آیه بامداد سه شنبه :
#قرآن
.
سوره غافر : وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ
مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ
وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ «78»
.
و همانا ما پيش از تو پيامبرانى فرستاديم.
داستان بعضى از آنان را براى تو بازگو كرديم و (داستان) بعضى ديگر را براى تو نقل نكرديم
و هيچ پيامبرى نمىتواند معجزهاى جز به فرمان خدا بياورد،
پس چون فرمان خدا آمد (و قيامت برپا شد)، به حقّ داورى خواهد شد
و باطل گرايان در آن جا زيانكارند.
نكتهها:
بر اساس روايات، تعداد #انبيا يكصد و بيست و چهار هزار نفر است،
ولى در قرآن تنها نام بيست و شش نفر از انبيا آمده است:
آدم، نوح، ادريس، صالح، هود، ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يوسف، لوط، يعقوب، موسى، هارون، شعيب، زكريا، يحيى، عيسى، داود، سليمان، الياس، اليسع، ذاالكفل، ايوب، يونس، عُزير و محمّد عليهم السلام.
يكى از راههاى تربيت و ارشاد، بيان #تاريخ گذشتگان و الگوهاى مثبت است و قرآن بارها اين روش را به كار برده است.
پيامها:
1- پيامبر اسلام خاتم انبياست. ( «مِنْ قَبْلِكَ» بارها در قرآن آمده است در حالى كه يك بار «من بعدك» نيامده است).
2- آشنايى با تاريخ انبيا مايهى تسلّى پيامبر اكرم و عامل صبر است. فَاصْبِرْ ... مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ
3- قصه هايى بايد مورد تلاوت و تدبر قرار گيرد كه حقّ باشد و هدف از آن نيز ترويج حقّ باشد. «مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ»
4- #قصه گويى را سبك نشمريم.
قرآن چندين قصه تعريف كرده است. «قَصَصْنا»
5- كسى مىتواند تاريخ انبيا را نقل كند كه خود آنان را فرستاده باشد. «قَصَصْنا- لَمْ نَقْصُصْ»
6- قرآن كتاب تاريخ نيست وگرنه قصهى همهى انبيا را بازگو مىكرد. «مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ»
7- در بيان تاريخ، عبرتها مهم است نه آمارها. «مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ»
8- از ذكر نشدن نام خود ناراحت نشويم، نام بسيارى از انبيا نيز برده نشده است.
«مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ»
9- معجزات انبيا طبق اذن الهى است نه توقع و هوس مردم. «إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ»
10- كسانى كه در برابر تاريخ و معجزات انبيا بى تفاوتند، #خسارت مىبينند.
قَصَصْنا ... يَأْتِيَ بِآيَةٍ ... خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ
11- قضاوت نهايى ميان انبيا و مخالفان، مربوط به جهان آخرت است. «فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ»
12- قيامت روز #داورى خداوند و شرمندگى باطل گرايان است. «قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ»
13- خسارت واقعى، خسارت قيامت است. «خَسِرَ هُنالِكَ»
14- بدتر از اهل باطل، كسانى هستند كه علاوه بر رفتن در راه باطل، هدفشان ابطال و خنثى كردن تلاش انبيا است. «الْمُبْطِلُونَ»
آیه بامداد پنجشنبه :
#قرآن
.
سوره احقاف : وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ
وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ
إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ «21»
.
و سرگذشت برادر قوم عاد (حضرت #هود) را ياد كن، آنگاه كه قومش را در منطقه #احقاف هشدار داد.
در حالى كه پيش از او و پس از او هشدار دهندگانى آمده بودند.
(او به مردم گفت:) جز خدا را نپرستيد
كه من از عذاب روز بزرگ بر شما مىترسم.
.
نكته ها:
«احقاف» از «حقف» به معناى شن روان، نام منطقه اى شنزار و رملخيز در جنوب عربستان ، بين يمن، عمان و عدن است
كه محل سكونت قوم عاد بوده است.
.
تعبير به برادر كه در مورد پيامبرانى همچون صالح و شعيب و هود آمده است.
حضرت هود «أَخا عادٍ»، يا به خاطر وابستگى فاميلى اين پيامبران با قوم خود بوده و يا به خاطر انگيزه و سوز #برادرانه پيامبران براى هدايت مردم است.
پيامها:
1- آشنايى با #تاريخ گذشتگان و يادآورى حوادث مهم تاريخى، مايهى درس و عبرت است. وَ اذْكُرْ ...
2- انبيا با مردم برخورد برادرانه داشتند. «أَخا عادٍ»
3- در بيان تاريخ، مقدّمات بيهوده را حذف و راز و رمز حركتها و رشدها و سقوطها را مطرح كنيم. وَ اذْكُرْ ... إِذْ أَنْذَرَ ...
4- شيوه انبيا در برابر منحرفان، هشدار است. «إِذْ أَنْذَرَ»
5- اولين مخاطب انبيا، اطرافيان و قوم خودشان بودند. «قَوْمَهُ»
6- شرايط سخت جغرافيايى و محيطى، مانع كار انبيا نبوده است. «بِالْأَحْقافِ»
7- از سنّتهاى خداوند، فرستادن پيامبران متعدّد بوده است. «خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ»
8- سرلوحهى كار انبيا، دعوت به يكتاپرستى است. «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ»
9- بهترين راه دعوت، تذكر به #پيامد اعمال و آينده نگرى است. «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»
آیه بامداد چهارشنبه :
#قرآن
.
سوره محمّد : أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ؟
دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها «10»
.
پس آيا در زمين سير نكردند، تا بنگرند #سرانجام كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟
خداوند آنان را هلاك كرد
و براى اين كافران نيز همانند آن كيفرها خواهد بود.
.
نكته ها:
«دَمَّرَ» از «تدمير» به معناى نابودى، هلاكت و زير و رو كردن است
و آنگاه كه در كنار آن، «على» قرار گيرد، شدّت را مىرساند.
.
در قرآن نابودى و هلاكت مردم، بر اساس #عملكرد و خلق و خوى آنان است:
- گروهى به خاطر طغيان هلاك شدند. «فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ»
- برخى به خاطر لجاجت و انكار. تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها ... إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ
- عدّهاى به دليل مكر و حيله. «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ»
- گروهى به خاطر گناه. «فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ»
- برخى به خاطر ظلم و ستم. «أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا»
.
پيامها:
1- افراد #غافل كه از هلاكت گذشتگان عبرت نمىگيرند، قابل توبيخ و سرزنش هستند. «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا»
2- سير و سياحت و جهانگردى بايد هدفدار و براى بررسى تاريخ ملّتها و عامل #عبرت و رشد باشد. أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ... فَيَنْظُرُوا
3- مطالعه #تاريخ و شناخت سرنوشت ملّتها، در جهان بينى و ايمان انسان نقش دارد. أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ... فَيَنْظُرُوا
4- جلوه هاى رفاه مهم نيست، پايان و #عاقبت كار مهم است. «كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ»
5- كارهاى خداوند حكيمانه و قانونمند است.
دَمَّرَ اللَّهُ ... وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها
6- اراده خداوند بر تاريخ و طاغوتها، غالب و حاكم است. دَمَّرَ اللَّهُ ...
7- قهر الهى در انحصار يك يا چند نمونه نيست،
او مىتواند به شكلهاى گوناگون قهر خود را نشان دهد. «لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها»