eitaa logo
ارتباط موثر
1.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
431 ویدیو
8 فایل
مسیری برای یادآوری و تداوم مطالعه و آموختن مهارت‌های توسعه فردی به خصوص مهارت‌های ارتباطی مربوط به دوره‌های ارتباط موثرِ حجة الاسلام مخدوم این‌کانال با هدف تامل و به کارگیری مهارت‌ها، در هفته به طور متوسط با سه مطلب کاربردی به روز رسانی می‌شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸بعد از یه مدت کار سخت دانشگاهی تصمیم گرفتم یک هفته به خودم استراحت بدم. به استادم ایمیل زدم که مریض شدم و حالم خوب نیست، اونم گفت اشکالی نداره و استراحت کن. 🔹بعد از یه هفته که رفتم دانشگاه استاد صدام کرد و گفت شاید این موادی که توی آزمایشگاه بوده، روی سلامتیت تاثیر بد گذاشته و من نمیتونم اجازه بدم کارتو ادامه بدی. باید بری یه چکاپ کامل انجام بدی و نتیجشو بیاری تا مطمئن بشم سلامتی. واسه اینکه با پزشک بتونم راحت ارتباط برقرار کنم هم یه پزشک ایرانی پیدا کرده بود و آدرسشو رو نقشه مشخص کرده بود. 🔹خلاصه یه هفته درگیر دکتر رفتن و آزمایش و... بودم به خاطر یه دروغ کوچیک و بعدش مجبور شدم کلی اضافه بمونم تا کارای عقب مونده رو انجام بدم...! آلمان 🇩🇪 🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال فرنگ نوشت کانال ارتباط موثر @ertebatmoaserdini .
📃 انواع مهارت‌های تنظیم هیجانی: مهارت‌های اساسی: 1️⃣ شناسایی هیجان‌ها. 2️⃣ غلبه بر موانع ابراز هیجان‌های سالم. 3️⃣ کاهش آسیب‌پذیری جسمانی. 4️⃣ کاهش آسیب‌پذیری شناختی. 5️⃣ افزایش هیجان‌های مثبت. ✅ مهارت‌های پیشرفته: 1️⃣ آگاهی از هیجانات بدون قضاوت. 2️⃣ رویارویی هیجانی. 3️⃣ عمل کردن برخلاف تکانه‌های هیجانی. 4️⃣ حل مسئله. 📚 کتاب:فنون رفتاردرمانی دیالکتیکی: راهنمای روان‌شناسان، روان‌پزشکان و مشاوران/ نویسنده: دکتر شهربانو قهاری/ ناشر: دانژه. کانال ارتباط موثر @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ارتباط موثر
📖 داستانی کوتاه ... پادشاهی دید که خدمتکاری بسیار شاد است، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم. پادشاه موضوع را به وزیر گفت. وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت: قربان از امروز هدیه‌ای شامل یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید، و چنین هم شد. خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد، ۹۹ سکه؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا هر کاری بکند تا یک سکه طلای دیگر اضافه گرفته، و در حد عالی قرار گیرد. او از صبح تا شب سخت کار می‌کرد، و به آنچه به دست می آورد، خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گروه کسانی هستند که زیاد دارند؛ اما شاد و راضی نیستند و همیشه درگیر یک درجه کمتر از عالی غصه دارند. 🔹تصمیم بگیریم‌ قدر نعمت‌ها و داشته های موجود خود را بدانیم تا شادکام باشیم. تمامیت خواهی و کامل خواهی ، فرد را نگران و آشفته بهترین نبودن کرده و به جای شکر نعمت و احساس رضایت، نارضایتی فراهم می کند. @ertebatmoaserdini
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
أحسن الظن بالناس كأنهم كلهم خير واعتمد على نفسك كأنه لا خير في الناس. چنان به مردم خوش‌بین باش که انگار جملگی خوبند و چنان به خودت تکیه کن انگار هیچ خیری در مردم نیست. عباس محمود العقاد/ ترجمه‌ی عذرا جوانمردی کانال ارتباط موثر @ertebatmoaserdini .
هدایت شده از ارتباط موثر
3.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داشتن یک‌ نفر، یا یک عقیده و یا یک مرام و اندیشه، شبیه نقل مکان کردن به یه خانه‌ست. اول عاشق همه‌ی چیزهایی می‌شوید که در آن خانه برای شما تازگی دارند. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می‌شوند. درها و کمد‌های چوبی از بعضی قسمت‌ها پوسیده شده و صدا می دهند، و می‌فهمی که دیگر دلبستگی ات به آن خانه، به خاطر امکانات و کمالش نیست، بلکه به خاطر عیب و نقص‌های آن هم هست. انگار تمام سوراخ سنبه‌هاش رو یادگرفته‌ای. درست می‌دانی چطور کاری کنی که وقتی هوا سرد شد، کلید توی قفل گیر نکند، اگر پشت در ماندی چگونه آن را باز کنید یا در کمد رو چطور باز کنید که جیرجیر نکند. اینها رازهای کوچیکی هستند که آن خانه را مال آدم می‌کنند. خانه‌ای که دیگه به آن عادت کرده‌ای. خانه‌ای که برای تو سرپناهی امن و دوست‌داشتنی است... بسیاری از داشتنی ها، همینطور هستند... شاید کاستی هایی داشته باشند اما همان ها پناه انسان هستند. قدر خانواده و اطرافیان و دوستان و سایر نعمت‌های به ظاهر قدیمی خود را بدانیم. نکند به بودن شان عادت کرده و شکرگزار نباشیم. @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 آیا کارمندان هم می‌توانند چشم اندازی رؤیایی داشته باشند؟ شغل ما، چه دوستش داشته باشیم، چه از آن متنفر باشیم، بخش عمده‌ای از کیستیِ ما را تشکیل می‌دهد. در طول یک روز، در مقایسه با زمانی که با دوستان یا خانواده می‌گذرانیم، به نسبت زمان بیشتری را مشغول کارمان هستیم و تأثیر این مسئله آن‌چنان عمیق است که معمولاً دلمان نمی‌خواهد به آن اعتراف کنیم. الساندرا دیوی‌فالکونی، نویسنده و هنرمندی که سال‌هایی طولانی از زندگی‌اش را مشغول کار اداری بود، در یادداشتی در این باره می‌نویسد: «برای من این مسیر در اصل راهی برای امرار معاش بوده، اما یک روز به خودم آمدم و دیدم دیگر نمی‌توانم شغلم را از شخصیتم جدا کنم». 🔸 بالاخره پذیرفتم که زندگی‌ام عجین باشد حالا در نوشته‌هایم، کارم بیش از خودم نمود دارد. 🔸 این مرض به همین‌جا ختم نمی‌شود: شغلم وقت شام، هنگام قرارها و درخلال پیاده‌روی در وجودم حی‌ و حاضر است. نمی‌توانم دغدغه‌های اداری را در ساعات غیرکاری مثل لباس از تنم درآورم، مسئله جواب‌ندادن به تماس‌ها بیرون از ساعت کاری نیست، مسئله این است که مسائل کاری به دغدغه‌های مهم زندگی‌ام تبدیل شده‌اند. اینکه به افراد بگوییم در ساعات غیرکاری با زندگی حرفه‌ای‌شان خداحافظی کنند مثل این است که به پدر و مادری بگوییم اگر شبی با هم بیرون رفتند، فراموش کنند که فرزندی هم دارند. 🔸 اگر پزشک باشید، شاید مشکلی نداشته باشید که در طول یک پرواز هم اگر نیاز شد، به نقش حرفه‌ای‌تان بازگردید. اما آیا چنین چیزی دربارۀ یک کارمند اداری هم مصداق دارد؟ معمولاً می‌گویند اگر ده‌هزار ساعت برای کاری وقت بگذارید، در آن متخصص می‌شوید؛ اما این حرف دربارۀ اغلب شغل‌های کارمندی و کارگری درست نیست. کارگران خدماتی عموماً «مستخدمان ساعتی»اند، بدین معنا که کار آن‌ها با زمان سنجیده می‌شود و نه با مهارت، و ادعا این است که سایرین هم، اگر زمان داشته باشند، می‌توانند کار آن‌ها را انجام دهند. 🔸 در این مشاغل ده‌هزار ساعت کار شما را تبدیل به یک حرفه‌ایِ قابل‌ احترام نمی‌کند.(روشنش است که منظور احترام اخلاقی و انسانی در جای خود محفوظ است.) همۀ کاری که کرده‌اید این است که زمان بسیار زیادی را مثلاً صرف بسته‌بندی خواربار کرده‌اید.(و چیزی بر سوابق کاری و حرفه‌ای شما نمی افزاید.) 🔸 اگرچه کار اداری را یک پله بالاتر از کار اسکن بارکد در نظر می‌گیرند، اما سنخ کارهای کارمندی هم همان مهارت‌ها را می‌طلبد و همان مشکل را هم دارد: اگرچه در کار اداری درآمدِ بیشتری دارید، اما همیشه حداقلِ دستمزد را دریافت می‌کنید. 🔸 به‌دقت انجام‌دادنِ کارهای یکنواخت و ملال‌آور دشوار است، چون هیچ‌کس رغبتی به انجام آن‌ها ندارد. ارادۀ زیادی لازم است تا بتوانید توجه‌تان را به وظایف خُرد و تکراری معطوف کنید و درعین‌حال مختصری متانت و دقت‌عمل هم چاشنی کار کنید، و اینکه می‌توانید آن متانت را، تحت فشارِ اغلب نامنصفانه و ملالت شدید کار، در خودتان ایجاد کنید به چشم کسی نمی‌آید و معمولاً قدرش را نمی‌دانند. این مشکل بزرگ کار کارمندی است. چنگال آهنینی شما را از جلو رفتن بازمی‌دارد و کارتان را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد. 🔹 بااین‌همه‌ کار کارمندی می‌تواند چیزهای زیادی به یک نویسنده بیاموزد. دربارۀ حساسیت‌های آدم‌های مهم، تعاملات روزمرۀ خشک و بی‌رنگ‌و‌لعاب، یا چگونگی پیش‌بردن کارها بدون گیرافتادن در تله‌های بوروکراتیک. دیوی‌فالکونی با ادغام هویتِ فردی‌اش در هویت کاری‌اش به عنوان یک کارمندِ متنفر از کار کارمندی، اوقات فراغتش را صرف کلاژکردن کلماتی می‌کند که زندگی طاقت‌فرسا و تهیِ کارمندان در این اوضاع بحرانیِ دائمی را نشان دهد. شاید روزی راه نجاتی پیدا شود. 📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مقاله «کارمند هميشه کارمند است، حتی اگر هزار سال کار کند» که در شمارۀ بیست‌وهفتم فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. نوشتۀ الساندرا دیوی فالکونی متن کامل مقاله کانال ارتباط موثر @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا