eitaa logo
مسجدالرسول(ص) میدان راهنمایی
141 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
321 ویدیو
2 فایل
این کانال بمنظور اطلاع رسانی کلیه فعالیتهای فرهنگی ، تربیتی ،آموزشی ،اردویی و .. مسجدالرسول(ص) تشکیل گردیده است. یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیه بامداد پنجشنبه : . سوره شورى : وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ «7» . و بدين سان عربى را به تو وحى كرديم تا مردم مكّه و كسانى را كه اطراف آن هستند دهى و از روز جمع (قيامت) كه شكى در آن نيست بيم دهى گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزانند. نكته ‏ها: بر اساس روايات مراد از امّ القرى، مكّه است. يكى از اسامى قيامت‏ «يَوْمَ الْجَمْعِ» است، روزى كه همه مردم يك‏جا جمع مى‏شوند، روزى كه جسم با روح، عمل با انسان، ظالم با مظلوم و كيفر و پاداش با عامل آن جمع مى‏شود. در آيه‏ى قبل خطاب به پيامبر فرمود: تو وكيل مردم نيستى، در اين آيه مى‏فرمايد: وظيفه‏ى تو هشدار و انذار است. سؤال: با اينكه قرآن كريم بارها ترديد و تعجب كفّار را درباره نقل كرده است ، پس چرا مى‏فرمايد: شكى در آن نيست. «لا رَيْبَ فِيهِ»؟ پاسخ: در قرآن يازده بار جمله‏ «لا رَيْبَ فِيهِ» درباره معاد و چهار بار درباره‏ى قرآن و يك بار درباره أجل آمده است، يعنى با ديدن نمونه ‏هاى رستاخيز در طبيعت و پديد آمدن بهار و پاييز و آفرينش خودتان ، سزاوار نيست در امكان زنده شدن دوباره مردگان شك و ترديد كنيد. نه آنكه هيچ كس شك نمى‏كند بلكه منطقا شك شود. پيام‏ها: 1- همان گونه كه انبياى پيشين به زبان قوم خود سخن مى‏گفتند، قرآن نيز به زبان عربى وحى شده است. وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا ... قُرْآناً عَرَبِيًّا 2- الفاظ قرآن به همين صورت كه هست بر پيامبر نازل شده است. «أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا» 3- قرآن، به زبان است و ترجمه آن به هر زبانى كه باشد حكم قرآن را ندارد. «قُرْآناً عَرَبِيًّا» (چون فهم بشر نمى‏تواند حقايق عبارات و الفاظ قرآن را به صورت كامل درك كند و ترجمه بر اساس فهم شخص مترجم است.) 4- هدف اصلى از دريافت‏هاى الهى بازدهى آن است. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ 5- كسى كه ديگران را هشدار مى‏دهد، بايد خود آگاهى و بينش لازم را داشته باشد. أَوْحَيْنا ... لِتُنْذِرَ 6- در شيوه‏ى تبليغ ابتدا مخاطبين و نيازهاى آنان را بشناسيم. (اولين نياز جامعه جاهلى، هشدار بود). «لِتُنْذِرَ» 7- در تبليغ به اولويّت‏هاى منطقه ‏اى، مكانى و استراتژى توجّه شود. (به نقاط مركزى و محورى اولويّت دهيد.) «أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها» 8- تبليغ بايد از خود و اطرافيان خود آغاز شود. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏» 9- دعوت پيامبر اسلام تدريجى و داراى مراحل متعدّد بوده است. «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها» 10- در ميان موارد ، مسأله معاد نقش ويژه ‏اى دارد. «وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ» 11- فصاحت قرآن در انذار مردم نقش مهمى دارد. «عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ» (بنا بر اينكه مراد از كلمه «عربى» فصاحت باشد) 12- قيامت با آنكه روز است، روز و تفكيك نيز هست. «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ»
آیات بامداد جمعه : . سوره قمر : كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «18» قوم (پيامبر خود را) تكذيب كردند، پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟ سوره قمر : إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ «19» ما بر آنان در روز ، دنباله ‏دار تند بادى سخت و سرد فرستاديم. سوره قمر : تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ «20» سوره قمر : فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «21» ( كه) مردم را همچون تنه‏ هاى درخت خرماى ريشه‏ كن شده از جا برمى‏كند. پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟ سوره قمر : وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ «22» و همانا ما قرآن را براى آسان نموديم، پس آيا پندپذيرى هست؟ نكته‏ ها: مراد از «يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ» آن است كه اين تندباد در چند روز پى در پى بوده است، چنانكه در سوره‏ى فصّلت آيه‏ى 16 مى‏فرمايد: باد را در چند روز شوم بر آنان وزانديم. پس مراد از «مُسْتَمِرٍّ» در اين آيه، يعنى روزهاى پيوسته و دنباله‏ دار. در آيه 7 سوره حاقّه، اين ايام شوم هفت شب و هشت روز بيان شده است: «سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ» «مُنْقَعِرٍ» از « » به معناى ريشه‏ كن شده است. «أَعْجازُ» جمع «عجز» به معناى قسمت عقب يا پايين و تنه است. بدى يا خوبى زمان، يا به خاطر حوادث خوب و بدى است كه در آن‏ها واقع مى‏شود و يا در جوهر زمان نحسى، يا خيرى است كه ما از آن خبر نداريم. پيام‏ها: 1- قوم عاد از هلاكت قوم نوح نگرفتند. كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ‏ ... كَذَّبَتْ عادٌ 2- سيماى قوم عاد، تكذيب و انكار است. «كَذَّبَتْ عادٌ» 3- ميان و عذاب رابطه است. (ابتدا انذار و اگر اثر نكرد عذاب) «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ» 4- در تاريخ و سرنوشت ملت‏ها تفكّر كنيد. فَكَيْفَ كانَ‏ ... 5- نتيجه‏ى تكذيب، قهر الهى است. كَذَّبَتْ‏ ... عَذابِي‏ 6- عوامل طبيعى مثل باد مى‏توانند وسيله‏ى كيفر مردم باشند. كَذَّبَتْ عادٌ ... رِيحاً صَرْصَراً 7- زمان‏ها يكسان نيستند. (بعضى زمان‏ها مبارك‏ هستند، همچون شب قدر، «لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و برخى شوم و نحس.) «يَوْمِ نَحْسٍ» 8- با اراده‏ى خداوند باد هم مى‏تواند عامل رويش باشد، «أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ» و هم مى‏تواند عامل ريزش باشد. «تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ» 9- بشر، هركه باشد، در برابر قهر الهى ، خار و خسى بيش نيست. تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ‏ ... 10- قوم عاد، مردمى و قوى بودند كه از بن ريشه‏كن شدند. «كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ» 11- در تربيت، برخى مطالب ضرورى است. جمله‏ى‏ «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ» تكرار شده است. 12- در نقل تاريخ، هدف اصلى ( ‏ گرفتن) فراموش نشود. (بعد از بيان هر بخش، نقطه اصلى تكرار شده است) «لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»