eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
317 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
26 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب باورم شد که هنوز ادم خوب هم هست
گاهی اوقات حس میکنم تنه‌ی روحم مثل یه درخت بلوطِ صدساله‌یِ باتجربه است. و گاهی اوقات وجودم به کودک دوساله‌ای تبدیل میشه که دنیای بزرگش، خیلی کوچیک تر از دنیای کوچیک منه! ولی حداقل میدونم زمان ‌بی رحمه. اونقدر بی رحم که یهو به خودم میام میبینم، نه دنیای بزرگم اونقدر بزرگ بود که باید و نه دنیای کوچیکم اونقدر کوچیک بود که فکر میکردم!
شاعرِ آیینه‌ها
گاهی اوقات حس میکنم تنه‌ی روحم مثل یه درخت بلوطِ صدساله‌یِ باتجربه است. و گاهی اوقات وجودم به کودک د
الانم انقدر از احساساتم دور شدم که نمیفهمم این افکار از خوشی های پیش و پا افتاده‌ی بین لایه های ذهنمه، یا از غم تلنبار شده تو دلم! یا حتی نمیدونم این اشک ها از شوق اینه که بالاخره فهمیدم که خیلی وقت بود نمیفهمیدم یا از غمِ این غفلت طولانی!
بهتر برم شعرم رو حفظ کنم، شمام به این خزعبلات توجه نکنید!
آدمیزاد فقط کافیه تو تنگنا قرار بگیره؛ وگرنه کِی فکرش رو میکردم که تو سه روز، هشت تا شعر طولانی برای مشاعره حفظ کنم؟
شاعرِ آیینه‌ها
کاش می‌توانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم! سعی می‌کنم. موفق می‌شوم...انگار کله ام پر از دود می‌شود…و با
بدن همین‌که یک‌بار آغاز به زندگی کرد، به خودی خود زندگی می‌کند. ولی وقتی به اندیشه می‌رسیم، منم که آن را ادامه می‌دهم، می‌گسترمش. من وجود دارم. می‌اندیشم که وجود دارم. | تهوع | ژان پل سارتر
متهم ابراز پشیمانی نکرد!
شاعرِ آیینه‌ها
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت؛ دایماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور.
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید، هیچ راهی نیست، کان را نیست پایان؛ غم مخور.
بهترین قسمت امروز، خلاص شدن از بدترین سردرد عمرمه.