eitaa logo
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
1.8هزار دنبال‌کننده
882 عکس
229 ویدیو
12 فایل
❞ فلسفه، علوم اجتماعی، شعر ❝ « یک نیمه من شعور افلاطون است یک نیمه دیگرم دل مجنون است » • گروه #شعر و هنر چامه : https://eitaa.com/joinchat/1530200446C77195466fb 👥 ارتباط: @taha_mojahed تبادل نداریم🙏
مشاهده در ایتا
دانلود
- بحث پیرامون امکان مسئله مسخ در هیئت ظاهری انسان ها بی فایده است آنچه امروز شاهدش هستیم مسخ باطن انسان هاست یعنی انسان هایی که در زندگی خود امکان فکر و اندیشه را در خود نابود کرده و از حیث قوای باطنی تبدیل به یک حیوان شده اند. انسان معاصر مسخ شده ی دنیا است.
دیدار با سنتی فراموش شده 📝 ۱.نگاه محافظه کارانه اهل ثبات است و با تغییر میانه ندارد. همین است که با وجود چاپ کتابهای جدید با خط تایپی و چاپ صنعتی( که انبوه و ارزان و تمیزتر بود)، سنتی های حوزه، کماکان کتابهایی به سبک قدیم که «خطی» و «چاپ سنگی‌» بود‌ند را بر کتابهای جدید ترجیح می‌دادند. حتی معتقد بودند که این کتابها نور دارد و برکت در خواندن همین کتاب ها است. ۲. امروز به ندرت می توان کسی را یافت که برای کتاب خواندن، چاپ ها و خط های قدیمی را ترجیح دهد و توصیه کند. داشتن نسخه های خطی و چاپ قدیم مگر برای کلکسیون ها ارزشمند باشند همان ویترین های غم آلود کتاب، وگرنه خواندن آنها به کسی توصیه نمی‌شود و حتی به دلایلی، مانند اذیت شدن چشم، از  خواندن کتابهای قدیم پرهیز می‌دهند که چرا باید چشم را در خواندن آن خط های فرو رفته در هم خسته کنیم؟ چرا آنهمه وقت را برای خواندن آن خط ها صرف کنیم؟ نور داشتن چه ربطی به نوع خط دارد کتابهای امروز هم نور دارند! و..... ۳. من هم نتوانسته ام نوری که می گویند در آن کتابهای قدیمی ببینم و توصیه خیلی از سنتی ها را از روی همان روحیه محافظه کاری می‌دانم. اما‌ انصاف این است که شتابزده و بر اساس این ارتکازات درباره این مساله حکم نکنیم. سنت را به صرف یک جنبه منفی یا خلل نباید سرکوب کرد. باید دوباره بازگردیم و اجازه ظهور ظرفیت های تازه را فراهم کنیم. ۴. آن کتابها خصلتی ارزشمند و تعیین کننده داشت که امروز اغلب در نقطه مقابل آن قرار داریم. «آهسته خوانی!»  آن کتابها افسار آهسته خوانی اند در مقابل شلاق های سرعت، و آهسته خوانی زمینه ساز تفکر در و تأدب به محتوا است. خط های قدیمی را نمی شود تندخوانی کرد و از روی کلماتشان پرید، همه جمله و حتی همه کلمه باید خوانده می شد. چون خط ها، دستی نوشته شده، وحدت رویه و یکپارچگی تایپ در آن نیست که بتوان به دیدن شباهت، کلمه را تشخیص دهیم. ۵.آهسته خوانی ویژگی آن کتابها بود و آهسته خوانی درّ مفقود دوران سرعت های سرسام آور است. دورانی که سرعت متوقف نشدنی اش همه چیز را بی‌وزن و معلق در هوا کرده است. در سیلاب سرعت و بی وزنی، سنگینی و آهستگی تخته پاره ای است که می توان از آن امید نجات داشت. - به نقل از کانال مشق فلسفه ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ https://eitaa.com/joinchat/2795962370C57415e19ef
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
دیدار با سنتی فراموش شده 📝 #امیر_آقاجانلو ۱.نگاه محافظه کارانه اهل ثبات است و با تغییر میانه ندار
_ تساهل و تسامح یکی از بزرگترین آفات علم در عصر ما است و هرچه جلوتر میرویم مسامحه کاری در حوزه تفکر نه تنها بهبود پیاد نمیکند بلکه تشدید نیز میگردد در این میان کار های علمی ژورنالیستی و رسانه ای بیشتر در آتش این امر دمیده اند و علم را به ابتذال کشیده اند. اما تسامح علمی کنونی به معنی قوت نسخه علمی پیشین برای عصر ما نیست بلکه بازگشت به عقب همواره یک عقب گرد است و آن موقع میتوان بر بازگشت افتخار کرد که با تکامل همراه باشد ما سنت را، فکر را، اندیشه را، زمانی میتوانیم ستایش کنیم که در تکامل آن کوشیده باشیم نه آنکه عینا آن را تکرار کنیم. فاصله گرفتن از متن و تسامح کاری در عصر فعلی در نویسندگی ها و ترجمه های ما نیز نمایان گشته است یعنی وقتی به اکثر کتب و نوشته های معاصر نگاه میکنیم از نظر تسامح قلم با یکدیگر در حال رقابت اند و این سهل انگاری در حوزه نوشتار ریشه در تشویش در حوزه تفکر انسان امروزی دارد پس آنچه قطعی و مطلوب است بازگشت به دقت در متن خوانی و متن نویسی است اما این دقت در متن نویسی غیر از پیچیده نویسی و سخت نویسی است یعنی آنچه برای ما مطلوبیت دارد افزایش قدرت فکر به وسیله تفکر در متن است و این امر غیر از تفکر در پیچیدگی های ادبی یا گاها غلط نویسی و سخت نویسی ها است. توجه نکردن به روش نوشتار درست کتب آموزشی در کنار عبارت پردازی های دشوار از جمله آسیب های سنت علمی ماست که در عین بازگشت به دقیق نویسی باید از تکرار چنین آسیب هایی جلوگیری کرد.
امروزه نعش مرده فلسفه و فقه را بر روی دوش کشیدن فایده ای ندارد بلکه باید این جنازه را احیا کرد، احیا آن ها هم در متن است و هم در فکر
حال و هوای سالکین الی الله هم مثل پیاده روی اربعینه که یه عده به خاطر سختی راه کلا بیخیال سفر میشن، یه عده رو خورد و خوراک و جاذبه های مسیر با خودش می‌بره و در آخر بعضیا خود امام حسین رو انتهای مسیر ملاقات میکنن...
• از جمله تفاوت های تحلیل جامعه شناس های انقلاب با تحلیل های رهبری این هست که جامعه شناس ها اکثرا در بهترین حالت نسبت به اتفاقی که در گذشته افتاده تحلیل ارائه می‌کنند ولی رهبری علاوه بر تحلیل های پسینی وقایع، تحلیل های پیشینی و قبل از وقایع را نیز بیان گر است. به عبارتی تحلیل گران غالبا تنها توان توصیف آنچه اتفاق افتاده را دارند نه آنچه خواهد افتاد و این عجز در بیان یعنی توان فهم مسیر حرکت جامعه را ندارند.
- بیماری ضدیت با علم دینی صرفا در قشر ضد انقلاب یا اپوزیسیون جامعه دانشگاهی نیست که به صرف اخراج تعدادی از آن ها بشود دانشگاه را از این بیماری نجات داد بلکه در بخشی از بدنه در ظاهر مذهبی و انقلابی این انحراف فکری و عدم سنخیت با مبانی انقلاب اسلامی بسیار عمیق تر است.
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
- بیماری ضدیت با علم دینی صرفا در قشر ضد انقلاب یا اپوزیسیون جامعه دانشگاهی نیست که به صرف اخراج تعد
یک جریان قابل توجهی از اندیشمندان در ظاهر همسو با مبانی انقلاب و اساتید تراز دانشگاهی کوچک ترین اعتقادی به وجود علم دینی و اصلاح پایه های علوم انسانی ندارند.
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
- بیماری ضدیت با علم دینی صرفا در قشر ضد انقلاب یا اپوزیسیون جامعه دانشگاهی نیست که به صرف اخراج تعد
البته که باید تمام‌قد در برابر اخراج اساتید و تصفیه‌ی دانشگاه‌ها ایستاد، اما نباید فراموش کرد که حقوق اعضای هیئت علمی (به ویژه اساتید سکولار یا منتقد در حوزه‌ی علوم انسانی) در حقیقت، رشوه یا باجی است که از پول نفت هزینه می‌شود. وگرنه چرا نظام اسلامی باید به یک استاد سکولار حقوق بدهد تا با موضعی همدلانه، مثلا درباره‌ی کانت، هگل، فروید یا مارکس تحقیق کند و حتی نتیجه‌ی این تحقیقات را تدریس کند؟ روشن است که وقتی استادی سکوت را می‌شکند، سیستم می‌کوشد تا حق‌السکوت او را قطع کند. هر اخراجی از این دست، نه تنها عملی است در راستای آشکارسازی و افشای حقیقت سیستم، بلکه گامی است در جهت رهایی‌ِ خود فرد. و البته در نهایت همه‌ی اینها فرصتی است برای خلق شیوه‌های بدیلی برای زیستن پژوهشگرانه، متفکرانه و متعهدانه. از اساتید فلسفه غرب
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
البته که باید تمام‌قد در برابر اخراج اساتید و تصفیه‌ی دانشگاه‌ها ایستاد، اما نباید فراموش کرد که حقو
- اگر میخواهید مصداق واقعی توهم توطئه در حوزه علم را آشکارا ببینید پی همین دیدگاه بروید. عجیب آنکه در نظام اسلامی آن اندیشه که مظلوم واقع شده فلسفه اسلامی است و آن اندیشه که با وجود غلبه در میان دانشگاهیان، پرمدعا و فریبکار شده همین فلسفه غرب است. البته که کسی با فلسفه غرب مشکلی ندارد چرا که فلسفه اسلامی ظرفیت هضم هرآنچه هست را در درون خود دارد به شرطی که حداقل الفبای فلسفه اسلامی را یادگرفته باشیم.
• پیغمبر اکرم نمود عینی جامع ترین و والاترین فضائل بشریت بود یعنی فضائل به واسطه وجود پیغمبر ما فضیلت پیدا کرده بودند. اینکه اصرار میکنیم که ایشون به مرگ طبیعی از دنیا نرفتن و شهید شدن هیچ فضیلتی رو در شخصیت و مقام معنوی پیامبر اکرم اضافه نمیکنه برای همین یک بحث کاملا بی ارزشی هست.