eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
شاعرِ آیینه‌ها
لبم میخندد و دل در حصار سینه میگرید. ببین در برق چشمم آشکارا اشک پنهانی.
ره منزل نمیدانم ز غوغای گرفتاری، چو مرغی آشیان گم کرده، در شب‌های بارانی...
تنها چیزی که دلم میخواد بخورم چاییه.
هر چی بیشتر می‌اندیشم بیشتر پی میبرم که من انسانی عادی نیستم.
چه جالب...موهام امروز به جای وز شدن، مثل آدم فر شدن رو انتخاب کرد✅
بدتر از مرور کردن خاطرات بد، دوبار تکرار شدنشونه.
امروز = بارون + اندوهی که گریبانگیر قلبمه + استرس + دژاوو.
امیدوارم هفته دیگه، نیومده بگذره.
امروز، عجیب دردناکه. به شکلی که کلمات هم دست نیافتنی شدن. به شکلی که افکارم مثل یه پازلِ پراکنده شدن. و من زانوی غم بغل گرفتم.
مطمعنم نه امشب، نه فردا و نه حتی پس فردا، راحت نمیگذره و من با تمام وجود از بین میرم.
هدایت شده از شاعرِ آیینه‌ها
اگه افکار پر پیچ و تابتون اجازه میدن لحظه‌ای چشم بر‌هم بزارید و از دنیا فارغ شید؛ شب خوش.