eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
زمینه اربعین ▪️بند اول▪️ برخيز حسين من جان تو رفته و نیمه جان برگشته باور نمی کنی ! یاس تو رفته و ارغوان برگشته حالا کنار تو خواهرت خسته و قد کمان برگشته برخیز و حال بال و پرم را نگاه کن این ناله های از جگرم را نگاه کن خونابه های زخم سرم را نگاه کن نگاه کن حسین جان به اشک و به آهم ببين مثل مادر کبود و سیاهم دعا کن بميرم ▪️بند دوم▪️ یادم نمی رود تشنه افتاده بودی به خاک گودال یادم نمی رود که جدا شد سر تو میان جنجال یادم نمی رود پیکر غرق در خون تو شد پامال یادم نمی رود که چه دردی کشیدم وقتی سر تو را به روی نیزه دیدم در جستجوی پیکر پاکت دویدم همینجا عزیزم کنارت رسیدم رسیدم ولیکن تو را من ندیدم دعا كن بميرم ▪️بندسوم▪️ طفلان تو حسین جای آب روان تازیانه خوردند خلخال و زینت و معجر و چادر دختران را بردند جایش برایمان غل و زنجیر و بند و طناب آوردند ما را حسین شبیه اسیران کشیدند تشنه به روی خاک بیابان کشیدند بر روی بوته های مغیلان کشیدند تن کودکان شد گلستان لاله بمیرم بمیرم برای سه ساله دعا کن بمیرم ✅شعر و سبک: ۱۴۰۱
🌟🎤شعر توسل به امام زمان در اربعین ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ای چله نشین غم دلدار کجایی با سوز دل و دیده ی خونبار کجایی هر صبح و مسا سرخی اشکت شده پیدا ای گریه کن ماتم دلدار کجایی ای یار سفر کرده به صحرای جدایی آیا نشده نوبت دیدار کجایی جمعی به تو مشغول و تو مشغول خدایی ای جلوه گه حضرت دادار کجایی در خیمه ی اندوه بیا یوسف زهرا ای صاحب این جمع عزادار کجایی ما گوشه نشین خیمه گاه اربعینیم ای زائر سرخ حرم یار کجایی زینب ز سفر آمده با قافله عشق ای گریه کن قافله سالار کجایی   🌿🌹🌿🌹🌿▪️▪️▪️
واحد؛ راه نجف کربلا.mp3
1.73M
🔹راه نجف کربلا🔹 از دور گنبدی پیداست، مرقد سقاست شکراً لله از این جادۀ خاکی، می‌رسم آخر، تا صحن ماه یک‌ساله بیقرارم، شوق تو رو دارم هر چی که دارم آقا، پای تو می‌ذارم زائر تو با امیدی اومد ثارالله بنده‌نوازیت شده زبون‌زد ثارالله «اَبد وَالله ما نَنسا حُسینا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ راه نجف کربلا، جادۀ نورِ تو این ظلمت میره سمتِ طلوعِ خورشید عظمای ولایت سوغاتیِ مسیره، ایثار و کرامت بذل و بخششه هر جا، با شوق اجابت اینجا حیات طیبه معنا می‌گیره شوق فرج تو دل همه جا می‌گیره ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ راه نجف کربلا، هم آغاز و هم پایان ماست جانم مِنَ الوِلادَه اِلی الشَّهاده نذر مولاست لشکر جوونایِ پر شور و امیدیم این پرچم رو به زودی، دست آقا میدیم زندگی یعنی نفس کشیدن تو این راه تا آخر راه با کاروان ثارالله ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ راه نجف کربلا، جادۀ وصل ارض و سماست اینجاست که امتداد راهیان نور با شهداست لاله لاله گل یاس، پرپر شده اینجا با خون شهدامون، معبر شده اینجا اگه می‌شیم عازم دیار کربلا ما همه هستیم مدیون خون شهدا شاعر و نغمه‌پرداز:
◾یک‌منبر روضه اربعین اربعین آمده دلخسته و زاریم حسین از غم دوری تو دغدغه داریم حسین همه ی عشق همین بود که پیشت آئیم ما چه گوئیم که توفیق نداریم حسین رو به سوی حرمت پای پیاده ز نجف ما همه هر نفسی پای قراریم حسین همه ی نقد جوانی بفدای تو شده در عزای غم تو ابر بهاریم حسین اشک چشمان همه مرهم زخم بدنت روز و شب‌ از غم‌درد توبباریم حسین خواستم روضه بخوانم به کنار حرمت گفتم این نغمه در اینجا بگذاریم‌حسین قصه‌ی کوفه و بازار و خرابه در شام مجلس‌بزم‌شراب....وای که زاریم حسین تا قیامت همه مدیون تو و زینب تو عاشقان تو و شمع شب تاریم حسین
شب جمعه به دل هوا دارم در سرم شور کربلا دارم شب جمعه دوباره پر بزنم در خیالم به دوست سر بزنم گوشه ی قتلگاه می آیم با دم آه آه می آیم مادرش آمده است می دانم روضه ی "یابُنَیَّ" می خوانم دو سه خط روضه، هر که هر جا رفت دل من پا به پای زهرا رفت (تا كه او بيشتر نفس ميزد بيشتر ميزدند زينب را) (تيغشان مانده بود در گودال با سپر ميزدند زينب را) شب جمعه است روضه خوان زهراست مجلسی گوشه ی حرم بر پاست یکی از گودی زمین می خواند یک نفر روضه اینچنین می خواند (لب گودال خواهر افتاده ته گودال مادر افتاده) (آن طرف تر برادری تنها بین یک مشت خنجر افتاده) (عزت آب و آبروی حرم زیر یک چکمه بی سر افتاده) شب جمعه است مبتلا شده ایم باز مهمان کربلا شده ایم رو به سمت حرم بایست به او السلام علی الحسین بگو
اومدم تا که تو آرومم کنی خیلی بیقرارم و دلم پُره نگرانم! میگم این نوکرِ بد نکنه به درد تو نمیخوره میدونم که روسیاه و عاصی ام ولی میخوامت و می میرم برات اسم تو مُهر قبولِ توبه و... حرَمت عرشۂ کشتی نجات راهم از تو دوره آقا چه کنم؟! داره آتیش میزنه من و فراق تلخِ تلخِ تلخِ لحظه های من مثل جرعه جرعه قهوۂ عراق یادِ عاشقیِ توو جاده بخیر یکی با عطش میداد نذریِ آب یکی با گریه توو هر قدم میگفت: امون از تشنگیِ طفلِ رباب(س) خیره میشدم به شوقِ موکبا میشدم توو حالِ زوّارِ تو گم مونده توو گوشم و یادم نمیره لحن نابِ نوحۂ هلابیکُم متوسّل میشدم به زینب(س) و یادمه گریه امونم نمیداد روضۂ پای عمودِ شصت و نه به پاهام یه جونِ تازه تر میداد میگرفتم عکس یادگاری و... میدونم مادرت و رنجوندم با فرستادنِ این عکسا چقدر- دلِ جامونده ها رو سوزوندم از سرم راضی شو و مثل قدیم پیش ِ این گدای درمونده بشین اشکام و ببین و لااقل بگو... چه کنم با خاطرات اربعین؟! زل زدم به عکس بین الحرمین به سرم زده هوایِ عتبات بذار امسالم بیام و آقاجون خط بزن سیئات و با حَسنات دیگه ناامیدم از برگ برات تازه فهمیدم که سقّا چی کشید مشکِ پاره تا که خالی شد از آب شد شبیه من امیدش ناامید!
خسته ام! شد خواب و رؤیایم فراق کربلا شد تقاص معصیت هایم فراق کربلا پای پرچم مینشینم، از نفس افتاده ام لرزه ها انداخت بر پایم فراق کربلا بغض کرده مادرم رو به حرم! شد علتِ- -بیقراری هایِ بابایم فراق کربلا فکر و ذکرم در دو عالم همنشینی با حسین(ع) همّ و غمّ هر دو دنیایم فراق کربلا پا به پای زائران ویزا و دعوتنامه نه... میرسد از دست آقایم فراق کربلا یاد چاییِ عراقی اشک میریزم فقط میچکد هر لحظه در چایم فراق کربلا خاطرات اربعین دارد مرا دق میدهد کرده درگیرِ بلایایم فراق کربلا در قیامت مطمئنم میشوم خسران زده میزند آتش به فردایم فراق کربلا!
عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید هر چه را داشت نه با حوصله! با «سر» بخشید تا ابد لنگرِ کشتی نجات خود را متمایل به حیا کرد و به خواهر بخشید تا که اوضاعِ زمینگیریِ فطرس را دید إذنِ پرواز به او داد؛ سپس «پر» بخشید دست-چین کرد خدا محض طواف ِ رویش آن زمانی که به ما رتبۂ نوکر بخشید متولّد شده بودیم چه گریان... ما را؛ مادرش آمد و با گریه به مادر بخشید زینت دوش نبی بود و برای اثبات همۂ سینه زنان را به پیمبر(ص) بخشید عده ای را وسطِ روضه و بعد از توبه... عده ای را وسطِ صحنۂ محشر بخشید زیرِ قبّه، شب جمعه، کرَمش عام شد و زائرانِ حرمش را دو برابر بخشید اربعین یادِ غریبیِ حسن(ع) افتاد و... خیل زوّار خودش را به برادر بخشید!
سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند لطف تو هر طِیبی را عاقبت حُر می کند زمزم و کوثر میان چشم من جوشیده است پس گلابِ این گُلِ پژمرده را کُر می کند رزق چشمم کربلا را دیدن است ، اما فراق نان چشمان مرا هربار آجر می کند یک سلام از پشت بام خانه دادم ، فطرست جای خالی مرا در کربلا پُر می کند در زیارت بُعد منزل نیست، پس هر عاشقی پشت بام خانه را مرقد تصور می کند آسمان روضه گرفت و ابر گریه می‌کند رعد سینه می زند ، زهرا تشکر می کند مهر تربت را که بوسیدم دلم آرام شد سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند
🍃🏴 شرح عشق و دلتنگی 🏴🍃 گریه کردم بس که از داغ تو بیمارم حسین(ع) تار می بیند دو چشمانِ عزادارم حسین(ع) می نشیند با شروعِ روضه چشمانم به اشک تا ابد این رزق را از مادرت دارم حسین(ع) پای کارت ایستادم! چون بدون فوتِ وقت- آمدی! تا که گره افتاد در کارم حسین(ع) دست هایت را رها کردم، زمین خوردم! ببخش... بد نمک نشناسم آقا، سهل انگارم حسین(ع) جا نمانم! این بلا از هر بلایی بدتر است جا نمانم اربعین! مشتاقِ دیدارم حسین(ع) مشکلات من فقط کنج حرم حل میشود دعوتم کن کربلا! خیلی گرفتارم حسین(ع) جانِ آن خواهر که با دستانِ بسته رفت و گفت: راهیِ دروازۂ ساعات و بازارم حسین(ع) سنگباران بود و نامحرم! خدا صبرش دهد گفت چشم از چشمهایت برنمیدارم حسین(ع)! ┅─═ঊঈ🏴ঊঈ═─┅ ┅─═ঊঈ🏴ঊঈ═─┅