#ارسالی_شما
میموندم تبریز میگفتم شما برو حاج آقا من بچه ها رو نگه میدارم کلی هم برای خودم خوشحال بودم که دست تنها بچه هو بزرگ کردم جلو پیشرفت شوهرم رو نگرفتم
#پاسخ_من
اتفاقا همسر علامه هم اولش اینو گفته!
گفته تو برو قم یه نوکر هم باهات می فرستیم اونجا کارهاتو بکنه. تابستونا بیا پیش ما.
علامه گفته من یه روز هم بدون تو نمی تونم زندگی کنم!
دیگه قانع می شه بره!😅
نتیجه ی اخلاقی:
۱.همچین شوهری باشیم!😂
۲. زنی باشیم که شوهرمان بدون ما نتواند زندگی کند!
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#ارسالی_شما
فکر نکنم دیگه از این مدل آدم ها باشند
احتمالا تموم شدن😬
#پاسخ_من
همین الان تو دایرکت یکی نوشته که دقیقا همین انتخاب رو کرده و وسطشه😅😂
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#ارسالی_شما
سلام
خواستم یه نکته ای بگم.
من اگر بودم آره میرفتم. کما اینکه اول زندگی که تازه عروس بودم رفتم نقطه صفر مرزی و ... خیلی خوش بودم.
اما باید دید هرکس با چی امتحان میشه؟
امتحان زندگی من اون شرایط سخت نبود. امتحان زندگی اونجاییه که عضلات روحت کش بیاد و تحت فشار باشه و تو شاکر باشی و اعتراضی نکنی. اینجاست که رشد میکنی و زندگی معنای دیگهای پیدا میکنه.
هرکس ببینه علامه طباطبایی زندگیش کی هست و چطور داره امتحان میشه؟ و الا من حاضرم هزار بار دیگه برم توی اون شرایط سخت😁
#پاسخ_من
راس می گه!😅
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
آخر آیه می گه مغرور نشید.
نه به زندگی دنیا، نه به خدا!
#آیه_نوش
https://ble.ir/ayenooshgah
مغرور شدن به خدا یعنی نابحق از خدا توقع کردن؛
بدون اینکه انسان عمل صالحی را به میدان بیاورد، از خدا پاداش بخواهد؛ این که انسان بگوید، ما که بندهی خوب خدا هستیم و خدا حتماً به ما کمک خواهد کرد؛ این که انسان از حلم الهی سوء استفاده کند و به گناه ادامه بدهد؛ از عذاب خدا خود را ایمن بداند؛ اینها همه غرّه شدن به خداست.
امام سجاد میفرماید: خدایا! مصیبت دائمی برای آن کسی است که به تو غرّه بشود.
این غرّه شدن به خدا، همان بلایی است که بر سر بنیاسرائیل آمد.
آنها همانهایی هستند که خدای متعال در چند جای قرآن تصریح کرده که من اینها را مردمان برگزیده قرار دادم؛ «و انّی فضّلتکم علی العالمین»(۶)؛ اما همینها با عمل بد خود کاری کردند که خدای متعال دربارهی آنها فرمود: «ضربت علیهم الذّلة و المسکنة و باؤوا بغضب من اللَّه»(۷)، و مورد خشم الهی قرار گرفتند.
غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد.
بایستی به خودمان، دلمان و جانمان و به شستشوی روانی خودمان بپردازیم و وظایف سنگین، ما را غافل نکند. البته، راه باز است؛ همین نمازهای پنجگانه، همین امکان دعا، همین نافله، همین نماز شب؛ همه از راههای به خود پرداختن است؛ این راهها را در مقابل ما باز گذاشتهاند. اگر تنبلی نکنیم، میشود؛ آن وقت انسان اعتلاء و نورانیت پیدا میکند و کارهایش برکت پیدا میکند.
۱۳۸۵/۰۳/۲۹
بیانات رهبری در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
https://ble.ir/ayenooshgah
پیمان ابراهیم آخرین تیر شیطان بود.
خیلی زود قرار بود سران دنیا به هم لبخند بزنند و تصمیم بگیرند غزه را فراموش کنند.
همان باریکه ای که هفتاد و پنج سال مثل خار در چشمشان فرو رفته و نگذاشته بود، ماجرای فلسطین فراموش شود.
ولی دیگر نفس های آخر بود.
مناسبات آینده و طرح های تجاری آماده و قراردادها بسته شده بود.
کاری هم از دست کسی برنمی آمد.
مردم غزه باید سرنوشت شوم و محتوم شان را می پذیرفتند.
اما....
چندصدنفر مبارز شجاع با دمپایی و شلوار ورزشی تصمیم گرفتند برعلیه کل مردم دنیا بشورند و همه مناسبات را به هم بزنند.
خیلی هم بابت تصمیم شان خسارت خوردند و زجر کشیدند.
اما مطمئنم که این تصمیم سرنوشت کل دنیا را عوض خواهد کرد...
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#هفتم_اکتبر
#دنیای_بدون_اسرائیل
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
در یکی از دقایق آن هزار سال هم به حساب ما رسیدگی خواهد شد.
کاش پرونده مان طوری باشد که فرشته های مربوط به کارهای اداری حسابرسی خمیازه کشان نگن:
اینم مثل چند میلیون نفر قبلی و بعدی ش!😅
#آیه_نوش
https://ble.ir/ayenooshgah
هدایت شده از چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
اولی نیم ساعت زودتر از دومی به دنیا آمده بود. دوقلوهای همسان بودند. همه کارشان باهم بود؛ هوافضا رفتنشان هم. جنگ که شروع شد باهم آمادهباش گرفتند. وقت انفجار هم هر دو آسیب دیدند. برادر اول نیم ساعت زودتر از دومی شهید شد.
#مصطفی_و_مرتضی_شریفی_نسب
#همسانوهمعاقبت
#نیمساعتپشتدربهشتمیمونمتابرسی
#جنگ۱۲روزه
#روایتچه
#چَمروش
🚀
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran
وسط برج و بانک و رستوران
یه گنبد آبی بود که منو صدا می زد.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
مسجدی که به اسم بانوی آب و آینه بود...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
کسی که تسبیحاتش نباید فراموشمون بشه😊
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan