eitaa logo
بهار نارنج🌼
158 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
736 ویدیو
8 فایل
🌹اینجا لحظه هایت را... با عطر بهارنارنج به دست بهار بسپار🌹 وعده ی دیدار ما: ملک شهر . خیابان بهارستان غربی. خ پاسداران .بوستان قدس. فرهنگسرای قدس😊 ارتباط با ما👇👇 @zeitooon @Toranj_14
مشاهده در ایتا
دانلود
🙋‍♂ سلام حاجی Ⓜ️ سلام 🤵 حاجی حالم خرابه ... رکب خوردم Ⓜ️ چی خوردی ؟ 🤵رو دست خوردم ... فریب خوردم Ⓜ️ عه چرا ؟ 🤵 راستش واسه آزمون ارشد میخواستم موسسه ای ثبت نام کنم واسه آزمون های آزمایشیش Ⓜ️ خب 🤵 خب به جمالت. اونجا یه منشی بود البته چندتا بود یکیش به داوطلبان ارشد رسیدگی میکرد البته من ندیده بودمشون ؛ هربار که زنگ میزدم ؛ گاها خانم هایی مختلف برمیداشتن و میگفتن مسئول آزمون ارشد ؛ خانم ایکس هستن صبر کنید تا وصل تون کنم . Ⓜ️ خب 🤵هیچی دیگه... این خانم ایکس که تا حالا ندیده بودمش ؛ (بخاطر کرونا آزمون های آزمایشی رو اینترنتی میدادیم و حضوری موسسه نرفته بودم تاحالا) تو تلفن چنان صدای خوبی داشت و چنان سرحال و با نشاط جواب میداد که نگو و نپرس چنان هایی میکرد و زبون می ریخت که نگو... Ⓜ️ فقط یکبار صحبت کردین ؟ 🤵نه چند باری . چون مشاورمون بود هرماه زنگ میزد و از طرف موسسه جویای مطالعات درسی مون میشد Ⓜ️ بله متاسفانه برخی خانمها رعایت نمیکنن و اینگونه با ناز و ادا و عشوه گری صحبت کردن حرام است شرعا . 🤵 حاجی من چنان در ذهنم از ایشون ؛ تصویری ساخته بودم که نگووو و نپرررس Ⓜ️ خب بعدش 🤵 آرزو داشتم صاحب این صدا رو از نزدیک ببینم چون واقعا شیفته شده بودم . تا اینکه یک روز بخاطر کاری باید به موسسه میرفتم 😬 با شور و شوق رفتم و سراغ همون خانم که مسئول آزمون های آزمایشی ارشد بود رو گرفتم و اتاق خانم ایکس رو نشونم دادن... 😳 دل تو دلم نبود ... رفتم داخل اتاق و سلام کردم و همون صدای دلنواز رو شنیدم ... Ⓜ️ ولی چی ؟ 🤵 دیدم صدا با تصویر نمیخونه 😬 یــــــــک چیزی تو مایه های عکس روی پفک چی توز 🤢🤢 یعنی چی فکر میکردم چی بووود . Ⓜ️ عاشق ماشق که نشدی هااا ؟ 😃😁 🤵اگر نمیدیدمش شاید میشدم . Ⓜ️ متاسفانه حال و روز شما ؛ قصه ی خیلی از روابط و دوستیهای مجازیست . که طرفین صرفا از هم یک تصویر سازی ذهنی در خاطرشون ساختن و این تصویر با واقعیت متفاوته . حالا جدای از تصویر طرفین ؛ خیلی چیز های دیگری هم هست . مثلا خانمه میگه : فردی که باهاش دارم چت میکنم : خییییلی منو درک میکنه منو میفهمه . اینا درواقع همون تصویر سازی ذهنی ایست و از روی چت نمیشود به شخصیت واقعی افراد پی برد. 🤵 درسته. من فعلا برم در افق محو بشم... 🚶‍♂ Ⓜ️ 😁 بله بفرمایید خیر پیش 📵📵📵📵📵📵📵📵📵📵📵📵 💬 ⛔️⛔️🚫🚫⛔️⛔️ 🍊 @baharnarenj251
😔 😔 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 صبح به بایکی ازدوستام👭 ازخونه زدم بیرون. ساعت۷ونیم صبح 🕢 تا رسیدم به محلی که مد نظرم بود تقریبا ساعت ۸ و ربع شده بود. سبحان نمیدونست میخوام برم پیشش . چند دقیقه قبل از اینکه برسم بهش پیام دادم که دارم میام پیشت. و اینترنت رو خاموش کردم. وقتی رسیدم دیدم رو یه نیمکت کنار خیابون نشسته .اینترنت رو روشن کردم دیدم چندتاپیام دارم ازش که ؟🙄 رضوانه الان کجایی؟😬 کجا رفتی؟😧 بهت میگم کجایی الان؟😵 رفتم پیشش *سلام سبحان🙃 _سلام رضوانه. ؟😯 *اومدم ببینمت. مگه نمیگی دوسم داری ومیخوای بیای خواستگاری؟ خب باید همدیگه رو بشناسیم دیگه.🥰 _خب ما هم داریم شناخت پیدا میکنیم. . . یه ذره هم حضوری بشناسیم دیگه خندیدم😄 واونم سرتکون داد... _از دست تو چیکار کنم من؟ یه جایی که . ... همون نزدیکی ها یه پارک بود. شروع کردیم به صحبت کردن. خیلی معمولی وحتی به هم نگاه نمی کردیم. 👀 چادرم خاکی شده بود. آروم دست کشید رو خاک های چادرم _نخورد یخمون بازبشه. که کنارش باشم😔 ، که شونه هامون بهم میخوره،😔 که دیگران دارن نگاهمون میکنن😔 حرفامون شده بود ابراز عشق بهم🥰 ، نگاه های عاشقانه،😍 خندیدنایی که بتونیم _دل_هم رو ببریم،😇 من تو کل عمرم هم انجامش بدم اونم باکی؟ با یه پسر نامحرمی که نمیدونستم کیه وچیه😱😖 . ساعت نزدیک ۱۲ بود🕛 و من چند ساعت باهاش بودم 😧 با هر جون کندنی بود خداحافظی کردم🤚 برگشتم خونه ولی مگه فکرش ولم میکرد؟ ، ، خوابم میبرد سبحان توفکرم بود😴 دیگه خودمو زنش👰🏻 میدونستم که بود و تمام ... 🍊 @baharnarenj251
😔 😔 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 دو هفته ای گذشته بود از 📱 ، 📞، 🤳 همچنان پابرجابود. دیگه به عنوان یک خیلی از . ، ، خیلی برام .😖 کارای شخصیم هم حسابی . که 📱 بسه دیگه ولی همه 🏙🌃، 🌭🍞، 😴📿 همه شده بودن سبحان چندباری سوتی داده بودم وبه جای بردن اسم برادرم اسم اونامیگفتم😧 درکنار همه این مسائل .😱 پدرم_مادرم_برادرم متوجه میشدن دیگه خیلی ناراحت میشدن😖 هزار تا بود که گذاشته بودم رو گوشیم که 🔒 سبحان چیزی که ، خیلی کم مون ، ، بین من وسبحان وحتی خونواده هامون، با اصل و..... منم تو اون مدت که علاقه ام به سبحان همه شونو به دلایل مختلف .😖 چه موردهایی که میشد بیشتر بهشون فکر کنم این رابطه و رد میکردم.😔 همه این ذهن مشغولی ها موجب این شد که به سبحان بگم نه زنگ بزنیم📱 به هم، نه پیام📧 نه هیچی. به جوانب کار و همه چیز رو در نظر بگیریم. بعد یک هفته بازم نظرمون مثبت بود✅ ادامه میدیم. یک هفته برام گذشت تو اون یک هفته حتی بعضیایه بوهایی هم برده بودن در طی اون یک هفته اومدم به مسائل رابطه فکرکنم ، جلوی همه چیز رو میگرفت.⛔ بعد یک هفته . * سلام _سلام همینجا بگو. نمیخوام تو روم جواب رد بشنوم * میخوام ببینمت فقط همین و تمام... همون مکان قبلی قرار گذاشتیم من زودتر رسیدم بعد چند دقیقه رسید 🍊 @baharnarenj251
⚠️مواظـــــب باشیـــــم!!! ⬅️عمروعاص به ابوموسی اشعری گفت: 👈 و 😈😎 تا با هم پیروز شویمً😏😏😏😏😈 😤👾 ابوموسی در انتخابات رأی سفید داد، 🤪 😩 😥 😰 😱 🤯 🙄 🔴 عمروعـــــــاص به معـــــاویه رأی داد و پیـــــروز انتخـــــابات شد! 😔 😔 😔 😔 😔 😔 ⚠️مواظب باشید! ✅ مهمــــــــــترین انتخـــــابات را در پیش‌رو داریم؛ ✅ با چشم باز و با انتخاب کنید. 🇮🇷‌ ✌️🏻 🍊 @baharnarenj251