اولین عید بعد از ازدواجمان که لبنانی ها رسم دارند و دور هم جمع می شوند، #مصطفی در موسسه ماند نیامد خانه پدرم...
آن شب از او پرسیدم: دوست دارم بدانم چرا نیامدی؟
مصطفی گفت: الان عید است خیلی از بچه ها رفته اندپیش خانواده هایشان اینها که رفته اند، وقتی برگردند، برای این دویست سیصد نفری که در مدرسه ماندند، تعریف می کنند که چنین و چنان؛ من باید بمانم با این بچه ها ناهار بخورم، سرگرم شان کنم، که این ها چیزی برای تعریف کردن داشته باشند...
گفتم: خب چرا مامان غذا فرستاد نخوردی؟
نان و پنیر و چای خوردی؟
گفت: این غذای مدرسه نیست...
گفتم: شما دیر آمدید بچه ها نمی دیدند شما چی خورده اید...
اشکش جاری شد و گفت: خدا که می بیند...
#شهید_مصطفی_چمران
@azkarkhetasham
از کرخه تا شام
#روایٺــ_عِـشق ✒️
هر وقت که #مادر برای سرو سامان دادن👌 پسرش نقشه ای می کشید و او را در #خلوتی به کنار می کشید می شنید که مصطفی می گوید‼️ :بچه های مردم تکه #پاره شدن ،افتادن گوشه کنار بیابون ها😭 ،اون وقت شما می گین کارهاتو ول کن بیا #زن بگیر ! با همه این اوصاف شنیده بود.امام (ره )💞 گفته اند با #همسرهای شهدا ازدواج کنید. مادر هم که دست بردار نبود❌ و تو گوشش می خواند که وقت زن گرفتنت شده. بالاخره #راضی شد و مادر و خواهرش را فرستاد بروند خواستگاری😍 بهشان نگفته بود که این خانم #همسر شهید است. ایشان همه خواستگارها را رد می کرد،🚫 #مصطفی را هم رد کرد.مصطفی پیغام فرستاد امام (ره ) گفتن : «با همسرهای شهدا ازدواج💍 کنید » باز هم قبول نکرد او می خواست تا مراسم سال #همسر شهیدش صبر کند.دوباره مصطفی پیغام فرستاد که شما سید ❣هستید می خواهم #داماد حضرت زهرا (س) باشم. دیگر نتوانست حرفی بزند . جوابش مثبت بود 💯.امام #خطبه عقدشان را خواند. مصطفی گفت : «آقا ما را نصیحت🗣 کنید » امام (ره) به #عروس نگاهی کرد و گفت: « از خدا می خواهم💕 که به شما #صبر بدهد.»
📎 فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح
#سردارشهید_مصطفی_ردانیپور🌷
#سالروز_شهادت
ولادت : ۱۳۳۷ اصفهان
شهادت : ۱۳۶۲/۵/۱۵ عملیات والفجر ۲ ؛ حاج عمران
@azkarkhetasham