را هشدار مىدهد، بايد خود آگاهى و بينش لازم را داشته باشد. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ
6- در شيوهى تبليغ ابتدا مخاطبين و نيازهاى آنان را بشناسيم. (اولين نياز جامعه جاهلى، هشدار بود). «لِتُنْذِرَ»
7- در تبليغ به اولويّتهاى منطقه اى، مكانى و استراتژى توجّه شود. (به نقاط مركزى و محورى اولويّت دهيد.) «أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
8- تبليغ بايد از خود و اطرافيان خود آغاز شود. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى»
9- دعوت پيامبر اسلام تدريجى و داراى مراحل متعدّد بوده است. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها»
10- در ميان موارد #انذار، مسأله معاد نقش ويژه اى دارد. «وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ»
11- فصاحت قرآن در انذار مردم نقش مهمى دارد. «عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ» (بنا بر اينكه مراد از كلمه «عربى» فصاحت باشد)
12- قيامت با آنكه روز #جمع است، روز #فصل و تفكيك نيز هست. «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ»
آیات بامداد جمعه :
#قرآن
.
سوره قمر : كَذَّبَتْ عادٌ
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «18»
قوم #عاد (پيامبر خود را) تكذيب كردند،
پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
سوره قمر : إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ «19»
ما بر آنان در روز #شوم، دنباله دار تند بادى سخت و سرد فرستاديم.
سوره قمر : تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ «20»
سوره قمر : فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «21»
( #تندبادى كه) مردم را همچون تنه هاى درخت خرماى ريشه كن شده از جا برمىكند.
پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
سوره قمر : وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ «22»
و همانا ما قرآن را براى #پندپذيرى آسان نموديم، پس آيا پندپذيرى هست؟
نكته ها:
مراد از «يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ» آن است كه اين تندباد در چند روز پى در پى بوده است،
چنانكه در سورهى فصّلت آيهى 16 مىفرمايد: باد را در چند روز شوم بر آنان وزانديم.
پس مراد از «مُسْتَمِرٍّ» در اين آيه، يعنى روزهاى پيوسته و دنباله دار.
در آيه 7 سوره حاقّه، اين ايام شوم هفت شب و هشت روز بيان شده است: «سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ»
«مُنْقَعِرٍ» از « #قعر» به معناى ريشه كن شده است.
«أَعْجازُ» جمع «عجز» به معناى قسمت عقب يا پايين و تنه است.
بدى يا خوبى زمان، يا به خاطر حوادث خوب و بدى است كه در آنها واقع مىشود
و يا در جوهر زمان نحسى، يا خيرى است كه ما از آن خبر نداريم.
پيامها:
1- قوم عاد از هلاكت قوم نوح #عبرت نگرفتند. كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... كَذَّبَتْ عادٌ
2- سيماى قوم عاد، تكذيب و انكار است. «كَذَّبَتْ عادٌ»
3- ميان #انذار و عذاب رابطه است. (ابتدا انذار و اگر اثر نكرد عذاب) «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ»
4- در تاريخ و سرنوشت ملتها تفكّر كنيد. فَكَيْفَ كانَ ...
5- نتيجهى تكذيب، قهر الهى است. كَذَّبَتْ ... عَذابِي
6- عوامل طبيعى مثل باد مىتوانند وسيلهى كيفر مردم باشند. كَذَّبَتْ عادٌ ... رِيحاً صَرْصَراً
7- زمانها يكسان نيستند. (بعضى زمانها مبارك هستند، همچون شب قدر، «لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و برخى شوم و نحس.) «يَوْمِ نَحْسٍ»
8- با ارادهى خداوند باد هم مىتواند عامل رويش باشد، «أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ»
و هم مىتواند عامل ريزش باشد. «تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ»
9- بشر، هركه باشد، در برابر قهر الهى ، خار و خسى بيش نيست. تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ ...
10- قوم عاد، مردمى #تنومند و قوى بودند كه از بن ريشهكن شدند. «كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ»
11- در تربيت، #تكرار برخى مطالب ضرورى است.
جملهى «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ» تكرار شده است.
12- در نقل تاريخ، هدف اصلى ( #عبرت گرفتن) فراموش نشود.
(بعد از بيان هر بخش، نقطه اصلى تكرار شده است)
«لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»