eitaa logo
پویش دلتکانی
2.9هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
692 ویدیو
58 فایل
📚خانه تکانی دل با کتاب 🌺بیش از ۲٠٠ عنوان کتاب ارسال کادو شده به سرتاسر کشور ☘️کانال مستقیما زیر نظر نویسنده کتاب های یادت باشد، کاش برگردی و هواتو دارم مدیریت می شود آی دی سفارش کتاب @aghigh1369
مشاهده در ایتا
دانلود
📸ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻫﻮﯾﺖ ﭘﯿﮑﺮ قهرمان وطن ﻏﻮﺍﺹ ﺷﻬﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ: قهرمان وطن ﻣﻨﺼﻮﺭ ﻣﻬﺪﻭﯼ ﻧﯿﺎﮐﯽ ﻣﺘﻮﻟﺪ 1346، ﺁﻣﻞ ✍شادی روحش صلوات 🌷🌷🌷🌷🌷 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
11.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 موزیک‌ویدئو | از عشق بگو... 🔰 برداشتی آزاد از قطعه "عشق بگو" با صدای رضا بهرام 🌷 ؛ عاشقانه‌هایی برای حاج قاسم 🌷🌷🌷🌷 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
: ✨بهترين‌ڪسى‌ڪھ‌میتواند بيماریهاۍروحےراتشخيص‌دهد خودمان‌هستيم؛ روۍكاغذ📝 بنويسيد حسد ، بخل ، بدخواهى ، تنبلى ، بدبینی و... يڪےيڪے اينھارا رفع‌ڪنید...! ! | 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
زینب‌عفیفه‌ایست‌کہ‌دروقف‌عزتش‌.. عبٰاس‌مےدهدنخ‌معجرنمےدهد :) ❥ 🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم
•√|| بهترين‌ڪسى‌ڪه میتواند بيماریهای روحےراتشخيص‌دهد خودمان‌هستيم؛ روی كاغذ بنويسيد حسد ، بخل ، بدخواهى ، تنبلى ، بدبینی و... يڪےيڪے اينھارا رفع‌ڪنید...! ! ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
 کتاب یادت باشد پنجره‌ای عاشقانه بود برای از خود گذشتن و کتاب کاش برگردی پنجره‌ای مادرانه است برای از کجا آمدن. این روایت نه‌تنها روایت مادر زکریا، بلکه روایت همه مادران شهدای سرزمین ماست. مادرانه‌ای برای همه نسل‌ها. آینه‌ای روشن از همه مادرانی که از جگرگوشه‌هایشان گذشتند تا ما طعم تلخ ناامنی را نچشیم. این مادرانه فرصتی برای مرور تلاش همه مادران این سرزمین در تربیت نسل بالنده مدافعان غیرت و شهامت است. برای سفارش کتاب به آیدی زیر مراجعه کنید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
دستش را که گرفتم یخ کرده بود، پاهایش می‌لرزید، رو به من گفت: عزیز نمی تونم راه برم، منو بغل می‌کنی؟ یک دستی فاطمه را بغل کردم و با دست دیگرم دوچرخه اش را گرفتم و راه افتادم، فاصله زیادی تا خانه نبود ولی آن چند دقیقه خیلی سخت گذشت، فاطمه محکم دستانش را دور گردن من انداخته بود و آرام اشک می‌ریخت و من مجبور بودم مثل همیشه نقش مادری را بازی کنم که قرار است سنگ صبور این خانواده باشد. هر چه جلوتر می‌رفتیم فاطمه محکم‌تر مرا بغل می‌کرد، می‌دانستم آغوش پدر می‌خواهد، حال خودم هم تعریفی نداشت، غربت خودم و دختر شهید را حس می‌کردم و روزهای سختی که قرار است بعد از این داشته باشیم. برای سفارش کتاب به آیدی زیر مراجعه کنید @aghigh1369 ♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️ 🌸 🌿 🍃 @deltekani 🍃 💐🍃🌿🌸🍃🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا