eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5785109502177053394.mp3
2.23M
زمینه شب هفتم محرم ۱۴۰۰ حضرت علی اصغر علیه السلام لالایی بخواب ای عزیزم،دارم اشک میریزم تو از تب میسوزی ،منم پات میسوزم دستات خشک و بی جون وسرده،لبات زرد زرده بمیرم براتو، عطش با(ها)ت چه کرده میبینی لشگر و تو فکر آزاره چرا آروم نداری توی گهواره صدا هل مِن مُعین و تا شنیدی تو... شدی آماده ی میدان به یکباره بودی بی تاب_واسه رفتن گریون تو_حتی دشمن ........... احساس میکنم دیگه دیره، رو دستم بمیره چی میشد خدایا،که بارون بگیره نه یک قطره شیرمونده واسم،اصن نیست حواسم تو لب تشنه ای من،پُر از التماسم شدم از گریه ی تو زار و بیچاره خدا هم‌ پا به پای من عزاداره بالام لای لای چرا آروم نمیگیری میترسم حرمله تیر سپر داره ای شیرخواره _پیرم کردی من میمیرم_تا برگردی ........... با تیر سه شعبه بریدن،گلوتو دریدن تو رو بی هوا از، روی شاخه چیدن میخندن به اشک تَر من،گل پرپر من سفر به سلامت،علی اصغر من بمیری حرمله خون کردی چشمامو گرفتی از منه بیچاره دنیامو چی فک میکردم و چی شد دم آخر به باد دادی تموم آرزو هامو تو آغوشم _خالیه جات کاشکی بودم_رو نی همرات ملودی:محمدجواد رمضانی شعر:هاشم محمدی آرا ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
شب سوم محرم این زندگی بی روضه‌ها لطفی ندارد دنیای ما بی کربلا لطفی ندارد تا کربلایت هست بین سینه زن‌ها طوف حرم، سعیِ صفا لطفی ندارد دردم تویی، درمان تویی، آقای عالم بی تربتت حتی شفا لطفی ندارد باید برای نوکری خالص شد ارباب این نوکری با ادعا لطفی ندارد من مدعی عشق بودم تا که بودم این ادعا بی ابتلا لطفی ندارد تا یک قدم سوی تو نزدیکم نیارد میدانم اصلا اشک ما لطفی ندارد وقتی میان روضه‌ها حرف سه ساله است این گریه‌های بی صدا لطفی ندارد بابا رسید از طشت و دختر ناله می‌زد: دیر آمدی‌ای با وفا … لطفی ندارد حالا که چشمانم نمی‌بیند رسیدی‌ ای با وفا حالا چرا؟ … لطفی ندارد دیر آمدی این آمدن بابای خوبم حالا که افتادم زپا لطفی ندارد ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
با احتیاط لالۀ ما را پیاده کن عباس جان، سه سالۀ ما را پیاده کن با احتیاط بار حرم را زمین گذار زانو بزن وقار حرم را زمین گذار با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای می ترسم آن که گیر کند گوشواره ای چشم مخدرات به سمت نگاه تو دوشیزگان محترمه در پناه تو با حوریان رفته به زیر نقاب ها یک لحظه روبرو نشدند آفتاب ها این حوریان عزیز خدایند و بس، همین این دختران کنیز خدایند و بس، همین این دختر علی ست که بالش شکستنی ست ناموس اعظم است و وقارش شکستنی ست از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش عباس جان مراقب این با حجاب باش این دختران من که بیابان ندیده اند در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند یک لحظه هم ز خیمه ی طفلان جدا نشو جان رباب از دم گهواره پا نشو تو هستی و اهالی این خیمه راحتند در زیر سایه ات همه در استراحتند تو هستی و به روز حرم شب نمی رسد چشم کسی به قامت زینب نمی رسد یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند احساس می کنم همه دلواپس هم اند احساس می کنم که جوابم نمی دهند با آب آب گفتنم آبم نمی دهند راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست از سنگ ها شکستن دندانم آرزوست من راضیم به پای خدا دست و پا زنم با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا این جام را الست گرفتیم ما دو تا می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم ... با احتیاط لاله ی ما را سوار کن زینب بیا سه ساله ی ما را سوار کن با احتیاط خسته شدند این ستاره ها این گوش پاره ها سر گوشواره ها علی اکبرلطیفیان ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
محمد(ص) آمد و نورٌ علی نور است همراهش علی(ع) یک سمت و آن سو حضرتِ زهرای دلخواهش حسن(ع) محکم گرفته مهربان؛ دستِ حسینش(ع) را قدم برداشت و رویید گل ها بر سرِ راهش خدا دلدادۂ این پنج تن بود و سفارش کرد که بی وقفه بگردد دورشان، خورشید با ماهش مسیحیانِ نجران آمدند اما عقب رفتند پیمبر(ص) بود و خانوادۂ از غیب آگاهش هراس افتاده بر جانِ کلیسا، میزند ناقوس ترک خورده صلیبِ سنگی از اندوهِ جانکاهش علی(ع) بر هم گره اندازد ابرو را، همین کافیست که عیسی میرسد بیتاب و سرگردان به درگاهش خدا داده به زهرا(س) آنچنان اعجاز که والله به ویرانی مبدّل میکند یک آهِ کوتاهش پسرهای علی(ع) هم که اگر نفرین کنند ای وای... زمین می مانَد و کوهی که نه! آری بخوان کاهش مبادا لحظه ای بیرون بیاید از غلاف خود امان از ذوالفقارِ مرتضی(ع) و خشم گهگاهش! 🔸شاعر: ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
شاهد برای دیدن و امضا بیاورید دنیا و آخرت به تماشا بیاورید لازم به جنگ نیست تمام زمانه را با نام پنج تن به مدارا بیاورید زانو زده به رسم رسولان که بشنوید هرکس حریف ماست به اینجا بیاورید یک سو نشسته کفر به یک سو نشسته دین حق روشن است هرچه که حاشا بیاورید تا حق به صاحب حق بی دغل رسد کافی است نام حضرت زهرا بیاورید برخیز ای ولی خدا بی مباهله حکم خدا به عرصه اجرا بیاورید 🔸شاعر: ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز null اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسم که محو در گل مریم نمی شوم هرگز گناه کارم و حتی بدون اذن شما بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز در انتهای غزل من دوباره می خواهم فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را null بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را از گلوی بغض هایم باز کردم گریه را مثل یک مادر که فرزندش ز دستش می رود اقتدا کردم به او ابراز کردم گریه را این سیاهی های هیئت چادر خاکی او است با غم پنهانی اش همراز کردم گریه را تا که از ذکر غریب مادر افتادم ز پا با نگاه او پر پرواز کردم گریه را سایه ای را بر سرم حس می کنم در روضه ها در پناه فاطمه آغاز کردم گریه را گفته اند , اذن دخول ماه غم یا فاطمه است روزی اشک محرم های ما با فاطمه است شال غم بر روی دوشم پیرهن مشکی به تن آرزو دارم شود این جامه بر جسمم کفن محتشم دم می دهد باز این چه شور و ماتم است گویی آویزان شده از عرش کهنه پیرهن تا که از خانه به قصد روضه بیرون می زنم حیدر کرار می آید به استقبال من فاطمه پایین مجلس مینشیند پیش در می نشاند صدر مجلس گریه کن ها را حسن خواهرش برسینه می کوبد برادر کاش کاش وقت بوسه از رگت میرفت جانم از بدن آنقدر پای تنت بر سینه و بر سر زدم پیش چشمم پرپرت کردند و من پرپر زدم ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
آید نوای زمزمه ، حَیِّ عَلَی الحسین null آید نوای زمزمه ، حَیِّ عَلَی الحسین بشنو صدای فاطمه ، حَیِّ عَلَی الحسین همراه آل فاطمه ، آوای جبرئیل با اضطراب و واهمه ، حَیِّ عَلَی الحسین عالم گرفته نغمة ، قد قامت العزا این است نوحۀ همه ، حَیِّ عَلَی الحسین از کاتبان وحیِ خدا تا پیمبران گویند بی مقدمه ، حَیِّ عَلَی الحسین ای اهل عالم این نفس پاک مصطفاست با ما کند مکالمه ، حَیِّ عَلَی الحسین گویند در حسینیة عرش ، خادمان با بانوان خادمه ، حَیِّ عَلَی الحسین اهل بهشت اهل زمین اهل آسمان این را کنند ترجمه ، حَیِّ عَلَی الحسین پرچم ، علم ، کتیبه ، کُتل ، خیمه ، نوحه خوان خوانند نوحه با همه ، حَیِّ عَلَی الحسین زینب ، سکینه ، نجمه ، رقیه ، حرم ، رباب ذکر زنان عالمه ، حَیِّ عَلَی الحسین حنجر ، گلو ، عطش ، تَه گودال ، نالة یک مادری مکرمه ، حَیِّ عَلَی الحسین گهواره ، گوشواره ،عبا ، جامه ، مقنعه با معجری به زمزمه ، حَیِّ عَلَی الحسین حالا وحوش دشت و بیابان و کوهها با هم کنند همهمه ، حَیِّ عَلَی الحسین باید که پاس دور خیام حرم دهیم همراه میر علقمه ، حَیِّ عَلَی الحسین خون شهید ، اشک اسیر ، آه هر یتیم خاک و پلاک و قمقمه ، حَیِّ عَلَی الحسین خون می چکد ز گریة صبح و مسا هنوز بر زخمهای جمجمه ، حَیِّ عَلَی الحسین تا خیمه ها بپاست بگو ، وَرنه عمرها آنی رسد به خاتمه ، حَیِّ عَلَی الحسین ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
❣﷽❣ شب اول (حضرت مسلم علیه السلام) چجوری باید/ بشه باورم برن کوفیا / ز دور و برم غریب موندم و بی کس و یاورم چجوری باید/ بشه باورم نوشتم نیا/ با چشم ترم میترسم حسین واسه اهل حرم نیار با خودت / علی اکبرو میگیرن ازت / علی اصغرو عمود میزنن فرق آب آورو دارن نقشه ها/ برای سرت میخوان که یتیم / بشه دخترت میخوان که اسیری بره خواهرت کوفه نیا/ اینا همه بی رحمنو غارتگرن کوفه نیا/ که از تنت پیراهنت رو میبرن الهی حسین / بمیرم برات که محروم‌میشی/ از آب فرات منم خشکه لبهام شبیه لبات اینا خیلی با / علی دشمنن اینا راستو / رو نی میزنن انگشتو با انگشترت میبرن به طفل تو هم نمیدن امون آماده شدن با تیر و کمون همه جای این شهر میده بوی خون سلامت میدم ازین راه دور ازین شهر آقا / نکن تو عبور سرت رو میذارن میون تنور ای وای من/ خلخال پای دخترارو میبرن ای وای من/ گوشواره ها و معجرا رو میبرن ******** شب دوم (ورود به کربلا) الا کربلا / دلم شد حزین با درد وبلا / تویی همنشین بوی رنج و غم میدی ای سرزمین همه جای تو / پر از ماتمه دو چشم ترم / مثه زمزمه توی سینه ی من غم عالمه الهی بشم / فدای حسین میترسم چقد/ برای حسین بمیرم نبینم عزای حسین میترسم براش / که بی یار بشه که بی لشکر و / علمدار بشه میترسم تو مقتل گرفتار بشه ای وای من/ از روی تل شاهد ماجرا میشم ای وای من / شاهد سر بریدن از قفا میشم چقد سخت گذشت / مدینه به ما به زخمم نمک/ نزن کربلا منو از حسینم نسازی جدا بگو تا نجف / چقد فاصله ست علی اصغرم / تواین قافله ست شنیدم که اینجا پر از حرمله ست ببین اومدم /چه با احترام نمیاد کسی / کنار خیام میشه بعد ازین دور من ازدحام ولی خیمه ها / که غارت میشه نصیبم غم / اسارت میشه به ناموس حیدر جسارت میشه میدن کوفیا/ ماها رو عذاب میخندن همه / به اشک رباب به دستای زینب میبندن طناب ای وای من/ یتیما تو بیابون آواره میشن ای وای من/ صورتا نیلی و گوشا پاره میشن ***** (حضرت رقیه س) بیا عمه جون کنارم بشین هنوز زوده که بشی دلغمین بابا هست عمو هست عزیزم ببین ببین قامت علی اکبرو بغل کن بازم علی اصغرو ببین دست بابایی انگشترو ببین مشکامون پرآبه هنوز سر دخترا حجابه هنوز علی روی دست ربابه هنوز بازم خنده کن برای بابا سرت رو بذار رو پای بابا بگیر بوسه باز از لبای بابا رقیه جون/بیا پیشم تا بزنم شونه به موت رقیه جون / غصه نخور تا وقتی زنده هست عموت عزیز دلم الهی فدات گرسنه بودی بمیرم برات تو هم مثل بابایی خشکه لبات واکن چشم تو بابات اومده با سر دنبال صدات اومده برا دیدن خنده هات اومده پاشو عمه جون تو اینجا نمون تو شام بلا تو تنها نمون پاشو دیگه از قافله جانمون دارم از غم تو میشم هلاک پاشو از چشام بکن اشکو پاک جچوری بزارم تو رو زیر خاک ای وای من/ رو تن تو هنوز جای سلسله ست ای وای من/ رو صورت تو جای دست حرمله ست ****** شب چهارم (طفلان حضرت زینب سلام الله علیها) داداش نوبت جوونام رسید نذار خواهرت بشه ناامید بذار که بشن توی راهت شهید اجازه بده که پرپر بشن میخوام که برا تو بی سر بشن میخوام اربا اربا چو اکبر بشن میخوان که امام رو یاری کنن میخوان که برات یه کاری کنن تو این کربلا جانسپاری کنن همه بچه هام فدا بچه هات شدی تو غریب بمیرم برات همه هستیه من الهی فدات داداش حسین/ روی منو زمین نزن بذار برن داداش حسین / مگه عزیزتر از علیه اکبرن بذار تا برن دوتا بچه هام نبینن منو تو بازار شام نبینن که سنگ میخورم از رو بام بذار تا برن نبینن عذاب به دستای من نبینن طناب نبینن منو توی بزم شراب نبیین به ما جسارت میشه نصیب حرم اسارت میشه نباشن زمانی که غارت میشه به این قافله نمیدن امون نبینن منو شدم نیمه جون نبینن دیگه مادرو قدکمون داداش حسین/ بذار بره سر اینا رو نیزه ها داداش حسین/بذار تنشون بره زیر دست و پا ******* شب پنجم (حضرت عبدالله بن حسن) عمو دیدمت شدی بی سپاه نمونده یه مرد توی خیمه گاه تو افتادی تنها توی قتلگاه دیگه طاقتی نمونده برام برا یاریه تو دارم میام ولی خیلی دورت شده ازدحام نبینم که بی حبیبی عمو بمیرم برات غریبی عمو پر از خونی شیب الخضیبی عمو پر از نیزه شد تموم تنت نمونده چیزی ز پیراهنت چیکار کرده با پیکرت دشمنت عمو حسین/تو پدری کردی یه عمر برای من عمو حسین/میخوام با تو برم پیش بابام حسن نمونده برات دیگه یک نفر میشه دست من براتو سپر بذار تا فداییت بشه این پسر من از خون تو میگیرم وضو الهی فدات بشم من عمو برن نیزه ها توی قلبم فرو حرومزاده ای تو مقتل رسید برا کشتن توخنجر کشید الهی بمیرم سرت رو برید عمو دشمنا میشن بی حیا میرن بعد ما سوی خیمه ها غارت میشه گوشواره ی دخترا عمو حسین/لطمه زن تو مادرت زهرا میشه عمو حسین/دختر تو آواره صحرا میشه ادامه 👇👇
ادامه 👇👇 شب ششم (حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام) داری میری و / نگات میکنم تو رو زیر لب / دعات میکنم بری خیلی گریه برات میکنم به قلبم دیگه تو آتیش نزن تو حتی زره نداری به تن همین پیرهنت میشه واست کفن روونه شدی سوی قتلگاه میشه مقتلت برات حجله گاه میمونم تو خیمه برات چشم به راه به غم مبتلام به غصه دچار دیگه حرفی از اسیری نیار نرو نو عروست رو تنها نذار پسر عمو / میخوان ما رو از همدیگه جدا کنن پسر عمو/ میخوان عروسیه ما رو عزا کنن ببین شد عزا عروسیه ما تموم تنت شد از خون حنا جلو چشم من میزنی دست و پا شدی غرق خون یتیم حسن به پهلوی تو با نیزه زدن جای نعل اسبه روی این بدن چقد قامته تو رعنا شده قد تو شبیه / به سقا شده تو هم پیکرت اربا اربا شده اسیر میشم و میبینم عذاب منو میبرن به بزم شراب همین آستین پاره میشه نقاب پسر عمو/ از روی نیزه حالمو نظاره کن پسر عمو/ نگاه به نوعروس با گوش پاره کن ******* شب هفتم (حضرت علی اصغر علیه السلام) عزیز دلم علی اصغرم نداری رمق گل پرپرم تو رو دیگه دست بابا میسپرم عمو رفته بود به سمت فرات نذاشتن که آب بیاره برات الهی بمیرم که خشکه لبات ببین تو نگام پر از خواهشه داره گریه هات منو میکشه شاید قطره ی آبی پیدا بشه ولی حرمله همینکه رسید سفیدیه رو گلوتو که دید من و عمه زینب شدیم نا امید ای وای من/ تیر سه شعبه برا کشتنت رسید ای وای من/ فذبح من الورید الی الورید عزیزم برام غمت مشکله اسیری میرم با این قافله میخنده به اشکای من حرمله همه خیمه ها به غارت میرن اینا قبرتو میان میکنن تو رو نی ، منو پای نی ، میزنن چه تنگه دلش سکینه علی رقیه برات حزینه علی تو رو روی نیزه نبینه علی لالایی گلم رونیزه بخواب به دستای من نبینی طناب چشاتو ببند توی بزم شراب آروم بخواب/ بعد از تو دیگه زیر آفتاب نمیرم آروم بخواب/ الهی زودتر از غم تو بمیرم ******* شب هشتم (حضرت علی اکبر علیه السلام) چشاتو نبند بمیرم برات یه چیزی بگو فدای صدات میترسم کنارت بمیره بابات همینکه بابا صداتو شنید بالای سرت با زانو رسید خودش نیزه رو از تو پهلوت کشید تو میدون جنگ شده ولوله تو افتادی و زدن هلهله منو میکشه خنده حرمله تو میری علی بابا پیر میشه بدون عصا زمینگیر میشه حسینم رو دریاب داره دیر میشه علی اکبر/ رمق نمونده توی زانوی بالا علی اکبر/ دارن تنت رو میذارن توی عبا نمونده چیزی ازین پیکرت برات لطمه زن شده مادرت میترسم بمیره بالای سرت همه چی شروع شد از میخ در همون آتیشا شده شعله ور پاشو مادرت رو به خیمه ببر شده کربلا مدینه علی همه غصه مون همینه علی بازم مادری رو زمینه علی باید سر کنیم با خون جگر ما اینجا باشیم میشه دردسر پاشو با خودت منرو خیمه ببر علی اکبر / دور و بر ما دشمنا صف میزنن علی اکبر/ ما گریه میکنیم اینا کف میزنن ******* شب نهم ( حضرت ابالفضل العباس علیه السلام) همه تشنه ایم کجایی عمو تو که خیلی با وفایی عمو همه چش به راهیم بیایی عمو ترک خورده به لبای علی یه جرعه بسه برای علی دیگه در نمیاد صدای علی چقد کینه تو دل کوفیاس چه ترسی توی دل بچه هاس میگن آب نمیخوایم عمومون کجاس نباشی عمو چقد بی کسم به اون غیرت وغرورت قسم برا معجرم خیلی دلواپسم عمو جونم/ بابا حسین بدون تو تنها میشه عمو جونم/ بی تو به خیمه پای دشمن وامیشه تو از حال من که داری خبر با زجر و سنان میشم همسفر میشه عمه زینب برا من سپر اسارت میرم با قلب کباب به دستای من میبندن طناب منو میبرن توی بزم شراب عمو از رو نی دعا کن برام منو میبرن به بازار شام میشه دور ناموس تو ازدحام تا میگم کجاس سقای حرم میخندن همه به چشم ترم ازت کینه دارن میریزن سرم عمو عباس / مواظب علی باش از رو نیزه ها عمو عباس/ سرش نیفته زیر سم مرکبا ****** (عاشورا ) ببین خواهر تو آواره شد ببین دختر تو بیچاره شد تو رفتی همه معجرا پاره شد با اسب اومدن توی خیمه ها یه راه فرار نبود واسه ما یتیما رو کشتن زیر دست و پا تا اتیش گرفت تموم حرم یکی داد میزد عمو معجرم یکی داد میزد عمه موی سرم نمونده رمق برامون حسین ببین گم شدن دوتاشون حسین کجا افتادن تو بیابون حسین؟ داداش حسین/ از پای دختر تو خار در میارم داداش حسین/بگو براش از کجا معجر بیارم توی قتلگاه همه اومدن جلو چشم ما تو رو میزدن تو رفتی اینا بی حیاتر شدن شنیدم خودم صدا مادرو بوسیدم خودم رگ حنجرو دیدم بردن انگشت و انگشترو دیدم روی نی شدی پر زنور عزیزم نشی ازم خیلی دور گمونم داری میری کنج تنور ببین خواهرت رو خسته شده توی نصف روز شکسته شده نمازای زینب نشسته شده داداش حسین / باید برم سفر ولی بدون تو داداش حسین / دعا کن این خواهر قدکمون تو (مرتضی کربلایی ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈