سایه جان، رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست.
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟
خود رسیدیم به جان، نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم به خاکش رسانیم که چه؟
آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
بچشیم و به عزیزان چشانیم که چه؟
| شهریار
| قسمتی از شعر 'بمانیم که چه'
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
بچهها ما یه موضوعی داریم به اسم فحشِ مصلحتی ؛
در چنین مواقعی در وصف افرادی مثل داور استفاده میشه
خلاصه اگه خواستید بگید راحت باشید.
[ بهارالانوار ، جلد پنجم ، صفحه استفنائات شخصی ناحله ]
همه هستی من آیه تاریكیست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد.
| فروغ فرخزاد
فکر کنم تنها کسی که از تعطیل نبودن شنبه خوشحاله منم.
میتونم فرار کنم و به مدرسه پناه ببرم.