eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.3هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
18.2هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #عبرت #ادامه_دارد . پاشو بریم بالا دستشو گرفتم وبلندش کردم نای راه رفتن نداش
📜 🩷 . یه لقمه غذا به زور به عاطفه دادم و لباسهاشو عوض کردم که بره خونشون .من گریه میکردم وعاطفه هم گریه میکردم .عاطفه :آبجی خیلی دلم درد میکنه اگه برم بازم درو باز نکنن چی شب کجا بمونم آبجی من میترسم اگه دوباره کتک بزنن چی .؟؟مریم:نترس عزیزم منم باهات میام باید با اون بی شرف مثلا مرد حرف بزنم .غلط میکنن دروباز نکنن خونه رو خراب میکنم روسرشون توگریه نکن من هیچوقت تنهات نمیزارم که.دستمو انداختم زیر شونه هاشو بلندش کردم هنوز سه قدم نرفته بودیم که عاطفه گفت آبجی جونم مننننن افتاد رو زمین .مریم :عاطفه آبجی جون آبجی چت شد دورت بگردم عاطفه قربونت برم خواهری چت شده سیلی بهش میزدم واشک میریختم وصداش میکردم ولی جوابی نمیداد عاطفه ام بی هوش افتاد رو دستام .داد زدم سکینه سکینه برو پی مریم .مریم یه نیمچه دکتر بود واسه موقعی که به شهر دسترسی نداشتیم میرفتیم پیشش وقابله روستا هم بود .مریم اومد عاطفه رو معاینه کرد وگفت :چی شده که این بلا رو سر این بدبخت آورده ..؟ چرا چی شده چش شده زنده است آره قابله :اره زندست بدبخت حامله بوده وبچه تو شکمش مرده این خیلی دل درد داره وخیلی سخته بچه تو شکمت بمیره چطور این متوجه نشده . با شنیدن حرفاش شروع کردم چنگ زدن به سروصورتم وگفتم :گفته بدبخت خواهرم گفت دل درد دارم منه خر نفهمیدم که .الهی بمیرم برات خواهرکم الهی بمیرم برای دلت .اصلا نمیدونسته که حامله است .واسه همین بیرونش کردن واسه همین کتکش زدن از خدا بی خبر ها .توروخدا مریم یه کاری کن .حالش خوب میشه اره من خواهرم واول ازخدا بعد از تو میخوام کمکش کن .مریم قابله:باید برم تا خونمونو بیام شما آب گرم وملافه آماده کنید تا بیام ببینم چی میشه .مریم :هردقیقه حال عاطفه بدتر میشد وتبش بالاتر میرفت تموم بدنش تو آتیش میسوخت .من بالا سرش دعا میکردم واشک میریختم وصداش میکردم .عاطفم خواهرم پاشو عزیزکم منم مریم آبجی کوچولوم پاشو بخدا دیگه نمیزارم بری تو اون خونه .یه ساعتی طول کشید تا قابله بیاد ویه دونفر از زنهای روستا هم آورده بود برای کمک .من اینقدر خودمو زده بودم وگریه کرده بودم وبی قراری میکردم که نذاشتن تو اتاق بمونم وبیرونم کردن ومن مثل مرغ پر کنده پشت در اینور واونور میرفتم ودعا میکردم .وبرای موسی بی غیرت نقشه میکشیدم نابودش کنم .برای اولین بار آقام هم نگران ما شده بود خنده دار به نظر میومد برام .آقام با تسبیح ذکر میگفت ورو ایوون راه میرفت وهی از پنجره تو خونه رو نگاه میکرد ببینه خبری هست یا نه.
برای خود زندگی کنید... برای خود بمیرید...! دیگران دیگرانند... هرچقدر هم نزدیک و عزیز باشند! روزی نشان می دهند که؛ "دیگرانند"... 🖌 @daneshanushe✍️
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️پول توجیبی بچه‌ها چقدر باید باشد؟ 🔹سعید عزیزی مشاور خانواده معتقد است پول توجیبی که والدین به بچه‌هایشان می‌دهند باید پشتوانه‌ای داشته باشد، یعنی در ازای کاری باشد یا اینکه حداقل به اندازه‌ی نیازهایشان تعیین شود وگرنه در صورت بیشتر بودن و بی حساب و کتاب بودنش، موجب توقع و گستاخی نسل بعدی خواهد شد./دکتر عزیزی 🎥
♥️🍀 💫 💠💠ویژگی‌های رفتاری خانم‌های قاطع 🏷در بیان نیازها به همسرشان روراست و صادق هستند. 🏷قاطعانه و در عین حال عاقلانه مذاكره و گفت‌وگو می‌كنند. درواقع گفت‌وگوی صریح و محترمانه جزء ویژگی‌های این خانم‌هاست. 🏷 به هیچ عنوان منتظر نمی‌مانند گذشت زمان و یك اتفاق منجر به حل اختلاف‌شان شود بلكه همیشه دیدگاهی خلاقانه برای حل مشكلات پیدا می‌كنند. 🏷 این خانم‌ها علاوه بر اینكه به نیاز خودشان توجه می‌كنند به نیازهای همسرشان هم بی‌توجه نیستند و ملاك انصاف را همیشه مد نظر قرار می‌دهند. 🏷خودشان را مركز ثقل تغییرات زندگی شخصی‌شان می‌دانند و خودباوری بالایی دارند. آنها اعتقاد دارند موفقیت در زندگی به واسطه خودشان اتفاق می‌افتد. 🏷در گفتار و كلام بسیار صریح و شفاف هستند. اگر لازم باشد احساس‌شان را بیان می‌كنند اما به احساس كسی آسیب نمی‌رسانند. 🏷 گاهی اوقات ریسك می‌كنند؛ یعنی راه‌هایی را انتخاب می‌كنند كه تا به حال نكرده‌اند. افرادی كه این مهارت‌ها را ندارند و نمی‌خواهند آن را كسب كنند، همان‌هایی هستند كه به شانس اعتقاد دارند و همه‌چیز را به قسمت و قضا و قدر ربط می‌دهند. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #عبرت #ادامه_دارد . یه لقمه غذا به زور به عاطفه دادم و لباسهاشو عوض کردم که
📜 🩷 .آقام هم برای اولین بار نگران حال عاطفه شده بود و رو ایوون راه میرفت وذکر میگفت از پشت پنجره که دیدمش با خودم گفتم .تموم بدبختیامون زیر سر آقامه اگه از بچگی بهمون محبت میکرد یه بار بغلمون میکرد ومیگفت دردتون رو بگید یا وقتی زن گرفت همه مارو فدای زنش نمیکرد یا به زنش اجازه نمیداد با ما بد رفتار کنه وجلوش وایمیستاد .الان وضعیت زندگی ما این نبود هرکدوممون یه جور بدبخت شدیم .نمیدونم چقدر زمان گذشته بود ولی برای من یه سال گذشته بود که دراتاق باز شد وخانم های همسایه بیرون اومدن .با ترس بهشون نگاه کردم وگفتم چی شد زنده است ؟ بدون تلف کردن وقت رفتم تو اتاق وعاطفه خواب بود وبی حال افتاده بود .گفتم مریم چی شد حالش خوبه چرا بیدار نشده پس .مریم قابله :خوبه نترس .چیزیش نیست .بچه نزدیک به چهار پنج ماهه بود چه جوری نفهمیده تا الان .بچش دختر بود ..... مریم:بچه رو پیچیده بودن تو پارچه وگذاشته بودن تو تشت .اومدم برم نگاه کنم .که همسایه ها نزاشتن وگفتن دختری خوب نیست برات .نشسته بودم بالای سر عاطفه ودستشو گرفتم آی خواهر خواهر مهربونم عزیزدلم چرا نفهمیدی که مادر شدی که مراقب خودت باشی ها .بالاخره چشماش رو باز کرد از خوشحالی سرازپا نمیشناختم .گفتم آبجی خوبی درد نداری عزیزم .چی میخوای برات بیارم ها .عاطفه:آبجی چی شد من دلم درد میکنه .اصلا نمیتونم تکون بخورم یادم نیست که چی شده چرا خوابیدم من ؟مریم :عاطفه جونم خواهرکم تو دلت درد میکرد از هوش رفتی نترس چیزی نیست الان خوبی .بخواب تا من برات برم یکم کاچی بیارم بخور .رفتم آشپزخونه ودست بکار شدم کاچی وبوروش درک براش درست کردم وبردم .به زور چندتا قاشق خورد .چیزی یادش نبود اصلا نفهمیده بود که بچه سقط کرده .نمیدونستم چه جوری باید بهش بگم .... عاطفه جون تو نمیدونی چرا دلت درد میکرد ؟قبل ازاینکه بیای اینجا حالت چه جوری بود مریض نبودی وچیزی حس نمیکردی ؟ عاطفه :چرا آجی راستش چندوقت بود هی حالم بد میشد بی حال بودم و دلم درد میکرد ولی عادت ماهانه نمیشدم .ولی میترسیدم مریضی چیزی باشه ننه موسی بفهمه واسه به کسی نگفتم اصلا . مریم :خواهر بدبخت من اینقدر ساده بود که نمیدونست این حالی که داشته مربوط به بارداریش بود نه چیز دیگه که از ترس نزاشته کسی بفهمه که این همه کتک نخوره .منصور رو فرستادم پی موسی اومد .کلی بگو مگو ودعوا وسروصدا کردیم .کلی سرزنش کردم بخاطر بی مسئولیت بودنش .وقتی فهمید که عاطفه باردار بوده وبخاطر کتک ها بچش مرده .خیلی ناراحت شد .
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 پیر شدن ربطی به شناسنامه ندارد همین که دیگر میل خرید یک جوراب نداشته باشی، همین که صدای زنگ تلفن و یا شنیدن یک ترانه دلت را نلرزاند همین که فکر سفر برایت کابوس باشد. همین که مهمانی دادن و مهمانی رفتن برایت عذاب‌آور باشد، همین که در دیروز زندگی کنی از آینده بترسی و زمان حال را نبینی بی‌آرزو باشی، بی‌رویا باشی بی‌هدف باشی. عاشق نباشی! برای رسیدن به عشقت خطر نکنی برای آرزوهایت نجنگی شک نکن حتی اگر جوان باشی تو پیری...
وقتی مردی از زنش تـعریف میـکنه ؛ زن نباید هیچوقت بگه نه اینجوریم نیست که میگی! یا نگه مرسی نظر لطفته یا امثال این جمله ها! باید بگه خب مشخصه وقتی عشق توام بایدم اینجوری باشم یا بگه عشق توام دیگه یاخانوم شما هستم دیگه وقتی آقامون انقدر خوبه خب مشخصه یه فرشته نصیبش شده! ذهن مردها یجوری تنظیم شده که از اول خودتو هرجور نشون بدی تا آخر هم همونطوری هستی 🖌 @daneshanushe✍️
مکث را تمرین کن گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم . . . گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم . . . گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم . . . گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم . . . گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم . . . گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم . . . گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم . . . و گاهی . . . گاهی . . . گاهی . . . تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم... بدونیم. . . . کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی . . . گاهی های زندگیمون باشیم . . . کاش یادمون نره که فقط: یک-بار-زنده-ایم-و-زندگی-میکنیم-فقط-یکبار